پیش بینی متخصص پیش بینی نتایج انتخابات آمریکا برای انتخابات ۲۰۲۰ چیست؟
11 آگوست 2020
چگونگی اخذ وام برای اتباع خارجی در آمریکا
11 آگوست 2020

شبکه ی اقتصادی خانوادگی و کارتل فدرال ریزرو - قسمت چهارم

چهار اسب سوار و جنگ های نفت

نویسنده: دین هندرسون

در روزگاری که در پمپِ بنزینهای آمریکا مردم را می چاپند، شرکتِ نفتیِ Exxon Mobil قرار است این هفته گزارش دهد که سودِ خالصش با ۶۰ درصد افزایش در عرضِ سه ماه، به ۱۰ میلیارد دلار رسیده است. شرکتِ نفتیِ Shell نیز افزایشِ سودِ ۳۰درصدیِ خود را گزارش خواهد کرد.

 

در سالِ ۱۹۷۵، آنتونی سامپسون (Anthony Sampson)، نویسنده ی بریتانیایی، کتابِ هفت خواهر (The Seven Sisters) را به نگارش درآورد، نامی که دلالت دارد بر یک کارتلِ نفتیِ مرموز که تمام مدت تلاش دارد رقبای خود را از میان بردارد و منابعِ نفتیِ دنیا را در سیطره ی خود دربیاورد. سامپسون نامِ «هفت خواهر» را از یکی از مسئولانِ وزارتِ نفتِ ایتالیا به نامِ انریکو ماتی (Enrico Mattei) وام گرفته است.

 

کتاب هفت خواهر (The Seven Sisters) به نگارش آنتونی سامپسون (Anthony Sampson)

 

در دهه ی ۱۹۶۰، ماتی شروع به مذاکره با الجزایر، لیبی و دیگر کشورهای ناسیونالیستِ عضوِ اوپک می کند که خواهانِ فروشِ نفتِ خود در دنیا هستند بدونِ اینکه نیازی به معامله با هفت خواهر داشته باشند. الجزایر سالهای سال در برابرِ غولهای نفتیِ موسوم به Big Oil مقاومت می کرد و روزگاری رئیس جمهورش هواری بومدین بود که یکی از رهبرانِ بزرگِ سوسیالیستِ عرب در تمامِ ازمنه بود، شخصی که در نطقهای آتشینش در سازمانِ ملل، نخستین ایده های «نظمِ نوینِ جهانی در اقتصاد» را عرضه کرد و جهتِ آزادیبخشیِ کشورهای جهانِ سوم، کارتلهای نفتی را ترغیب می کرد تا از اوپک الگو بگیرند.

در سالِ ۱۹۶۲ ماتی طیِ یک سانحه ی هواییِ مرموز کشته می شود. یکی از مأمورانِ سابقِ اطلاعاتِ فرانسه به نامِ تیراد دو مسجولی(Thyraud de Vosjoli)، سازمانِ اطلاعاتِ فرانسه را در این حادثه دخیل می داند. ویلیام مک هیل از نشریه ی تایم، که تلاشهای ماتی برای شکستِ انحصارِ Big Oil را پوششِ خبری می داد نیز به طرزِ مشکوکی می میرد.

موجِ ادغامهای پی در پی در آغازِ هزاره ی جدید هفت خواهرِ نفتی را (Royal Dutch/Shell, British Petroleum, Exxon, Mobil, Chevron, Texac و Gul) تبدیل به یک کارتلِ منسجم تر می کند که من در کتابِ خودم با نامِ بیگ اویل و سرمایه‌دارانِ آن (Big Oil & Their Bankers) از چهارتای آنها با نامِ «چهار اسب‌سوار» یاد کرده ام: Exxon Mobil, Chevron Texaco, BP Amoco و Royal Dutch/Shell.

 

هفت خواهر نفتی

 

در اواخرِ سده ی ۱۸۰۰، در آن زمان که در خانه ی هر آمریکایی چراغی نفت‌سوز روشن بود، جان راکفلر لقبِ «کاسبِ روشنایی» گرفته بود. راکفلر دریافته بود که کلیدِ استیلا بر صنعتِ نفت پالایش و تبدیلِ آن به فرآورده های متعدد است، نه صرفاً محصولِ خامِ آن.

 

جان راکفلر

 

در سالِ ۱۸۹۵ شرکتِ وی با نامِ Standard Oil Company 95درصدِ کلِ پالایشگاههای آمریکا را در اختیار داشت و در عینِ حال در اقصی نقاطِ دنیا نیز فعالیت می کرد. خلاصه ی دیدگاهِ راکفلر نسبت به انحصارِ‌ نفت را که به تازگی به آن نائل شده بود در این گفته ی وی می توان جست: «زمانه زمانه ی ادغام و تلفیق است و دوره ی جدایی‌طلبی گذشته است.»

شرکتِ Standard Oil Trust  متعلق به راکفلر با سرمایه ای که از خانواده های بانکدارِ کوهن لوب (Kuhn Loeb) و روتشیلد (Rothschild) دریافت می کرد جهانِ نو (آمریکا) را فروزان می ساخت. در همان حال که راکفلرها در بعدِ آمریکاییِ ذخایرِ انرژی کار می کردند، روتشیلدها سلطه ی خود را بر منابعِ نفتیِ جهانِ کهن (سایرِ قاره ها) مستحکم می کردند.

 

شرکت Standard Oil Company

 

در سالِ ۱۸۹۲، شرکتِ نفتیِ شل (Shell Oil)، به سرپرستیِ مارکوس ساموئل (Marcus Samuel)، برای تأمینِ کارخانه های اروپایی شروع کرد به انتقالِ نفتِ خامِ دریای جنوب از طریقِ کانالِ تازه کشف شده ی «سوئز». شرکتِ شِل (به معنای صدف) نامِ خود را از صدفهای فراوانِ موجود در سواحلِ مجمع الجزایرِ تحتِ سیطره ی هلند گرفته بود که اکنون به آن اندونزی می گویند. خانواده ی ساموئل اکنون بزرگترین بانکِ تجاریِ لندن به نامِ Hill Samuel و نیز بانکِ بزرگِ Samuel Montagu را در اختیار دارند.

 

شرکت نفتی شل (Shell Oil)

 

در ۱۹۰۳، شرکتِ فار ایست تریدینگ (Far East Trading) متعلق به خانواده ی سوئدیِ نوبل (Nobel) و خاندانِ فرانسویِ روتشیلد (که سرمایه گذارِ آن ویلیامِ سوم بود) با شرکتِ شِل متعلق به خانواده های ساموئل و آپن‌هایمر (Oppenheimer) ادغام شد و شرکتِ آسیاتیک پترولیوم (Asiatic Petroleum Company)‌ را تشکیل دادند.

 

ساختمان آسیایی پترولیوم در شانگهای چین

 

در ۱۹۲۷، شرکتِ رویال داچ پترولیوم (Royal Dutch Petroleum) در منطقه ی سیریا (Seria)واقع در سواحلِ برونئی نفت کشف کرد، جایی که سلطانِ آن در نتیجه ی وفاداری اش به رویال داچ، ثروتمندترین فردِ دنیا شده بود. پادشاهی های هلند و بریتانیا که رویال داچ را در اختیارِ خود داشتند شرکتِ خود را با شِل اویلِ ساموئل و اوپن‌هایمر و شرکتِ فار ایست تریدینگِ نوبل و روتشیلد ادغام کردند و شرکتِ رویال داچ شِل (Royal Dutch/Shell) متولد گردید. ملکه بئاتریس و لرد ویکتور روتشیلد دو تن از بزرگترین سهامدارانِ آن هستند.

 

ملکه بئاتریس و لرد ویکتور روتشیلد

 

در ۱۸۷۲، بارون جولیوس دو رویتر امتیازنامه ای ۵۰ ساله از ایران گرفت (قراردادِ رویتر). در ۱۹۱۴، دولتِ بریتانیا کنترلِ کمپانیِ Anglo-Persian را در اختیار گرفت و نامِ آن را به Anglo-Iranian و سپس به بریتیش پترولیوم و در آخر به BP تغییر داد. خاندانِ بریتانیاییِ ویندزور بخشِ عظیمی از سهامِ BP Amoco را در اختیار داشتند و این در حالی بود که سهمِ پادشاهیِ کویت از آن تنها ۹٫۵ درصد بود.

 

ماشین حمل سوخت شرکت Anglo-Persian

 

در ۱۹۰۶، حکومتِ ایالاتِ متحده استاندارد اویل تراست (Standard Oil Trust) متعلق به راکفلر را به اتهامِ نقضِ قانونِ جدیدِ شرمن (Sherman Anti-Trust Act) منحل کرد. در ۱۵ میِ ۱۹۱۱، دادگاهِ عالیِ ایالاتِ متحده اعلام کرد که «هفت نفر به همراهِ گردانندگانِ‌ یک کمپانی علیهِ هموطنانِ خود توطئه کرده اند و به جهتِ حفظِ امنیتِ مردمِ کشور از هم اکنون دستور می دهیم که این توطئه ی خطرناک تا ۱۵ نوامبر پایان یابد.»

لیکن انحلالِ استاندارد اویل در ایالتهای مختلف تنها به افزایشِ ثروتِ خاندانِ راکفلر دامن زد که ۲۵ درصدِ سودِ هر یک از کمپانی های جدید را در اختیار داشتند. این کارخانه های جدید خیلی زود مجدداً شروع به ادغام کردند.

 

کمپانیِ جدیدِ استاندارد اویلِ نیویورک با وکیوم اویل (Vacuum Oil) ادغام شد و ساکونی وکیوم (Socony-Vacuum) به وجود آمد، که در سالِ ۱۹۶۶ به Mobil تغییرِ نام داد. استاندارد اویلِ ایندیانا با استاندارد اویلِ نبراسکا و کانزاس تلفیق شد و در ۱۹۸۵ تبدیل به کمپانیِ آموکو (Amoco) گردید. در ۱۹۷۲ استاندارد اویلِ نیوجرسی تبدیل به Exxon شد. در ۱۹۸۴ استاندارد اویلِ کالیفرنیا با استاندارد اویلِ کنتاکی ادغام و شِوران (Chevron) را به وجود آوردند. استاندارد اویلِ اوهایو (Sohio) نمانامِ «استاندارد» را حفظ کرد تا زمانی که به همراهِ آرکو (ARCO) توسطِ BP خریداری گردید. اینگونه بود که راکفلرها بخشِ عظیمی از BP را از آنِ خود کردند.

 

در ۱۹۲۰، سه کمپانیِ Exxon، BP و Royal Dutch/Shell تجارتِ پررونقِ نفت در دنیا را در اختیارِ خود گرفتند. مالکانِ اصلیِ این تجارت عبارت بودند از: خاندانِ راکفلر، راتشیلد، ساموئل، نوبل و آپن‌هایمر و نیز خاندانِ سلطنتیِ بریتانیا و هلند. دو بچه‌کارخانه ی دیگرِ راکفلرها یعنی Mobil و Chevron هم چندان دستِ کمی از این سه نداشتند. خانواده ی تگزاسیِ مورچیسون (Murchison) (که خود موردِ حمایتِ راکفلرها بودند) کمپانیِ تگزاکو (Texaco) را در اختیار داشتند، و خانواده ی ملون (Mellon) (که باز هم از ثروتِ راکفلرها تغذیه می کردند) هفتمین خواهر یعنی گلف اویل (Gulf Oil) را.

اولین تلاشِ بارزِ این هفت خواهر که عبارت بود از فروخواباندنِ رقابت ها، در سالِ ۱۹۲۸ اتفاق افتاد، یعنی زمانی که سر جان کادمن (Sir John Cadman) از بریتیش پترولیوم، سر هنری دتردینگ (Sir Henry Deterding ) از رویال داچ/ شل، والتر تیگل (Walter Teagle) از Exxon و ویلیام ملون (William Mellon) از گلف اویل با یکدیگر در کاخِ کادمن در نزدیکیِ آکناکری (Achnacarry) در اسکاتلند ملاقات کردند و به توافقی دست پیدا کردند که منابع و بازارهای نفتِ دنیا را بینِ آنان تقسیم می کرد.

 

توافقِ آکناکری نزدِ صنعت‌نفتی ها به «شبهِ توافق» شهره است چرا که هدف از آن حفظِ وضعیتِ موجود بود به طوری که هفت خواهر کنترلِ نفتِ جهان را از طریقِ توافقاتِ سهامِ بازار در اختیار داشته باشند و در تجهیزاتِ پالایش و ذخیره‌سازی شراکت کنند و با ایجادِ محدودیت در تولید به صورتِ توافقی، قیمتها را بالا نگاه دارند.

 

این شرکا در شش سالِ بعدی سه توافقِ دیگر را نیز امضا کردند که عبارت بود از:

۱) ۱۹۳۰ Memorandum of Understanding for European Markets

۲) ۱۹۳۲ Heads of Agreement for Distribution

۳) ۱۹۳۴ Draft Memorandum of Principles

 

بینِ سالهای ۱۹۳۱ تا ۱۹۳۳، چهار اسب‌سوار قیمتِ نفتِ خام را برای East Texas بیرحمانه پایین آوردند: از بشکه ای ۰٫۹۸ دلار به بشکه ای ۰٫۱۰ دلار. خیلی از استخراج‌کنندگانِ نفت ورشکست کردند. آنهایی که باقی مانده بودند، از ترسِ اربابانِ خود مجبور بودند تولیدِ خود را به شدت محدود کنند؛ محدودیتهایی که تا به امروز هم پابرجاست. آنچه آمریکا را به نفتِ خلیجِ فارس (که در سیطره ی این سرانِ نفت است) وابسته نگاه می دارد همین محدودیت هاست، نه (آنطور که راستگرایانِ مرتجع ادعا می کنند) طرفدارانِ محیطِ زیست.

چهار اسب سوار با بین المللی کردنِ صنعتِ نفت (که نیاز به میلیاردها دلار سرمایه دارد)، سلطه ی خود را از چالشهای مختلف در امان نگاه داشته اند. آنها همچنین هزاران کارگرِ نفت را در تگزاس و لویزیانا از کار بیکار کردند.

جان دی. راکفلر شخصاً کنترلی بر منابعِ نفتِ خام نداشت، بلکه هزینه های کلانی را صرفِ پالایش می کرد و با راه‌آهنهای متعلق به خانواده ی مورگان قراردادهایی می بست تا هزینه های حمل و نقلِ خود را کاهش دهد. استخراج کنندگانِ نفت در تگزاس مجبور بودند هزینه های بیشتری برای حمل و نقلِ نفتِ خود بپردازند. اینان نه از دانشِ پیچیده ی پالایشِ نفتِ خام بهره ای داشتند و نه از سرمایه ای برای احداثِ پالایشگاههای گران‌قیمت. کلِ پولشان صرفِ دکلهای حفاری می شد، که چیزِ ارزانی هم نبود.

 

امروزه خانواده ی راکفلر حتی بیش از گذشته در این زمینه سرمایه‌گذاری می کند که بخشِ اعظمِ آن مصروفِ صنایعِ پایین‌دستیِ نفت (downstream oil operations) نظیرِ پتروشیمی و پلاستیک و نیز صرفِ صنایعِ مستقل از نفت نظیرِ بانکداری، هوافضا و اتومبیل سازی می شود.

در دهه ی ۱۹۸۰ رئیسِ دیرپای بانکِ Chase Manhattan، دیوید راکفلر، ۳۵ میلیارد دلار در سنگاپور سرمایه گذاری کرد. از آن زمان این کشور تبدیل به یکی از مراکزِ مهمِ پالایش و ذخیره‌سازیِ نفت شده است. بزرگترین پالایشگاهِ رویال داچ/شل در پولاو باکامِ (Pulau Bukom) سنگاپور واقع شده است. در ۱۹۹۱، چهار ببرِ اقتصادِ آسیا (هنگ‌کنگ، سنگاپور، کره ی جنوبی و تایوان) پولِ خود را به سوی صنایعِ پایین‌دستی سرازیر کرده اند. اینها بزرگترین پالایشگرها و عرضه‌کنندگانِ نفتِ دنیا هستند که همه ی انواعِ فرآورده های نفت را واردِ بازار می کنند. رویال داچ/شل بزرگترین عرضه کننده و پالایشگاهِ نفتِ خام و در حالِ حاضر منبعِ تولیدِ یک دهمِ فرآورده های نفتیِ دنیاست. درآمدِ سالانه ی آن تا حدِ زیادی حاصلِ همین حرکت به سمتِ صنعتِ پایین‌دستی است، به طوری که سودِ این شرکت در سالِ ۱۹۸۸ و سالهای متمادیِ پس از آن رکوردِ بی‌سابقه ای زد. هفتاد و هفت درصدِ سودِ شِل اکنون از صنعتِ پتروشیمی عاید می گردد.

 

دیوید راکفلر

 

بزرگترین مجتمعِ پالایشگاهیِ جهان نیز متعلق به شرکتِ شِل است که در جزیره ی آروبا در سواحلِ ونزوئلا واقع شده است. در ۱۹۹۱ شل یک پالایشگاهِ قدیمی را که در جزیره ی مجاور به نامِ Curacao واقع بود به فروش رساند و به تجهیزِ پالایشگاهِ خود در آروبا پرداخت. تکمیلِ این مجتمعِ بزرگ سبب شد تا نفتِ خامِ ونزوئلا در تأمینِ نفتِ جهانی بیش از پیش حائزِ اهمیت شود. نفتِ خامِ کشورهای آفریقایی نظیرِ نیجریه و آنگولا نیز در پالایشگاهِ شل آروبا تصفیه می شود. در جوارِ این پالایشگاه، پالایشگاهِ غول‌پیکرِ Exxon Mobil به نامِ لاگو (Lago) قرار دارد که بعد از دریاچه ی Maracaibo جا خوش کرده است، جایی که بخشِ عمده ی نفتِ خامِ ونزوئلا از آنجا استخراج می شود.

 

رویال داچ/شل در حالِ حاضر بر توسعه ی بازارِ گازِ طبیعی متمرکز است و شدیداً روی کارخانه های MDS (ترکیباتِ تقطیریِ میانی) سرمایه گذاری می کند که گازهای طبیعیِ مایع را به فرآورده های مایعِ مرغوبتر تبدیل می کنند. این شرکت در ۱۹۹۶ کارِ احداثِ تجهیزاتِ MDS در مالزی، نیجریه و نروژ به پایان رساند. در ۱۹۹۳ شل در یک پروژه ی ۳ میلیارد دلاریِ گازِ طبیعی در ونزوئلا، با شرکتهای میتسوبیشی و Exxon همکاری کرد و یک پروژه ی ۱٫۱ میلیارد دلاریِ مربوط به پتروشیمی را در برزیل افتتاح کرد. در همین سال، شرکتِ BP Amoco موفق به کشفِ یک میدانِ نفتیِ عظیم در کلمبیا گردید.

 

در سالِ ۱۹۶۹، Exxon مالکِ ۶۷ پالایشگاهِ نفت در ۳۷ کشور بود. بیش از ۶۰ درصدِ سودِ Exxon در سالِ ۱۹۹۱ از صنایعِ پایین‌دستی عاید شده بود. این کمپانی فقط در سه ماهه ی نخستِ این سال توانست ۲٫۴ میلیارد دلار سود به جیب بزند، که بالاترین سودِ سه ماهه ای است که پس از تأسیسِ استاندارد اویل در نیوجرسی توسطِ راکفلر در ۱۸۸۲ عاید شده است. بی جهت نیست که جنگِ خلیج در این برهه به وقوع پیوست، به خصوص که بخشِ زیادی از بازارِ مصرفیِ Exxon را نیروهای مسلحِ آمریکا و همپیمانانش تشکیل می دادند.

 

در اوایلِ دهه ی ۱۹۹۰، Exxon سهامِ پلاستیکِ Allied Signal را خریداری کرد و همزمان با دو شرکتِ Monsanto و Dow در حوزه ی ترموپلاستیک الاستومر واردِ معامله شد. بر اساسِ اظهارِ شرکتِ Exxon Mobil در فرمِ ۱۰K که برای کمیسیونِ بورس و اوراقِ بهادار (SEC) پر کرده، این شرکت در سالِ ۲۰۰۰ هفده میلیارد سودِ خالص داشته است. از سالِ ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶، در مدتِ اشغالِ عراق توسطِ آمریکا، این کمپانی دائماً رکوردِ قبلیِ خود در بالاترین سودِ سه ماهه ی تاریخِ آمریکا را می شکست.

 

اخیراً چهار اسب‌سوارِ داستانِ ما مجدداً به صنایعِ بالادستی روبرگردانده اند و تبدیل به چهار فروشنده ی نخستِ گاز در آمریکا گشته اند. همه ی خطِ لوله های بزرگِ دنیا و نیز اکثرِ قریب به اتفاقِ تانکرهای نفت از آنِ اینهاست. رویال داچ/شل ۱۱۴ کشتی در ناوگانِ خود دارد. اخیراً این کمپانی هفت تانکرِ دیگر گازِ طبیعیِ مایع به داشته های خود افزوده است. شل ۱۳۳۰۰۰ کارگر در سراسرِ دنیا دارد و در ۱۹۹۱، به ارزشِ ۱۰۵ میلیارد دلاریِ دارایی های خود مباهات می کرد. سکوی نفتیِ Bullwinkle متعلق به این شرکت واقع در خلیجِ مکزیک از بلندترین ساختمانِ دنیا نیز مرتفع تر است.

 

در سال ۱۹۸۸ سکوی Bullwinkle نصب شد و به عنوان بلندترین سازه ساخته شده شناخته شد. ارتفاع کلی آن ۵۲۹ متر است.

 

Exxon Mobil پیشگام در تولیدِ روغنهای پایه ی گریس (lubricant base stocks) است و متخصصانش لاستیکِ بوتیل را اختراع کرده اند. این شرکت در ۲۰۰ کشور فعالیت دارد و تنها شرکتی است که در دریای خشنِ بوفورت فعالیت دارد و ۱۹ جزیره ی پولادین در آن ساخته تا از آنها نفت استخراج کند. Exxon بیشترین زمین را در یمن (۵٫۶ میلیون جریب)، عمان و غنا در اختیار دارد. دارایی های این کمپانی در ۱۹۹۱ مجموعاً ۸۷ میلیارد دلار بوده است.

جدیدترین موجِ ادغامها در صنعتِ نفت در اوایلِ دهه ی ۱۹۶۰ آغاز شد. هشت تا از ۲۸ کمپانیِ نفتیِ طرازِ اولِ دنیا در سالِ ۱۹۶۰، تا سالِ ۱۹۷۰ با یکدیگر ادغام شدند. Exxon دو شرکتِ نفتیِ Monterey Oil و Honolulu Oil را خریداری کرد. Chevron استاندارد اویلِ کنتاکی را تصاحب کرد. Atlantic Oil با Richfield Refining ادغام شد و آرکو (ARCO) را پدید آورده و شرکتِ نفتیِ Sinclair را به چنگ آوردند. شرکتِ ماراتن اویل (Marathon Oil) نیز Plymouth Refining را خرید.

 

موجِ دیگرِ ادغام‌سازی در دهه ی ۱۹۸۰ از پی آمد. Chevron در ۱۹۸۴ Gulf را خرید. تگزاکو Getty Oil را خریداری نمود. Mobil کمپانیِ نفتیِ Superior Oil را خرید. BP دو شرکتِ Britoil و Sohio (Standard Oil of Ohio) را تصاحب کرد. آرکو City Services را مالک شد. US Steel به خریداریِ ماراتن اویل اقدام نمود. اکتشافِ نفت‌ در دریای شمال در ۱۹۸۴ جایگاهِ این غولهای نفتی، به ویژه رویال داچ/شل و Exxon را تحکیم کرد.

در ۱۹۸۵، شرکتِ شِل سهامِ اکسیدنتال پترولیوم (Occidental Petroleum) در کلمبیا را خریداری کرد و در ۱۹۸۸ امتیازِ شرکتِ Tenneco در این کشور را از آنِ خود نمود. در دهه ی ۱۹۹۰ شاهدِ پیوستنِ آماکو به BP و زایشِ BP Aaoco هستیم. در ۱۹۹۹ BP Amoco اقدام به خریداریِ آرکو می کند و ۷۲ درصدِ مالکیتِ خطِ لوله ی Alaskan را به آن اعطا می کند.

در ۱۹۹۱ Exxon تگزاکو کانادا (Texaco Canada) و Compania General de Lubricantes در مکزیک را می خرد. Conoco نیز از سوی DuPont خریداری می شود. در مارسِ ۱۹۹۷، تگزاکو و رویال داچ/شل به ادغامِ عملیاتِ پالایشگاهیِ خود در آمریکا می پردازند.

واپسین و تاریخی ترین موجِ تلفیق و تحکیمِ جایگاهِ غولهای نفتی در نوامبرِ ۱۹۹۹ با ادغامِ Exxon با Mobil به راه افتاد. در همان سال Chevron شرکتِ تایلندیِ Rutherford-Moran Oil  و شرکتِ آرژانتینیِ Petrolera Argentina San Jorge را خریداری کرد. در جولای ۲۰۰۰ Chevron تجارتِ پتروشیمیِ خود را با پتروشیمیِ Phillips ادغام کرد و کمپانیِ Chevron Phillips Chemical Company متولد گردید. در همین سال Chevron با تگزاکو یکی شد.

 

کمپانی Chevron Phillips Chemical Company

 

در ۳۰ آگوستِ ۲۰۰۲، ادغامِ Conoco با Phillips Petroleum منجر به پیدایشِ Conoco Phillips گردید. این شرکتِ نوپدید در ۲۰۰۵ تیتانیوم زغال سنگِ Burlington Resources را خرید. در ۲۰۰۲، رویال داچ/شل Pennzoil/Quaker State و نیز بزرگترین کمپانیِ نفتیِ مستقلِ بریتانیا یعنی Enterprise Oil را خریداری کرد. در ۲۰۰۵ Chevron Texaco کمپانیِ Unocal را از آنِ خود کرد و چهار اسب سوار همین طور به پیش راندند.

 

چهار اسب سوار در بانکهای بزرگِ بین المللی تشریکِ مدیریت دارند. Exxon Mobil جزءِ اعضای هیأت مدیره ی بانکهای بانکهای JP Morgan Chase، Citigroup، Deutsche Bank، رویال بانکِ کانادا و Prudential می باشد. Chevron Texaco نیز با بانکهای Bank of America و JP Morgan Chase تشریکِ مدیریتی دارد. BP Amoco در مدیریتِ JP Morgan Chase سهم دارد. و RD/Shell با بانکهای Citigroup، JP Morgan Chase، N. M. Rothschild & Sons و Bank of England در ارتباط است.

 

والتر شیپلی (Walter Shipley)، رئیسِ سابقِ بانکِ Citibank اکنون عضوِ هیأت مدیره ی شرکتِ Exxon Mobil است؛ واینی کالوی (Wayne Calloway) رئیسِ سابقِ بانکِ Citigroup و آلن موری (Allen Murray) رئیسِ سابقِ JP Morgan Chase نیز به همین صورت. ویلارد باچر (Willard Butcher) از بانکِ Chase اکنون جزءِ مدیرانِ Chevron Texaco است. آلن گرینسپن (Alan Greenspan) رئیسِ سابقِ فدرال رزرو پیشتر در شرکتِ Morgan Guaranty Trust فعالیت داشته و جزءِ مدیرانِ Mobil بوده است. لویس پرستون (Lewis Preston) سرپرستِ BP Amoco نیز رئیسِ بانکِ جهانی بوده است.

 

والتر شیپلی (Walter Shipley)

 

در نتیجه ی رفعِ نظارتی که در آمریکا باب شده است، دیگر کمپانی ها مجبور نیستند بزرگ‌سهام‌دارانِ خود را به SEC معرفی کنند. بر پایه ی اظهاراتِ چهار اسب سوار در اظهارنامه ی ۱۰K در ۱۹۹۳، خانواده های بانکدارِ راتشیلد، راکفلر و واربورگ (Warburg) پس از این ادغامها نیز همچنان کنترلِ Big Oil یا غولهای نفتی را در دست دارند. راکفلرها در بانکهای بزرگ و Banker’s Trust نفوذ دارند که موردِ اخیر در سالِ ۱۹۹۹ از سوی بانکِ Deutsche که در دستِ واربورگهاست خریداری شد و تبدیل به بزرگترین بانکِ  وقتِ جهان گردید.

 

در ۱۹۹۳ Banker’s Trust  بزرگترین سهامدارِ Exxon بود. Chemical Bank رتبه ی چهارم را داشت و جی.پی مورگان رتبه ی پنجم را. هر دو ی اینها اکنون بخشی از JP Morgan Chase هستند. Banker’s Trust بزرگترین سهامدارِ Mobil هم بود. بزرگترین مالکِ BP در ۱۹۹۳ طبقِ اعلامِ خودِ این شرکت Morgan Guaranty بوده است. نیز Amoco دومین سهامدارِ خود را Banker’s Trust اعلام نموده است.  Chevron پنجمین سهامدارِ بزرگِ خود را Banker’s Trust اعلام کرده است و Texaco بانکِ J.P. Morgan را چهارمین و Banker’s Trust را نهمین مالکِ خود معرفی کرده است.

 

ساختمان Bankers Trust در نیویورک

 

بدین ترتیب، بانکهای Deutsche Bank و JP Morgan Chase (متعلق به واربورگ و راکفلر) بر سهمِ خود از Exxon Mobile، BP Amoco و Chevron Texaco روز به روز افزودند. بانکِ آمریکا (Bank of America) و Wells Fargo که خود در کنترلِ راتشیلد هستند، از غربِ آمریکا بر غولهای نفتی اعمالِ کنترل می کنند. البته، بانکِ Mellon نیز کماکان ذینفوذِ مهمی است. دو بانکِ Wells Fargo و Mellon Bank در ۱۹۹۳ جزءِ ۱۰ سهامدارِ اولِ Exxon Mobil، Chevron Texaco و BP Amoco بودند.

 

جمع‌آوریِ اطلاعات درموردِ RD/Shell به خاطرِ اینکه این اطلاعات در بریتانیا و هلند ثبت بوده و نیازی به اظهار در فرمِ ۱۰K ندارند دشوار است. ۶۰درصدِ مالکیتِ این شرکت از آنِ رویال داچ پترولیومِ هلند و ۴۰درصدِ آن از آنِ Shell Trading & Transport در بریتانیاست. این کمپانی تنها ۱۴۰۰۰ سهامدار و معدودی هم سرپرست دارد. محققان متفق‌اند که رویال داچ/شل هنوز از سوی خاندانِ راتشیلد، آپن‌هایمر، نوبل و ساموئل و نیز خاندانِ سلطنتیِ ویندزور در بریتانیا و خاندانِ سلطنتیِ ملکه بئاتریسِ هلند (Dutch House of Orange) کنترل می شود.

ملکه بئاتریس و لرد ویکتور راتشیلد دو تن از بزرگترین سهامدارنِ این شرکت هستند. جولیانا (Juliana) مادرِ ملکه بئاتریس روزگاری ثروتمندترین زنِ جهان و از حامیانِ جنبشِ سریِ جناحِ راست بود. شاهزاده برنارد (Bernhard)، که در ۱۹۳۷ با جولیانا ازدواج کرده بود، عضوِ جنبشِ Hitler Youth بود. وی همچنین عضوِ‌ حزبِ نازی و در خدمتِ یکی از ائتلافهای نازی به نامِ I. G. Farben بود. او اکنون عضوِ هیأت مدیره ی بیش از ۳۰۰ کمپانیِ اروپایی بوده و از مؤسسانِ بلیدربرگ است.

وقتی جیبِ شما را می زنند، مسلماً باید به دنبالِ دزد باشید. اما وای از روزی که داروغه ی شهر رفیقِ دزد باشد…

در همین رابطه مطالعه کنید

مطالب مرتبط