روند افول شادی در آمریکا
30 جولای 2020
چطور یک رئیس جمهور آمریکا به دوره دوم نمی‌رسد؟
30 جولای 2020

توزیع جغرافیایی میزان افسردگی و مشکلات روحی در ایالتهای آمریکا

نویسنده: ریچارد فلوریدا (Richard Florida)

با وجودِ پویاییِ اقتصادِ آمریکا، مردمِ این کشور مضطرب‌تر، افسرده‌تر و ناراضی‌تر از سالِ ۲۰۰۹ هستند.

این روزها آمریکا کشورِ شادی نیست. با وجودِ اینکه اقتصادِ آن رو به رشد است، اما دوقطبی هم بیش از هر زمانِ دیگری شده است و حسِ دلمردگی، یا شاید هم چیزی بدتر، آن را فرا گرفته است.

حسِ شادی، یا همانی که محققان با عنوانِ «خوشبختیِ درونی» از آن یاد می کنند، در کلِ کشور رنگ باخته است. این را تحقیقِ دقیقِ مؤسسه ی گالوپ و سرویسِ اطلاعاتِ بهداشتیِ Sharecare می گوید. تحقیقِ یادشده بر اساسِ نظرسنجی از بیش از ۲٫۵ میلیون آمریکایی انجام شده است و هدفِ آن پی بردن به احساسِ مردم از زندگیِ روزمره ی خویش بوده است، چه از لحاظِ سلامتِ جسمانی، چه از نظرِ داشتنِ روابطِ شخصی و خانوادگیِ رضایت‌بخش، چه از منظرِ اقتصادی، چه از حیثِ احساسِ هدفمندی، و چه از جهتِ ارتباط با جامعه ای که متعلق به آن هستند.

علیرغمِ نتایجِ مثبت در بعضی بخشها، اما در مجموع از نظرسنجی چنین بر می آید که خوشبختی در کشور به سرعت رو به افول است. طیِ سالهایی که گالوپ به ثبتِ این اطلاعات پرداخته، سالِ ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ آمریکا بیشترین تنزل را در خوشبختی به خود دیده است. علاوه بر این، در ۲۱ ایالت، سطحِ خوشبختی تنزلی قطعی داشته است. ضمنِ اینکه در سالِ ۲۰۱۷ هیچ ایالتی به لحاظِ آماری بهبودِ معناداری از خود نشان نداده است.

 

 

نقشه ی فوق سطحِ خوشبختی در ۵۰ ایالتِ آمریکا را به تصویر کشیده است. زنجیره ای گسترده از ایالتهای ناشاد را (به رنگِ قرمز) مشاهده می کنید که از ایالتهای اوهایو و ایندیانا تا ویرجینیای غربی (ایالتی که پایین ترین سطحِ خوشبختی را داراست) و سپس تا ایالتهای جنوبیِ اوکلاهاما، آرکانزاس، لویزیانا و می سی سی پی امتداد دارد. نوادا و رود آیلند نیز حدِ بسیار اندکی از خوشبختی را نشان می دهند. در مقابل، زنجیره ی نسبتاً شادی متشکل از ایالتهای داکوتا، آیداهو، مونتانا، یوتا و کلرادو را نیز ملاحظه می فرمایید. در ایالتهای ورمونت، نیوهمپشایر و هاوایی نیز سطحِ خوشبختی بالاست.

 

 

 

نقشه ی زیر ایالتهایی را نشان می دهد که در عرضِ یک سال حادترین تنزل را به خود دیده اند. مردمِ این ایالتها افسردگیِ بیشتر، مشکلاتِ جسمانیِ هرروزه ی بیشتر، نگرانی‌های روزمره ی بیشتر، «انرژیِ مثبتِ کمتر» در ارتباط با خانواده و دوستان، نارضایتیِ کمتر از وضعیتِ زندگیِ خویش و چیزهایی از این قبیل را ابراز کرده اند. این ۲۱ ایالت، همانطور که در نقشه می بینید،‌ غالباً در سواحلِ غربی و کرانه های جنوبی و جنوبِ شرقی متمرکزند. جالب اینجاست که این ۲۱ ایالت وجهِ اشتراکِ چندانی با هم ندارند؛ بعضی هایشان جزءِ ثروتمندترین و سلامت‌ترین ایالتها و بعضی دیگرشان در ردیفِ فقیرترین و بیمارترین ایالات هستند.

 

 

البته اوضاع تماماً هم بد نیست. تعدادی از ملاکهای سلامتِ جسمانی نظیرِ عدمِ استعمالِ دخانیات و پرداختن به ورزشِ روزانه رو به بهبود است. بیش از نیمی از پاسخ‌دهندگان گفته اند «رو‌به‌رشد»اند (که این میزان بیش از هر زمانی است). آنچه قابلِ ملاحظه است نابرابریِ فزاینده در میزانِ خوشبختی است که خود بازتابِ نابرابری های فزاینده ی اقتصادی، خدماتی، رفاهی و امثالِ آن در کشور است.

 

اما علتِ این پسرفت و ضمناً شکافی که در ۵۰ ایالتِ آمریکا وجود دارد چه می تواند باشد؟

همکارم، شارلوتا ملاندر (Charlotta Mellander) دو دسته عامل را دخیل می داند. اول، عواملِ اقتصادی، جمعیت‌شناختی، اجتماعی و سیاسی، که امروزه با میزانِ خوشبختی ارتباطی مستقیم دارند، و دوم، عواملی که مرتبط هستند با تغییراتی که از سالِ ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ در شاخصِ خوشبختیِ گالوپ-Sharecare پدید آمده است. طبقِ معمول، لازم می دانم اشاره کنم که این رابطه ها به معنای علّیتِ مطلق نیست، بلکه بیانگرِ روابطِ میانِ متغیرهاست. چه، شادی و سلامتی پدیده های پیچیده ای هستند که از عواملِ بیشماری تأثیر می پذیرند.

 

بسیاری از تحقیقات به رابطه ی بینِ شادی و خوشبختی تصریح کرده اند، و ما آن را هم در ایالتها و هم درموردِ اشخاص صادق یافته ایم. خوشبختی ارتباطِ ناچیزی با میزانِ درآمد دارد؛ به این معنا که به لحاظِ آماری ارتباطِ معناداری بینِ بهره‌وری (که عاملِ اصلیِ تعیینِ ثروت در ایالتهاست) و سطحِ خوشبختی وجود ندارد.

 

اما تحصیلات از قرارِ معلوم ارتباطِ تنگاتنگی با خوشبختی در ایالتها دارد. ارتباط بینِ خوشبختی در ایالات و درصدِ فارغ التحصیلانِ دانشگاهی طبقِ تحلیلی که ما انجام دادیم یکی از وثیق‌ترین ارتباطات است.

عاملِ دیگری که با خوشبختی مرتبط است اقتصادِ ایالتهاست. رابطه ی اقتصادِ دانش‌بنیاد (که بر اساسِ درصدِ کارکنانِ تحصیلکرده، حرفه ای و مبتکر تعیین می شود) در ایالات با خوشبختی رابطه ای مثبت است. به همین ترتیب، رابطه ی اقتصادِ مبتنی بر کارگران و یقه‌آبی‌ها با خوشبختی منفی است.

نابرابریِ درآمدی با شادی رابطه ی منفیِ ناچیزی دارد. ولی نقشِ فقر بیشتر است و رابطه ی معکوسی که بینِ خوشبختی و درصدِ جمعیتِ زیرِ خطِ فقر وجود دارد قوی‌تر. نژاد نیز بی‌تأثیر نیست و رابطه ی شادی با درصدِ جمعیتِ سیاهپوست منفی است.

 

از مجموعِ آنچه کارشناسانِ شهری درباره ی قیمتِ بالا و روبه‌رشدِ مسکن می گویند می توان دریافت که شادی در ایالتهایی که قیمتِ مسکن بالاست عملاً بالاتر است. شاید علتش این باشد که در این ایالتها درآمدها نیز معمولاً بالاتر است. شاید هم سبب آن باشد که خیلی از صاحبانِ خانه در این ایالات چون قدرِ خانه‌های قیمتیِ خود را می دانند، احساسِ امنیتِ مالیِ بیشتری می کنند.

شکافِ سیاسی نیز یکی از عوامل است. شاید گمان کنید ایالتهایی که امسال به ترامپ رأی دادند شادتر از ایالتهایی باشند که به کلینتون رأی داده اند. اما این با یافته های ما از ایالتهای مختلف سازگاری ندارد و واقعیت این است که در ایالتهایی که مخالفانِ ترامپ بیشترند خوشبختی بالاتر است، و در ایالتهایی که موافقانِ ترامپ بیشترند، پایین‌تر.

درخصوصِ شکاف‌های فرهنگیِ آمریکا نیز می توان الگویی مشابه را مشاهده کرد: خوشبختی در ایالتهای مذهبی‌تر پایین‌تر است و در ایالتهایی که به هنرمندان، موسیقی‌دانان، نویسندگان و اصطلاحاً «بوهیمین»ها بیشتر اهمیت می‌دهند، بالاتر؛ به علاوه، در ایالتهایی که مردم بیشتر ورزش می کنند و تنِ سالمتری دارند نیز خوشبختی پررنگ‌تر است.

یکی از چیزهایی که عاملیتی در این میان ندارد سطحِ شهرنشینی است (که بر اساسِ درصدِ جمعیتِ شهری و نیز مجموعِ مساحتِ زمینهای شهری تعیین می شود) و ما هیچ‌گونه ارتباطِ آماریِ معناداری بینِ شادی و سطحِ شهرنشینی پیدا نکردیم.

آیا کاهشِ خوشبختی در سالِ ۲۰۱۷ پدیده ای غیرِعادی و مقطعی است، یا آغازِ مسیری طولانی‌مدت است؟ انتظار این بود که با نجاتِ اقتصاد از «رکودِ بزرگ»، شادی در آمریکا بال و پر بگیرد. اما آنچه رخ داد خلافِ انتظار بود. وقتی داده های گالوپ از خوشبختیِ آمریکا را با داده های سالِ ۲۰۰۹ این مؤسسه تطبیق کردیم، معلوم شد که خوشبختی از سالِ ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ در عمل کاهش یافته است. از این گذشته، این کاهش در همان ایالتهایی متمرکز بوده است که در سالِ ۲۰۰۹ سطحِ بالاتری از خوشبختی را تجربه کرده اند.

 

 

چنین به نظر می رسد که خیلی از شکافها و اختلافاتِ تأثیرگذار در جامعه ی آمریکا (از جمله شکافهای سیاسی، نژادی و یا شکافی که بینِ ایالتهای دارای اقتصادِ دانش‌بنیان و ایالتهای مبتنی بر اقتصادِ یقه‌آبی‌ها وجود دارد)، در سالهای اخیر به لحاظِ آماری تغییرِ معناداری در خوشبختی ایجاد نکرده است.

 

پس چه چیز بیشترین تأثیر را در پایین آمدنِ سطحِ خوشبختی طیِ این سالها داشته است؟

درآمد؛ البته نه به آن صورتی که احتمالاً می پندارید. در ایالتهای پردرآمدتر خوشبختی کاهشِ بیشتری داشته است. همین الگو درباره ی سطحِ تحصیلات هم صادق است، و نیز درباره ی مناطقِ شهری. هرقدر رفاه و شهرنشینی در ایالتی بیشتر بوده است،‌ خوشبختی در آن کاهشِ بیشتری به خود دیده است. برعکس، ایالتهایی که میزانِ فقر در آنها بالاتر بوده است، طیِ این بازه ی زمانی خوشبختی در آنها سیرِ صعودی داشته است.

در حقیقت، از سالِ ۲۰۰۹، کاهشِ خوشبختی در ایالتهایی متمرکز بوده است که بالاترین سطحِ شادی را داشته اند. نمودارِ جمع و جورِ زیر، که نوساناتِ سطحِ خوشبختیِ ایالات از سالِ ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۷ را با سطحِ خوشبختی در سالِ ۲۰۰۹ مقایسه کرده، این حقیقت را به وضوح نشان می دهد. شیبِ تندِ این خط رو به پایین و راست است؛ که گویای آن است که ایالتهایی مثلِ یوتا، هاوایی، و آیوا، که در سالِ ۲۰۰۹ جزءِ خوشبخت‌ترین ایالتهای آمریکا بوده اند، کاهشِ شدیدتری به خود دیده اند. این رابطه، وثیق‌ترین رابطه ای است که تا کنون در تحلیلِ ما خود را آشکار کرده است (با رقمِ بسیار بالای ۰٫۷۵-).

 

 

نظرسنجی های گالوپ، و تحلیلی که ما روی آنها کرده ایم، نشان از کشوری دارد که سطحِ خوشبختی در جای جای آن متفاوت است. در روزگارِ کنونی، این شکاف در ادامه ی شکافهای اقتصادی، سیاسی و طبقاتی‌ئی است که کشورِ ما را به دو قطب تقسیم کرده اند. در بلندمدت، خوشبختیِ درونیِ مردمِ آمریکا در تک‌تکِ ایالتها کاهش یافته، علیرغمِ اینکه اقتصادِ این کشور جانِ تازه گرفته است. آمریکا روز به روز ناشادتر می شود و این رویّه بیشتر در مناطقی رخ می دهد که زمانی شادترین بودند. دلیلش هرچه که هست، بی‌شک روانِ جمعیِ آمریکاییان در رنج است.