۳۱ تیر ۱۳۹۸

همسفر شراب (قسمت بیستم – ماه رمضان)

در ادامه روایت محمد صادق رسولی در همسفر شراب قسمت بیستم به ماه رمضان می رسند و در آمریکا در ماه رمضان با دوستانش خاطراتی دارند […]
۳۱ تیر ۱۳۹۸

همسفر شراب (قسمت بیستم – کوهستان یوسمیتی)

در ادامه روایت محمد صادق رسولی در همسفر شراب بیستم به پیشنهاد و دعوت دو سه تا از دوستانش به سمت کوهستان یوسمیتی می روند و […]
۲۲ تیر ۱۳۹۸

همسفر شراب (قسمت نوزدهم – بخش چهارم)

در ادامه روایت محمد صادق رسولی در همسفر شراب قسمت نوزدهم در روز آخر همایش و برگشت به کالیفرنیا شاهد تظاهرات روز قدس می شود و […]
۲۲ تیر ۱۳۹۸

همسفر شراب (قسمت نوزدهم – بخش سوم)

در ادامه روایت محمد صادق رسولی در همسفر شراب قسمت نوزدهم بعد از همایش سری به شهر آتلانتا می زند که با بی خانمان های شهر […]
۲۲ تیر ۱۳۹۸

همسفر شراب (قسمت نوزدهم – بخش دوم)

در ادامه روایت محمد صادق رسولی در همسفر شراب قسمت نوزدهم در ادامه همایش مسئولیت یک شخص پیر نابینا و ماجراها با این شخص را بیان […]
۲۲ تیر ۱۳۹۸

همسفر شراب (قسمت نوزدهم- بخش اول)

در ادامه روایت محمد صادق رسولی در همسفر شراب به بیان ارائه پوستر هایش در یک هتلی در آمریکا و اتفاق ها و حال و هوای […]
۲۲ تیر ۱۳۹۸

همسفر شراب (قسمت هجدهم – بخش دوم)

در ادامه روایت محمد صادق رسولی در همسفر شراب برای همایشی سفری به آتلانتا دارد و اتفاقات و مشاهداتش را در این قسمت توضیح داده است […]
۲۰ تیر ۱۳۹۸

همسفر شراب (قسمت هجدهم – بخش اول)

ر ادامه روایت محمد صادق رسولی در همسفر شراب به قسمت هجدهم بخش اول رسیدیم که دوچرخه تهیه می کند و از جزییات کارآموزی می گوید. […]
۲۰ تیر ۱۳۹۸

همسفر شراب (قسمت هفدهم – بخش سوم)

در ادامه روایت محمد صادق رسولی در همسفر شراب به قسمت هفدهم بخش سوم رسیدیم که با چند ایرانی برخورد و از ماجرای رد و بدل […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت هفدهم – بخش دوم)

دارم با یکی از کارمندان سلام و علیکی می‌کنم که صدای فارسی به گوشم می‌رسد. صدا از توی آشپزخانه است. مرد مسنی است چهرهٔ سبزه و […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت هفدهم – بخش اول)

روز اول کار را باید پیاده بروم. معلوم نیست با این وضعی که هست کی بتوانم دوچرخه‌ای چیزی دست و پا کنم. کتانی را می‌پوشم و […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت شانزدهم- اولین روز)

صبح که بیدار می‌شوم منتظر می‌مانم که از شرکت کام‌کست بیایند برای نصب اینترنت. یک ساعتی علاف می‌شویم تا در خانه را بزنند. پسری آمریکایی بور […]
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت شانزدهم- دهات پیشرفته)

سان‌فرانسیسکو به مرزن‌آباد شبیه‌تر است تا به نیویورک. خانه‌های ویلایی روی کوه، هوای ابری و کمی سرد آخر بهار و خیابان‌های تر و تمیز. رانندهٔ تاکسی […]
۱۱ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت شانزدهم-اتوبوس هوایی)

بارها باید بسته می‌شدند ولی این بار باید برای هر چمدان بیست و پنج دلار ناقابل می‌دادیم. اولش با خودمان گفتیم که نیازی به چمدان نداریم. […]
۵ اسفند ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت پانزدهم- نهضت ادامه دارد)

خبری می‌رسد که شرکتی در کالیفرنیا دنبال کارآموز است. مستقیماً به مسئول منابع انسانی شرکت نامه می‌زنم و در جواب وقتی برایم تعیین می‌کند برای مصاحبهٔ اول. سر […]
۳۰ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت پانزدهم- و تو چه می‌دانی مالیات چیست؟)

نامه‌ای به دستم می‌رسد از دانشگاه که تویش جزئیات حقوق‌هایی که گرفته‌ام نوشته شده. سال‌نامهٔ مالیاتی را باید پر کرد و فرستاد. یک مشت کاغذ بی‌سر […]
۳۰ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت چهاردهم-بخش سوم)

دعوت می‌کند با او برویم به سمت پارکینگ برای سوار شدن. از کنار جوان‌ها چشم و دست‌بسته که به‌خط روبروی در ساختمان نشسته‌اند رد می‌شویم. کسی […]
۲۹ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت چهاردهم-بخش دوم)

به خانه که می‌رسم شرح ماجرا صحبت با مونا را برای همسرم می‌گویم. همسرم هم هفتهٔ بعدش می‌رود به دیدارش و قرار بر این می‌شود که […]
۲۹ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت چهاردهم-بخش اول)

تازه آخر زمستان هوای نیویورک سرمادوست شده است. یعنی از اولش هم سر ناسازگاری با ما داشت. از همان موقعی که رفتیم و پنکه خریدیم به […]
۲۸ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت سیزدهم- کار آموزی بخش دوم)

نمی‌دانم چرا دل توی دلم نیست. حسی به من می‌گوید که این گوگل و مصاحبه‌اش یک جورهایی آزمون کار آموزی من است. روز مصاحبه فرامی‌رسد. قرار […]
۲۸ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت سیزدهم- کار آموزی بخش اول)

وی‌وی، هم‌اتاقی چینی‌ام در آزمایشگاه، قرار است برای کارآموزی برود به شهر مانتن‌ویو در منطقهٔ خلیج، درهٔ‌ سیلیکون ایالت کالیفرنیا. از قضا قرار است در قسمت […]
۲۷ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت سیزدهم)

برای مشاوره در مورد کارهای پیش روی پروژه دو نفر را از فرانسه دعوت کرده‌اند؛ یک آقا و یک خانم، یکی مهندس و دیگری زبان‌شناس. زبان‌شناس […]
۲۵ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دوازدهم- عید آمده دوباره شادی و خنده)

کریسمس همهٔ دانشگاه تعطیل است. آدم به عقل این‌ها شک می‌کند که چرا این موقع عید می‌گیرند. این‌هایی که کم‌کم رنگ و بویی از دین هم […]
۲۵ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دوازدهم- طوفان سندی)

این مطلب مربوط به طوفان در آمریکا است.هوس می‌کنیم آخر هفته‌ای بیرون برویم که متوجه می‌شویم همهٔ خطوط حمل و نقل قرار است از ساعت شش […]
۲۴ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت یازدهم- بخش دوم)

این مطلب راجع به گردشگری در آمریکا است .به سمت جنوب پیاده می‌رویم. هوا معتدل و پاییزی و سرمای کم و نشاط‌بخش، درخت‌های سبزی که قد […]
۲۱ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت یازدهم- بخش اول)

فشار درس‌ها و جدید بودن همه چیز برایم کافی است که تصمیم بگیرم آخر هفته‌ها را خوش بگذرانم. نیویورک هم به اندازهٔ کافی جاذبهٔ گردشگری دارد. […]
۲۱ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دهم- گچ‌پژ)

توی آزمایشگاه دارم کم‌کم با بقیهٔ‌ دانشجوها آشنا می‌شوم. مثل این که یکی‌شان مسئول این است که جلسهٔ هفتگی برگزار کند که توی آن جلسه‌ها علاوه […]
۱۸ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دهم- النظافه من الایمان)

میان یکی از کلاس‌های سه ساعته است که سری به دستشویی ساختمان مهندسی می‌زنم. در اول را که باز می‌کنم، دقیقاً‌ روبرویش دیواری حائل است تا […]
۱۷ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دهم- پرچم)

به سمت کلاس‌ها می‌روم. هنوز موقع حذف و اخذ درس‌ها نشده است و کلاس‌ها خیلی شلوغند. مجبورم برای کلاس پردازش زبان یک ربعی زودتر بروم یا […]
۱۳ بهمن ۱۳۹۷

همسفر شراب (قسمت دهم- ما برای وصل کردن آمدیم)

به خانه که می‌روم متوجه می‌شوم اینترنت دارد برایمان ناز می‌کند. شبکه وصل هست ولی اینترنتی در کار نیست. این یکی هم برایمان غوز بالای غوز […]