کنث کزمان : ادعاها درباره فروپاشی اقتصاد ایران بی‌اساسند
29 سپتامبر 2019
بحران ایران-عربستان یک سؤال قدیمی را پیش می‌کشد: آیا آمریکا اساساً نیازی به حضور در خاورمیانه دارد؟
29 سپتامبر 2019

حالِ ترامپ خوش نیست

پذیرفتنِ این واقعیت که رئیس‌جمهور ترامپ اختلالِ شخصیتی دارد مهم و بلکه ضروری است



منبع: The Atlantic
نویسنده: پیتر ونر

در اثنای کمپینِ انتخاباتیِ 2016، تماسی از یک روزنامه نگار و نویسنده ی سیاسیِ تأثیرگذار دریافت کردم که می خواست نظرِ مرا راجع به دونالد ترامپ بداند. آن موقع شوکِ ناشی از پیروزیِ ترامپ در حزبِ جمهوریخواه هنوز از بین نرفته بود، و او می خواست بداند برای پرداختن به موضوعِ ترامپ چه چیزهایی را باید به خاطر بسپارد.

من اول از همه به او توصیه کردم تا با روانشناسان و روانپزشکان درباره ی سلامتیِ روحی-روانیِ ترامپ صحبت کند، زیرا به نظرِ من این مهمترین چیزی بود که برای شناختِ وی باید دانست. در واقع کلیدِ شناختِ ترامپ همین نکته بود.

از اینکه اکنون این موضوع را علنی می کنم شرمسار نیستم. پیشتر هم در 14 جولایِ 2016، با حاضر شدن در گفتگوی تلویزیونیِ Washington Journal از شبکه ی C-SPAN، یکی از تماس‌گیرندگان به نامِ بن از ایالتِ ویرجینیا ابرازِ تأسف کرد از اینکه من علیرغمِ اینکه دورانِ بزرگسالی ام را تماماً جمهوریخواه بوده و در دولتهای ریگان و بوشِ پدر و بوشِ پسر سپری کرده ام، با این حال با ترامپ مخالفم.

من به وی پاسخ دادم: «مخالفتِ من با ترامپ به خاطرِ این نیست که او دارد از هیلاری می بازد. چرا که به نظرِ من اتفاقاً احتمالِ پیروزیِ او زیاد است. مخالفتِ من با او اساساً مبنای دیگری دارد: اولاً فکر می کنم او به لحاظِ خلق‌وخو شایسته ی ریاست‌جمهوری نیست. از نظرِ من او فردی دم‌دمی مزاج، بی‌اخلاق، و نامتعادل است. به عقیده ی من او اختلالِ شخصیتی دارد و یک آدمِ وسواسی است. من حیث المجموع، من به عنوانِ کسی که هفت سالِ تمام در کاخِ سفید بوده ام و در سه دولت پست داشته ام و برای سه رئیس جمهور کار کرده ام و تاریخ بسیار خوانده ام، فکر می کنم که مهمترین شرط برای یک رئیس جمهور داشتنِ اخلاق و ثباتِ روحی و بهره‌مندی از عقل و درایت و مصلحت‌اندیشی است.»

امروز حرفهایم ثابت شده است.

اختلالِ شخصیتیِ دونالد ترامپ (قالبهای بیمارگونه‌ی فکری و رفتاریِ او) به ویژگیِ بارزِ ریاست‌جمهوریِ او تبدیل شده است و خود را به صورتهای مختلف نشان می دهد: خودشیفتگیِ شدیدِ او؛ عادت به دروغ درموردِ مسائلِ بزرگ و کوچک (از جمله درباره ی دارایی هایش، قلدری هایش، و سکوتش درباره ی اسراری که می تواند افشا کند)؛ بی اعتناییِ او به واقعیات (از جمله انکارِ گفته های خود حتی وقتی که فیلمِ آنها موجود است)؛ علاقه اش به تئوری های توطئه؛ انتظارِ وفاداریِ کامل از دیگران حال آنکه خودش به هیچ کس وفادار نیست؛ و خودستایی و فریبکاریِ او.

برخی دیگر از نمودهای اختلالِ شخصیتیِ او عبارتند از: ویری بودن، انتقام‌جویی، اشتیاقِ او به تملّق، زن‌ستیزی، رفتارهای جنسیِ تجاوزگونه، نگاهِ جنسی به دخترانش، تمجیدِ علنی از دیکتاتورهای بیرحم، قساوتِ او، و فقدانِ حسِ همدلی و دلسوزی، از جمله حمله به خانواده ای آمریکایی که پسرشان را در جنگ و در فاع از میهن از دست داده بودند، تمسخرِ یک گزارشگرِ معلول، و استهزاءِ یک اسیرِ جنگیِ سابق. می گویند وقتی از رای کوهن (Roy Cohn)، وکیلِ ترامپ در سالهای دور پرسیدند احساسِ ترامپ نسبت به همنوعانش چیست، جواب داد: «تخمش هم حسابشان نمی‌کند.»

جدیدترین مصداقِ آن پافشاریِ بیجهتِ ترامپ بر این نکته بود که هشداری که به آلاباما مبنی بر خطرِ عظیمِ توفندِ دوریان داده بود پیش بینیِ درستی بوده است. او حتی در یک ویدیو در حالی که یک ماژیکِ مشکیِ شارپی در دست دارد مسیرِ این توفان را روی نقشه دستکاری می کند تا نشان دهد این ایالت هم سرِ راهِ توفانِ مذکور بوده است.

یکی از استراتژیست های حزبِ جمهوریخواه،‌که با کاخِ سفید پیوسته در ارتباط است به نشریه ی told Business Insider گفته است: «ساده بگویم، او روز به روز اوضاعش وخیم تر می شود.» این استراتژیست در پاسخ به این پرسش که چرا رئیس جمهورِ آمریکا به جای ایالتهایی که واقعاً در مسیرِ توفان قرار داشته اند اینقدر روی آلاباما تأکید دارد گفته است: «این را باید از یک روانپزشک بپرسید؛ من چندان صلاحیتِ اظهارنظر در این رابطه را ندارم.»

این پاسخی است که ما به کرات و به عناوینِ مختلف در طولِ دوره ی ریاست جمهوریِ ترامپ شنیده ایم: گمانه‌زنی درباره ی سلامتِ روانیِ ترامپ کارِ عاقلانه و درستی نیست، به ویژه برای کسانی که تخصصِ رسمی در زمینه ی روانپزشکی یا روانشناسی ندارند.

حق هم تا حدودی همین است. تشخیصِ اینکه آیا ترامپ معیارهای اختلالِ شخصیتِ ضدِاجتماعی، اختلالِ شخصیتِ‌ خودشیفته یا ترکیبی از هر دو را دارد یا خیر، کاری است که بهتر است آن را را به اهلش واگذار کنیم.

با این حال، مشکلاتِ روان‌شناختیِ ترامپ برای همه ی کسانی که خود را به کوری نزده اند امری روشن است و نیازی نیست که حتماً متخصص باشیم. آیا می توانیم بی‌تعادلی و آشفتگیِ ذهنیِ رئیس جمهورِ آمریکا را که هر روز شاهدِ آن هستیم نادیده بگیریم؟

مثالی می زنم:‌ فرض کنید از کاپوتِ ماشینی دود در می آید و زیرِ ماشین روغن ریخته و موتورش داغ کرده و بوی روغن سوخته به مشام می رسد. آیا حتماً باید مکانیک باشیم تا بفهمیم این ماشین عیبی دارد؟

پذیرفتنِ‌ این واقعیت که ترامپ اختلالِ شخصیت دارد مهم و بلکه ضروری است. حداقلش این است که به ما کمک می کند تا به خودنمایی های غیرمعمولِ او واکنشِ بهتری نشان دهیم.

حتی الآن که تقریباً هزار روز از ریاست جمهوریِ او می گذرد، باز رفتارهای برآشفته ی او حیرت و ناباوری در مردم ایجاد می کند. واکنشی مثلِ این: «باورت می شود که او فلان کار را کرد و بهمان حرف را زد؟»

پاسخِ من به این پرسش این است: «چرا نباید باور کنیم؟» فقط در صورتی باید شوکه شویم که فرض گرفته باشیم با یک آدمِ نرمال سر و کار داریم. حال آنکه این طور نیست. ترامپ اساساً فردِ معیوبی است و درست به گونه ای رفتار می کند که یک شخصِ دارای اختلالِ شخصیتی. خیلی از آمریکایی ها هنوز با این واقعیت کنار نیامده اند که به رئیس جمهوری رأی داده اند که از اساس مشکل دارد و غیرعادی است. اگر به این درک برسند خیلی خوب می شود.

یکی از مزایای این بینش این است که کمتر احساسِ بهت و حیرت و پریشانی و خشم می کنیم. دونالد ترامپ پیشرفتِ خود را در فتنه‌انگیزی و گیج کردنِ مردم و ایجادِ حسِ انزجار در آمریکایی ها و عصبی کردن و از تعادل خارج کردنِ آنها می بیند.

چنین بینشی می تواند از نفرتی که خیلی ها نسبت به او احساس می کنند هم تا حدودی بکاهد. دیدنِ ترامپ همانطور که هست (دارای روح و روانی به شدت معیوب و ویران و ذهنی آشفته) به این معنا نیست که از انزجارِ خود نسبت به بدرفتاری ها و بی‌رحمی ها و کارهای غیرانسانی اش فروکاهیم و عزمِ خود را برای مخالفت با آنها کنار بگذاریم. با این حال، می تواند تصویرِ کاملتری را از او  نشان دهد و حسِ ترحم و تأسفِ ما را نسبت به ترامپ برانگیزد.

از همه مهمتر اینکه پذیرشِ‌ حقیقت در موردِ وضعیتِ روحی روانیِ ترامپ باعث می شود وظایفِ دموکراتیکِ خود را جدی تر بگیریم و بعد از این اجازه ندهیم یک شخصی که صلاحیتِ اخلاقی و روانی ندارد رئیس جمهور شود.

ریاست جمهوری در آمریکا منصبِ بسیار قدرتمندی است، و در نتیجه می تواند بسیار خطرناک هم باشد. باید مواظب بود و نگذاشت کسی بر این مسند تکیه کند که اخلاق را فقط در چارچوبِ منافعِ کوته‌نظرانه‌ ی خود و تمایلاتِ منحرفِ خویش و هوسهای نابهنجارش تعریف می کند وقتی رهبری عقیده داشته باشد که منافعِ ملتش همان منافعِ شخصیِ خودش است، در واقع در را به روی همه گونه نکبتِ اخلاقی و قانونی باز کرده است.

خواه اختلالاتِ شخصیتیِ ترامپ به لحاظِ بالینی قابلِ تشخیص باشد یا نه، مشکلاتِ روان‌شناختیِ وی کاملاً آشکار است. از همان بدوِ ورودِ او به کاخِ سفید این مشکلات نگران‌کننده بود؛  الآن که تشدید هم شده است. لحظه به لحظه ی حضورِ ترامپ در مسندِ ریاست جمهوری ننگین و خطرناک است.


در این رابطه ویدئوی "حرف و حدیث ها در مورد سلامت روانی ترامپ" را تماشا کنید.

مطالب مرتبط




حالِ ترامپ خوش نیست

پذیرفتنِ این واقعیت که رئیس‌جمهور ترامپ اختلالِ شخصیتی دارد مهم و بلکه ضروری است



منبع: The Atlantic
نویسنده: پیتر ونر

در اثنای کمپینِ انتخاباتیِ 2016، تماسی از یک روزنامه نگار و نویسنده ی سیاسیِ تأثیرگذار دریافت کردم که می خواست نظرِ مرا راجع به دونالد ترامپ بداند. آن موقع شوکِ ناشی از پیروزیِ ترامپ در حزبِ جمهوریخواه هنوز از بین نرفته بود، و او می خواست بداند برای پرداختن به موضوعِ ترامپ چه چیزهایی را باید به خاطر بسپارد.

من اول از همه به او توصیه کردم تا با روانشناسان و روانپزشکان درباره ی سلامتیِ روحی-روانیِ ترامپ صحبت کند، زیرا به نظرِ من این مهمترین چیزی بود که برای شناختِ وی باید دانست. در واقع کلیدِ شناختِ ترامپ همین نکته بود.

از اینکه اکنون این موضوع را علنی می کنم شرمسار نیستم. پیشتر هم در 14 جولایِ 2016، با حاضر شدن در گفتگوی تلویزیونیِ Washington Journal از شبکه ی C-SPAN، یکی از تماس‌گیرندگان به نامِ بن از ایالتِ ویرجینیا ابرازِ تأسف کرد از اینکه من علیرغمِ اینکه دورانِ بزرگسالی ام را تماماً جمهوریخواه بوده و در دولتهای ریگان و بوشِ پدر و بوشِ پسر سپری کرده ام، با این حال با ترامپ مخالفم.

من به وی پاسخ دادم: «مخالفتِ من با ترامپ به خاطرِ این نیست که او دارد از هیلاری می بازد. چرا که به نظرِ من اتفاقاً احتمالِ پیروزیِ او زیاد است. مخالفتِ من با او اساساً مبنای دیگری دارد: اولاً فکر می کنم او به لحاظِ خلق‌وخو شایسته ی ریاست‌جمهوری نیست. از نظرِ من او فردی دم‌دمی مزاج، بی‌اخلاق، و نامتعادل است. به عقیده ی من او اختلالِ شخصیتی دارد و یک آدمِ وسواسی است. من حیث المجموع، من به عنوانِ کسی که هفت سالِ تمام در کاخِ سفید بوده ام و در سه دولت پست داشته ام و برای سه رئیس جمهور کار کرده ام و تاریخ بسیار خوانده ام، فکر می کنم که مهمترین شرط برای یک رئیس جمهور داشتنِ اخلاق و ثباتِ روحی و بهره‌مندی از عقل و درایت و مصلحت‌اندیشی است.»

امروز حرفهایم ثابت شده است.

اختلالِ شخصیتیِ دونالد ترامپ (قالبهای بیمارگونه‌ی فکری و رفتاریِ او) به ویژگیِ بارزِ ریاست‌جمهوریِ او تبدیل شده است و خود را به صورتهای مختلف نشان می دهد: خودشیفتگیِ شدیدِ او؛ عادت به دروغ درموردِ مسائلِ بزرگ و کوچک (از جمله درباره ی دارایی هایش، قلدری هایش، و سکوتش درباره ی اسراری که می تواند افشا کند)؛ بی اعتناییِ او به واقعیات (از جمله انکارِ گفته های خود حتی وقتی که فیلمِ آنها موجود است)؛ علاقه اش به تئوری های توطئه؛ انتظارِ وفاداریِ کامل از دیگران حال آنکه خودش به هیچ کس وفادار نیست؛ و خودستایی و فریبکاریِ او.

برخی دیگر از نمودهای اختلالِ شخصیتیِ او عبارتند از: ویری بودن، انتقام‌جویی، اشتیاقِ او به تملّق، زن‌ستیزی، رفتارهای جنسیِ تجاوزگونه، نگاهِ جنسی به دخترانش، تمجیدِ علنی از دیکتاتورهای بیرحم، قساوتِ او، و فقدانِ حسِ همدلی و دلسوزی، از جمله حمله به خانواده ای آمریکایی که پسرشان را در جنگ و در فاع از میهن از دست داده بودند، تمسخرِ یک گزارشگرِ معلول، و استهزاءِ یک اسیرِ جنگیِ سابق. می گویند وقتی از رای کوهن (Roy Cohn)، وکیلِ ترامپ در سالهای دور پرسیدند احساسِ ترامپ نسبت به همنوعانش چیست، جواب داد: «تخمش هم حسابشان نمی‌کند.»

جدیدترین مصداقِ آن پافشاریِ بیجهتِ ترامپ بر این نکته بود که هشداری که به آلاباما مبنی بر خطرِ عظیمِ توفندِ دوریان داده بود پیش بینیِ درستی بوده است. او حتی در یک ویدیو در حالی که یک ماژیکِ مشکیِ شارپی در دست دارد مسیرِ این توفان را روی نقشه دستکاری می کند تا نشان دهد این ایالت هم سرِ راهِ توفانِ مذکور بوده است.

یکی از استراتژیست های حزبِ جمهوریخواه،‌که با کاخِ سفید پیوسته در ارتباط است به نشریه ی told Business Insider گفته است: «ساده بگویم، او روز به روز اوضاعش وخیم تر می شود.» این استراتژیست در پاسخ به این پرسش که چرا رئیس جمهورِ آمریکا به جای ایالتهایی که واقعاً در مسیرِ توفان قرار داشته اند اینقدر روی آلاباما تأکید دارد گفته است: «این را باید از یک روانپزشک بپرسید؛ من چندان صلاحیتِ اظهارنظر در این رابطه را ندارم.»

این پاسخی است که ما به کرات و به عناوینِ مختلف در طولِ دوره ی ریاست جمهوریِ ترامپ شنیده ایم: گمانه‌زنی درباره ی سلامتِ روانیِ ترامپ کارِ عاقلانه و درستی نیست، به ویژه برای کسانی که تخصصِ رسمی در زمینه ی روانپزشکی یا روانشناسی ندارند.

حق هم تا حدودی همین است. تشخیصِ اینکه آیا ترامپ معیارهای اختلالِ شخصیتِ ضدِاجتماعی، اختلالِ شخصیتِ‌ خودشیفته یا ترکیبی از هر دو را دارد یا خیر، کاری است که بهتر است آن را را به اهلش واگذار کنیم.

با این حال، مشکلاتِ روان‌شناختیِ ترامپ برای همه ی کسانی که خود را به کوری نزده اند امری روشن است و نیازی نیست که حتماً متخصص باشیم. آیا می توانیم بی‌تعادلی و آشفتگیِ ذهنیِ رئیس جمهورِ آمریکا را که هر روز شاهدِ آن هستیم نادیده بگیریم؟

مثالی می زنم:‌ فرض کنید از کاپوتِ ماشینی دود در می آید و زیرِ ماشین روغن ریخته و موتورش داغ کرده و بوی روغن سوخته به مشام می رسد. آیا حتماً باید مکانیک باشیم تا بفهمیم این ماشین عیبی دارد؟

پذیرفتنِ‌ این واقعیت که ترامپ اختلالِ شخصیت دارد مهم و بلکه ضروری است. حداقلش این است که به ما کمک می کند تا به خودنمایی های غیرمعمولِ او واکنشِ بهتری نشان دهیم.

حتی الآن که تقریباً هزار روز از ریاست جمهوریِ او می گذرد، باز رفتارهای برآشفته ی او حیرت و ناباوری در مردم ایجاد می کند. واکنشی مثلِ این: «باورت می شود که او فلان کار را کرد و بهمان حرف را زد؟»

پاسخِ من به این پرسش این است: «چرا نباید باور کنیم؟» فقط در صورتی باید شوکه شویم که فرض گرفته باشیم با یک آدمِ نرمال سر و کار داریم. حال آنکه این طور نیست. ترامپ اساساً فردِ معیوبی است و درست به گونه ای رفتار می کند که یک شخصِ دارای اختلالِ شخصیتی. خیلی از آمریکایی ها هنوز با این واقعیت کنار نیامده اند که به رئیس جمهوری رأی داده اند که از اساس مشکل دارد و غیرعادی است. اگر به این درک برسند خیلی خوب می شود.

یکی از مزایای این بینش این است که کمتر احساسِ بهت و حیرت و پریشانی و خشم می کنیم. دونالد ترامپ پیشرفتِ خود را در فتنه‌انگیزی و گیج کردنِ مردم و ایجادِ حسِ انزجار در آمریکایی ها و عصبی کردن و از تعادل خارج کردنِ آنها می بیند.

چنین بینشی می تواند از نفرتی که خیلی ها نسبت به او احساس می کنند هم تا حدودی بکاهد. دیدنِ ترامپ همانطور که هست (دارای روح و روانی به شدت معیوب و ویران و ذهنی آشفته) به این معنا نیست که از انزجارِ خود نسبت به بدرفتاری ها و بی‌رحمی ها و کارهای غیرانسانی اش فروکاهیم و عزمِ خود را برای مخالفت با آنها کنار بگذاریم. با این حال، می تواند تصویرِ کاملتری را از او  نشان دهد و حسِ ترحم و تأسفِ ما را نسبت به ترامپ برانگیزد.

از همه مهمتر اینکه پذیرشِ‌ حقیقت در موردِ وضعیتِ روحی روانیِ ترامپ باعث می شود وظایفِ دموکراتیکِ خود را جدی تر بگیریم و بعد از این اجازه ندهیم یک شخصی که صلاحیتِ اخلاقی و روانی ندارد رئیس جمهور شود.

ریاست جمهوری در آمریکا منصبِ بسیار قدرتمندی است، و در نتیجه می تواند بسیار خطرناک هم باشد. باید مواظب بود و نگذاشت کسی بر این مسند تکیه کند که اخلاق را فقط در چارچوبِ منافعِ کوته‌نظرانه‌ ی خود و تمایلاتِ منحرفِ خویش و هوسهای نابهنجارش تعریف می کند وقتی رهبری عقیده داشته باشد که منافعِ ملتش همان منافعِ شخصیِ خودش است، در واقع در را به روی همه گونه نکبتِ اخلاقی و قانونی باز کرده است.

خواه اختلالاتِ شخصیتیِ ترامپ به لحاظِ بالینی قابلِ تشخیص باشد یا نه، مشکلاتِ روان‌شناختیِ وی کاملاً آشکار است. از همان بدوِ ورودِ او به کاخِ سفید این مشکلات نگران‌کننده بود؛  الآن که تشدید هم شده است. لحظه به لحظه ی حضورِ ترامپ در مسندِ ریاست جمهوری ننگین و خطرناک است.


در این رابطه ویدئوی "حرف و حدیث ها در مورد سلامت روانی ترامپ" را تماشا کنید.

مطالب مرتبط