نگاهی آماری به شرایط کار در آمریکا
۱۹ آبان ۱۴۰۰
فرمان اجرایی وضعیت اضطراری ملی در مورد ایران چیست و از کجا آمده است ؟
۱۹ آبان ۱۴۰۰

مطالعه اندیشکده رند؛ درآمدهای کلان، سهم ۱ درصد جامعه آمریکا

تاریخ انتشار: ۱۴ اکتبر ۲۰۲۰

بررسی های اندیشکده رند نشان می دهد که افزایش نابرابر ثروت چه ضرر هنگفتی را به طبقه کارگر این کشور وارد کرده است. طبقه کارگر با بیش از نیمی از جمعیت شاغل در امریکا، کمتر از نیمی از کل درآمد کشور به خود اختصاص داده اند بطوریکه هر کارگر سالانه حدود ۵۰ هزار دلار درآمد کسب می کنند. اگر درآمد حاصل از تولیدات اقتصادی امریکا در ۴۵ سال گذشته را با دوره بعد از پایان جنگ جهانی دوم تا سال ۱۹۷۰مقایسه کنیم در میابیم که اگر درآمدها به درستی توزیع می شد، کارگران امریکایی باید به جای ۵۰ هزار دلار درآمد در سال باید ۹۲ تا ۱۰۲ هزار دلار درآمد کسب می کردند.
آنچه گفته شد به این معنی است که اگر متوسط ۲.۵ تریلیون دلار تولید ناخالص ملی سالانه امریکا به غیر از طبقه کارگر، برای طبقه مرفه “توزیع معکوس” نمی شد ، متوسط درآمد کارگران باید سالانه ۱۰۲هزار دلار می بود.
نتایج بررسی اندیشکده رند در زمان وقوع پاندمی کرونا در جهان، همچنین به روشن شدن هر چه بیشتر پارادوکسهای اقتصادی کمک کرد و نشان داد که کارگران امریکایی علیرغم تلاش برای تامین مخارج زندگی، نتیجه عکس گرفته و ثروتمندان روزبه روز ثروتمندتر می شوند. فقیرتر شدن طبقه کارگر که قسمت اعظم جامعه را تشکیل می دهند، نشان می دهد که چرا مردم تا این حد عصبی بوده و از نظر اقتصادی بسیار ناراضی هستند.
سرقت ۲.۵ تریلیون دلاردستمزد به کارگران امریکایی توسط طبقه ثروتمند از طریق توزیع ناعادلانه و به بهانه اقتصاد بازار آزاد نشان می دهد که اگر درآمد کارگران از سال ۱۹۷۵ تا سال ۲۰۱۸ تقریبا با مطابق با رشد تولید ناخالص داخلی افزایش می یافت، باید حداقل حقوق کارگران در ۲۵ درصد از این گروه از مردم، از حداقل ۳۳ هزار دلار در سال باید به ۶۱ هزار دلار در سال افزایش می یافت .
بر اساس گزارش اندیشکده رند، در صورت تقسیم درآمد عادلانه بین کارگران، حداقل ۹۰ در صد از این افراد دو و نیم تریلیون دلار درآمد مذکور را باید به خانه می برند. از دیدگاه این اندیشکده، افرادی که سخت کار کرده اند و طبق قوانین عمل کرده اند به طور کامل از حقوق خود برخوردار نشده اند به نظر شما این “توزیع معکوس” یا “سرقت” نیست؟
داده های رند همچنین نشان می دهد که برندگان این نابرابری چه کسانی هستند: کسانی که جزء یک درصد برتر هستند. البته اگر روند توزیع معکوس اقتصادی از اواسط دهه ۱۹۷۰، مانند گذشته بود ثروت عادلانه توزیع می شد، درآمد سالانه برای این یک درصد، از حدود ۱.۲میلیون دلار به ۵۴۹.۰۰۰ دلار کاهش می یافت.
داده ها و تجزیه و تحلیل اندیشکده رند برای سایر گروه های کارگری مانند کارگران نیمه وقت، اعم از مردان و زنان، سیاهان و سفیدپوستان، ساکنان شهری و روستایی و کسانی که دارای مدارک تحصیلی بودند، نیز صدق می کند. این آمار و یافته ها توسط کارتر پرایس، ریاضیدان ارشد موسسه رند، و کاترین ادواردز، اقتصاددان تایید شده است. آنها می گویند: “هیچ راهی برای دستکاری اعداد و ارقام پیش بینی شده وجود ندارد و بزرگی این ارقام واقعا شگفت انگیز است و البته تأثیرات منفی نحوه تقسیم درآمدهای اقتصادی، روی افراد و خانواده های آنها تا کنون انجام نشده و به آن اهمیت داده نشده است.
هانائور و رولف کارشناسان اندیشکده رند اعتقاد دارند مشکلات ناشی از چندین دهه تصمیمات شکست خورده دولت فدرال است که اجازه می دهد دستمزد کارگران همواره رو به زوال برود، ضمن اینکه پوشش تامین اجتماعی و اثربخشی قانون کار کاهش یافته و قدرت اتحادیه های کارگری را تضعیف شده اند. این کارشناسان همچنین به تغییر رویکرد شرکت های اقتصادی اشاره می کنند که باعث افزایش منافع سهامداران نسبت به کارگران شده است ، رویکردی که اصول آن ۵۰ سال پیش در مقاله ای از میلتون فریدمن، اقتصاددان دانشگاه شیکاگو تبیین شده است.
رولف اشاره می کند که بسیاری از در جامعه امریکا مدعی بودند که یک بازار آزاد بدون محدودیت برای همه افراد جامعه، ثروت ایجاد می کند. وی می گوید به لطف مطالعه اندیشکده رند، “ما اکنون مدرکی داریم که این نظریه اشتباه بوده است.”
نتایج مطالعات اندیشکده رند از منظر سیاسی نیز اعلام می کند که هرگونه پیشنهاد معتدل برای دموکراتیزه کردن رفاه را ناکافی خواهد بود. رولف در این خصوص می گوید با توجه به شکاف اجتماعی که این مطالعه نشان داده است، هر اقدامی جز تصمیمات جسورانه، “مانند یک قطره در اقیانوس بوده و نتیجه ای نخواهد داشت. هانائور دیگر کارشناس اندیشکده رند، با تایید این موضوع می گوید: “من می خواهم جو بایدن مجبور شود با این موضوع مبارزه جدی کند و هر کارگر به صد هزار دلار در سال که که سزاوار آن است برسد. تظاهر به حل مشکل بدون روبرو شدن با واقعیت کاری بیهوده و عبث است که باعث تشدید افول اجتماعی در امریکا می گردد.

مطالب مرتبط