اپیدمی خشونتهای مسلحانه آمریکا در مقایسه با سایر کشور های جهان
۱۹ تیر ۱۳۹۸
همسفر شراب (قسمت هفدهم – بخش سوم)
۲۰ تیر ۱۳۹۸

تعطیلی دولت در ایالات متحده آمریکا ، دقیقا به چه معناست؟



منبع: وکس
در سیاست ایالات متحده آمریکا، تعطیلی دولت وضعیتی است که در آن دولت ارائه همه خدمات جز خدمات حیاتی را متوقف می‌کند .
تعطیلی ممکن است زمانی رخ دهد که یک نهاد قانونگذاری (از جمله قدرت قانونگذاری وتو توسط مسئول اجرایی) نمی‌تواند بر سر تخصیص بودجه برنامه‌های دولتیش در سال مالی پیش رو به توافق برسد. در فقدان منابع کافی، دولت فراهم کردن خدمات غیرضروری را در آغاز سال مالی تحت تأثیر، متوقف می‌کند. کارمندان دولت که خدمات ضروری ارائه می‌کنند اغلب «کارمندان ضروری» خوانده می‌شوند و خواسته می‌شود به کار ادامه دهند.

سالها بسیاری از سازمانهای فدرال در فاصلهٔ بودجه دهی به کار ادامه می‌دادند و عملیات و ملزومات غیر حیاتی را محدود می‌کردند، و باور داشتند کنگره قصد ندارد تا زمانی که ترتیبات لازم تصویب شود سازمانها تعطیل شوند. در جریان روند ترتیبات سال مالی ۱۹۸۱، پرزیدنت ریگان در خصوص لایحه ضد کسری بودجه از دادستان کل وقت آمریکا نظر خواست. در دو یادداشت صادره در ۱۹۸۰ و ۱۹۸۱ دادستان کل بیان کرد که این لایحه از سازمانها می‌خواهد همه عملیات خود را هنگام انقضای ترتیبات فعلی خاتمه بدهند.

لیستی از موارد تعطیلی های دولت آمریکا :



۱ اکتبر ۲۰۱۳
بامداد سه شنبه، ۱ اکتبر ۲۰۱۳ (۹ مهر ۱۳۹۲)، باراک اوباما در سخنانی که از شبکه‌های رادیو و تلویزیون ایالات متحده آمریکا پخش شد، اعلام کرد که به دلیل تصویب نشدن لایحه بودجه دولت فدرال در کنگره این کشور، نهادهای دولتی امکان ادامه فعالیت و ارائه خدمات را ندارند و کنگره را متهم کرد که به وظیفه خود در تصویب لایحه بودجه عمل نکرده است. بدین ترتیب دولت آمریکا تعطیل شد. این نخستین بار پس از هفده سال گذشته بود که عدم توافق دولت و کنگره بر سر لایحه بودجه باعث تعطیل خدمات دولتی شد.

۱۷ اکتبر ۲۰۱۳
شامگاه چهارشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۳ (۲۵ مهر ۱۳۹۲) کنگره آمریکا به طرح رهبران دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه برای تصویب افزایش سقف استقراض دولت و همچنین تمدید بودجه دولت رای داد؛ و بدین ترتیب به تعطیلی ۱۶ روزه دولت آمریکا پایان داد. در صورتیکه بودجه توسط کنگره تصویب نمی‌شد، بخش‌های دیگری از دولت نیز تعطیل می‌شد. این طرح ساعاتی مانده به ضرب‌الاجل افزایش سقف استقراض دولت، به کاخ سفید اجازه داد حدود ۱۷ تریلیارد دلار بیشتر قرض بگیرد. دولت آمریکا تا ساعت ۱۱:۵۹ پنج‌شنبه‌شب فرصت داشت که سقف مجاز استقراض را افزایش دهد و اگر تا آن‌زمان کنگره چنین مجوزی به کاخ سفید نمی‌داد، آمریکا از بازپرداخت بدهی‌هایش باز می‌ماند. طبق این طرح، دولت آمریکا اجازه خواهد داشت تا ۷ فوریه ۲۰۱۴ به قرض‌کردن پول برای تأمین نیازهای مالی خود ادامه دهد. این توافق، همچنین به دولت این امکان را می‌دهد که تا ۱۵ ژانویه به منابع مالی مورد نیاز برای انجام پرداخت‌های خود دسترسی داشته باشد. این طرح در مجلس سنا ۸۱ رای مثبت و ۱۸ رای منفی گرفت و ساعتی بعد در مجلس نمایندگان نیز با ۲۸۵ رای مثبت و ۱۴۴ رای منفی، تصویب شد.

۲۰۱۸
دولت فدرال آمریکا در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۸(۱۳۹۶/۱۰/۲۹) نیز به دلیل موافقت نکردن کنگره آمریکا و اختلاف نظر بین جمهوری خواهان و دموکرات‌ها با لایحه بودجه پیشنهادی از طرف دولت ترامپ، تعطیل شد.
این نوزدهمین بار است که دولت فدرال آمریکا در طول تاریخ این کشور تعطیل می‌شود.
دولت آمریکا پس از سه روز تعطیلی،سرانجام در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۸(۱۳۹۶/۱۱/۰۳) با لایحه ضرب العجلی کنگره دوباره بازگشایی شد.

تعطیلیِ دولت چگونه اتفاق می افتد؟



وقتی لوایحِ تخصیصی نتوانند پیش از مهلتِ مقرر به تصویب برسند، دولت تعطیل می شود، و بسیاری از فعالیتهای «غیرضروریِ» آن به یکباره متوقف می گردد.

اینکه کنگره به مرزِ تعطیلی کشانده شود چیزِ غیرمعمولی نیست. همین پاییزِ گذشته بود که ترامپ آن را تهدید به تعطیلی کرد تا بتواند سرمایه ی ساختِ دیوارِ مرزی را جور کند.

پس از آنکه پروسه ی جدیدِ کنگره (که با استفاده از آن می تواند لوایحِ تخصیصی و مالی نظیرِ بودجه را تصویب کند) در سالِ 1976 آغاز شد، دولتِ فدرال تا کنون رسماً 18 بار تعطیل شده است. شش بارِ اول عملاً هیچ تأثیری بر عملکردِ دولت نداشت. تا اینکه در سالهای 1980 و 1981 آرای قضاییِ دادستانِ کل، بنجامین سیویلتی (Benjamin Civiletti)، صادر شد و دولت وقفه‌های تخصیصی (مدت‌زمانی که کنگره در تخصیصِ سرمایه به عملکردهای جاریِ‌ دولت تأخیر نموده است) را مستلزمِ تعطیلیِ همه یا بخشی از ارگانهای دولتی دانست.

از زمانِ ریگان به بعد، هربار که کنگره در تصویبِ بودجه و سرمایه تعلل کرده، بخشِ بزرگی از دولت به تعطیلی کشیده شده. اینکه کدام بخشها تعطیل شده، هربار متفاوت بوده، اما عموماً بخشهایی غیر از خدماتِ ضروری بوده که بدونِ آنها چرخه ی اقتصادِ کشور متوقف می شده و حیاتِ مردم نابود می شده است.

در اثنای این تعطیلی ها، کارکنانِ فدرال به دو دسته ی «غیر ضروری» و «ضروری» تقسیم می شوند (در سالِ 1995، به منظورِ جلوگیری از لطمه دیدنِ احساساتِ مردم، اصطلاحِ رسمیِ این دو مفهوم به «مستثنا» و «غیرِمستثنا» تغییر یافت). کارکنانِ غیرضروری از کار مرخص می شوند و پرداختِ حقوقشان متوقف می شود تا هنگامی که دولت بازگشایی گردد.

در تعطیلیِ اکتبرِ‌ 2013،‌ حدودِ 850000 کارمندِ دولتِ‌ فدرال، یعنی حدودِ 40 درصدِ کلِ کارکنانِ غیرلشکریِ فدرال، به مرخصی رفتند. بعد از تعطیلی، کارمندانِ به مرخصی رفته تقریباً همیشه معوقه ی حقوقِ زمانِ مرخصی شان را روی حقوقهای جدید دریافت می کنند. از دادنِ حقوق به مشاغلِ ضروری هم امتناع می شود، با این تفاوت که اینها ناچارند درهرصورت کار کنند.


کدام ها مستثنا هستند، و کدامها غیرمستنثا؟

هرچند ترامپ علاقه دارد ارتش را بزرگترین قربانیِ تعطیلی های دولتی معرفی کند، اما حقیقت چیزِ دیگری است، و ارتشِ آمریکا اتفاقاً در غالبِ اوقات وجودش برای عملکردِ دولتِ ایالاتِ متحده «ضروری» محسوب می شود.

نمونه ی دیگرش نهادهای اعمالِ قانون هستند که گرچه تصویرِ آنها در سیاستهای محافظه‌کارانه‌ی هویتی، به مشتی سربازِ وطنی تقلیل یافته، اما در تمامِ نهادهای دولتی جزءِ کارکنانِ ضروری محسوب می شوند. برجهای مراقبتِ‌ پرواز، زندانهای فدرال،‌ و تأمینِ اجتماعی و سایرِ‌ واریزکنندگانِ کمکهای مالی از دیگر مصادیقِ خدماتِ‌ ضروری هستند که در زمانِ تعطیلیِ‌ دولت به فعالیتِ‌ معمولِ خود ادامه می دهند.

اما ببینیم کدام بخش از خدماتِ دولتی مختل می شوند. در تعطیلیِ‌ سالِ 2013، تأثیرِی که مرخصی ها و سایرِ‌ توقف‌ها بر فعالیتهای دولتی داشتند عبارت بودند از:

* استردادهای مالیاتی که بالغ بر 4میلیارد دلار می شد متوقف شد.
* تأمینِ سرمایه ی طرحِ تغذیه ی زنان، نوزادان و کودکان متوقف شد.
* فعالیتهای تحقیقاتیِ مؤسساتِ فدرالی همچون National Institutes of Health (که در حدودِ سه چهارمِ کارکنانش را از دست داد)، the National Science Foundation (که 98 درصدِ نیروی کارش را از دست داد)، و CDC یا مرکزِ‌ کنترل و پیشگیری از بیماری (که دو سومِ پرسنلش را از دست داد) تقریباً به طورِ کامل متوقف شد؛ مرکزِ CDC نظارتِ خود بر شیوعِ بیماری ها را نیز کاهش داد. بازرسی های سازمانِ حفاظت از محیطِ زیست (Environmental Protection Agency) در 1200 منطقه متوقف شد.
* سازمانِ غذا و دارو تأییدِ داروها و وسایلِ پزشکی را متوقف نمود.
* پارکهای ملی تعطیل شد که در نتیجه ی آن، 500 میلیون دلار از درآمدِ ناشی از گردشگری کاسته شد.
* رسیدگی به درخواستِ معلولیتِ کهنه‌سربازان به نصف کاهش یافت، به طوری که هر هفته حدوداً 20000 تقاضای بررسی نشده روی دست می ماند.

در مجموع، بنابر برآوردِ مرکزِ مدیریت و بودجه، وقوعِ این تعطیلی رشدِ تولیدِ ناخالصِ داخلی را در فصلِ پایانیِ سالِ 2013 بالغ بر 0.2 تا 0.6 درصد کاهش داد و منجر به از بین رفتنِ 120000 شغل گردید.

از این رو، تعطیلی های دولت در آمریکا اگرچه منجر به بی‌حقوق ماندنِ بازنشستگان، تصادفِ هواپیماها با یکدیگر، یا تخته شدنِ دربِ نیروهای مسلح نمی شود، اما در زندگیِ صدها هزار کارمند و کارگر و نیز خانواده هایشان اخلالِ شدید ایجاد می کند، و چرخِ بسیاری از نهادهای دولتی را از حرکت بازمی‌دارد.


متولیانِ مهاجرت کم‌کار شده اند

استثنایی که برای متولیانِ اعمالِ قانون وجود دارد به معنای آن است که اکثرِ قریب به اتفاقِ گشتی های مرزی، مأمورانِ گمرک، و مجریانِ مهاجرت و گمرک، در حینِ تعطیلیِ دولت همچنان بر سرِ کار می مانند (از نظرِ دولتِ ترامپ، اعمالِ قوانینِ مهاجرتی، شاملِ بازداشتهای هرچه گسترده ترِ مهاجرانی که هیچ سوءِ پیشینه ای ندارند، نیز ضروری است).

البته تسهیلِ مهاجرتهای قانونی به خودیِ خود امری ضروری نیست. سازمانِ خدماتِ مهاجرت و شهروندیِ ایالاتِ متحده ی آمریکا (US Citizenship and Immigration Services) عمدتاً از این تعطیلی ها متأثر نمی شود، چرا که پولش را از کنگره نمی گیرد، بلکه از متقاضیان طلب می کند. اما شرکتهایی که به دنبالِ ویزاهای شغلی برای کارکنانِ خود می گردند ممکن است به دردسر بیفتند، زیرا شعبِ وزارتِ کار که مسئولِ تأییدِ درخواستهای آنانند، در تعطیلات می بندند.

کنسولگری های آمریکا در دیگر کشورها، چنانچه تعطیلی کوتاه‌مدت باشد، بعضاً قیدِ حقوق را می زنند و باز می مانند، اما اگر تعطیلی به طول بینجامد، معمولاً تعطیل می کنند (در نتیجه، شهروندانِ این کشورها نخواهند توانست جوازِ ورود به آمریکا را بگیرند، تا زمانی که دولتِ آمریکا بازگشایی گردد).

طرحِ جوازِ ورود به مهاجرانِ آمریکا (US Refugee Admissions Program) نیز هرچند قانوناً از تعطیلی متأثر نمی شود، اما با این حال دولتِ اوباما در زمانِ تعطیلیِ 2013 از ورودِ مهاجرین به آمریکا جلوگیری به عمل آورد، زیرا پیش بینی می کرد ارائه ی کارتهای تأمین اجتماعی و سایرِ تسهیلاتِ ضروری به مهاجران در حینِ تعطیل بودنِ دولت کاری است دشوار. تأمینِ مایحتاجِ مهاجران جزءِ فعالیتهای ضروری وزارتِ خارجه محسوب می شود، اما استقرارِ مادام العمرِ آنها خیر.

اینکه بگوییم بخشهایی از دولتِ‌ آمریکا که وظیفه ی مجازاتِ قانون‌شکنان را دارند به مراتب ضروری تر (ضروری‌تر) از بخشهایی هستند که مردم را به سوی رعایتِ قانون هدایت می کنند، درست است و به جا. اما اینکه بیاییم بخشهایی از دولت را مهمتر از بخشهای دیگرش بدانیم، یا دستمزدهای بخشی از کارکنانِ دولت را بی اهمیت تر از عده ی دیگر تلقی کنیم، دیدگاهِ عادلانه ای نیست.


بازرسی های روزمره ی دولتی و تولیدِ اطلاعات «ضروری» نیست

اینطور نیست که در زمانِ تعطیلاتِ دولت، همه ی فعالیتهای امنیتی و قضایی در یک سطح جاری باشند، بلکه نهادهای نظارتی در اولویتِ پایین تری قرار می گیرند.

درحالیکه نمایندگی های اداره ی مبارزه با موادِ مخدر (DEA) و اداره ی مشروباتِ الکلی، تنباکو و اسلحه (BATF) از تعطیلی مستثنا هستند، اما بسیاری از ناظرانِ سازمانِ غذا و دارو کارشان تعطیل می شود. اداره ی امنیتِ حمل و نقل (TSA) کاملاً باز می ماند، اما مرکزِ کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC) بخشِ زیادی از پرسنلِ خود را به مرخصی می فرستد. دادخواهی های مدنی در وزارتِ دادگستری (از جمله بازرسیهای ضدِانحصار) متوقف می شود؛ اداره ی امنیت و سلامتِ شغلی (OSHA) و اداره ی سلامت و امنیتِ معادن (MHSA) نیز به طورِ موقت تقریباً تخلیه می شود.

همه ی اینها را از یک نظر می توان فعالیتهای امنیتی و در جهتِ اعمالِ قانون محسوب کرد. اما از نظرِ دولت، هر آن کس که شغلش نظارت بر اجرای قوانین باشد الزاماً فعالیتش «ضروری» نیست، ولو اینکه آن قوانین برای حفظِ سلامت و امنیتِ مردم ضروری باشد.

به عنوانِ مثال، فعالیتهایی که در اداره ی امنیت و سلامتِ شغلی و سازمانِ غذا و دارو و نیز اداره ی سلامت و امنیتِ معادن تعطیل می شوند، نظارتها و بازرسی های «روزمره» هستند. در شرایطِ اضطراری (خطرِ ریزشِ معادن،‌ فروشِ غذاها یا داروهای غیرمجاز در بازار) این فعالیتها می تواند آغاز گردد یا ادامه یابد، اما امکانِ فعالیتهایی که بناست از وقوعِ این شرایطِ اضطراری جلوگیری کنند وجود ندارد.

از نظرِ ترقی‌گرایانی که حمایت از مصرف کننده را از وظایفِ‌ مهمِ دولت می دانند،‌ این نوع تصمیم‌گیری مستبدانه و حتی توهین‌آمیز است (البته موجبِ شادیِ آنهاست وقتی بدانند که سازمانِ حمایت از مصرف کننده به خودیِ خود از تعطیلیِ دولت تأثیری نمی پذیرد)، اما برای لیبرتارین ها و محافظه کارانِ دارای تفکرِ بازاری که نظارتِ بیش از حد بر بازار و کاغذبازیهای اداری را دارای تأثیری سخت و هولناک بر کارآفرینی در آمریکا می دانند، این همان نوع نظارتی است که در طلبِ آن بوده اند.

و بالاخره در دولت بخشهایی وجود دارد که نقشِ آنها در وهله ی اول تولیدِ دانش و اطلاعات است؛ کاری که در گذشته قدرِ آن دانسته نمی شد، اما از وقتی نگرانی ها از نادیده گرفتنِ این بخش توسطِ دولتِ ترامپ افزایش یافته، بیشتر موردِ توجه قرار گرفته است. در سازمانِ حفاظت از محیطِ زیست، که رئیسِ آن یعنی اسکات پروت (Scott Pruitt) آشکارا از کارکنانِ خود بیزار است، و کارکنانش به نوعی شروع کرده اند به درزِ اطلاعات قبل از آنکه این اطلاعات نابود شود، اکثریتِ قریب به اتفاقِ پرسنل در صورتِ تعطیلی به مرخصی خواهند رفت.

مرکزِ آمارِ کار و مرکزِ آمارِ قضایی نیز در تعطیلیِ دولت انتشارِ گزارش را متوقف خواهند کرد. کار در مرکزِ آمارِ ایالاتِ متحده ی آمریکا، که همین جوری هم در تدارکِ سرشماریِ 2020 تأخیر کرده، نیز تعطیل می گردد.

برای کسانی که به روی کار بودنِ یک «دولتِ خوب» اهمیت می دهند این چیزها مهم است. اما برای کسانی که خواهانِ «دولتِ کوچک» هستند، اینها از درجه ی اهمیتِ بالایی برخوردار نیست.

شاید به همین دلیل باشد که وقتی سایه ی مهیبِ تعطیلیِ دولت نمودار می شود، دموکراتها تمامِ سعیِ خود را می کنند تا از آن جلوگیری کنند: اولاً به این خاطر که ایشان همان کسانی هستند که از رأی دادن به لایحه ای که تعطیلیِ دولت را چندین هفته به تعویق می اندازد سر باز می زنند اما برای مشمولانِ طرحِ داکا (DACA) هیچ راهکارِ دائمی ارائه نمی دهند، و ثانیاً به این دلیل که آنان کسانی هستند که عمیقاً اعتقاد دارند آنچه تحتِ عنوانِ فعالیتهای «غیرضروری» از آن یاد می شود، در واقع ضروری است.


دولت از افراد تشکیل می شود

در کنارِ همه ی آنچه گفته شد، یادآوریِ این نکته هم ضروری است که حتی متعصب ترین طرفدارانِ دولتِ کوچک در کنگره هم خوش ندارند که در دوره ی آنها دولت تعطیل شود؛ زیرا هنگامی که دولت تعطیل شود، این حقیقت را به ما یادآور می شود که دولت از افرادِ انسانی تشکیل شده، و اولاً این افراد به یکدیگر وابسته ترند (حتی آنها که برچسبِ «غیرضروری» دارند)، ثانیاً وجهه ی سیاسی شان بیشتر مربوط به نقشی است که ایفا می کنند، نه خودشان.

به عنوانِ مثال، حتی کارکنانِ «ضروریِ» سازمانِ مدیریتِ بحرانِ فدرال (FEMA) یا گشتِ مرزیِ آمریکا (UBP) هم وقتی ببینند نیروهای پشتیبانی سرِ کار نیستند تا به آنها کمک کنند (به این دلیل که نیروهای پشتیبانی «غیرضروری» هستند) هم در کار و هم در روحیه تضعیف می شوند. یا ارتش ولو اینکه خود ضروری تلقی شود، اما پرداختِ حقوقِ کارکنانش به تأخیر می افتد، و چنانچه آنها را مرخص نکند، ممکن است پرسنل و خانواده هایشان شدیداً تحتِ فشار قرار گیرند.

درموردِ آمریکایی هایی که از کمک های دولتی برخوردارند نیز وضع به همین ترتیب است. در وقفه ی تعطیلیِ دولت، افرادِ مسن‌ترِ طبقه ی متوسط وضعِ زندگی شان احتمالاً بهتر از کسانی باشد که در فقر به سر می برند، زیرا تأمینِ اجتماعی و مدیکر (بیمه ی درمانیِ سالمندان) از تعطیلی در امانند، حال آنکه کمکهای دولتی برای خانواده های نیازمند (طرحِ موسوم به TANF) احتمالاً چنین نیست. (البته اگر کارتهای تأمینِ اجتماعی مفقود شود، دارندگان نخواهند توانست درخواستِ المثنی بدهند).

مردمِ آمریکا، حتی آنهایی که با مفهومی به اسمِ املاکِ فدرال مشکل دارند، به پارکها و موزه های ملیِ این کشور می روند. به همین دلیل هم بود که در خلالِ تعطیلیِ دولت در سالِ 2013، آن همه جنگ و جدل بر سرِ تعطیلیِ موزه های جنگی به پا شد. و هم به همین دلیل دولتِ ترامپ به دنبالِ راهی است تا پارکها را در این اثنا باز نگه دارد.

درست است که مردمِ آمریکا شاید در کل از «دولت» خوششان نیاید، اما همین مردم طرفدارِ منافع و خدماتی هستند که از دولت عایدشان می شود.  

تعطیل شدن های دولت دستِ کم این حقیقت را به مردم یادآوری می کند که اگرچه مفاهیمی همچون «کاهشِ وزن» و «اسراف، کلاه‌برداری، و سوء استفاده» سخت جذابند، اما تشخیصِ مصداقِ اضافه وزن یا اسراف خیلی سخت تر است. به علاوه، معلوم می سازد که زندگی در بلاتکلیفی زندگی نیست، خواه برای کارکنانِ دولت و خواه برای افرادی که زندگی شان به دستِ کارکنانِ دولت است.

دولتی که از تعطیلی جان به در ببرد در بعضی عرصه ها بیش از بقیه لنگ می زند، و دولتی نیست که همه کس خواهانِ آن باشند.

مطالب مرتبط

آمریکا شناسی

تعطیلی دولت در ایالات متحده آمریکا ، دقیقا به چه معناست؟


در سیاست ایالات متحده آمریکا، تعطیلی دولت وضعیتی است که در آن دولت ارائه همه خدمات جز خدمات حیاتی را متوقف می‌کند .
تعطیلی ممکن است زمانی رخ دهد که یک نهاد قانونگذاری (از جمله قدرت قانونگذاری وتو توسط مسئول اجرایی) نمی‌تواند بر سر تخصیص بودجه برنامه‌های دولتیش در سال مالی پیش رو به توافق برسد. در فقدان منابع کافی، دولت فراهم کردن خدمات غیرضروری را در آغاز سال مالی تحت تأثیر، متوقف می‌کند. کارمندان دولت که خدمات ضروری ارائه می‌کنند اغلب «کارمندان ضروری» خوانده می‌شوند و خواسته می‌شود به کار ادامه دهند.

سالها بسیاری از سازمانهای فدرال در فاصلهٔ بودجه دهی به کار ادامه می‌دادند و عملیات و ملزومات غیر حیاتی را محدود می‌کردند، و باور داشتند کنگره قصد ندارد تا زمانی که ترتیبات لازم تصویب شود سازمانها تعطیل شوند. در جریان روند ترتیبات سال مالی ۱۹۸۱، پرزیدنت ریگان در خصوص لایحه ضد کسری بودجه از دادستان کل وقت آمریکا نظر خواست. در دو یادداشت صادره در ۱۹۸۰ و ۱۹۸۱ دادستان کل بیان کرد که این لایحه از سازمانها می‌خواهد همه عملیات خود را هنگام انقضای ترتیبات فعلی خاتمه بدهند.

لیستی از موارد تعطیلی های دولت آمریکا :



۱ اکتبر ۲۰۱۳
بامداد سه شنبه، ۱ اکتبر ۲۰۱۳ (۹ مهر ۱۳۹۲)، باراک اوباما در سخنانی که از شبکه‌های رادیو و تلویزیون ایالات متحده آمریکا پخش شد، اعلام کرد که به دلیل تصویب نشدن لایحه بودجه دولت فدرال در کنگره این کشور، نهادهای دولتی امکان ادامه فعالیت و ارائه خدمات را ندارند و کنگره را متهم کرد که به وظیفه خود در تصویب لایحه بودجه عمل نکرده است. بدین ترتیب دولت آمریکا تعطیل شد. این نخستین بار پس از هفده سال گذشته بود که عدم توافق دولت و کنگره بر سر لایحه بودجه باعث تعطیل خدمات دولتی شد.

۱۷ اکتبر ۲۰۱۳
شامگاه چهارشنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۱۳ (۲۵ مهر ۱۳۹۲) کنگره آمریکا به طرح رهبران دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه برای تصویب افزایش سقف استقراض دولت و همچنین تمدید بودجه دولت رای داد؛ و بدین ترتیب به تعطیلی ۱۶ روزه دولت آمریکا پایان داد. در صورتیکه بودجه توسط کنگره تصویب نمی‌شد، بخش‌های دیگری از دولت نیز تعطیل می‌شد. این طرح ساعاتی مانده به ضرب‌الاجل افزایش سقف استقراض دولت، به کاخ سفید اجازه داد حدود ۱۷ تریلیارد دلار بیشتر قرض بگیرد. دولت آمریکا تا ساعت ۱۱:۵۹ پنج‌شنبه‌شب فرصت داشت که سقف مجاز استقراض را افزایش دهد و اگر تا آن‌زمان کنگره چنین مجوزی به کاخ سفید نمی‌داد، آمریکا از بازپرداخت بدهی‌هایش باز می‌ماند. طبق این طرح، دولت آمریکا اجازه خواهد داشت تا ۷ فوریه ۲۰۱۴ به قرض‌کردن پول برای تأمین نیازهای مالی خود ادامه دهد. این توافق، همچنین به دولت این امکان را می‌دهد که تا ۱۵ ژانویه به منابع مالی مورد نیاز برای انجام پرداخت‌های خود دسترسی داشته باشد. این طرح در مجلس سنا ۸۱ رای مثبت و ۱۸ رای منفی گرفت و ساعتی بعد در مجلس نمایندگان نیز با ۲۸۵ رای مثبت و ۱۴۴ رای منفی، تصویب شد.

۲۰۱۸
دولت فدرال آمریکا در ۱۹ ژانویه ۲۰۱۸(۱۳۹۶/۱۰/۲۹) نیز به دلیل موافقت نکردن کنگره آمریکا و اختلاف نظر بین جمهوری خواهان و دموکرات‌ها با لایحه بودجه پیشنهادی از طرف دولت ترامپ، تعطیل شد.
این نوزدهمین بار است که دولت فدرال آمریکا در طول تاریخ این کشور تعطیل می‌شود.
دولت آمریکا پس از سه روز تعطیلی،سرانجام در ۲۳ ژانویه ۲۰۱۸(۱۳۹۶/۱۱/۰۳) با لایحه ضرب العجلی کنگره دوباره بازگشایی شد.

تعطیلیِ دولت چگونه اتفاق می افتد؟

وقتی لوایحِ تخصیصی نتوانند پیش از مهلتِ مقرر به تصویب برسند، دولت تعطیل می شود، و بسیاری از فعالیتهای «غیرضروریِ» آن به یکباره متوقف می گردد.

اینکه کنگره به مرزِ تعطیلی کشانده شود چیزِ غیرمعمولی نیست. همین پاییزِ گذشته بود که ترامپ آن را تهدید به تعطیلی کرد تا بتواند سرمایه ی ساختِ دیوارِ مرزی را جور کند.

پس از آنکه پروسه ی جدیدِ کنگره (که با استفاده از آن می تواند لوایحِ تخصیصی و مالی نظیرِ بودجه را تصویب کند) در سالِ 1976 آغاز شد، دولتِ فدرال تا کنون رسماً 18 بار تعطیل شده است. شش بارِ اول عملاً هیچ تأثیری بر عملکردِ دولت نداشت. تا اینکه در سالهای 1980 و 1981 آرای قضاییِ دادستانِ کل، بنجامین سیویلتی (Benjamin Civiletti)، صادر شد و دولت وقفه‌های تخصیصی (مدت‌زمانی که کنگره در تخصیصِ سرمایه به عملکردهای جاریِ‌ دولت تأخیر نموده است) را مستلزمِ تعطیلیِ همه یا بخشی از ارگانهای دولتی دانست.

از زمانِ ریگان به بعد، هربار که کنگره در تصویبِ بودجه و سرمایه تعلل کرده، بخشِ بزرگی از دولت به تعطیلی کشیده شده. اینکه کدام بخشها تعطیل شده، هربار متفاوت بوده، اما عموماً بخشهایی غیر از خدماتِ ضروری بوده که بدونِ آنها چرخه ی اقتصادِ کشور متوقف می شده و حیاتِ مردم نابود می شده است.

در اثنای این تعطیلی ها، کارکنانِ فدرال به دو دسته ی «غیر ضروری» و «ضروری» تقسیم می شوند (در سالِ 1995، به منظورِ جلوگیری از لطمه دیدنِ احساساتِ مردم، اصطلاحِ رسمیِ این دو مفهوم به «مستثنا» و «غیرِمستثنا» تغییر یافت). کارکنانِ غیرضروری از کار مرخص می شوند و پرداختِ حقوقشان متوقف می شود تا هنگامی که دولت بازگشایی گردد.

در تعطیلیِ اکتبرِ‌ 2013،‌ حدودِ 850000 کارمندِ دولتِ‌ فدرال، یعنی حدودِ 40 درصدِ کلِ کارکنانِ غیرلشکریِ فدرال، به مرخصی رفتند. بعد از تعطیلی، کارمندانِ به مرخصی رفته تقریباً همیشه معوقه ی حقوقِ زمانِ مرخصی شان را روی حقوقهای جدید دریافت می کنند. از دادنِ حقوق به مشاغلِ ضروری هم امتناع می شود، با این تفاوت که اینها ناچارند درهرصورت کار کنند.


کدام ها مستثنا هستند، و کدامها غیرمستنثا؟

هرچند ترامپ علاقه دارد ارتش را بزرگترین قربانیِ تعطیلی های دولتی معرفی کند، اما حقیقت چیزِ دیگری است، و ارتشِ آمریکا اتفاقاً در غالبِ اوقات وجودش برای عملکردِ دولتِ ایالاتِ متحده «ضروری» محسوب می شود.

نمونه ی دیگرش نهادهای اعمالِ قانون هستند که گرچه تصویرِ آنها در سیاستهای محافظه‌کارانه‌ی هویتی، به مشتی سربازِ وطنی تقلیل یافته، اما در تمامِ نهادهای دولتی جزءِ کارکنانِ ضروری محسوب می شوند. برجهای مراقبتِ‌ پرواز، زندانهای فدرال،‌ و تأمینِ اجتماعی و سایرِ‌ واریزکنندگانِ کمکهای مالی از دیگر مصادیقِ خدماتِ‌ ضروری هستند که در زمانِ تعطیلیِ‌ دولت به فعالیتِ‌ معمولِ خود ادامه می دهند.

اما ببینیم کدام بخش از خدماتِ دولتی مختل می شوند. در تعطیلیِ‌ سالِ 2013، تأثیرِی که مرخصی ها و سایرِ‌ توقف‌ها بر فعالیتهای دولتی داشتند عبارت بودند از:

* استردادهای مالیاتی که بالغ بر 4میلیارد دلار می شد متوقف شد.
* تأمینِ سرمایه ی طرحِ تغذیه ی زنان، نوزادان و کودکان متوقف شد.
* فعالیتهای تحقیقاتیِ مؤسساتِ فدرالی همچون National Institutes of Health (که در حدودِ سه چهارمِ کارکنانش را از دست داد)، the National Science Foundation (که 98 درصدِ نیروی کارش را از دست داد)، و CDC یا مرکزِ‌ کنترل و پیشگیری از بیماری (که دو سومِ پرسنلش را از دست داد) تقریباً به طورِ کامل متوقف شد؛ مرکزِ CDC نظارتِ خود بر شیوعِ بیماری ها را نیز کاهش داد. بازرسی های سازمانِ حفاظت از محیطِ زیست (Environmental Protection Agency) در 1200 منطقه متوقف شد.
* سازمانِ غذا و دارو تأییدِ داروها و وسایلِ پزشکی را متوقف نمود.
* پارکهای ملی تعطیل شد که در نتیجه ی آن، 500 میلیون دلار از درآمدِ ناشی از گردشگری کاسته شد.
* رسیدگی به درخواستِ معلولیتِ کهنه‌سربازان به نصف کاهش یافت، به طوری که هر هفته حدوداً 20000 تقاضای بررسی نشده روی دست می ماند.

در مجموع، بنابر برآوردِ مرکزِ مدیریت و بودجه، وقوعِ این تعطیلی رشدِ تولیدِ ناخالصِ داخلی را در فصلِ پایانیِ سالِ 2013 بالغ بر 0.2 تا 0.6 درصد کاهش داد و منجر به از بین رفتنِ 120000 شغل گردید.

از این رو، تعطیلی های دولت در آمریکا اگرچه منجر به بی‌حقوق ماندنِ بازنشستگان، تصادفِ هواپیماها با یکدیگر، یا تخته شدنِ دربِ نیروهای مسلح نمی شود، اما در زندگیِ صدها هزار کارمند و کارگر و نیز خانواده هایشان اخلالِ شدید ایجاد می کند، و چرخِ بسیاری از نهادهای دولتی را از حرکت بازمی‌دارد.


متولیانِ مهاجرت کم‌کار شده اند

استثنایی که برای متولیانِ اعمالِ قانون وجود دارد به معنای آن است که اکثرِ قریب به اتفاقِ گشتی های مرزی، مأمورانِ گمرک، و مجریانِ مهاجرت و گمرک، در حینِ تعطیلیِ دولت همچنان بر سرِ کار می مانند (از نظرِ دولتِ ترامپ، اعمالِ قوانینِ مهاجرتی، شاملِ بازداشتهای هرچه گسترده ترِ مهاجرانی که هیچ سوءِ پیشینه ای ندارند، نیز ضروری است).

البته تسهیلِ مهاجرتهای قانونی به خودیِ خود امری ضروری نیست. سازمانِ خدماتِ مهاجرت و شهروندیِ ایالاتِ متحده ی آمریکا (US Citizenship and Immigration Services) عمدتاً از این تعطیلی ها متأثر نمی شود، چرا که پولش را از کنگره نمی گیرد، بلکه از متقاضیان طلب می کند. اما شرکتهایی که به دنبالِ ویزاهای شغلی برای کارکنانِ خود می گردند ممکن است به دردسر بیفتند، زیرا شعبِ وزارتِ کار که مسئولِ تأییدِ درخواستهای آنانند، در تعطیلات می بندند.

کنسولگری های آمریکا در دیگر کشورها، چنانچه تعطیلی کوتاه‌مدت باشد، بعضاً قیدِ حقوق را می زنند و باز می مانند، اما اگر تعطیلی به طول بینجامد، معمولاً تعطیل می کنند (در نتیجه، شهروندانِ این کشورها نخواهند توانست جوازِ ورود به آمریکا را بگیرند، تا زمانی که دولتِ آمریکا بازگشایی گردد).

طرحِ جوازِ ورود به مهاجرانِ آمریکا (US Refugee Admissions Program) نیز هرچند قانوناً از تعطیلی متأثر نمی شود، اما با این حال دولتِ اوباما در زمانِ تعطیلیِ 2013 از ورودِ مهاجرین به آمریکا جلوگیری به عمل آورد، زیرا پیش بینی می کرد ارائه ی کارتهای تأمین اجتماعی و سایرِ تسهیلاتِ ضروری به مهاجران در حینِ تعطیل بودنِ دولت کاری است دشوار. تأمینِ مایحتاجِ مهاجران جزءِ فعالیتهای ضروری وزارتِ خارجه محسوب می شود، اما استقرارِ مادام العمرِ آنها خیر.

اینکه بگوییم بخشهایی از دولتِ‌ آمریکا که وظیفه ی مجازاتِ قانون‌شکنان را دارند به مراتب ضروری تر (ضروری‌تر) از بخشهایی هستند که مردم را به سوی رعایتِ قانون هدایت می کنند، درست است و به جا. اما اینکه بیاییم بخشهایی از دولت را مهمتر از بخشهای دیگرش بدانیم، یا دستمزدهای بخشی از کارکنانِ دولت را بی اهمیت تر از عده ی دیگر تلقی کنیم، دیدگاهِ عادلانه ای نیست.


بازرسی های روزمره ی دولتی و تولیدِ اطلاعات «ضروری» نیست

اینطور نیست که در زمانِ تعطیلاتِ دولت، همه ی فعالیتهای امنیتی و قضایی در یک سطح جاری باشند، بلکه نهادهای نظارتی در اولویتِ پایین تری قرار می گیرند.

درحالیکه نمایندگی های اداره ی مبارزه با موادِ مخدر (DEA) و اداره ی مشروباتِ الکلی، تنباکو و اسلحه (BATF) از تعطیلی مستثنا هستند، اما بسیاری از ناظرانِ سازمانِ غذا و دارو کارشان تعطیل می شود. اداره ی امنیتِ حمل و نقل (TSA) کاملاً باز می ماند، اما مرکزِ کنترل و پیشگیری از بیماری (CDC) بخشِ زیادی از پرسنلِ خود را به مرخصی می فرستد. دادخواهی های مدنی در وزارتِ دادگستری (از جمله بازرسیهای ضدِانحصار) متوقف می شود؛ اداره ی امنیت و سلامتِ شغلی (OSHA) و اداره ی سلامت و امنیتِ معادن (MHSA) نیز به طورِ موقت تقریباً تخلیه می شود.

همه ی اینها را از یک نظر می توان فعالیتهای امنیتی و در جهتِ اعمالِ قانون محسوب کرد. اما از نظرِ دولت، هر آن کس که شغلش نظارت بر اجرای قوانین باشد الزاماً فعالیتش «ضروری» نیست، ولو اینکه آن قوانین برای حفظِ سلامت و امنیتِ مردم ضروری باشد.

به عنوانِ مثال، فعالیتهایی که در اداره ی امنیت و سلامتِ شغلی و سازمانِ غذا و دارو و نیز اداره ی سلامت و امنیتِ معادن تعطیل می شوند، نظارتها و بازرسی های «روزمره» هستند. در شرایطِ اضطراری (خطرِ ریزشِ معادن،‌ فروشِ غذاها یا داروهای غیرمجاز در بازار) این فعالیتها می تواند آغاز گردد یا ادامه یابد، اما امکانِ فعالیتهایی که بناست از وقوعِ این شرایطِ اضطراری جلوگیری کنند وجود ندارد.

از نظرِ ترقی‌گرایانی که حمایت از مصرف کننده را از وظایفِ‌ مهمِ دولت می دانند،‌ این نوع تصمیم‌گیری مستبدانه و حتی توهین‌آمیز است (البته موجبِ شادیِ آنهاست وقتی بدانند که سازمانِ حمایت از مصرف کننده به خودیِ خود از تعطیلیِ دولت تأثیری نمی پذیرد)، اما برای لیبرتارین ها و محافظه کارانِ دارای تفکرِ بازاری که نظارتِ بیش از حد بر بازار و کاغذبازیهای اداری را دارای تأثیری سخت و هولناک بر کارآفرینی در آمریکا می دانند، این همان نوع نظارتی است که در طلبِ آن بوده اند.

و بالاخره در دولت بخشهایی وجود دارد که نقشِ آنها در وهله ی اول تولیدِ دانش و اطلاعات است؛ کاری که در گذشته قدرِ آن دانسته نمی شد، اما از وقتی نگرانی ها از نادیده گرفتنِ این بخش توسطِ دولتِ ترامپ افزایش یافته، بیشتر موردِ توجه قرار گرفته است. در سازمانِ حفاظت از محیطِ زیست، که رئیسِ آن یعنی اسکات پروت (Scott Pruitt) آشکارا از کارکنانِ خود بیزار است، و کارکنانش به نوعی شروع کرده اند به درزِ اطلاعات قبل از آنکه این اطلاعات نابود شود، اکثریتِ قریب به اتفاقِ پرسنل در صورتِ تعطیلی به مرخصی خواهند رفت.

مرکزِ آمارِ کار و مرکزِ آمارِ قضایی نیز در تعطیلیِ دولت انتشارِ گزارش را متوقف خواهند کرد. کار در مرکزِ آمارِ ایالاتِ متحده ی آمریکا، که همین جوری هم در تدارکِ سرشماریِ 2020 تأخیر کرده، نیز تعطیل می گردد.

برای کسانی که به روی کار بودنِ یک «دولتِ خوب» اهمیت می دهند این چیزها مهم است. اما برای کسانی که خواهانِ «دولتِ کوچک» هستند، اینها از درجه ی اهمیتِ بالایی برخوردار نیست.

شاید به همین دلیل باشد که وقتی سایه ی مهیبِ تعطیلیِ دولت نمودار می شود، دموکراتها تمامِ سعیِ خود را می کنند تا از آن جلوگیری کنند: اولاً به این خاطر که ایشان همان کسانی هستند که از رأی دادن به لایحه ای که تعطیلیِ دولت را چندین هفته به تعویق می اندازد سر باز می زنند اما برای مشمولانِ طرحِ داکا (DACA) هیچ راهکارِ دائمی ارائه نمی دهند، و ثانیاً به این دلیل که آنان کسانی هستند که عمیقاً اعتقاد دارند آنچه تحتِ عنوانِ فعالیتهای «غیرضروری» از آن یاد می شود، در واقع ضروری است.


دولت از افراد تشکیل می شود

در کنارِ همه ی آنچه گفته شد، یادآوریِ این نکته هم ضروری است که حتی متعصب ترین طرفدارانِ دولتِ کوچک در کنگره هم خوش ندارند که در دوره ی آنها دولت تعطیل شود؛ زیرا هنگامی که دولت تعطیل شود، این حقیقت را به ما یادآور می شود که دولت از افرادِ انسانی تشکیل شده، و اولاً این افراد به یکدیگر وابسته ترند (حتی آنها که برچسبِ «غیرضروری» دارند)، ثانیاً وجهه ی سیاسی شان بیشتر مربوط به نقشی است که ایفا می کنند، نه خودشان.

به عنوانِ مثال، حتی کارکنانِ «ضروریِ» سازمانِ مدیریتِ بحرانِ فدرال (FEMA) یا گشتِ مرزیِ آمریکا (UBP) هم وقتی ببینند نیروهای پشتیبانی سرِ کار نیستند تا به آنها کمک کنند (به این دلیل که نیروهای پشتیبانی «غیرضروری» هستند) هم در کار و هم در روحیه تضعیف می شوند. یا ارتش ولو اینکه خود ضروری تلقی شود، اما پرداختِ حقوقِ کارکنانش به تأخیر می افتد، و چنانچه آنها را مرخص نکند، ممکن است پرسنل و خانواده هایشان شدیداً تحتِ فشار قرار گیرند.

درموردِ آمریکایی هایی که از کمک های دولتی برخوردارند نیز وضع به همین ترتیب است. در وقفه ی تعطیلیِ دولت، افرادِ مسن‌ترِ طبقه ی متوسط وضعِ زندگی شان احتمالاً بهتر از کسانی باشد که در فقر به سر می برند، زیرا تأمینِ اجتماعی و مدیکر (بیمه ی درمانیِ سالمندان) از تعطیلی در امانند، حال آنکه کمکهای دولتی برای خانواده های نیازمند (طرحِ موسوم به TANF) احتمالاً چنین نیست. (البته اگر کارتهای تأمینِ اجتماعی مفقود شود، دارندگان نخواهند توانست درخواستِ المثنی بدهند).

مردمِ آمریکا، حتی آنهایی که با مفهومی به اسمِ املاکِ فدرال مشکل دارند، به پارکها و موزه های ملیِ این کشور می روند. به همین دلیل هم بود که در خلالِ تعطیلیِ دولت در سالِ 2013، آن همه جنگ و جدل بر سرِ تعطیلیِ موزه های جنگی به پا شد. و هم به همین دلیل دولتِ ترامپ به دنبالِ راهی است تا پارکها را در این اثنا باز نگه دارد.

درست است که مردمِ آمریکا شاید در کل از «دولت» خوششان نیاید، اما همین مردم طرفدارِ منافع و خدماتی هستند که از دولت عایدشان می شود.  

تعطیل شدن های دولت دستِ کم این حقیقت را به مردم یادآوری می کند که اگرچه مفاهیمی همچون «کاهشِ وزن» و «اسراف، کلاه‌برداری، و سوء استفاده» سخت جذابند، اما تشخیصِ مصداقِ اضافه وزن یا اسراف خیلی سخت تر است. به علاوه، معلوم می سازد که زندگی در بلاتکلیفی زندگی نیست، خواه برای کارکنانِ دولت و خواه برای افرادی که زندگی شان به دستِ کارکنانِ دولت است.

دولتی که از تعطیلی جان به در ببرد در بعضی عرصه ها بیش از بقیه لنگ می زند، و دولتی نیست که همه کس خواهانِ آن باشند.

مطالب مرتبط