ترامپ: اقتصاد آمریکا تعطیل شده است
12 آوریل 2020
دیدگاه مردم آمریکا درباره ی میزان فساد در ایالات متحده ی آمریکا
13 آوریل 2020
 
مسائل و فکت های آمریکا

20 فکت درباره ی نابرابری در آمریکا

stanford

 
مسائل و فکت های آمریکا

20 فکت درباره ی نابرابری در آمریکا

stanford

 

دستمزدهای نابرابر

طیِ 30 سالِ اخیر، نابرابریِ دستمزدها در آمریکا به میزانِ زیادی افزایش یافته است،‌ به طوری که هم اکنون سطحِ آن دارد به نابرابریِ‌ شدیدی که قبل از رکودِ بزرگ حاکم بود نزدیک می شود. البته توصیفی چنین کلی از روندِ نابرابری الگوی واقعیِ تغییرات را بیش از حد ساده کرده است: نمودارِ زیر نشان می دهد که این روند در بینِ خانوارهای دارای درآمدِ متوسط به بالا (خطِ بالایی) دقیقاً همان روندی نیست که در بینِ خانواده های دارای درآمدِ متوسط به پایین (خطِ پایینی) حکمفرماست.

خطِ پایینی نابرابری‌ئی را نشان می دهد که از نسبتِ‌ دستمزدهای متوسط (خانوارهای صدکِ پنجاهم) به دستمزدهای پایین (صدکِ دهم) به دست آمده است. حال آنکه خطِ بالایی بیانگرِ نابرابری‌ئی است که از نسبتِ‌ دستمزدهای بالا (متعلق به صدکِ نودم) به درآمدهای متوسط (اقشارِ‌ صدکِ پنجاهم) حاصل شده است. ما دریافتیم که نابرابری در بینِ اقشارِ متوسط به پایین (خطِ‌ پایینی) در دهه ی 1980 به ناگاه افزایش یافته و از آن پس با نوسانِ بیشتری به پیش رفته است، در حالی که نابرابری در بینِ متوسط به بالاها (خطِ بالایی) از سالِ 1980 افزایشی آهسته و پیوسته داشته است.

درآمدِ مدیرعاملان

در دهه های اخیر شاهدِ افزایشِ چشمگیرِ فاصله میانِ حقوق و مزایای مدیرعامل‌ها و حقوق و مزایای کارکنانِ معمولیِ بخشِ تولید بوده ایم. مدیرانِ شرکت در سالِ 1965 24برابرِ میانگینِ درآمدِ یک کارگرِ تولیدی درآمد کسب می کردند، اما در سالِ 2009 این نسبت به 185برابر رسید. نمودارِ زیر نشاندهنده ی افزایشِ این نابرابری ها در دهه ی 1980 است.

منبع : huduser.org

بی‌خانمانی

در آمریکا 750000 نفر بی‌خانمان وجود دارد که یک پنجمِ آنها بی‌خانمانِ «مزمن» محسوب می شوند. کثرتِ مردان، سیاهپوستان، افرادِ میان‌سال (31-50 ساله)، کهنه‌سربازان و معلولان در جمعِ بی‌خانمان‌های داری سرپناه هیچ تناسبی با نسبتِ جمعیتِ آنان ندارد.

منبع :huduser.org

درآمدِ مبتنی بر تحصیلات

پس از 1979، فقط فارغ التحصیلانِ کالجها بوده اند که از افزایشِ متوسطِ درآمدِ هفتگی برخوردار شده اند (بر حسبِ قدرتِ خرید). درعوض، کسانی که از دبیرستان ترکِ تحصیل نموده اند متوسطِ درآمدِ هفتگی‌شان (قدرتِ خریدشان) تا حدودِ 22درصد کاهش یافته است.

منبع اول : huduser.org
منبع دوم :/economix.blogs.nytimes.com

شکافِ جنسیتیِ درآمدها

در بخشِ زیادی از قرنِ بیستم، میانگینِ درآمدِ زنان حدوداً 60 درصدِ میانگینِ درآمدِ مردان بود. در اواخرِ دهه ی 1970، درآمدِ نسبیِ زنان به میزانِ زیادی افزایش پیدا کرد، به طوری که به حدودِ 80درصدِ درآمدِ مردان رسید. این روندِ افزایشی در سالِ 2005 متوقف گردید و از آن موقع، شکافِ جنسیتیِ مذکور تقریباً دست‌نخورده باقی مانده است.

منبع :

bls.gov

شکافِ جنسیتیِ مشاغل

شغلهایی که زنان و مردان در آن کار می کنند معمولاً با هم بسیار تفاوت دارد. به طورِ کلی، «شغلهای مردانه» پردرآمدتر از «شغلهای زنانه» است.

منبع : bls.gov/cps

شکافهای نژادی در آموزش

نرخِ ترکِ تحصیل از دبیرستان در بینِ سفیدپوستان در کمترین حد و در سیاهپوستان و هیسپانیک ها در بالاترین حد قرار دارد، در حالی که نرخِ ثبتِ نام در کالجها از سوی سیاهپوستان در کمترین حد و از سوی سفیدها در بالاترین حد می باشد. نرخِ انصراف از دبیرستان در بینِ هر سه گروه تقریباً به یک اندازه پایین آمده، اما نرخِ ثبت‌نام در کالجها رشدی بسیار نابرابر داشته است.

منبع : The Digest of Education Statistics 2008, National Center for Education Statistics

تبعیضِ نژادی

تبعیضِ نژادی هنوز در محیطهای کاری وجود دارد. آزمایشی که از سالِ 2001 تا 2002 در شیکاگو و بوستون انجام گرفت نشان می دهد که رزومه‌هایی که نامِ روی آنها متعلق به افرادِ سفیدپوست به نظر می رسید، خواه نامهای زنانه یا مردانه، شانسِ بیشتری برای رفتن به مرحله ی مصاحبه داشتند تا آنهایی که نامهایشان «ظاهری سیاهپوست» داشت (حتی اگر رزومه ها در سایرِ موارد یکسان بودند).

منبع : Bertrand, Marianne and Sendhil Mullainathan. 2004. “Are Emily and Greg More Employable than Lakisha and Jamal?” American Economic Review 94(4): 991-1013.

کودکانِ فقیر

در ایالاتِ متحده ی آمریکا، 21درصدِ کلِ کودکان در فقر به سر می برند، که این میزان فقر تقریباً از هر کشورِ ثروتمندِ دیگری بالاتر است.

منبع : OECD Income Distribution questionnaire, February 2011. Data refer to 2008 for Germany, Israel, Italy, Korea, Mexico, Netherlands, New Zealand, Norway, Sweden and the United States; 2007 for Canada, Denmark and Hungary; 2006 for Chile, Estonia, Japan and Slovenia; 2005 for France, Ireland, Switzerland and the United Kingdom; 2004 for Australia, Austria, Belgium, Czech Republic, Finland, Greece, Iceland, Luxembourg, Poland, Portugal, the Slovak Republic, Spain and Turkey.

جداسازیِ محلِ سکونت

همه می دانیم که ثروتمندانِ آمریکا تمایلی به همزیستی با فقرا در یک محله ندارند. اما آیا می دانستید که این نوع تفکیک رو به افزایش است؟ نمودارِ زیر نشان می دهد که بینِ سالهای 1970 تا 2000، در جداسازیِ محلِ سکونت افزایشِ قابلِ ملاحظه ای رخ داده است. ما این نتیجه را با دو سنجه به دست آوردیم: الف) چه میزان از خانواده هایی که در یک‌پنجمِ نخستِ جامعه (از نظرِ درآمد) قرار دارند در کنارِ خانواده هایی زندگی می کنند که در یک پنجمِ صدر قرار ندارند (در سالهای 1970 و 2000)؟ ب) چه میزان خانواده هایی که در یک‌پنجمِ پایینیِ توزیعِ درآمد قرار دارند با خانواده هایی که در یک پنجمِ پایینی قرار ندارند زندگی می کنند؟ (باز هم در سالهای 1970 و 2000)؟

منبع : Claude S. Fischer, Gretchen Stockmayer, Jon Stiles, Michael Hout. 2004. “Distinguishing the Geographic Levels and Social Dimensions of U.S. Metropolitan Segregation, 1960-2000.” Demography 41(1): 37-59.

بیمه‌های سلامتی

در سالِ 2007، 8.1 میلیون کودکِ زیرِ 18 سال فاقدِ بیمه ی سلامتی بوده اند. کودکانِ فقیر و کودکانِ هیسپانیک بیش از سایرین بدونِ بیمه مانده اند.

منبع : census.gov

تحرکِ درآمدیِ میان‌نسلی

منظور از «تحرکِ درآمدیِ میان‌نسلی» میزانِ حرکتِ شخص به سوی مدارِ بالاتر یا پایین‌ترِ درآمد در حرفه یا شغلی است که دارد. بیش از نیمی از کسانی که در سالِ 1994 در پنجکِ پایانیِ درآمدی قرار داشته اند، پس از گذشتِ 10 سال همچنان درجا زده اند، و کمتر از 4 درصدشان نیز به پنجکِ پایینی صعود کردند.

منبع : urban.org

مشاغلِ بد

«مشاغلِ بد» نوعاً به شغلهایی اطلاق می شود که دستمزدهای پایینی دارند و از بیمه های درمانی و بازنشستگی بی‌بهره اند. همانطور که در زیر می بینید، حدودِ 10درصدِ کارکنانِ تمام‌وقت شغلهای کم‌درآمد دارند، حدودِ 30درصدشان فاقدِ بیمه‌ی درمان هستند، و نزدیک به 40درصدشان از حقوقِ بازنشستگی بی‌بهره اند. این نمودار همچنین نشان می دهدکه کارکنانِ پاره‌وقت، کارگرانِ آماده‌باش و روزمزد، و کسانی که به طورِ موقت برای نهادهای خیریه کار می کنند بیش از همه در معرضِ اشتغال در مشاغلِ بد قرار دارند.

منبع : Arne L. Kalleberg, Barbara F. Reskin, Ken Hudson. 2000. “Bad Jobs in America: Standard and Nonstandard Employment Relations and Job Quality in the United States.” American Sociological Review 65(2): 256-278.

شاغلانِ ناامید

«مشاغلِ بد» نوعاً به شغلهایی اطلاق می شود که دستمزدهای پایینی دارند و از بیمه های درمانی و بازنشستگی بی‌بهره اند. همانطور که در زیر می بینید، حدودِ 10درصدِ کارکنانِ تمام‌وقت شغلهای کم‌درآمد دارند، حدودِ 30درصدشان فاقدِ بیمه‌ی درمان هستند، و نزدیک به 40درصدشان از حقوقِ بازنشستگی بی‌بهره اند. این نمودار همچنین نشان می دهدکه کارکنانِ پاره‌وقت، کارگرانِ آماده‌باش و روزمزد، و کسانی که به طورِ موقت برای نهادهای خیریه کار می کنند بیش از همه در معرضِ اشتغال در مشاغلِ بد قرار دارند.

منبع : bls.gov

نابرابریِ‌ ثروت

ثروتِ خانواده های آمریکایی پس از دهه ی 1980 بیش از پیش متمرکز شده است. خانوارهای 10درصدِ بالاییِ آمریکا در سالِ 1983 68.2 درصدِ کلِ ثروت و در سالِ 2007 73.1 درصدِ کلِ ثروتِ کشورشان را در اختیار داشته اند.

منبع : Edward N. Wolff, 2010. “Recent Trends in Household Wealth in the United States: Rising Debt and the Middle-Class Squeeze – An Update to 2007.” Levy Economics Institute Working Paper No. 589. Annandale-on-Hudson, NY: Levy Economics Institute.

تحرکِ‌ درآمدیِ میان‌نسلی

تحرکِ درآمدیِ میان‌نسلی را می توان از طریقِ محاسبه ی میزانِ حرکتِ افراد به سمتِ پنجک‌های درآمدیِ متفاوت با پنجکِ درآمدیِ خانواده شان اندازه گیری کرد. نسبتِ‌ فرزندانِ ذکوری که بدونِ تحرک در پایین ترین پنجک مانده بودند، از سالِ 1961 تا 1972 کاهش یافته و سپس ثابت ماند.

منبع : Harding, David, Christopher Jencks, Leonard M. Lopoo, and Susan E. Mayer. 2008. “Family Background and Incomes in Adulthood.” Pp. 505-515 in Social Stratification: Class, Race and Gender in Sociological Perspective, edited by David B. Grusky. Boulder, CO: Westview Press.

مقررات‌زدایی در بازارِ کار

درصدِ کلِ کارکنانِ حقوق/مزد بگیری که عضوِ اتحادیه هستند از 24درصد در سالِ 1973 به 12.4درصد در 2008 کاهش یافته است. این کاهش در بخشِ خصوصی بیشتر از بخشِ دولتی بوده است. همزمان با کاهشِ اعضای اتحادیه ها، ارزشِ واقعیِ حداقل دستمزدها نیز در دهه ی 1980 کاهش یافت که فشارِ زیادی را بر کارگرانِ کم‌درآمد وارد آورد. شاید بتوان مجموعِ این دو رویداد را مبنای «مقررات‌زداییِ» اخیر در بازارِ کارِ آمریکا به شمار آورد.

منبع : census.gov

از کار بیکار شدن ها

در سالِ 2008 بالغ بر 3.1میلیون شغل و در سالِ 2009 نزدیک به 4.7میلیون شغل در آمریکا از بین رفت. این از بین رفتنِ شغلها در رکودِ 2007-2009 بیشتر از همه ی رکودهای پیشین بوده است.

منبع :bls.gov

مهاجران و نابرابری

به نظرِ شما مهاجرت به آمریکا سببِ ورودِ کارکنانِ ماهر به بازارِ کارِ این کشور می شود یا کارکنانِ بی‌مهارت؟ جواب این است که هردو! نمودارِ زیر نشان می دهد که مهاجران هم کارکنانِ ماهر و تحصیلکرده در خود دارند و هم بی‌مهارت و کم‌سواد.

زندانی‌سازی

نرخِ زندانی‌سازی در آمریکا از دهه ی 1970 چنان با سرعت رو به افزایش گذاشته است که اکنون این کشور یکی از بالاترین نرخهای زندانیان را در دنیا دارد. این افزایشِ زندانی‌سازی به ویژه درمیانِ جوانانِ سیاهپوستِ مذکر و کسانی که از دبیرستان ترکِ تحصیل کرده اند اتفاق افتاده است. همانطور که در نمودارِ زیر مشاهده می کنید، 37درصد از کسانی که هم جوانِ سیاهپوستِ مذکرند و هم از دبیرستان ترکِ تحصیل کرده اند اکنون در زندان به سر می برند، که این میزان از سالِ 1980 بیش از سه برابر بالاتر است.

منبع : Western, Bruce & Becky Pettit (2010). Incarceration and Social Inequality. Daedalus, 139(3), 8-19
 

مطالب مرتبط


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *