preloder
۱۸ اسفند ۱۳۹۷

سفر به نیویورک (بخش چهارم)

بعد از مسابقه می‌خواستیم نماز بخوانیم چون گوگل نمازخانه هم دارد! اما یکی از دوستان به اصرار گفت برویم یک مرکز اسلامی در نزدیکی. وقتی رفتیم […]
۱۸ اسفند ۱۳۹۷

“تبعیض” (بخش دوم)

تجربه‌ی سوم: توی فرودگاه که مسافرا از دستگاه اکس‌ری رد میشن، من به خاطر اینکه حجاب دارم باید حتما جداگانه مورد بازرسی اضافه قرار بگیرم. حالا […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت هفدهم – بخش دوم)

دارم با یکی از کارمندان سلام و علیکی می‌کنم که صدای فارسی به گوشم می‌رسد. صدا از توی آشپزخانه است. مرد مسنی است چهرهٔ سبزه و […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

سفر به نیویورک (بخش سوم)

روز دوم سوم سفر شنبه بود که آخر هفته و تعطیل بود و لذا از دوستانی که مهمانشان بودیم هم تقاضا کردیم با هم به گردش […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

“تبعیض” (بخش اول)

تبعیض یا تمایز قائل شدن از هر نوعش موضوعی‌ست که همیشه و تقریبا هر روز بحثی ازش در رسانه‌های اینجا مطرح میشه. یه روز خوراک رسانه‌ها […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

از والمارت خرید نمی کنم!

با یک استاد دانشگاه حدودا ۷۵ ساله هم صحبت شدم، گفت: خیلی وقته از (فروشگاه زنجیره ای) والمارت خرید نمیکنم. گفت: همسرم متخصص صنایع پارچه هست، […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

زیبایی بی‌نهایت سنگ‌ها و همجنسبازی از سر ناچاری!

کلفرنیا دارای معادن بسیاری است که عموماً در عصر gold rush مورد حفاری قرار گرفته‌اند. سنگ‌هایی که به صورت خام از این معدن‌ها بدست می‌آید پس […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت هفدهم – بخش اول)

روز اول کار را باید پیاده بروم. معلوم نیست با این وضعی که هست کی بتوانم دوچرخه‌ای چیزی دست و پا کنم. کتانی را می‌پوشم و […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

سفر به نیویورک (بخش دوم)

تور ترمینال طولانی بود و وسطش رفتیم به کتابخانه. کتابخانه نیویورک حدود ۵۰ ملیون کتاب دارد و حدود ۱۸۹۵ تاسیس شده است. وقتی زمین کتابخانه را […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

قصه‌ی من و کریستوفر کوچک(بخش دوم)

اون روز و روزهای بعد از اون، بارها به کریستوفر کوچولو فکر کردم که نام و نشونی از اسلام نداره ولی از خیلی از مدعیان دین […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

تعارف بی تعارف

یکی از عادات خوب فرهنگی ما تعارف زدن به بزرگترهاست، مخصوصا دم در (موقع ورود به اتاق،‌ ساختمان،‌ …) تو فرهنگ آمریکایی این مورد تقریبا جایگاهی […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

خاطره‌ی امسال از یلدا در غربت

با چند دوست شعر حافظ خوندیم. از قبل می‌دونستم که شعرخوانی‌م خوبه و کم‌غلط و روان می‌خونم اما در این جلسه دیدم در مقایسه با بقیه […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت شانزدهم- اولین روز)

صبح که بیدار می‌شوم منتظر می‌مانم که از شرکت کام‌کست بیایند برای نصب اینترنت. یک ساعتی علاف می‌شویم تا در خانه را بزنند. پسری آمریکایی بور […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

سفر به نیویورک (بخش اول)

تصمیم گرفتم سفری به نیویورک داشته باشم. یکی از دوستان استقبال کرد. خوشبختانه دو تن از دوستانش در نیویورک مشغول کارآموزی بودند و باعث شد مشکلی […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

قصه‌ی من و کریستوفر کوچک(بخش اول)

اون روز طبق معمول همه‌ی روزای تکراری هفته توی مطب بودم و رو‌زه‌داری روزهای طولانی خرداد تقریباً تاب و توان اضافه‌ای برام باقی نذاشته بود. وقتی […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

داستان یک تراکنش مشکوک

از بانک پیامک اومد که به علت تراکنش مشکوک در کارت اعتباری،‌ حساب شما مسدود شد، با ما تماس بگیرید. زنگ زدم و مثه همیشه چند […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

غذاخوری خوابگاه دانشگاه

تو دانشگاه هر کسی سرش تو کار خودشه و داره حین ور رفتن با گوشی یا هدفونش غذا میخوره. به ندرت می‌بینید دو یا چند نفر […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت شانزدهم- دهات پیشرفته)

سان‌فرانسیسکو به مرزن‌آباد شبیه‌تر است تا به نیویورک. خانه‌های ویلایی روی کوه، هوای ابری و کمی سرد آخر بهار و خیابان‌های تر و تمیز. رانندهٔ تاکسی […]
۱۱ اسفند ۱۳۹۷

تشریف بیارید، پذیرایی دانشگاه در خدمت باشیم!

دوره لیسانس، سالن اجتماعات دانشگاه تو مسیر خوابگاه بود و تقریبا هر روز از کنار انواع سمینار و کنفرانس ها رد میشدیم. کلا این سالن جابر […]
۱۱ اسفند ۱۳۹۷

قتل دختر جوان دانشجو در زمین گلف

دفتر دانشجویان بین‌الملل ایمیل فرستاده و خبر از مرگ ناگهانی یک دانشجوی دختر اسپانیانی داده که از قضا ورزشکار هم بوده. نگفتند این همون مورد مرگ […]
۱۱ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت شانزدهم-اتوبوس هوایی)

بارها باید بسته می‌شدند ولی این بار باید برای هر چمدان بیست و پنج دلار ناقابل می‌دادیم. اولش با خودمان گفتیم که نیازی به چمدان نداریم. […]
۵ اسفند ۱۳۹۷

استرس های بدو ورود به آمریکا (بخش دوم)

⁣ملاقات با استاد راهنما بعد از ورود به آمریکا همیشه نگران بودم که اولین ملاقات با استاد راهنما چه باید بگم، هیچ تصوری نداشتم. یک روز […]
۵ اسفند ۱۳۹۷

بوی تند ادرار بی‌خانمان‌ها در حوالی میدان برابری و اتحاد

بی‌خانمان‌ها در امریکا چگونه اند؟ آخر هفته رفتیم در خیابان‌های سن‌فرانسیسکو. اول از میدان معروف اتحاد شروع کردیم که شعار برابری و فرصت‌های یکسان در تبلیغات […]
۵ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت پانزدهم- نهضت ادامه دارد)

خبری می‌رسد که شرکتی در کالیفرنیا دنبال کارآموز است. مستقیماً به مسئول منابع انسانی شرکت نامه می‌زنم و در جواب وقتی برایم تعیین می‌کند برای مصاحبهٔ اول. سر […]
۵ اسفند ۱۳۹۷

استرس های بدو ورود به آمریکا (بخش اول)

رفتن به کشور دیگه داستان های مختلف به دنبال داره. برای من روزهای اول ورود به آمریکا بزرگترین نگرانی ها سه چیز بود: انگلیسی صحبت کردن […]
۳۰ بهمن ۱۳۹۷

مزایای کاری

بسیاری از دوره‌های کارآموزی در امریکا، به همراه پرداخت حقوق‌اند، برخی کمتر و برخی بیشتر. دانشجویی که قصد دارد در تابستان شهر خود را ترک کرده […]
۳۰ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت پانزدهم- و تو چه می‌دانی مالیات چیست؟)

نامه‌ای به دستم می‌رسد از دانشگاه که تویش جزئیات حقوق‌هایی که گرفته‌ام نوشته شده. سال‌نامهٔ مالیاتی را باید پر کرد و فرستاد. یک مشت کاغذ بی‌سر […]
۳۰ بهمن ۱۳۹۷

فرهنگ آمریکایی در محیط دانشگاه

فرهنگ در محیط دانشگاه در امریکا چگونه است؟ وقتی استاد وارد کلاس میشه، دانشجوها از جاشون پا نمیشن. موقع جواب دادن به سوال، بازم رو صندلی […]
۳۰ بهمن ۱۳۹۷

خراب شدن یک زندگی بر اثر ممنوعیت فاحشگی در امریکا!

این مطلب راجع به فاحشگی در امریکا است .چند وقت پیش مطلع شدم که یک اتفاق ناگوار برای یک دانشجوی ایرانی در امریکا افتاده. این فرد […]
۳۰ بهمن ۱۳۹۷

ازدواج ۱۳ هزار کودک در طول یک سال در آمریکا

این مطلب راجع به ازدواج در آمریکا است. ظرف ١۵ سال گذشته بیش از ٢٠٠ هزار کودک در آمریکا ازدواج کرده‌اند و البته تصور مى شود […]