گزارش هافینگتون پست از گزینه ی پیش روی میلنال ها ؛ اجاره تخت خواب های چندطبقه فقط ۱۰۰۰ دلار !
23 می 2020
هیدروکسی کلروکین آمار مرگ مبتلایان کرونا را افزایش داده است
24 می 2020
 
مسائل و فکت های آمریکا

رویای آمریکایی دیگر برای آمریکایی ها دست یافتنی نیست


منبع: usnews
نویسنده : Andrew Soergel, Senior Writer

دهها سال است که لوازمِ رؤیای آمریکایی عبارت است از خانه و ماشین و غذای فراوان و پولِ کافی برای گردش و تفریحِ مدام و خانواده ای که بتوانیم در این ناز و نعمت با آنها شریک شویم. میلیونها نفر در سرتاسرِ آمریکا و دنیا بر این باورند که سختکوشی و اراده در آمریکا می تواند این رؤیای اجتماعی-اقتصادی را به واقعیت مبدل کند.

اما یک بررسیِ جدید نشان می دهد که چنین سبکِ حیاتی برای اکثرِ افراد چیزی بیش از یک خواب و خیال نیست. حتی یک کشور هم در دنیا یافت نمی شود (حتی خودِ آمریکا) که مردمِ عادیِ آن بتوانند از خرج و مخارجِ رؤیای آمریکایی بربیایند.

محققان در این بررسی کشور به کشور پیش رفته و میانگینِ درآمد و قیمتهای هر کشور را به دست آورده اند تا هزینه تجملاتی نظیرِ مواردِ ذیل را در هر یک محاسبه کنند: خانه ی بزرگ (که با معیارهای آمریکا 130 مترِ مربع به بالاست)، برق و اینترنتِ پرسرعت، ماشین و پولِ کافی برای بنزین، غذا برای یک خانواده ی چهارنفره، و درآمدِ کافی برای صرفِ غذا در بیرون از منزل و رفتن به سینما و دیگر تفریحات.

محققان در نهایت دریافتند که هیچ کشوری روی کره ی زمین نیست که مردمش با میانگینِ درآمدِ کشور بتوانند از عهده ی همه ی این هزینه ها یکجا بربیایند. مهمتر اینکه رسیدن به این اهدافِ اجتماعی-اقتصادی عملاً برای اقشارِ متوسطِ کشورهای عربستان و عمان دسترس‌پذیرتر است تا برای اقشارِ متوسطِ آمریکا. یک خانواده ی معمولیِ عربستانی کافی است حقوقِ ماهانه ی خود را تنها حدودِ 74دلار افزایش دهد تا رؤیای آمریکای را در کشورِ خود محقق سازد، حال آنکه شاغلینِ آمریکایی برای این کار نیازمندِ‌ صدها دلار درآمدِ بیشتر خواهند بود.

در این گزارش،‌ با اذعان به اینکه میانگینِ حقوقِ پس از مالیاتِ آمریکایی ها که ماهانه تقریباً 3000 دلار است کفافِ تحققِ تمام و کمالِ این رؤیا را نمی دهد، آمده است: «طنزِ قضیه اینجاست که خودِ آمریکایی ها با قرار گرفتن در جایگاهِ سوم، می بایست ماهانه 842دلار بیشتر درآمد کسب کنند تا بتواند رؤیای کشورِ خویش را به واقعیت تبدیل کنند.»



خیلی بعید به نظر می رسد که مردمِ‌ عادیِ آمریکا بتوانند در آینده ای نزدیک در تأمینِ این هزینه ها پیشرفتِ قابلِ‌توجهی حاصل کنند. بالا رفتنِ قیمتِ مسکن در آمریکا به نفعِ صاحبخانه هایی است که توانسته اند ارزشِ‌ املاکِ خود را بالاتر ببرند. اما برخی تحلیلگران نگرانِ آنند که این افزایشِ قیمتها خریدارانِ احتمالی را از بازار به در کند. همچنین، افزایشِ نرخِ بهره در چند ماهه ی آینده احتمالاً وامهای مسکن را برای اقشارِ‌کم‌درآمد کمرشکن‌تر از هر وقتِ دیگری نماید. این امر نهایتاً به ضررِ بازارِ مسکن است، با توجه به اینکه نرخِ خانه‌دارشدن در کشور در سه ماهه ی دومِ 2015 پایین تر از هر زمانِ دیگری آمد و از آن زمان جهشِ ناچیزی داشته است.

لیندسی پیگزا (Lindsey Piegza) رئیسِ‌ درآمدهای ثابتِ بانکِ Stifel در یادداشتی در هفته ی گذشته نوشت: «در بحبوحه ی افزایشِ بی‌ثباتی و همزمان رشدِ ناچیزِ درآمدها و البته افزایشِ نرخِ بهره، مصرف کنندگان احتمالاً در تأمین و تهیه ی نیازهای گران‌قیمتِ خود نظیرِ مسکنِ جدید با مشکلاتِ بیشتری مواجه بشوند.»

تحقیقاتِ جدیدِ شرکتِ TheRedPin احتمالاً در تأییدِ این ادعا باشد که قشرِ متوسطِ آمریکا آهسته اما پیوسته دارد تحلیل می رود، همچنانکه دیگر تحقیقات هم ثابت کرده اند. شواهدِ متعددی وجود دارد که نشان می دهد درآمدها با محاسبه ی تورم چندین دهه است رو به کاهش گذاشته، و گزارشِ تازه ی مرکزِ تحقیقاتیِ Pew نیز دریافته است که جمعیتِ قشرِ متوسطِ آمریکا در بینِ گروههای مختلفِ درآمدی بسیار کوچک شده است. از سالِ 1971 اکثرِ شاغلانِ آمریکا به قشرِ متوسط تعلق داشته اند. اما در سالِ اخیر 29 درصدِ جمعیت را قشرِ کم‌درآمد تشکیل داده است، حال آنکه شاغلانِ پردرآمد 21 درصدِ جمعیت را به خود اختصاص داده اند.

در این گزارش می خوانیم: «قشرِ متوسطِ آمریکا پس از گذشتِ بیش از چهار دهه که در اکثریتِ اقتصادی قرار داشت، اکنون به لحاظِ تعداد با اقشارِ‌ اقتصادیِ فرادست و فرودست برابری می کند. پس از سالِ 1971، در انتهای هر دهه شاهدِ کوچکتر شدنِ سهمِ قشرِ متوسط نسبت به ابتدای آن دهه هستیم، و هیچ دهه ای را نمی توان به تنهایی مسبب یا مشدّدِ این کاهشِ سهم دانست.»

تحقیاتِ تازه ی دیگری از سوی مؤسسه ی بروکینگز صورت گرفته که نشان می دهد متوسطِ دستمزدها از سالِ 2009 تا 2014 در 80درصدِ کلانشهرهای آمریکا کاهش یافته است.

از طرفی، با توجه به اینکه سازمانِ‌ همکاری و توسعه ی اقتصادی  اخیراً آمریکا را بر حسبِ معیارهای مرتبط با درآمد در رتبه ی نخستِ دنیا طبقه بندی کرده است، تأمینِ هزینه ی زندگی به سبکِ آمریکایی برای کشورهای دیگر از این هم غمبارتر است.

برای مثال، یک کوبایی با درآمدِ متوسط می بایست درآمدش بیش از 95 برابر بشود تا بتواند به نحوی زندگی کند که آمریکایی های ثروتمند به آن خوکرده اند. این را گزارشِ TheRedPin می گوید. تحقیقات و تحلیلهای کمپانیِ Numbeo،‌ که در سراسرِ این گزارش داده های آن موردِ استفاده قرار گرفته، برآورد کرده است که هزینه ی زندگی در کوبا 33.45 درصد پایینتر از آمریکاست. اما میانگینِ حقوقِ ماهانه در کوبا تنها حدودِ 25 دلار است، که تأمینِ بسیاری از هزینه های این چنینی را عملاً ناممکن می سازد.

در گزارشِ یادشده آمده است: «ساکنانِ ونزوئلا نیز به همین وضع مبتلایند. اقتصادِ این کشورِ سوسیالیستی که به شدیدترین نرخِ تورم دچار است در حالِ فروپاشی است.» تورم در ونزوئلا اخیراً به 141 درصد افزایش یافته است.

 

تورم بحثِ چندان داغی در آمریکا نیست، و صحبت از آن معمولاً توجهِ هیچ غیراقتصاددانی را جلب نمی کند. با این حال قیمتها نقشِ انکارناپذیری در دستیابی به رؤیای آمریکایی دارد. با این فرض که همه ی انسانهای دنیا حقوقِ پس از مالیاتشان با میانگینِ حقوقِ ماهانه ی آمریکاییان یعنی 3000 دلار برابری کند، ساکنانِ کشورهایی نظیرِ ژاپن، ایران، ونزوئلا، استرالیا و غنا (که جملگی نرخِ تورمشان بالاتر از آمریکاست) باز هم قادر به تأمینِ‌ هزینه های رؤیای آمریکایی نیستند

به عبارتِ دقیقتر، باید قریب به چهار برابرِ میانگینِ حقوق در آمریکا را بگیرید تا بتوانید با آسایش در کشوری مثلِ سنگاپور زندگی کنید که در سالِ 2014 گران‌قیمت‌ترین شهرِ‌ دنیا برای خارجی ها نام گرفت. سالِ گذشته کمپانیِ Mercer سنگاپور را چهارمین محلِ گران‌قیمتِ دنیا برای زندگی معرفی کرد.

در گزارشِ‌ TheRedPin آمده است: «هرچند سنگاپور فرهنگی غنی، غذاهایی مشهور و جمعیتی متنوع دارد، لیکن زندگیِ‌ روزمره در آن حتی از زندگی در شهرِ نیویورک هم گران تر است. بسیاری  از مردمِ آن در مجتمعهای مسکونیِ دولتی سکنا دارند، و تقریباً همه چیزش (آموزش، پوشاک، بنزین، خاروبار و الکل) گرانتر از آمریکاست.»

با این همه، دستمزدها و قیمتهای آمریکا از جهاتِ متعددی با کشورهای دیگر متفاوت است. برای همین، گرچه زندگی در سنگاپور به گران بودن مشهور است، اما این را هم در نظر داشته باشید که بر اساسِ‌داده های بانکِ‌ جهانی، این کشور از لحاظِ سرانه ی ثروت یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیاست. و این بدان معناست که خیلی از مردمِ آن می توانند از عهده ی هزینه های گرانش برآیند.

با این وجود، تحقیقاتِ TheRedPin با تأکید بر نابرابریِ اقتصادیِ جوامعِ دنیا، از مخارجی پرده بر می دارد که شاید مردمِ آمریکا حقِ مسلمِ خود بدانند اما فقط قشرِ مرفهِ آمریکا قادر به تأمینِ‌ آن هستند.

در این گزارش همچنین یک محاسبه‌گرِ دستمزد هم گنجانده شده که معلوم می کند کدام کشورها بر اساسِ یک دستمزدِ معین ارزان‌قیمت‌ترین کشورها هستند، که در زیر می توانید آن را ببینید.



 
مسائل و فکت های آمریکا

رویای آمریکایی دیگر برای آمریکایی ها دست یافتنی نیست


منبع: usnews
نویسنده : Andrew Soergel, Senior Writer

دهها سال است که لوازمِ رؤیای آمریکایی عبارت است از خانه و ماشین و غذای فراوان و پولِ کافی برای گردش و تفریحِ مدام و خانواده ای که بتوانیم در این ناز و نعمت با آنها شریک شویم. میلیونها نفر در سرتاسرِ آمریکا و دنیا بر این باورند که سختکوشی و اراده در آمریکا می تواند این رؤیای اجتماعی-اقتصادی را به واقعیت مبدل کند.

اما یک بررسیِ جدید نشان می دهد که چنین سبکِ حیاتی برای اکثرِ افراد چیزی بیش از یک خواب و خیال نیست. حتی یک کشور هم در دنیا یافت نمی شود (حتی خودِ آمریکا) که مردمِ عادیِ آن بتوانند از خرج و مخارجِ رؤیای آمریکایی بربیایند.

محققان در این بررسی کشور به کشور پیش رفته و میانگینِ درآمد و قیمتهای هر کشور را به دست آورده اند تا هزینه تجملاتی نظیرِ مواردِ ذیل را در هر یک محاسبه کنند: خانه ی بزرگ (که با معیارهای آمریکا 130 مترِ مربع به بالاست)، برق و اینترنتِ پرسرعت، ماشین و پولِ کافی برای بنزین، غذا برای یک خانواده ی چهارنفره، و درآمدِ کافی برای صرفِ غذا در بیرون از منزل و رفتن به سینما و دیگر تفریحات.

محققان در نهایت دریافتند که هیچ کشوری روی کره ی زمین نیست که مردمش با میانگینِ درآمدِ کشور بتوانند از عهده ی همه ی این هزینه ها یکجا بربیایند. مهمتر اینکه رسیدن به این اهدافِ اجتماعی-اقتصادی عملاً برای اقشارِ متوسطِ کشورهای عربستان و عمان دسترس‌پذیرتر است تا برای اقشارِ متوسطِ آمریکا. یک خانواده ی معمولیِ عربستانی کافی است حقوقِ ماهانه ی خود را تنها حدودِ 74دلار افزایش دهد تا رؤیای آمریکای را در کشورِ خود محقق سازد، حال آنکه شاغلینِ آمریکایی برای این کار نیازمندِ‌ صدها دلار درآمدِ بیشتر خواهند بود.

در این گزارش،‌ با اذعان به اینکه میانگینِ حقوقِ پس از مالیاتِ آمریکایی ها که ماهانه تقریباً 3000 دلار است کفافِ تحققِ تمام و کمالِ این رؤیا را نمی دهد، آمده است: «طنزِ قضیه اینجاست که خودِ آمریکایی ها با قرار گرفتن در جایگاهِ سوم، می بایست ماهانه 842دلار بیشتر درآمد کسب کنند تا بتواند رؤیای کشورِ خویش را به واقعیت تبدیل کنند.»



خیلی بعید به نظر می رسد که مردمِ‌ عادیِ آمریکا بتوانند در آینده ای نزدیک در تأمینِ این هزینه ها پیشرفتِ قابلِ‌توجهی حاصل کنند. بالا رفتنِ قیمتِ مسکن در آمریکا به نفعِ صاحبخانه هایی است که توانسته اند ارزشِ‌ املاکِ خود را بالاتر ببرند. اما برخی تحلیلگران نگرانِ آنند که این افزایشِ قیمتها خریدارانِ احتمالی را از بازار به در کند. همچنین، افزایشِ نرخِ بهره در چند ماهه ی آینده احتمالاً وامهای مسکن را برای اقشارِ‌کم‌درآمد کمرشکن‌تر از هر وقتِ دیگری نماید. این امر نهایتاً به ضررِ بازارِ مسکن است، با توجه به اینکه نرخِ خانه‌دارشدن در کشور در سه ماهه ی دومِ 2015 پایین تر از هر زمانِ دیگری آمد و از آن زمان جهشِ ناچیزی داشته است.

لیندسی پیگزا (Lindsey Piegza) رئیسِ‌ درآمدهای ثابتِ بانکِ Stifel در یادداشتی در هفته ی گذشته نوشت: «در بحبوحه ی افزایشِ بی‌ثباتی و همزمان رشدِ ناچیزِ درآمدها و البته افزایشِ نرخِ بهره، مصرف کنندگان احتمالاً در تأمین و تهیه ی نیازهای گران‌قیمتِ خود نظیرِ مسکنِ جدید با مشکلاتِ بیشتری مواجه بشوند.»

تحقیقاتِ جدیدِ شرکتِ TheRedPin احتمالاً در تأییدِ این ادعا باشد که قشرِ متوسطِ آمریکا آهسته اما پیوسته دارد تحلیل می رود، همچنانکه دیگر تحقیقات هم ثابت کرده اند. شواهدِ متعددی وجود دارد که نشان می دهد درآمدها با محاسبه ی تورم چندین دهه است رو به کاهش گذاشته، و گزارشِ تازه ی مرکزِ تحقیقاتیِ Pew نیز دریافته است که جمعیتِ قشرِ متوسطِ آمریکا در بینِ گروههای مختلفِ درآمدی بسیار کوچک شده است. از سالِ 1971 اکثرِ شاغلانِ آمریکا به قشرِ متوسط تعلق داشته اند. اما در سالِ اخیر 29 درصدِ جمعیت را قشرِ کم‌درآمد تشکیل داده است، حال آنکه شاغلانِ پردرآمد 21 درصدِ جمعیت را به خود اختصاص داده اند.

در این گزارش می خوانیم: «قشرِ متوسطِ آمریکا پس از گذشتِ بیش از چهار دهه که در اکثریتِ اقتصادی قرار داشت، اکنون به لحاظِ تعداد با اقشارِ‌ اقتصادیِ فرادست و فرودست برابری می کند. پس از سالِ 1971، در انتهای هر دهه شاهدِ کوچکتر شدنِ سهمِ قشرِ متوسط نسبت به ابتدای آن دهه هستیم، و هیچ دهه ای را نمی توان به تنهایی مسبب یا مشدّدِ این کاهشِ سهم دانست.»

تحقیاتِ تازه ی دیگری از سوی مؤسسه ی بروکینگز صورت گرفته که نشان می دهد متوسطِ دستمزدها از سالِ 2009 تا 2014 در 80درصدِ کلانشهرهای آمریکا کاهش یافته است.

از طرفی، با توجه به اینکه سازمانِ‌ همکاری و توسعه ی اقتصادی  اخیراً آمریکا را بر حسبِ معیارهای مرتبط با درآمد در رتبه ی نخستِ دنیا طبقه بندی کرده است، تأمینِ هزینه ی زندگی به سبکِ آمریکایی برای کشورهای دیگر از این هم غمبارتر است.

برای مثال، یک کوبایی با درآمدِ متوسط می بایست درآمدش بیش از 95 برابر بشود تا بتواند به نحوی زندگی کند که آمریکایی های ثروتمند به آن خوکرده اند. این را گزارشِ TheRedPin می گوید. تحقیقات و تحلیلهای کمپانیِ Numbeo،‌ که در سراسرِ این گزارش داده های آن موردِ استفاده قرار گرفته، برآورد کرده است که هزینه ی زندگی در کوبا 33.45 درصد پایینتر از آمریکاست. اما میانگینِ حقوقِ ماهانه در کوبا تنها حدودِ 25 دلار است، که تأمینِ بسیاری از هزینه های این چنینی را عملاً ناممکن می سازد.

در گزارشِ یادشده آمده است: «ساکنانِ ونزوئلا نیز به همین وضع مبتلایند. اقتصادِ این کشورِ سوسیالیستی که به شدیدترین نرخِ تورم دچار است در حالِ فروپاشی است.» تورم در ونزوئلا اخیراً به 141 درصد افزایش یافته است.

 

تورم بحثِ چندان داغی در آمریکا نیست، و صحبت از آن معمولاً توجهِ هیچ غیراقتصاددانی را جلب نمی کند. با این حال قیمتها نقشِ انکارناپذیری در دستیابی به رؤیای آمریکایی دارد. با این فرض که همه ی انسانهای دنیا حقوقِ پس از مالیاتشان با میانگینِ حقوقِ ماهانه ی آمریکاییان یعنی 3000 دلار برابری کند، ساکنانِ کشورهایی نظیرِ ژاپن، ایران، ونزوئلا، استرالیا و غنا (که جملگی نرخِ تورمشان بالاتر از آمریکاست) باز هم قادر به تأمینِ‌ هزینه های رؤیای آمریکایی نیستند

به عبارتِ دقیقتر، باید قریب به چهار برابرِ میانگینِ حقوق در آمریکا را بگیرید تا بتوانید با آسایش در کشوری مثلِ سنگاپور زندگی کنید که در سالِ 2014 گران‌قیمت‌ترین شهرِ‌ دنیا برای خارجی ها نام گرفت. سالِ گذشته کمپانیِ Mercer سنگاپور را چهارمین محلِ گران‌قیمتِ دنیا برای زندگی معرفی کرد.

در گزارشِ‌ TheRedPin آمده است: «هرچند سنگاپور فرهنگی غنی، غذاهایی مشهور و جمعیتی متنوع دارد، لیکن زندگیِ‌ روزمره در آن حتی از زندگی در شهرِ نیویورک هم گران تر است. بسیاری  از مردمِ آن در مجتمعهای مسکونیِ دولتی سکنا دارند، و تقریباً همه چیزش (آموزش، پوشاک، بنزین، خاروبار و الکل) گرانتر از آمریکاست.»

با این همه، دستمزدها و قیمتهای آمریکا از جهاتِ متعددی با کشورهای دیگر متفاوت است. برای همین، گرچه زندگی در سنگاپور به گران بودن مشهور است، اما این را هم در نظر داشته باشید که بر اساسِ‌داده های بانکِ‌ جهانی، این کشور از لحاظِ سرانه ی ثروت یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیاست. و این بدان معناست که خیلی از مردمِ آن می توانند از عهده ی هزینه های گرانش برآیند.

با این وجود، تحقیقاتِ TheRedPin با تأکید بر نابرابریِ اقتصادیِ جوامعِ دنیا، از مخارجی پرده بر می دارد که شاید مردمِ آمریکا حقِ مسلمِ خود بدانند اما فقط قشرِ مرفهِ آمریکا قادر به تأمینِ‌ آن هستند.

در این گزارش همچنین یک محاسبه‌گرِ دستمزد هم گنجانده شده که معلوم می کند کدام کشورها بر اساسِ یک دستمزدِ معین ارزان‌قیمت‌ترین کشورها هستند، که در زیر می توانید آن را ببینید.



مطالب مرتبط