رئالیسم عمل‌گرایانه؛ دکترین بایدن در نظام بین‌الملل
۱۱ آبان ۱۴۰۰
عصر«اول آمریکا»؛ اجماع جدید سیاست خارجی واشنگتن
۱۱ آبان ۱۴۰۰

شکست استراتژی آمریکا در مقابل چین

تاریخ انتشار گزارش: ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۱

نویسنده: ANNE O. KRUEGER

پایگاه خبری پراجکت سیندیکیت در تحلیلی به قلم «آن اوزبورن کروگر» اقتصاددان ارشد سابق بانک جهانی و معاون سابق مدیرعامل صندوق بین‌المللی پول می‌نویسد: «استراتژی تدافعی ایالات‌متحده با هدف مهار رشد فزاینده چین، در دولت ترامپ شکست ‌خورده و تداوم این رویکرد در دولت بایدن محکوم‌به شکست خواهد بود. برای موفقیت آمریکا در رقابت با چین، ایالات‌متحده باید به جای استراتژی تدافعی، رویکرد تهاجمی اتخاذ کند.»

در بخش ذیل به نکات و گزاره‌های اصلی این یادداشت اشاره خواهیم کرد

  • پویایی اقتصادی، شرط لازم برای استقرار قدرت نظامی است. برای اینکه ایالات‌متحده نقش رهبری خود را در اقتصاد جهانی حفظ و تقویت کند، باید هم متحدان و هم اقتصاد داخلی پرجنب‌وجوش داشته باشد. پس چرا دولت جو بایدن رئیس‌جمهور آمریکا حامی سیاست‌هایی است که با کاستن از مزیت اقتصادی خود آمریکا به چین کمک می‌کند؟ همیشه در هر رقابتی، دو استراتژی اساسی وجود دارد که می‌توانید از بین آنها انتخاب کنید؛ و هرچه منابع و توجه بیشتری معطوف به یک گزینه شود، برای گزینه دیگر کمتر در دسترس خواهد بود. استراتژی اول تهاجمی است و شامل تقویت و استحکام قابلیت‌های خود و دومی تدافعی است و شامل تلاش برای تضعیف رقیب.
  • اگرچه استراتژی حمایت‌گرایانه ترامپ به‌وضوح شکست خورد، اما دولت بایدن بدون تغییر در تعرفه‌های دولت قبلی و با اتخاذ سیاست‌های “آمریکایی بخر” آن را تداوم می‌بخشد. ترامپ با اقدام یک‌جانبه، سیستم باز چندجانبه را تضعیف کرد و به اقتصاد ایالات‌متحده، همراه با متحدانش آسیب رساند.
  • بااین‌حال حتی اگر ایالات‌متحده تحت هدایت بایدن از حمایت اکثر متحدان خود برخوردار باشد، آن‌قدر بزرگ یا قوی نیست که بتواند بیش از کُند کردن رشد متوسط چین کاری انجام دهد.
  • اقدامات ایالات‌متحده در حوزه تجارت، هم مانع توسعه اقتصادی آمریکا می‌شود و هم متحدانش را تضعیف می‌کند و در نتیجه قدرت جهانی خود را کاهش می‌دهد؛ اما در مقابل، چین با ارائه پیشنهاد خود برای عضویت در CPTPP (همانطور که انگلستان نیز انجام داده است) از اشتباهات استراتژیک ایالات‌متحده استفاده می‌کند؛ بنابراین، رویکرد دولت بایدن در پرهیز از حفظ یا تقویت موقعیت هژمونیک آمریکا، نفوذ چین را در آسیا و اقیانوسیه -پویاترین منطقه اقتصادی جهان- افزایش داده است.

«چین در حال رشد است، عمدتاً به این دلیل که سیاست‌های اقتصادی قبلی خود را به نفع یک سیستم بازارمحورتر کنار گذاشته است. این باعث می‌شود تصمیم ایالات‌متحده برای کنار گذاشتن سیستم سنتی خود به نفع مداخلات دولتی به سبک چین، کاملاً کنایه‌آمیز باشد.

ایالات‌متحده با اتخاذ سیاست‌هایی به سبک چینی، نه‌تنها از مزیت رقابتی خود کاسته است، بلکه به‌طور مؤثر از سیستم باز لیبرال بازارمحور و نقش رهبری جهانی خود صرف‌نظر می‌کند.

حذف اقدامات حمایتی و تقویت سیستم چندجانبه باز نتایج بسیار بهتری را نسبت به رویکرد ترامپ نشان می‌دهد. ایالات‌متحده باید مجدداً به‌عنوان یک رهبر سازنده در سازمان تجارت جهانی مشارکت کند و به دنبال توافقی در زمینه اصلاحات جهت پوشش مسائل جدید مانند تجارت الکترونیکی و تغییرات اقلیمی‌ باشد.

هر چه چین تلاش بیشتری کند تا صنایع تحت حمایت دولت را گسترش دهد، ایالات‌متحده نیز باید بیشتر تلاش کند تا نشان دهد که جایگزین بهتری وجود دارد.»