توهم سرخ ها چگونه می تواند آمریکا و انتخاباتش را با چالش مواجه کند ؟
7 سپتامبر 2020
جفری ساکس پاسخ می دهد: چه آینده ای در انتظار اقتصاد آمریکاست ؟
9 سپتامبر 2020

تاریخچه جنگ داخلی آمریکا

چند هفته پس از انتخابات ریاست جمهوری در ۲۰ سپتامبر ۱۸۶۰، کارولینای جنوبی با رأی مجلس قانونگذاری خود، خروج از جرگه ایالات متحده را اعلام کرد. بلافاصله پس از مراسم سوگند لینکلن در ۴ مارس، ۱۸۶۱ ایالات متحده تجزیه شد. در این روز ایالت‌های کارولینای جنوبی، جورجیا، فلوریدا، آلاباما، می‌سی‌سی‌پی، لوئیزیانا و تگزاس کنفدراسیون کشورهای آمریکا را تشکیل دادند.

اندک زمانی بعد، آرکانزاس، کارولینای شمالی، ویرجینیا و تنسی نیز به ایالت‌های شورشی پیوستند و تعداد ایالت‌های تجزیه طلب به ۱۱ ایالت رسید. در این کشمکش، یازده ایالت جنوبی به ایالت‌های برده مشهور شده بودند، چرا که در این مناطق برده‌داری هنوز رواج داشت و برعکس ایالت‌های شمالی ممنوع نشده بود. ایالت‌های جنوبی بلافاصله ریچموند را پایتخت خود قرار داده و جفرسن دیویس را به ریاست جمهوری برگزیدند. پشت پردهٔ جدایی و خروج ایالات جنوبی از اتحادیهٔ ایالات متحد، پس از انتخاب لینکلن به ریاست جمهوری در پاییز ۱۸۶۰ به عنوان کاندیدای حزب جدیدالتأسیس جمهوری‌خواه، رشته‌ای طولانی از تضادهای سیاست‌ها و اختلاف منافع میان شمال و جنوب نهفته بود.

این تضاد و اختلاف بر سر برده‌داری همچون یک مشکل اخلاقی نبود زیرا اغلب شمالی‌ها آنقدرها به بردگی اهمیت نمی‌دادند که حاضر شوند به خاطرش قربانی دهند چه برسد به اینکه به خاطر آن وارد جنگ شوند. این تضاد و برخورد میان مردم نبود (اغلب سفیدپوستان شمال نه منافع اقتصادی داشتند و نه قدرت سیاسی؛ اغلب سفیدپوستان جنوب هم کشاورزان فقیر بودند و نه تصمیم‌گیرنده) بلکه برخورد طبقات ممتاز و نخبگان بود. نخبگان ایالات شمالی خواستار توسعهٔ اقتصادی بودند: مرزهای آزاد، کار آزاد، بازار آزاد، تعرفهٔ گمرکی بالا برای حمایت از تولیدکنندگان، و یک بانک سراسری ایالات متحد. منافع برده‌داران درست نقطهٔ مقابل و در تضاد با اینها بود؛ نخبگان جنوبی به لینکلن و جمهوری‌خواهان همچون سد و مانعی برای روش زندگی خوشایند و پررونق خودشان در آینده نگاه می‌کردند.

وقتی در سپتامبر ۱۸۶۲ لینکلن بیانیه مقدماتی آزادسازی را صادر کرد، در واقع یک حرکت نظامی بود که به ایالات جنوبی چهارماه وقت می‌داد تا دست از جنگ و طغیان بردارند و آنها را تهدید می‌کرد که اگر بخواهند به جنگیدن ادامه دهند، بردگانشان را آزاد خواهد کرد، در حالی که در ایالاتی که به ایالات شمالی بپیوندند کاری به کار بردگی و برده‌داری نخواهند داشت.[۶]

نقشه سیاسی آمریکا در حین جنگ داخلی. ایالت‌های جنوبی، با رنگ قرمز و ایالت‌های شمالی با رنگ آبی نشان داده شده‌اند. رنگ آبی کمرنگ، برای ایالت‌های شمالی است که هنوز برده‌داری را ممنوع نکرده بودند و ایالاتی که هنوز عضو ایالات متحده نبودند، با رنگ سفید نشان داده می‌شوند.

جنگ داخلی آمریکا
CivilWarUSAColl.png
تاریخ۱۲ آوریل ۱۸۶۱ – ۹ مه ۱۸۶۵ (طبق اعلامیهٔ جنگ)[۱]
(۴ سال، ۳ هفته و ۶ روز)
(شلیک آخرین گلوله ۲۲ ژوئن ۱۸۶۵)
مکانجنوب ایالات متحده آمریکا، شمال ایالات متحده آمریکا، غرب ایالات متحده آمریکا، اقیانوس اطلس
نتیجهاتحادیه پیروز شد

  • برده داری برده داری ملغی شد
    برده داری ملغی شد
  • تمامیت ارضی حفظ شد
  • ایالات مؤتلفه آمریکا نابود و منحل شد
  • آغاز عصر بازسازی
طرفین درگیر
 ایالات متحده آمریکا ایالات مؤتلفه آمریکا
فرماندهان و رهبران
آبراهام لینکلن
یولیسیز سایمن گرانتویلیام شرمنجورج بی مک‌کللندیوید فارگوت

و دیگران

جفرسون دیویس تسلیم‌شد
رابرت ئی. لی تسلیم‌شد
جوزف جانستون تسلیم‌شد
توماس جاناتان جکسن (کبج)
رافائل سمز تسلیم‌شد
قوا
۲٬۱۰۰٬۰۰۰:

  • نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا
  • نیروی تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا
  • نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا
  • خدمات درآمد
۱٬۰۶۴٬۰۰۰:

  • ارتش ایالات مؤتلفه
  • کنفدراسیون تفنگداران دریایی
  • نیروی دریایی ایالات مؤتلفه
تلفات
۱۱۲٬۰۰۰ کشته در جنگ/کشته پس از زخمی شدن[۲][۳]
۲۵٬۰۰۰ درگذشته در زندان‌های کنفدراسیون[۲]۳۶۵٬۰۰۰ مجموع کشته‌شدگان[۴]۲۸۲٬۰۰۰ مجروح[۳]
۷۵٬۰۰۰–۹۴٬۰۰۰ کشته شده در نبرد/مجروحین مرده[۲]
۲۶٬۰۰۰–۳۱٬۰۰۰ درگذشته در زندان‌های اتحادیه[۳]≈۲۶۰٬۰۰۰ مجموع کشته‌شدگان۱۳۷٬۰۰۰+ مجروح
تخمین مجموع کشته‌شدگان ۶۲۵٬۰۰۰–۸۵۰٬۰۰۰[۵]
null
  • بحران سرزمین

  • نخستین نبرد

  • بسیج عمومی شمال

  • جنگ‌های جبهه شرق

  • نبرد گتیزبورگ

  • فتح پایتخت جنوبی‌ها

  • تسلیم ژنرال رابرت ای لی و پایان جنگ

  • برده‌داری

  • منابع

null

بحران سرزمین

بین سالهای ۱۸۰۳ تا ۱۸۵۴ایالات متحده سرزمین وسیعی را چه از طریق مذاکره و خرید، و چه ازطریق جنگ بدست آورد. ابتدا سرزمین‌هایی که به اتحادیه پیوستند به‌طور مساوی بین بردگان و افراد آزاد تقسیم شد. اما در غرب رود می‌سی‌سی‌پی طرفداران و مخالفین برده داری با هم درگیر شدند. [۷]

رود می‌سی‌سی‌پی رود اصلی بزرگترین حوزهٔ آبریز در آمریکای شمالی و چهارمین رود بلند دنیا است.

null

نخستین نبرد

دژ سومتر در بندر چارلتون در کارولینای جنوبی در آوریل ۱۸۶۱ مورد حمله جنوبی‌ها قرار گرفت. مدافع قلعه یعنی ژنرال اندرسن شمالی قصد تسلیم نداشت اما سرانجام در اثر شدت حملات جنوبی‌ها قلعه را به مهاجمان واگذار کرد. غرش توپ‌های جنوبی چندان ادامه نیافت و جنگ کم و بیش با تلفات اندکی به پایان رسید اما سقوط دژ سومتر آتش نبردی را شعله‌ور ساخت که ۴ سال به طول انجامید و ۶۰۰ هزار تن را به کشتن داد.

null

بسیج عمومی شمال

در واشینگتن لینکلن از مردم درخواست ۷۵ هزار داوطلب را کرد اما تا پایان آوریل ۳۰۰ هزار سرباز زیر پرچم گرد آمدند. در جنوب نیز اوضاع به شدت متشنج بود. ده‌ها هزار مزرعه دار در کنار فئودال‌های بزرگ در حال شکل‌دادن ارتشی بزرگ برای جلوگیری از رخنه شمالی‌ها بودند. در ژوئیه ۱۸۶۱، ۳۰ هزار سرباز آمریکای شمالی حمله به سمت ریچموند را آغاز کردند اما در جنوب غرب واشینگتن در اولین درگیری با ژنرال بورگارد فرمانده جنوبی‌ها از هم پاشیدند و به صورت نامنظم به سوی واشینگتن عقب نشستند. لینکلن پس از این شکست، تا پایان جنگ در سال ۱۸۶۵ ایالت‌های جنوبی را محاصره دریایی کرد.

سپس برای کاستن از انسجام نیروهای جنوب، آزادی بردگان جنوبی را اعلام کرد. اما اقدام سوم او گسیل یک ارتش قدرتمند آموزش دیده به فرماندهی ژنرال گرانت بود. گرانت در فوریه ۱۸۶۲ رود تنسی را تصرف کرد و در آوریل به جنگ ژنرال بورگارد رفت. در جنوب غرب تنسی نبردی سنگین درگرفت و مقاومت جنوبی‌ها چیزی نمانده بود تا سبب شکست گرانت شود اما در روز دوم با استفاده از نیروهای عظیم امدادی، جنوبی‌ها را عقب راندند. در همین زمان قوای دریایی آمریکای شمالی، نیواورلئان در جنوب را نیز به تصرف درآوردند.

اکنون شمالیها برای تصرف کامل می‌سی‌سی‌پی تنها شهر ویکسبورگ را پیش رو داشتند. ژنرال گرانت و ژنرال شرمن در نوامبر ۱۸۶۲ با حمله‌ای گازانبری به نیروهای مستقر در اطراف شهر حمله بردند و سربازان جنوبی تحت فشار شدید مهاجمان ناگزیر به داخل شهر پناه گرفتند. ۸ ماه نبرد خونین سبب مرگ ده‌ها هزار نظامی و غیرنظامی گردید. سقوط ویکسبورگ سبب سقوط مدافعان هودسن نیز شد و عملاً ارتباط مدافعان جنوبی با یکدیگر گسست. شکست چاتانوگا در پاییز ۱۸۶۳ سبب شد تا جنوبی‌ها کلاً جنگ را در جبهه غرب ببازند.

پیِر گوستاو توتان-بورِگارد، فرمانده ارشد ارتش کنفدراسیون در جنگ داخلی آمریکا

یولیسیز سایمن گرانت، هجدهمین رئیس‌جمهور آمریکا

پرچم جنوبی‌ها موسوم به ربل

پرچم شمالی‌ها موسوم به یانکی

null

جنگ‌های جبهه شرق

در آن زمان در جبهه شرق ژنرال مک کلیلان با ۱۰۰ هزار سرباز مستقیماً در حال تاخت به سوی ریچموند بود. این ژنرال مورد حمله ژنرال لی، فرمانده جنوبی‌ها، واقع شد. نبردی سخت درگرفت و ژنرال لی، در پایان موفق شد سپاه ۱۰۰ هزار نفری شمالی‌ها را در هم بکوبد. وی مجدداً در همان محورها سپاه کمکی شمالی‌ها را شکست داد و سبب یاس شدید شمالی‌ها شد.

null

نبرد گتیزبورگ

ژوئیه ۱۸۶۳ دره گتیزبورگ شاهد عظیم‌ترین نبرد قاره آمریکا بود. مردان ژنرال رابرت ئی. لی که قصد فتح واشینگتن را داشتند، از دو رشته کوه عبور کردند اما ده‌ها هزار سرباز شمالی با نصب صدها عراده توپ مانع ورود جنوبی‌ها شدند. ۴۸ ساعت نبرد بی‌امان سبب مرگ هزاران سرباز در پای کوه‌ها شد اما در ابتدای روز سوم، جنگ برنده‌ای نداشت. در نهایت جنوبی‌ها به دلیل حجم شدید آتش شمالی‌ها و ناکارآمدی اسب در جنگ کوهستانی مجبور به عقب‌نشینی شدند. سپاه لی مجبور شد شبانه به سمت ویرجینیا عقب بنشیند.

رابرت ادوارد لی

null

فتح پایتخت جنوبی‌ها

شمالی‌ها در ۱۸۶۴ پیشروی خود را به سمت بندرهای جنوب شرق آمریکا آغاز کردند. گرانت از شمال و شرمن از غرب به سمت ریچموند پیشروی کردند و سرانجام به دروازه‌های ریچموند رسیدند.

null

تسلیم ژنرال رابرت ای لی و پایان جنگ

ژنرال رابرت ئی. لی به‌ناچار ریچموند را تخلیه کرد و به ویرجینیا عقب‌نشینی کرد. او که ارتشی گرسنه و خسته را در اختیار داشت و حتی شهر بزرگی را هم نداشت، در ۹ آوریل ۱۸۶۵ به ناچار شخصاً خود و ارتشش را به گرانت تسلیم کرد و بدین گونه، جنگ داخلی پس از ۴ سال کشمکش به پایان رسید.

کنفدراسیون جنوب شکست خورد و بر طبق اعلامیه آزادی بردگان نظام برده داری ملغی شد و چهار میلیون برده آزاد شدند. در دوران بازسازی ایالات متحده آمریکا بعد از جنگ کشور بتدریج متحد شد و دولت مرکزی قدرت خود را بدست آورد. بر طبق اصلاحیه‌های قانون اساسی و قوانین محلی حقوق مدنی و سیاسی به بردگان سیاهپوست آزادشده اعطا شد.

null

برده‌داری

در تابستان ۱۸۶۴ حدود ۴۰۰٬۰۰۰ امضا در درخواست از کنگره برای پایان دادن به بردگی جمع‌آوری و فرستاده شد که تا قبل از آن در تاریخ ایالات متحد سابقه نداشت. در آوریل آن سال، مجلس سنا متمم سیزدهم قانون اساسی را تصویب کرد که پایان بردگی را اعلام می‌کرد و در ژانویهٔ ۱۸۶۵ در مجلس نمایندگان هم به تصویب رسید. با این اعلامیه ورود سیاه‌پوستان به ارتش ایالات متحد آزاد شد. در حالی که در جنوب وجود سیاهان که چهار میلیون نفر بودند به مانع مزاحمی برای ایالات مؤتلفه تبدیل شد. در اوایل ۱۸۶۵ فشارها افزایش یافت و در ماه مارس، جفرسون دیویس رئیس‌جمهور اتحادیهٔ جنوب «قانون سربازی سیاه‌پوستان» را امضا کرد که اجازه می‌داد بردگان به عنوان سرباز استخدام شوند و با رضایت صاحبانشان و دولت ایالتی آزاد شوند؛ اما قبل از آنکه بتواند اثر نمایانی داشته باشد، جنگ به پایان رسید.

حکومت آمریکا در سال ۱۸۶۱ وارد جنگ با ایالات برده‌دار شده بود نه برای پایان دادن به بردگی بلکه برای حفاظت و در اختیار گرفتن سراسر قلمرو فوق‌العاده پهناور کشور با همهٔ بازارها و منابعش. با این حال، پیروزی در این جنگ نیازمند نوعی جهاد بود، و همین جریان جهاد نیروهای جدیدی را به صحنهٔ سیاست کشور وارد کرد. همچنین تمایل شدیدی در حزب جمهوری‌خواه برای حفظ سلطهٔ خود بر حکومت ملی (دولت فدرال) وجود داشت و آرای سیاه‌پوستان جنوبی می‌توانست کمک بزرگی به این هدف باشد. تجار و کاسب‌کاران شمالی هم که سیاست‌های جمهوری‌خواهان را به نفع خود می‌دیدند، تا مدتی با آنها همراهی کردند.

نتیجهٔ آن، دورهٔ کوتاهی پس از جنگ داخلی بود که سیاه‌پوستان جنوب هم رأی دادند و سیاهانی را به هیئت قانونگذاری ایالات و به کنگره فرستادند و تحصیلات همگانی آزاد و کاملاً مختلط در جنوب متداول شد. متمم سیزدهم قانون اساسی بردگی را ممنوع کرد: «نه بردگی و نه کار و خدمت اجباری، مگر برای مجازات کسی که در محکمه‌ای رسمی محکوم شده باشد، در ایالات متحده یا هر جا که در محدودهٔ قدرت آن باشد وجود نخواهد داشت.»

متمم پنجم قانون اساسی می‌گفت: «حق شهروندان ایالات متحده برای رأی دادن نباید از سوی ایالات متحده یا هر ایالتی به خاطر نژاد، رنگ یا شرایط پیشین بردگی، محدود یا انکار شود.»

اندرو جانسون معاون لینکلن که پس از سوءقصد به جان لینکلن و کشته شدنش در خاتمهٔ جنگ، به جای او رئیس‌جمهور شده بود لوایحی را که برای کمک به سیاهان ارائه می‌شد وتو می‌کرد؛ او به ایالات جنوبی اجازه داد بدون تضمین کردن حقوق مساوی برای سیاهان به اتحادیهٔ ایالات متحده بازگردند. در دورهٔ ریاست جمهوری او ایالات جنوبی «قانون نامه‌های سیاهان» را به تصویب رساندند که بردگان آزاد شده را به رعیت (سرف) هایی تبدیل می‌کرد که به کار در مزارع ادامه می‌دادند. مثلاً ایالت می سی سی پی در ۱۸۶۵، خرید یا اجارهٔ زمین کشاورزی را برای بردگان آزاد شده ممنوع کرد و آنها مجبور شدند طبق قراردادهایی کار کنند که اگر از شرایط آن سرپیچی می‌کردند با مجازات زندان روبرو می‌شدند. در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۸۶۸، یولیسیز سایمن گرانت انتخاب شد و با اختلاف ۳۰۰٬۰۰۰ رأی در حالی که ۷۰۰٬۰۰۰ سیاه‌پوست در رأی‌گیری شرکت کرده بودند، بر حریفش پیروز شد و بدین ترتیب جانسون به عنوان یک مانع از سر راه کنار رفت. متمم‌های قانون اساسی تصویب شد، قوانینی برای برابری نژادی به تصویب رسید و مردان سیاه‌پوست به مقامات رسمی منصوب شدند.

اقلیت حاکم سفیدپوست در ایالات جنوبی از قدرت اقتصادی خود برای تشکیل گروه‌های ارعاب و وحشت (تروریستی) و خصوصاً کوکلوس‌کلان استفاده کرد. خشونت و تعدی در اواخر دههٔ ۱۸۶۰ و اوایل دههٔ ۱۸۷۰ شدت گرفت و کوکلوس‌کلان‌ها اقدام به هجوم، شکنجه و مُثله کردن، کتک زدن، دار زدن و در آتش سوزاندن سیاهان به‌طور سازماندهی شده می‌کردند.

شمال برای پذیرش انقیاد و فرودست دانستن سیاه‌پوستان نیازی به انقلاب و تغییر اساسی در افکارش نداشت. وقتی جنگ‌های داخلی به پایان رسید، نوزده ایالت از بیست و چهار ایالت شمالی، حق رأی به سیاه‌پوستان ندادند. تا سال ۱۹۰۰ همهٔ ایالات جنوبی در قانون اساسی جدیدشان و در احکام و مصوبات جدیدی، محرومیت سیاه‌پوستان از حق رأی دادن و تفکیک و جداسازی سیاهان از سفیدپوستان را به صورت قانونی مدون کرده بودند.[۸]

null
  1.  “The Belligerent Rights of the Rebels at an End. All Nations Warned Against Harboring Their Privateers. If They Do Their Ships Will be Excluded from Our Ports. Restoration of Law in the State of Virginia. The Machinery of Government to be Put in Motion There”. The New York Times.آسوشیتد پرس. May 10, 1865. Retrieved December 23, ۲۰۱۳.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ Fox, William F. Regimental losses in the American Civil War(1889)
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ «Official DOD data». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۸ فوریه ۲۰۱۴. دریافت‌شده در ۴ نوامبر ۲۰۱۵.
  4. Chambers & Anderson 1999, p. ۸۴۹.
  5. Recounting the dead, Associate Professor J. David Hacker, “estimates, based on Census data, indicate that the death toll was approximately 750,000, and may have been as high as 850,000”
  6. زین، هاوارد (۱۳۹۶). تاریخ آمریکا. تهران: اختران. صص. ۲۵۱–۲۵۵.
  7. Krannawitter 2008, p. ۴۹–۵۰.
  8.  زین، هاوارد (۱۳۹۶). تاریخ آمریکا. تهران: اختران. صص. ۲۵۵–۲۷۶.
مطالب مرتبط