preloder
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت هفدهم – بخش دوم)

دارم با یکی از کارمندان سلام و علیکی می‌کنم که صدای فارسی به گوشم می‌رسد. صدا از توی آشپزخانه است. مرد مسنی است چهرهٔ سبزه و […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت هفدهم – بخش اول)

روز اول کار را باید پیاده بروم. معلوم نیست با این وضعی که هست کی بتوانم دوچرخه‌ای چیزی دست و پا کنم. کتانی را می‌پوشم و […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت شانزدهم- اولین روز)

صبح که بیدار می‌شوم منتظر می‌مانم که از شرکت کام‌کست بیایند برای نصب اینترنت. یک ساعتی علاف می‌شویم تا در خانه را بزنند. پسری آمریکایی بور […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت شانزدهم- دهات پیشرفته)

سان‌فرانسیسکو به مرزن‌آباد شبیه‌تر است تا به نیویورک. خانه‌های ویلایی روی کوه، هوای ابری و کمی سرد آخر بهار و خیابان‌های تر و تمیز. رانندهٔ تاکسی […]
۱۱ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت شانزدهم-اتوبوس هوایی)

بارها باید بسته می‌شدند ولی این بار باید برای هر چمدان بیست و پنج دلار ناقابل می‌دادیم. اولش با خودمان گفتیم که نیازی به چمدان نداریم. […]
۵ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت پانزدهم- نهضت ادامه دارد)

خبری می‌رسد که شرکتی در کالیفرنیا دنبال کارآموز است. مستقیماً به مسئول منابع انسانی شرکت نامه می‌زنم و در جواب وقتی برایم تعیین می‌کند برای مصاحبهٔ اول. سر […]
۳۰ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت پانزدهم- و تو چه می‌دانی مالیات چیست؟)

نامه‌ای به دستم می‌رسد از دانشگاه که تویش جزئیات حقوق‌هایی که گرفته‌ام نوشته شده. سال‌نامهٔ مالیاتی را باید پر کرد و فرستاد. یک مشت کاغذ بی‌سر […]
۳۰ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت چهاردهم-بخش سوم)

دعوت می‌کند با او برویم به سمت پارکینگ برای سوار شدن. از کنار جوان‌ها چشم و دست‌بسته که به‌خط روبروی در ساختمان نشسته‌اند رد می‌شویم. کسی […]
۲۹ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت چهاردهم-بخش دوم)

به خانه که می‌رسم شرح ماجرا صحبت با مونا را برای همسرم می‌گویم. همسرم هم هفتهٔ بعدش می‌رود به دیدارش و قرار بر این می‌شود که […]
۲۹ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت چهاردهم-بخش اول)

تازه آخر زمستان هوای نیویورک سرمادوست شده است. یعنی از اولش هم سر ناسازگاری با ما داشت. از همان موقعی که رفتیم و پنکه خریدیم به […]
۲۸ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت سیزدهم- کار آموزی بخش دوم)

نمی‌دانم چرا دل توی دلم نیست. حسی به من می‌گوید که این گوگل و مصاحبه‌اش یک جورهایی آزمون کار آموزی من است. روز مصاحبه فرامی‌رسد. قرار […]
۲۸ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت سیزدهم- کار آموزی بخش اول)

وی‌وی، هم‌اتاقی چینی‌ام در آزمایشگاه، قرار است برای کارآموزی برود به شهر مانتن‌ویو در منطقهٔ خلیج، درهٔ‌ سیلیکون ایالت کالیفرنیا. از قضا قرار است در قسمت […]
۲۷ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت سیزدهم)

برای مشاوره در مورد کارهای پیش روی پروژه دو نفر را از فرانسه دعوت کرده‌اند؛ یک آقا و یک خانم، یکی مهندس و دیگری زبان‌شناس. زبان‌شناس […]
۲۵ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دوازدهم- عید آمده دوباره شادی و خنده)

کریسمس همهٔ دانشگاه تعطیل است. آدم به عقل این‌ها شک می‌کند که چرا این موقع عید می‌گیرند. این‌هایی که کم‌کم رنگ و بویی از دین هم […]
۲۵ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دوازدهم- طوفان سندی)

این مطلب مربوط به طوفان در آمریکا است.هوس می‌کنیم آخر هفته‌ای بیرون برویم که متوجه می‌شویم همهٔ خطوط حمل و نقل قرار است از ساعت شش […]
۲۴ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت یازدهم- بخش دوم)

این مطلب راجع به گردشگری در آمریکا است .به سمت جنوب پیاده می‌رویم. هوا معتدل و پاییزی و سرمای کم و نشاط‌بخش، درخت‌های سبزی که قد […]
۲۱ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت یازدهم- بخش اول)

فشار درس‌ها و جدید بودن همه چیز برایم کافی است که تصمیم بگیرم آخر هفته‌ها را خوش بگذرانم. نیویورک هم به اندازهٔ کافی جاذبهٔ گردشگری دارد. […]
۲۱ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دهم- گچ‌پژ)

توی آزمایشگاه دارم کم‌کم با بقیهٔ‌ دانشجوها آشنا می‌شوم. مثل این که یکی‌شان مسئول این است که جلسهٔ هفتگی برگزار کند که توی آن جلسه‌ها علاوه […]
۱۸ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دهم- النظافه من الایمان)

میان یکی از کلاس‌های سه ساعته است که سری به دستشویی ساختمان مهندسی می‌زنم. در اول را که باز می‌کنم، دقیقاً‌ روبرویش دیواری حائل است تا […]
۱۷ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دهم- پرچم)

به سمت کلاس‌ها می‌روم. هنوز موقع حذف و اخذ درس‌ها نشده است و کلاس‌ها خیلی شلوغند. مجبورم برای کلاس پردازش زبان یک ربعی زودتر بروم یا […]
۱۳ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دهم- ما برای وصل کردن آمدیم)

به خانه که می‌روم متوجه می‌شوم اینترنت دارد برایمان ناز می‌کند. شبکه وصل هست ولی اینترنتی در کار نیست. این یکی هم برایمان غوز بالای غوز […]
۹ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دهم- دلم آشفتهٔ آن مایهٔ ناز است هنوز)

همان موقع‌هاست که خبر آمدن «سالار عقیلی» به نیویورک برای کنسرت می‌رسد. خیلی دوست دارم سری بزنم و اولین تجربهٔ کنسرت ایرانی را در جایی غیر […]
۹ دی ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دهم- سلام عزیزم، عزیزم سلام )

خبر سفر هیأت طول و دراز دولت ایران به نیویورک میان اخبار پررنگ شده است. توی خبرها عکس از دیدار با ایرانیان وجود دارد ولی نمی‌دانم […]
۱۰ تیر ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت نهم – در باب “خوشا به حالت ای اهل خارج”)

در کل اگر این تصور وجود دارد که در دانشگاه‌های اینجا آپولویی هوا می‌شود کلاً اشتباهی بزرگ است. شاید اگر صد سال پیش چنین حرف‌هایی زده می‌شد به‌شخصه قبول داشتم ولی الان حداقل در سطح آموزشی همان مواد درسی کمابیش در دانشگاه‌های ما هم وجود دارد.
۲۲ خرداد ۱۳۹۷

همسفر شراب ( قسمت نهم – الو الو به گوشم)

خیالمان راحت بود که ایرانسل و همراه اولی هست که یک گزینهٔ دائم دارند و گزینهٔ اعتباری. نه این که بیشتر از انگشت‌های دست شرکت‌های مخابراتی […]
۲۲ خرداد ۱۳۹۷

همسفر شراب ( قسمت نهم – زخم آسمان‌خراش)

سوار مترو می‌شویم. این اولین دیدارمان از پایین‌شهر منهتن است. هم فال است و هم تماشا. ایستگاه خیابان سی و چهار که پیاده می‌شویم و وارد […]
۱۷ خرداد ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت نهم – حلال )

دیگر از نخوردن گوشت خسته شده‌ایم. از روی نقشهٔ گوگل متوجه می‌شویم فروشگاهی در نزدیکی‌مان در محلهٔ‌ هارلم گوشت حلال می‌فروشد. پیاده به سمت فروشگاه می‌رویم.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت نهم _ روزگار سیاه)

بعد از ظهر که می‌شود تصمیم می‌گیریم با همسرم سری به فروشگاه زنجیره‌ای کاست‌کو بزنیم. فروشگاه در شرق منهتن است (هارلم شرقی). با نگاه به نقشه […]
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت نهم – مرد حسابی)

برای باز کردن حساب بانکی باید به بانک بروم. از مشورت‌هایی که کرده‌ام به این نتیجه رسیدم که بانک شهر (citibank)‌ بهترین بانک در بین بانک‌های […]
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۷

همسفر شراب ( قسمت هشتم – زندگی خالی نیست)

کم‌کم کلاس‌ها مرتب‌تر می‌شوند و جلسات هم مرتب‌تر. فعلاً‌ که خبری از تحقیق نیست. جلساتی هست که با حضور دو استاد و من و یک دانشجوی […]