همسفر شراب (قسمت نوزدهم – بخش دوم)
۲۲ تیر ۱۳۹۸
همسفر شراب (قسمت نوزدهم – بخش سوم)
۲۲ تیر ۱۳۹۸
سه چهار روز پیش دیدیم یک گربه‌ی قهوه‌ای-نارنجی اطراف خونه پرسه میزنه. اینقدر اینجا گربه کم توی شهر هست که متعجب شدیم و گفتیم نکنه مال یکی از همسایه‌هاست و گم شده.

امشب یک دختر و پسر امریکایی که همسایه‌مون هستن اومدن دم در میپرسن این گربه مال شماست؟ جواب میشنون که نه، ما هم نمی‌دونیم مال کیه.

بهشون گفتم سر و گردنش رو نگاه کنید ببینید نشونی چیزی نداره؟ دیدن یه گردن‌آویز داره و نام زیبا و با مسمای کاترین بر غبغب ایشون جلوه‌نمایی میکنه

خلاصه اینکه قرار شد امشب رو در منزل همسایه بد بگذرونه تا فردا پلیس بیاد و صاحبش رو پیدا کنه

یعنی میخوام بگم گربه‌ها در این حد ارج و قرب دارن! عوضش تا دل‌تون بخواد سنجاب ریخته توی کوچه محل. یه چیزی تو مایه‌های گربه‌ها در ایران.

مطالب مرتبط

سه چهار روز پیش دیدیم یک گربه‌ی قهوه‌ای-نارنجی اطراف خونه پرسه میزنه. اینقدر اینجا گربه کم توی شهر هست که متعجب شدیم و گفتیم نکنه مال یکی از همسایه‌هاست و گم شده.

امشب یک دختر و پسر امریکایی که همسایه‌مون هستن اومدن دم در میپرسن این گربه مال شماست؟ جواب میشنون که نه، ما هم نمی‌دونیم مال کیه.

بهشون گفتم سر و گردنش رو نگاه کنید ببینید نشونی چیزی نداره؟ دیدن یه گردن‌آویز داره و نام زیبا و با مسمای کاترین بر غبغب ایشون جلوه‌نمایی میکنه

خلاصه اینکه قرار شد امشب رو در منزل همسایه بد بگذرونه تا فردا پلیس بیاد و صاحبش رو پیدا کنه

یعنی میخوام بگم گربه‌ها در این حد ارج و قرب دارن! عوضش تا دل‌تون بخواد سنجاب ریخته توی کوچه محل. یه چیزی تو مایه‌های گربه‌ها در ایران.

مطالب مرتبط



آخرین مطالب