preloder
گزارش CBS از قرنطینه شدن صدها دانشجوی مبتلا به سرخک در کالیفرنیا
۱۸ خرداد ۱۳۹۸
‌متن قانون اساسی ‌ایالات متحده ی آمریکا
۱۹ خرداد ۱۳۹۸
 

40 نقشه و نمودار درباره ی ورزش در آمریکا

 

 

منبع: وکس

ورزش در زندگیِ آمریکاییان نقشِ فوق العاده مهمی دارد. در همین سالِ اخیر، صنعتِ ورزش بالغ بر 57 میلیارد دلار درآمدزایی کرده است. در دورانی که تماشاگرانِ تلویزیون پراکنده گشته اند و بینندگانِ برنامه های زنده ی تلویزیونی نسبت به گذشته ریزش کرده اند، باز هم یک سومِ مردمِ کشورِ آمریکا برای تماشای مسابقاتِ قهرمانیِ فوتبالِ آمریکایی پای تلویزیونها می نشینند. مسابقاتِ ورزشی دیگر تنها یک سرگرمیِ صرف نیست، بلکه جزوِ معدود تجربه های مشترکی است که فراتر از مرزبندی های جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی عمل می کند. در زیر 40 نقشه و نمودار را می بینید که ورزش در آمریکا را توضیح می دهد. در این میان، درباره ی پاس کاری، ضربه، بازیکنان، تیمها، پول در ورزش، و البته هواداران، مطالبی خواهید خواند.

 
 

40 نقشه و نمودار درباره ی ورزش در آمریکا

 

 

منبع: وکس

ورزش در زندگیِ آمریکاییان نقشِ فوق العاده مهمی دارد. در همین سالِ اخیر، صنعتِ ورزش بالغ بر 57 میلیارد دلار درآمدزایی کرده است. در دورانی که تماشاگرانِ تلویزیون پراکنده گشته اند و بینندگانِ برنامه های زنده ی تلویزیونی نسبت به گذشته ریزش کرده اند، باز هم یک سومِ مردمِ کشورِ آمریکا برای تماشای مسابقاتِ قهرمانیِ فوتبالِ آمریکایی پای تلویزیونها می نشینند. مسابقاتِ ورزشی دیگر تنها یک سرگرمیِ صرف نیست، بلکه جزوِ معدود تجربه های مشترکی است که فراتر از مرزبندی های جغرافیایی، اجتماعی و فرهنگی عمل می کند. در زیر 40 نقشه و نمودار را می بینید که ورزش در آمریکا را توضیح می دهد. در این میان، درباره ی پاس کاری، ضربه، بازیکنان، تیمها، پول در ورزش، و البته هواداران، مطالبی خواهید خواند.

 
 

ذائقه ی ورزشیِ غیرعادیِ آمریکایی ها

 

 
 

 

متفاوت بودنِ آمریکایی ها حتی در عرصه ی ورزشی هم مشهود است. درحالی که در اکثرِ کشورها فوتبال حرفِ اول را می زند و بیشترین طرفدار را به خود اختصاص داده است، در آمریکا این ورزش از لحاظِ محبوبیت رتبه ی چهارم را دارد. محبوب ترین ورزش در این کشور نه آن فوتبالِ معروف، بلکه آن ورزشِ عجیب و پیچیده ایست که به فوتبالِ آمریکایی مشهور است و تقریباً در هیچ کجای دیگرِ دنیا نظیرش یافت نمی شود. دومین و سومین ورزشِ پرطرفدار در آمریکا به ترتیب بیس بال و بسکتبال است که در سطحِ جهانی دارای اقبالِ عمومی نیست و صرفاً در معدودی از کشورها بازارش داغ است. درعوض، ورزشی مثلِ کریکت که دومین ورزشِ محبوب در جهان است در آمریکا آنقدر جایگاهِ پایینی دارد که کمتر کسی از آمریکایی ها از قوانین و قواعدِ آن مطلع است.

[توجه: در ادامه هرجا که کلمه ی «فوتبال» را دیدید منظور فوتبالِ آمریکایی است، مگر خلافِ آن تصریح شود]

 
 

بازیکنانِ رشته های ورزشی کجایی هستند؟

 

 
 

 
در آمریکا هر تیمِ ورزشی نماینده ی یک شهر است. اما این بدان معنا نیست که بازیکنانِ آن تیم هم همگی لزوماً از همان شهر باشند. آنها صرفاً به زیرِ پرچمِ آن تیم درآمده و با آن قرارداد بسته اند. این نقشه ها به ما نشان می دهد که بازیکنانِ هریک از چهار لیگِ عمده ی کشور (بستکتبال، فوتبالِ آمریکایی، بیس بال و هاکی) به واقع از کدام ایالتها هستند (براساسِ سرانه ی هر ایالت). بر این اساس، در NFL (لیگ فوتبالِ ملی) و MLB (لیگِ بیس بال)، ایالتهای جنوبی بیشترین بازیکن را به کشور تقدیم کرده اند. از طرفی، ایالتهای مرزیِ مینه سوتا، میشیگان و نیوهمپشیر نیز خاستگاهِ عمده ی بازیکنانِ لیگِ هاکی (NHL) هستند. روی هم رفته، ایالتِ لویزیانا در فوتبال، بسکتبال و بیس بال بیشترین استعدادها را شکوفا کرده است، نقطه ی مقابلش ایالتِ یوتا است که به نسبتِ جمعیتِ خود، کمترین قهرمان را در لیگهای چهارگانه به کشور تقدیم کرده است.
 
 

گرانیگاهِ قهرمان پروری

 

 
 

 

یکی دیگر از راههایی که تفاوتِ نقاطِ مختلفِ کشور در قهرمان-پروری را نشان می دهد همین نقشه ی متحرکی است که در اینجا مشاهده می کنید. این نقشه که طراحیِ آن را بن بلات (Ben Blatt) از سایتِ Slate برعهده داشته است، با شیوه ای جالب گرانیگاهِ خاستگاهِ قهرمانانِ کشور در هریک از لیگهای مختلف را نشان می دهد و از این جهت بسیار شبیه به نقشه هایی است که تغییرِ گرانیگاههای جمعیتی را (یعنی نقطه ای که جمعیتِ واقع در هریک از شعاعهای آن بایکدیگر برابرند) در طولِ زمان نمایش می دهند، با این تفاوت که در اینجا با گرانیگاهِ قهرمان پروری و قهرمان خیزی مواجه ایم، یعنی مناطقی که در هر یک از لیگ های چهارگانه بیشترین قهرمان را به کشور تقدیم کرده اند. برای مثال در قرنِ بیستم، قهرمانانِ لیگِ هاکی عمدتاً از مناطقِ نزدیک به مرزِ کانادا برخاسته اند، این در حالی است که گرانیگاهِ سه لیگِ دیگر به سوی جنوب و غربِ کشور رهسپار است، این بدان معناست که تعدادِ قهرمانانی که در مناطقِ غربی و جنوبی متولد  شده اند درحالِ افزایش است (افزایشی بیش از آنچه در «جمعیتِ» غرب و جنوب رخ داده است و گرانیگاهش میسوری است).

 
 

پرطرفدارترین ورزشِ آمریکا چیست؟

 

 
 

 

از سالِ 1937، موسسه ی Gallup پیوسته از آمریکاییان در موردِ اینکه دوست دارند بیشتر کدام مسابقاتِ ورزشی را تماشا کنند نظرخواهی کرده است. این نمودارِ ساده نشان می دهد که از آن سال تا کنون ذائقه ی تماشاییِ مردم چقدر تغییر کرده است. زمانی آمریکاییان عاشقِ بیس بال بودند. اما اکنون شیفته ی فوتبال (از نوعِ آمریکایی اش) هستند، به طوری که تقریباً دو سومِ آمریکاییان ابراز کرده اند که مسابقاتِ فوتبال را پیوسته دنبال می کنند. بازی های فصلیِ فوتبال که از تلویزیون پخش می شود نسبت به سری بازی های موسوم به Game 7 که فینالِ قهرمانیِ هاکی، بیس بال و بسکتبال را در بر می گیرد مخاطبانِ بیشتری دارد. بسکتبال از اواسطِ دهه ی 90 رقابتِ تنگاتنگی با بیس بال برای کسبِ رتبه ی دوم داشته است. داده های گالوپ نشان می دهد که این تغییرِ ذائقه از بیس بال به فوتبال در اواخرِ دهه ی 1960 صورت گرفته است. این مقطع همان برهه ای است که مسابقاتِ قهرمانیِ فوتبالِ آمریکایی موسوم به Super Bowl بنیان نهاده شد، لیگهای AFL و NFL در هم ادغام شدند، و مسابقاتِ NFL به تدریج صورتِ امروزی به خود گرفتند.

 
 

تاریخِ 64 ساله ی NFL

 

 
 

 

NFL یا لیگِ فوتبالِ ملیِ آمریکا، با 10 میلیارد دلار درآمد، متشکل از تیمهای 32 نفره است که در سالِ 1920 با مجموعه ی ساده ای متشکل از 14 تیم در شمالِ مرکزیِ کشور شروع به کار کرد. هسته ی اولیه ی آن در شهرهایی همچون اکرون (ایالتِ اوهایو) و مانسی (ایالتِ ایندیانا) شکل گرفت. طیِ گذشتِ چندین سال، 12 تا از این تیمها برچیده شدند. با این حال همان دو تیمِ باقی مانده همچنان به راهِ خود ادامه دادند تا اینکه سرانجام این لیگ تبدیل به پدیده ای مانا و سودآور گشت و پایگاهِ آن به شهرهای بزرگتر انتقال یافت. این نقشه ی پویانما تغییراتِ لوگو، گسترش و جابجایی های تیمهای این لیگ را از سالِ 1950 نشان می دهد، یعنی اندکی پیش از اینکه رقیبِ آن، یعنی AFL (لیگِ فوتبالِ آمریکایی)، شکل بگیرد و سرانجام NFL را در سالِ 1966 ناگزیر از ادغام با خود کند. در سالهای بعد، هشت تیمِ دیگر به این مجموعه اضافه شد و در نهایت تبدیل به غولی شد که امروزه همه ی ما با آن آشنا هستیم، دیوانه ی آنیم و یا بعضاً از آن متنفریم. توجه: این نقشه به اشتباه تیمِ Cardinal را نشان می دهد که در 1960 مستقیماً از شهرِ شیکاگو به ایالتِ آریزونا منتقل می شود، حال آنکه در واقع این تیم ابتدا به مدتِ 27 سال به سنت لویس منتقل شده بود.

 
 

محبوبیتِ تیمهای فوتبال در کشور

 

 
 

 
همه ی تیمهای NFL در کشور به یک اندازه محبوب نیستند. این نقشه را فیسبوک با استفاده از تعدادِ like هایی که هر تیم دریافت کرده تهیه کرده است، که به ما می گوید در هر نقطه از کشور کدام تیمِ فوتبال (آمریکایی) طرفدار بیشتر دارد. برخی از این تیمها محبوبیتشان از مرزهای ایالتی فراتر رفته و در چندین ایالت طرفدار دارند (نظیرِ Dallas Cowboys و Pittsburgh Steelers)، اما برخی دیگر صرفاً در همان ایالتِ خود طرفدار دارند (مانندِ Indianapolis Colts و Atlanta Falcons)، و در نهایت، برخی از تیم های تازه تاسیس هم هستند که محبوبیتشان تنها در حدِ مرزهای ناحیه یا شهری است که در آن بازی می کنند (همچون Houston Texans و Jacksonville Jaguars). اگر روی نقشه زوم کنید کشفهای جالبی خواهید کرد. برای مثال، خواهید دید که در ایالتی مثلِ نیویورک که مرکزِ هوادارانِ New York Giants است، ناگهان یک ناحیه ( ناحیه ی ناسوا: Nassau) این وسط طرفدارِ تیمِ New York Jets از آب درمی آید.
 
 

NFL یک لیگِ اهلِ پاس کاری است

 

 
 

 

بزرگترین تحولی که در NFL رخ داده کنار گذاشتنِ تک روی و تاکید روی پاس کاری است. این نقشه که کاری است از Grantland همه ی 18104 پاسی که در فصلِ 2013 انجام شده است را نشان می دهد. طبقِ انتظار، بخشِ عمده ای از این پاسها (حدودِ 40 درصد) در بینِ 5 یاردِ ابتداییِ خطِ بازی (line of scrimmage) اتفاق می افتد، و همین پنج یارد و پاس هایی که در آنها انجام می شود بیشترین امتیاز را از پرتابهای هوایی می گیرند (حدودِ 74 درصد). این نقشه همچنین نشان می دهد که شمارِ قابلِ توجهی از پاسها به سمتِ کناره های زمین افکنده می شوند، و نیز درصدِ زیادی از پاس های هواییِ موفق (completions) در میانه ی میدان انجام می شود. برای آگاهی از اطلاعاتِ دقیقِ مربوط به هریک از کوارتربک ها اینجا را ببینید: Grantland’s article

 
 

بازیکنانِ NFL درشت اندام تر شده اند

 

 
 

 
دومین تحولِ عمده ای که در NFL اتفاق افتاده و از قبلی هم محسوس تر است رشدِ چشمگیرِ اندامِ بازیکنان است. در آغاز، بسیاری از بازیکنان با آنکه درشت اندام بودند اما هنوز در محدوده ی اشخاصِ عادی قرار داشتند (حدوداً 200 پوند وزن و 6 فوت قد). اما امروزه متوسطِ وزنِ بازیکنان به حدودِ 250 پوند و قدِ آنها به بیش از 6 فوت و 2 اینچ رسیده است. توده ای که پس از سالِ 1995 در گوشه ی بالای سمتِ راستِ نقشه مشاهده می کنید مربوط است به مهاجمانِ خطِ مقدم و مدافعانِ کنج، و معنایش این است که اکثرِ آنان بیش از 300 پوند وزن و به طورِ متوسط 6 فوت و 4 اینچ قد دارند.
 
 

بخشِ عمده ی بازی های NFL یا تبلیغات است یا تکرار

 

 
 

 
با توجه به محبوبیتِ گسترده ی NFL در آمریکا، یک چیز درباره ی بازیِ سه ساعته ی NFL بسیار مایه ی شگفتی است و آن اینکه، فقط در بخشِ بسیار کوتاهی از آن بازیکنان واقعاً فوتبال بازی می کنند. در بازی ئی که من اخیراً روی نمودار برده ام تنها 8.3 درصد از آن واقعاً بازی بود. این امر عمدتاً به دو دلیل است: اول، اساسِ این ورزش است (که عبارت است از حرکاتِ سریع همراه با معطلی های فراوان) و دوم سودی است که تلویزیون به دنبالِ آن است (وقفه های تبلیغاتی و آگهی هایی که پس از هر امتیاز، شوتِ هوایی یا کیک-آفی سر و کله شان پیدا می شود را به خاطر آورید). عمده ی مسابقاتی که از تلویزیون پخش می شود یا بازیکنان را در حالِ انتظار نشان می دهد (35.5 درصد)، یا تبلیغات است (24.5 درصد) و یا تکرارِ صحنه هاست (10.7 درصد).
 
 

این بلایی است که در فوتبالِ آمریکایی سرِ مغز می آید

 

 
 

 

اگر یک دلیل وجود داشته باشد که NFL را از جایگاهی که در صدرِ هرمِ ورزشی دارد به زیر بکشد، همانا آسیبهایی است که به سر و مغز وارد می کند، بخصوص بیماریِ حادی به نامِ CTE (ضایعه ی مغزیِ مزمن). این بیماری که در اثرِ ضرباتِ مکرری که در طولِ زمان به سر وارد می آید عارض می شود، موجبِ افسردگی، زوالِ عقل و نشانگانِ دیگر می گردد، و تشخیصِ آن تنها پس از مرگ و با مشاهده ی افزایشِ پروتئینی به نامِ تائو در مغز امکان پذیر است (این افزایشِ پروتئین را می توانید در سمتِ راستِ تصویر، در مقایسه با تصاویرِ سمتِ چپ، مشاهده کنید. تصاویرِ بالایی برشِ کاملی از مغز را نشان می دهد و تصاویرِ پایینی نمای میکروسکوپیِ آن است). طبقِ آخرین آمار، از میانِ 79 بازیکنی که اخیراً فوت کرده اند 76 مورد مبتلا به CTE بوده اند، که خیلی هایشان پیش از سررسیدِ عمر، خودکشی کرده اند.

 
 

گسترشِ MLB (لیگ بزرگ بیس بال) در غرب

 

 
 

 
MLB یا لیگِ بزرگِ بیس بال بسیار بیش از NFL قدمت دارد، به طوری که امتیازِ برخی از تیمهای آن (نظیر Chicago Cubs) در گذشته متعلق به شرکتِ National Association of Professional Base Ball Players بوده است که در دهه ی 1870 فعالیت داشت و سپس به لیگِ ملی یا National League تغییر کرد. در 1901، لیگ بزرگ بیس بال به لیگِ تازه تأسیسِ American League پیوست و مجموعاً دو لیگِ عمده ی بیس بال را که امروزه معرفِ همگان هستند پدید آوردند. بین سالهای 1903 تا 1953، این دو لیگ که متشکل از 8 تیم بودند و غالباً در شمالِ شرقیِ کشور فعالیت داشتند بدونِ کمترین تغییر و تحولی به راهِ خود ادامه دادند، تا اینکه در اوایلِ دهه ی 1950، موجی از جابجایی ها – عمدتاً به سوی غربِ کشور – به راه افتاد. و بالاخره با ورودِ تیمهای Dodgers و Giants به کالیفرنیا، دو لیگِ عمده ی قصه ی ما، با داشتنِ 29 تیمِ بیس بال در سراسرِ کشور (به علاوه ی یک تیم در کانادا)، به معنای واقعیِ کلمه «ملی» شدند.
 
 

محبوبیتِ تیمهای بیس بال در کشور

 

 
 

 
این نقشه نشان می دهد که هر تیم در کدام ناحیه بیشترین لایک ها را در فیسبوک دریافت کرده است. بر این اساس، باید تیم ها را به دو دسته تقسیم کرد: Yankees و Red Sox یک طرف، و همه ی تیمهای دیگر هم یک طرف؛ زیرا محبوبیتِ همه ی تیمهای دیگر تقریباً فقط در همان ناحیه ای است که مستقر هستند، اما محبوبیتِ دو تیمِ Yankees و Red Sox از حد و مرزهای محلی و ناحیه ای فراتر رفته است و در جای جای کشور از جمله در ایالتهای یوتا، لویزیانا، مانتانا و هاوایی پرچمِ هوادارانشان بالاست. باقیِ تیمها فقط در خانه ی خود هوادار دارند جز تک و توک تیمهایی مثلِ Rangers و Braves که در نقاطی بسیار دورتر از ناحیه ی خود هم هوادارانی دارند. در همین حال، سه تیم هم هستند که در نواحیِ مختلفِ کشور هیچ هواداری ندارند، یعنی تیمهای Oakland Athletics و New York Mets (که دارای بازار مشترک با تیمهای بزرگتر و قدیمی تر هستند) و تیمِ Toronto Blue Jays (که در کانادا بازی می کند).
 
 

آیا در لیگ MLB بینِ دستمزدها با پیروزی ها تناسب وجود دارد؟

 

 
 

 
بیس بال را غالباً دارای سیستمی طبقاتی می دانند، به این صورت که تیمهای کم بضاعتی که بازارهای رسانه ایِ محدودتری در اختیار دارند (مانندِ Pirates و Royals) بازنده ی همیشگیِ میدان هستند، و در مقابل، تیمهایی همچون Yankees و Red Sox که بردِ رسانه ایِ گسترده ای در اختیار دارند و با استفاده از آن توانسته اند سرمایه ی عظیمی به هم بزنند یکه تازِ میدانِ بازی هستند زیرا می توانند به آسانی هر ستاره و استعدادی را که می خواهند بخرند. البته قاعده ی کلی این است، و طبیعتاً استثنائاتِ زیادی هم دارد. این نمودار، با قراردادنِ سابقه ی هریک از تیم ها در سالِ 2014 در مقابلِ دریافتی های آن تیم در آن سال، نشان می دهد که شماری از همین باشگاههای ولخرج (مشخصاً Yankees و Phillies) از راهیابی به مسابقاتِ حذفی بازمانده اند، و در عوض تعدادی از تیمهای صرفه جو (نظیرِ A’s و Royals) به این مسابقات راه یافته اند.
 
 

بازیکنانِ حرفه ایِ بیس بال از کدام نواحی هستند؟

 

 
 

 
همه ی باشگاههای MLB به جز یک مورد، آمریکایی الاصل هستند، اما با این حال، بخشِ قابل توجهی از بازیکنانِ این باشگاهها (در حدودِ 27 درصد) از کشورهای دیگر هستند و در مقایسه با لیگهای NFL و NBA، بازیکنانِ خارجیِ این لیگ بیشترند. این وضعیت، دورانِ جدیدی از بیس بالِ آمریکایی را رقم زده است. تعدادِ بازیکنانِ هیسپانیک که در طولِ چند دهه ی اخیر به آمریکا آمده اند فزاینده بوده است. در این میان، جمهوریِ دومینیکن (Dominican Republic) و ونزوئلا به ترتیب با 10 درصد و 7 درصد، بیشترین سهم در بازیکنانِ خارجی را در این لیگ به خود اختصاص داده اند.
 
 

پراکندگیِ MLB در کشورِ آمریکا

 

 
 

 
هوادارانی که در هریک از شهرهای تحتِ سیطره ی این لیگ زندگی می کنند، راحت می توانند این واقعیت را نادیده بگیرند که باشگاههای برجسته تنها درصدِ کوچکی از کلِ تیم های بیس بالِ کشور را تشکیل می دهند. این نقشه 111 تا از برترین تیم های کوچکِ لیگ را به نمایش گذاشته است. هریک از این باشگاههای کوچک در هر بازی بیش از 3000 تماشاچیِ هوادار را به خود جذب می کنند. اغلبِ اینها لیگ های کوچکی هستند که عضوِ تیمهای MLB محسوب می شوند و عمدتاً همچون بستری آموزشی هستند که بازیکنانِ کم سن و سال تر را برای راهیابی به لیگهای بزرگ آماده می کنند. به علاوه، به حرفه ای هایی که نمی توانند به لیگهای بزرگ راه یابند این امکان را می دهند که بتوانند در شهرهایی نظیرِ تولیدو (Toledo)، اوماها (Omaha) و بافولو (Buffalo) هواداران را به خود جذب کنند.
 
 

تحلیلِ فیزیکیِ توپِ بیس بال

 

 
 

 
توپ اندازهای حرفه ای می توانند انحناء ها، سقوط ها و جهت های گوناگونی را در مسیرهای دلخواهِ خود به پرتابهایشان بدهند. همه ی اینها را می توان در قالبِ قانونی فیزیکی با نامِ تاثیرِ مگنوس (Magnus effect) توضیح داد. بر اساسِ نحوه ی در دست گیریِ توپ و حالتی که توپ انداز هنگامِ پرتاب به خود می گیرد، می توان انواعِ چرخش ها را به توپِ درحالِ پرواز وارد نمود. هنگامِ پرتابِ توپ های استاندارد (که در عکس تصویرش را می بینید)، اگر چرخشِ آن رو به جلو باشد 108 کوکِ دوخته شده روی توپ هم به این چرخش کمک می کنند. در این حالت، توپ به هوای بالای خود اندکی فشار وارد می آورد، و در نتیجه هوای زیرین به توپ فشار می آورد و فشارِ هوای بالا نیز بیشتر می شود. این سبب می شود که توپ پس از طیِ 60 فوت و 6 اینچ از خانِ اصلی، ناگهان سقوط کند. فرایندِ فست بالِ استاندارد درست برعکس است: چرخش به عقب (backspin) به هوای زیرینِ توپ فشار وارد می آورد و سبب می شود که توپ با انحنایی ملایم تر سقوط کند.
 
 

محبوبیتِ بسکتبال در کشور

 

 
 

 

این نقشه که برپایه ی حدوداً 24000 رأی در وبگاهِ CommonCensus.org طراحی شده است، با آنکه نقشه ی کاملی نیست (تاریخِ تدوینش پیش از آنی است که تیمِ SuperSonics با رفتن به شهرِ اوکلاهاما به Thunder تغییرِ نام بدهد) اما از پایگاهِ هوادارانِ هریک از تیمهای NBA (لیگِ بسکتبالِ حرفه ای) تصویری تقریبی به دست می دهد. یکی از ملاحظاتِ جالبِ توجه این است که تیمِ Lakers در بسکتبال حکمِ Yankees در بیس بال را دارد، از این جهت که تیمی است که ساکنانِ شهرهایی همچون لاس وگاس، اوماها و سیو فالس (Sioux Falls) آن را شدیداً حمایت می کنند درحالیکه در شهرِ خود غریب است و چندان هوادار ندارد. نیویورک تایمز اخیراً نقشه ای از هواداران منتشر کرده که نشان می دهد تیمِ Miami Heat نیز دستِ کم در جنوبِ شرقِ کشور وضعی مشابه دارد. البته مشخص نیست که آیا این تیم پس از باختن از  Lebron James هنوز هم این محبوبیت را دارد یا خیر.

 
 

چرا تیمِ Jazz در ایالتِ یوتا بازی می کند؟

 

 
 

 
لیگِ NBA نیز به مانندِ سایرِ لیگها در طولِ تاریخِ 68 ساله ی خود جابجایی های فراوانی به خود دیده است. با این حال، تیمهای این لیگ در نامگذاری های خود نسبت به سایرِ لیگها نامعقول تر عمل کرده اند. گرچه نامِ تیمهای Dallas Stars و Indianapolis Colts چندان بی مسما به نظر نمی رسد، اما نامِ تیمهایی چون Memphis Grizzlies (که سابقاً کلمه ی ونکوور را در ابتدای خود داشت) و Los Angeles Lakers (که پیشتر نامِ شهرِ میناپولیس را در خود داشت) قطعاً بی مسماست. چرا که در شهرِ ممفیس هیچ یک از بازیکنانِ تیمِ Grizzlies حضور ندارند، و در لس آنجلس هم کمتر بازیکنی پیدا می کنید که متعلق به تیمِ Lakes باشد. در این میان، رتبه ی نخستِ نامگذاری های بی مسمّا را تیمِ Jazz از آنِ خود کرده است که نامِ شیکِ نیو اورلینز (New Orleans) را از روی پیشانیِ خود پاک کرد و کلمه ی ازمدافتاده ی سالت لیک سیتی (Salt Lake City) را جایگزینِ آن نمود.
 
 

در یک بازیِ کاملِ بسکتبال چه مسیرهایی طی می شود؟

 

 
 

 
اطلاعاتِ مربوط به لیگِ بسکتبال از هر لیگِ دیگری دقیقتر است زیرا در هر میدان تعدادی دوربین نصب است که براساسِ الگوریتمِ خاصی به طورِ اتوماتیک حرکتِ هریک از بازیکنان و نیز مسیرِ توپ را تماماً دنبال کرده و ثبت می کنند. مربیان به این اطلاعات بسیار علاقه دارند زیرا به آنان در تصمیم گیری های دقیقتر کمک می کند. همچنین به تماشاچیان این امکان را می دهد که بازی را از زوایای مختلف و در قالبِ جلوه هایی جذاب و نو ببینند. این نقشه نمونه ای از نمایشِ مسیرِ توپ در طولِ یک بازیِ کامل است که حرکات، پرتابها و پاسهای غیرقابلِ پیش بینی و در هم و برهمی را که در طولِ بازی بارها و بارها اتفاق می افتد به تصویر کشیده است. برخی از این اتفاقات پاس هایی هستند که در کناره های زمین انجام می شوند، یا فول شوت (پرتابِ آزاد)هایی هستند که پس از آنها توپ مجدداً به دستِ پرتابگر (شوتر) می رسد.
 
 

پرتاب سه امتیازی و لی-آپ

 

 
 

 
تحلیلی که سالها از مسابقاتِ NBA انجام شده مشخص می کند که برخی شوت ها بیشتر از برخی دیگر در بازی ها صورت می گیرد. در این تحلیلها دو نوع شوت بیشتر جلبِ توجه می کند: لی-آپ ها، و شوت های سه امتیازی. این نقشه (برمبنای تحلیلِ یک فصلِ کامل) از یک سو تعدادِ امتیازاتی که از هر نقطه ی زمین معمولاً حاصل می شود را نشان می دهد (با شدتِ رنگ) و از سویی تعدادِ شوتها (پرتابها)یی که از هر نقطه از زمین انجام می شود را به تصویر می کشد (با اندازه ی شش ضلعی ها). بر این اساس می توان به اهمیتِ فراوانِ لی-آپ ها و ضربه های سه امتیازی پی برد. دلیلش ساده است: لی آپ ها به خاطر اینکه سریعتر و آسانتر انجام می پذیرند بیش از هر پرتابِ دیگری در بسکتبال رخ می دهند، و شوت های سه امتیازی هم چنانکه از اسمش پیداست ارزشِ بیشتری دارند. بنابراین، این دو ضربه حتی اگر به اندازه ی سایرِ پرتاب ها هم موفق نباشند اما باز به امتحانشان می ارزد. نکته ی دیگری که از نقشه بر می آید ارزشِ خاصِ پرتابهای سه امتیازی از کنج (کرنر) است. دلیلش این است که به خاطرِ شکلِ خاصِ قوسِ سه امتیازی (three-point arc)، پرتاب از کنج اندکی به سبد نزدیک تر است.
 
 

13 پستِ واقعیِ بسکتبال

 

 
 

 
در سنتِ بسکتبال 5 پست یا پوزیشنِ مختلف در هر تیم وجود دارد: گارد حمله (point guard)، گاردِ پرتاب (shooting guard)، فورواردِ کوچک، فورواردِ قدرت، و مرکز. اما در سالِ 2012، دانشجویی علاقه مند، به اسمِ موتو آلاگاپن Muthu Alagappan)) تصمیم گرفت نقشه ی جدیدی از پستهای لیگِ NBA برپایه ی هفت آمارِ کلیدیِ بسکتبال تهیه کند: میزانِ امتیازها، ریباندها، بلاک ها، اسیست ها، استیل ها، خطاها، و ترنووِر هایی که در هر دقیقه از بازی اتفاق می افتد. او دریافت که پنج پستِ سنتیِ مرسوم همه چیز را بیش از حد ساده کرده اند و بازیکنانی را در یک گروه گنجانده اند که بعضاً تفاوتهای زیادی باهم دارند. او به جای این، ترکیبی از 13 پست را پیشنهاد می کند تا بیش از 400 بازیکنِ NBA را با دقتِ تمام توصیف کند. چند تیم از این لیگ اکنون برای طراحیِ جدولِ بازیکنانِ خود، به استفاده از مدلِ آلاگاپن روی آورده اند.
 
 

گسترشِ WNBA

 

 
 

 
در سالِ 1997، NBA لیگِ بسکتبالِ زنان را با نامِ WNBA تاسیس کرد. این دو لیگ در ابتدا مالکان، استادیوم ها و رنگ بندی های مشترکی داشتند. با وجودِ برخی کشمکشها که در طولِ این سالها وجود داشته (از مجموعِ 18 تیم، 9 تیم که با رنگِ سفید روی نقشه مشخص شده است یا منحل شدند یا به مکانی دیگر انتقال یافتند)، لیگِ زنان پیوسته در حالِ گسترش و کسبِ محبوبیت بوده است، به طوری که تا کنون تیمهای خود را به 12 عدد افزایش داده و توانسته است بینندگانِ بیشتر و بیشتری را به خود جذب کند. اکنون شش تا از این تیمها مالکانِ مستقل دارند، و چهار تا از بازی های آنان در استادیوم های خودشان برگزار می شود. در سالِ 2014، تیمِ Phoenix Mercury قهرمان شد که چهارمین عنوانِ قهرمانی برای این لیگ محسوب می شود.
 
 

تاریخِ 97 ساله ی NHL

 

 
 

 
تاریخِ لیگِ ملیِ هاکی اندکی با لیگهای ورزشیِ دیگر متفاوت است: پس از اینکه این لیگ در 1917 تاسیس شد و مثل هر لیگِ دیگری گسترشِ تیمها و انحلالِ تیم ها را از سر گذراند، نهایتاً به 6 تیم رسید و تا 25 سال به همین منوال بود. در اواخرِ دهه ی 60 و 70، مجدداً به سرعت شروع به گسترش کرد و تیمهایی را در غربِ کشور، غربِ کانادا، شمالِ مرکزی، و حتی در جنوب پدید آورد. برخی از این تیمها دسخوشِ انحلال یا انتقال شدند. اما در عوض، 4 تیم از موسسه ی منحله ی World Hockey Association به لیگ پیوست و در نهایت تعدادِ تیمهای لیگ به 21 رسید. این تعداد همچنان ثابت بود تا اینکه در دهه ی 1990 مجدداً موجی از گسترشها این بار به سمتِ جنوبِ کشور به راه افتاد.
 
 

بازیکنانِ NHL از کدام کشورها هستند؟

 

 
 

 

لیگ ملی هاکی که تیمهای آن عمدتاً در آمریکا بازی می کردند در دهه ی 1960 مملو از بازیکنانِ کانادایی بود، به طوری که 98 درصدِ بازیکنانِ این تیمها در کانادا متولد شده بودند. البته اکنون اوضاع فرق کرده است. درصدِ بازیکنانِ متولدِ کانادا طیِ چند دهه ی اخیر و با گسترشِ این بازی کاهش یافته است، و اینک سهمِ بازیکنانی که در آمریکا متولد شده اند (23.8 درصد) بیشتر از هر زمانِ دیگری است. به علاوه، اکنون NHL بازیکنانی از خارجِ آمریکای شمالی دارد (25.7 درصد) که جز در لیگِ بسکتبال (MLB) در سایرِ لیگها چنین درصدی بی سابقه است. در این میان، بازیکنانِ سوئدی با 7.9 درصد بیشترین سهم را دارند. جالب است بدانید که سهمِ بازیکنانِ استکهلم، پایتختِ سوئد،در این لیگ با سهمِ بازیکنانِ مونترالِ کانادا در آن (11 درصد) برابر است.

 
 

توئیت های حاویِ کلمه ی «hocky»

 

 
 

 
اگر همه ی توئیت های حاویِ «hocky» در فصلِ رقابتهای NHL در بازه ای تصادفی را بخواهیم روی نقشه نشان دهیم حاصلش می شود همین نقشه که مربوط به دسامبرِ 2013 است. نکته ی جالبِ توجه در این نقشه این است که علیرغمِ تلاشهای قابلِ تمجیدِ این لیگ برای رواج، عمده ی هواداران هنوز از نقاطِ مرزیِ کانادا هستند. هر نقطه ی آبی نشان دهنده ی یک توئیت است، درحالیکه لکه های قرمز نشاندهنده ی مجموعه ای از توئیت هاست. در هر صورت، هردو رنگ حاکی از اینند که این لیگ در کانادا، و البته در شهرهای شمالی نظیرِ میناپولیس، دترویت و بوستون جذابیتِ بسیار بیشتری دارد. هرچند NHL تیمهای خود را در سراسرِ جنوبِ ایالاتِ متحده نیز گسترش داده، اما روندِ علاقه مندی به آن در این منطقه از کشور کند تر پیش می رود.
 
 

دسته بندیِ نامهای تیمهای دانشگاهی

 

 
 

 

ایالاتِ متحده ی آمریکا هزاران تیم ورزشیِ دانشگاهی دارد. آنچه بین همه ی این تیمها مشترک است این است که هیچ یک نامهای مرسومِ تیمهای ورزشی را ندارند. این نمودارِ عظیم که کاری است از Pop Chart Lab، با جزئیات به دسته بندیِ رایج ترین نامهای موجود پرداخته است و نشان می دهد که هر دانشگاه کدام نام را برای تیمِ ورزشیِ خود برگزیده است. در این دسته بندی نامِ انواعِ پرندگان (تیمهای عقاب-نشان به تنهایی 60 موردند) و پستانداران (شیر، ببر، خرس، گوزن، شتر، گرگ دریایی) را می بینید. 24 دانشگاه نیز صرفاً نامِ رنگها را برای شگون نمادِ خود ساخته اند. نکته ی جالب این است که صدها تیم نامِ حیوانات را بر خود نهاده اند، اما نامِ گیاهان را تنها سه دانشگاه برای خود برگزیده اند (ازجمله دانشگاهِ ایندیانا که نامِ Sycamore به معنای چنار را بر تیمِ خود گذاشته است).

 
 

پردرآمد ترین کارکنانِ ایالتی مربیانِ دانشگاهی هستند

 

 
 

 
این نقشه حاکی از حقیقتی عجیب درباره ی سیستمِ ورزشیِ دانشگاههای کشور آمریکاست: در اکثرِ ایالتها، مربیانِ بسکتبال و فوتبال پردرآمدترین کارکنانِ دولتی هستند. اگرچه بخشِ اعظمِ این حقوقهای کلان از راهِ عایدیِ تیمها، و نه مالیاتهای اخذ شده، تامین می شود، اما روی هم رفته چنین سیستمی نقطه ضعفی در اقتصادِ دانشگاهها محسوب می شود. حقیقت این است که توصیفِ تیمهای دانشگاهی به عنوانِ تیمهایی اساساً حرفه ای که از قضا با دانشگاههای دولتی هم مرتبط (و تحتِ حمایتِ آنها) هستند توصیفِ دقیقی نمی تواند باشد.
 
 

پیشرفتِ قانونِ Title IX در ورزش چگونه بوده است؟

 

 
 

 
در سال 1972 قانونِ Title IX با هدفِ رفعِ تبعیضهای جنسیتی در همه ی زمینه های آموزشیِ ئی که با بودجه های فدرال تأمین می شوند به تصویب رسید. یکی از زمینه هایی که سخت از این قانون متاثر شده است ورزشِ دانشگاهی است. بر این اساس، کلیه ی دانشگاههایی که لیگِ ورزشیِ دانشگاهی دارند موظف اند تا فرصتهای برابرِ قهرمانی را برای زنان و مردان فراهم کنند، که در نتیجه ی آن، میزانِ دانشجویانِ ورزشکارِ مونث رشدِ خوبی داشته است. با این حال و با وجودِ اینکه جمعیتِ دانشجویانِ زن 53 درصدِ کلِ دانشجویانِ این دانشگاههاست اما تنها 46 درصد از زنان ورزشکار هستند، و به علاوه این تیمها نسبت به تیمهای مردان همچنان بودجه های خیلی کمتری دریافت می کنند.
 
 

صف آراییِ مجددِ کنفرانس ها

 

 
 

 
تیمهای ورزشیِ دانشگاهی به کنفرانسهای جغرافیایی محدود شده اند (کنفرانس ها لیگهای ورزشیِ مرکب از چند دانشگاه هستند که در زمینه های گوناگون به طورِ آزگار با هم مسابقه می دهند) و در تاریخِ مدرنِ ورزش به ندرت زحمتِ تحرک و جابجایی را به خود داده اند. روزگاری بود که کنفرانسِ Pac-12 متشکل از دانشگاههای سواحلِ اقیانوسِ آرام بود، Big Ten تماماً در شمالِ مرکزی مستقر بود، و تیمهای ACC همگی نزدیک به اقیانوسِ اطلس بازی می کردند. اما اکنون آن روزگار سپری شده است. اکنون یکی دو دهه است که کنفرانسهای بزرگ سرِخود دست به صف آرایی های مجدد زده اند. هریک تیمهای دانشگاههای دیگر را تور می کنند(و رقابتهای سنتی را تخریب می کنند) فقط به این دلیل که در خارج-از-فصلِ آینده تیمهای خودشان تور خواهند شد. از این نمودار می توان دریافت که این تغییرات تا چه حد پیچیده است، اما همه ی آنها را می توان در دو کلمه خلاصه کرد: پول و فوتبال. در اکثرِ موارد، دانشگاهها همه ی تیمهای ورزشیِ خود را از یک کنفرانس خارج و به کنفرانسِ دیگر وارد کرده اند با این امید که آینده ی فوتبالیِ آنها را بسازند، و کنفرانسها نیز به دنبالِ دانشگاههایی بوده اند که تواناییِ آن را داشته باشند که قراردادهای تلویزیونیِ بزرگتری برای آنها رقم بزنند.
 
 

پایگاهِ هوادارانِ 25 تیمِ فوتبالیِ برترِ دانشگاهی

 

 
 

 

این نقشه را فیسبوک در اوایلِ فصلِ 2013 و برپایه ی تعدادِ لایکهایی که هواداران به این 25 تیمِ برتر داده اند تالیف کرده است. بر این اساس، مکانهایی که هوادارانِ هر تیم در آن در اکثریت اند را می توان دید. از گوشه گوشه ی نقشه می توان نکاتِ جالبی دریافت: اکثرِ دانشگاههای ایالتیِ بزرگ در ایالتِ خود بیشترین هوادار را دارند و این هواداران از مرزهای آن ایالت فراتر نمی روند. اما استثنائاتی هم وجود دارد. تیمِ دانشگاهیِ اوریگان در سراسرِ شمالِ کالیفرنیا هوادارانی دارد، و هوادارانِ تیمِ تگزاس را نیز می توان در جای جایِ نیمه ی غربیِ کشور یافت. این نقشه را با نقشه ی نیویورک تایمز که جدیدتر است و دانشگاههای بیشتری را در بر می گیرد مقایسه کنید تا با دقتِ بیشتری شاهدِ این مرزبندی های رقابتی باشید.

 
 

منفورترین تیمهای فوتبالِ دانشگاهی

 

 
 

 

این نقشه (که برپایه ی داده های نظرسنجیِ  Reddit user ایجاد شده است) در عینِ غیرعلمی بودنش بیانگرِ حقیقتی مهم درموردِ فوتبالِ آمریکایی است: این ورزش موجی از نفرتها و رقابتهای سالم را به دنبال داشته است. در کل، تیمهایی که در طولِ تاریخ غالبِ میدان بوده اند (مانندِ تیمهای دانشگاههای تگزاس، اوهایو (Ohio State)، میشیگان، آلاباما و فلوریدا) در همه ی ایالتهای همجوار منفور هستند. در برخی موارد حتی در ایالتهای خود نیز منفورترین تیم هستند – احتمالاً به این خاطر که هوادارانِ سایرِ تیمهای آن ایالت از پیروزی ها و شهرتهای پیاپیِ آنها به تنگ آمده اند.

 
 

پایگاهِ هوادارانِ هریک از تیمهای بسکتبالِ دانشگاهی کجاست؟

 

 
 

 

این نقشه را فیسبوک، در اوایلِ تورنمنتِ لیگِ ورزشیِ دانشگاهی (NCAA) در سالِ 2013 طراحی کرده است که نشان می دهد هریک از 68 تیمِ این تورنمنت در کدام ناحیه بیشترین لایک را داشته اند. طبیعی است که دانشگاههای بزرگ بر این نقشه سیطره داشته باشند (چرا که عمدتاً تیمهایشان پرطرفدار ترند)، و تقریباً جایی برای هواداری از تیمهای Valparaiso و Iona باقی نگذاشته باشند. همچنین فیسبوک با تفکیکِ تیمهای سیندرلایی از یکدیگر، مشخص کرده است که در هر ناحیه کدام تیم ارجح است [تیمهای سیندرلایی اصطلاحاً به تیمهایی گفته می شود که برخلافِ انتظارِ عموم، پیروزی های فوق العاده ای کسب کرده اند و توجهِ رسانه ها در آستانه ی تورنمنت شدیداً به آنها معطوف می شود].

 
 

حضورِ زنانِ دانشجو در رقابتهای نهاییِ بیس بال

 

 
 

 
از سالِ 1982 تا کنون، رقابتهای نهاییِ بیس بالِ دانشگاهیِ زنان، موسوم به Women’s College World Series، نقطه ی اوجِ سافت بالِ زنان بوده است. گرچه همه ی دانشگاههای NCAA Division 1 (= ان سی ای ای بخش یکم: بالاترین سطحِ ورزشِ میان-دانشگاهی در ایالاتِ متحده ی آمریکا که توسطِ اتحادیه ی ملی ورزش دانشگاهی برگزار می شود. بخشِ یکم دربردارنده ی دانشگاههای دارای قدرتهای ورزشی با بودجه های بزرگتر، امکاناتِ حرفه ای تر و کمک هزینه های ورزشیِ بیشتر است. بخشهای دوم و سوم در مواردی همچون بودجه و امکانات از بخشِ یکم ضعیف ترند.) می توانند به تورنمنت تیم بفرستند اما یک ایالت در این رقابتها همیشه دستِ پیش را داشته است: کالیفرنیا. دانشگاهِ کالیفرنیا به تنهایی صاحبِ 11 قهرمانی از مجموعِ 32 قهرمانی شده است، و در مجموع نقشِ این ایالت در حضور در فینال بیش از سایرِ ایالتها بوده است. آریزونا رتبه ی بعدی را دارد. دانشگاههای Arizona و ASU در مجموع 10 عنوان را از آنِ خود کرده اند. اما اخیراً توازنِ قدرت به جنوب منتقل شده است، به طوری که فلوریدا و آلاباما در سه سالِ اخیر عناوینِ قهرمانی را از آنِ خود کرده اند، و کنفرانسِ جنوبی (SEC) طیِ 7 سالِ گذشته درمجموع نسبت به Pac-12 حضورِ بیشتری در فینال داشته است.
 
 

فاتحانِ المپیک کجایی هستند؟

 

 
 

 
این نقشه نشان می دهد که ساکنانِ هر ایالت بر حسبِ سرانه چه سهمی در کسبِ مدالهای طلای المپیک (اعم از المپیک های تابستانی و زمستانی) داشته اند. آنچه قابلِ توجه است سهمِ فوق العاده زیادِ ورمونت و مونتانا در این میان است، که دلیلی عمدتاً زمین شناسانه دارد: هردوی این ایالتها کوههای پوشیده از برفی دارند که مردم می توانند در آنها تمرینِ اسکی و اسنوبرد کنند، و این امر آنها را برای رقابت در سطحِ جهانی ورزیده تر می سازد.
 
 

فوتبالِ حرفه ای در آمریکا

 

 
 

 
تا اینجا هرچه درموردِ فوتبال گفتیم همه در ارتباط با فوتبالِ آمریکایی بود. اینک ببینیم فوتبالِ حرفه ای (جهانی) چه جایگاهی در آمریکا دارد:

لیگِ بزرگِ فوتبال (Major League Soccer) لیگِ نسبتاً نوپایی است که در سالِ 1993 و در جریانِ میزبانیِ آمریکا برای جامِ جهانی تاسیس شد. و گرچه هنوز از فوتبالِ آمریکایی و از بیس بال عقب تر است اما رشدش بی وقفه ادامه دارد. درحالِ حاضر در هر بازی به طورِ متوسط بیش از 18000 تماشاچی حضور به هم می رسانند که حتی اندکی نیز از تماشاچیانِ لیگهای بسکتبال و هاکی بیشترند. این نقشه محلِ بازیِ 19 تیمِ لیگِ بزرگِ فوتبال (16 تیم در آمریکا و 3 تیم در کانادا) را به علاوه ی شماری از تیمهای لیگهای کوچکتر نشان می دهد. به علاوه، این لیگ برای فصلِ 2015 قرار است تیمهایی در شهر نیویورک و اورلاندو تاسیس کند. در سالهای بعد آتلانتا و میامی هم به این جمع اضافه خواهند شد.

 
 

پیروزی در تورنمنتهای تنیس کمرنگ شده است

 

 
 

 
آمریکایی ها روزگاری دستِ بالا را در تنیسِ جهانی داشتند. در اواخرِ دهه ی هفتاد و اوایلِ هشتاد، ستارگانی همچون جیمی کانرز (Jimmy Connors) و کریس اورت (Chris Evert) بارها و بارها پیروزِ تورنمنتهای موسوم به گرند اسلم (Grand Slam) بودند (گرند اسلم عبارت است از چهار مسابقه ی تنیس با بیشترین اهمیت که سالانه در جهان برگزار می شود، شاملِ French Open، Australian Open، US Open و Wimbledon). حتی در رویدادهای نیمه نهایی نیز اغلب چند آمریکایی حضور داشتند. اما در دهه ی اخیر ورق برگشته است. از زمانی که آندره آگسی (Andre Agassi)و پیت سمپرس (Pete Sampras) بازنشسته شدند، دیگر هیچ مردِ آمریکایی ئی نتوانست به جمعِ بازیکنانِ بین المللیِ طراز اول راه پیدا کند. و از سالِ 2010 نیز هیچ مردِ آمریکایی ئی نتوانسته است به نیمه نهاییِ گرند اسلم راه یابد. این افول به لطفِ خواهرانِ ویلیامز (Serena and Venus Williams) در بینِ زنانِ آمریکایی شیبِ کمتری داشته است. از این دو خواهر که بگذریم، از سالِ 2005 تا کنون تنها یک بار شاهدِ حضورِ زنانِ آمریکایی در نیمه نهاییِ اسلم گرند بوده ایم.
 
 

سلسله رقابتهای جامِ بهاره ی Nascar

 

 
 

 
سری رقابتهای جامِ سرعتِ ناسکار (Nascar) پراهمیت ترین مسابقاتِ اتومبیل های استوک (معمولی) در کشورِ آمریکاست. زمانی که مردم از ناسکار سخن می گویند، معمولاً منظورشان این سری از مسابقات است (36 مسابقه ی سالانه در 23 مسیرِ گوناگون که از 1949 آغاز شده است). در هر مسابقه، رانندگان بر اساسِ زمانِ پایان و تعدادِ دورهایی که از رقیب جلو می افتند امتیاز کسب می کنند. از این میان، 16 راننده ی برگزیده به رقابت های دهگانه ی نهایی راه پیدا می کنند که به «تعقیبِ قهرمانی» (Chase for the Championship) مشهور است. سابقاً اکثرِ مسابقات در جنوبِ شرقیِ کشور برگزار می شد، اما ناسکار با گسترشِ مسابقات به شمال و غرب طیِ چند دهه ی اخیر، این مسابقات را در 20 ایالتِ مختلف رواج داده است.
 
 

ناسکار آهسته می شود

 

 
 

 
با توجه به جایگاهِ ناسکار به عنوانِ محبوب ترین رقابتِ اتومبیل رانی در کشورِ آمریکا، هوادران احتمالاً از یک حقیقت درباره ی آن غافل باشند: این مسابقه سریعترین مسابقه نیست. برخلافِ سایرِ مسابقاتِ اتومبیل رانی (مانندِ فرمول یک) ناسکار مسابقه ایست بینِ ماشین های استوک یا معمولی، به این معنا که در آن از همان ماشینهایی استفاده می شود که همه می توانند از نمایندگی های فورد خریداری کنند. با این تفاوت که این ماشینها را برای مسابقات سفارشی می کنند به طوری که کمتر شباهتی به ماشینهای سواری داشته باشند، اما با این همه، همچنان بسیاری از محدودیتهای ماشینهای معمولی را خواهند داشت تا از سرعتِ ایمن تجاوز نکنند. اوجِ سرعتِ این ماشینها مربوط به دهه ی 1980 است و از آن به بعد به تدریج کاهش یافته است.
 
 

دانش آموزانِ دبیرستانی کدام ورزشها را انجام می دهند؟

 

 
 

 

در کشورِ آمریکا، ورزشهای گروهی در دبیرستانها بیش از هر کشورِ دیگری رواج دارد. این نمودار نشاندهنده ی ورزشهایی است که دانش آموزان اغلب انجام می دهند. رنگِ سبز نشانه ی پسران و رنگِ نارنجی نشانه ی دختران است و تعدادِ دانش آموزانی که در هر رشته فعالیت دارند در محورِ عمودی مشخص شده است. یکی از دلایلی که دانش آموزان در فوتبال (آمریکایی) بیش از سایرِ رشته ها فعالیت دارند این است که جدولِ بازیکنانِ تیمِهای فوتبال خیلی بلندبالاتر از ورزشهای دیگر است و می تواند تا صد بازیکن را هم در بر بگیرد؛ دبیرستانها هم غالباً چیزی از آن حذف نمی کنند. با وضعِ قانونِ Title IX، شمارِ دخترانی که از دبیرستانها واردِ تیمهای دانشگاهی می شوند افزایشِ چشمگیری داشته است، اما هنوز هم شمارِ پسران خیلی بیشتر است: 4.5 میلیون پسر در برابرِ 3.3 میلیون دختر.

 
 

میلیونها آمریکایی در دومیدانی و دوچرخه سواری شرکت دارند

 

 
 

 

 39 نقشه ی قبلی عمدتاً در توضیحِ ورزشهایی بودند که اغلبِ ما دوست داریم یک جا بنشینیم و آنها را تماشا کنیم. اما این نقشه نشان می دهد که 77 میلیون آمریکایی از نرم افزارِ  Strava[که یک برنامه ی مخصوصِ گوشی های هوشمند است و به علاقه مندان این امکان را می دهد که با استفاده از جی پی اس، رویدادهای ورزشی به خصوص دوچرخه سواری و دومیدانی را دنبال کنند و بتوانند با سایرِ دوچرخه سواران و دوندگان در ارتباط باشند] استفاده می کنند و در نتیجه در میادینِ دوچرخه سواری و دومیدانی حضور دارند. این نقشه به ما گوشزد می کند که اکثریتِ عظیمِ ورزشکاران آنهایی نیستند که در مقابلِ چشمِ هزاران بیننده بازی می کنند تا پولی گیرشان می آید؛ بلکه آنهایی هستند که ورزشهای ساده ای مثلِ دویدن، دوچرخه سواری و پیاده روی را، به خاطرِ لذت و سلامتیِ خود، انجام می دهند. اگر بنا باشد درباره ی ورزش در آمریکا توضیحاتِ کامل بدهیم نباید فقط به ورزشهایی که تماشا می کنیم اکتفا کنیم، بلکه بایستی به ورزشهایی که خودمان انجام می دهیم هم بپردازیم. به این نقشه ی کنشگر بروید تا ببینید چطور میلیونها نفر از آدمهای معمولی در این چند سال در آمریکا به جمعِ دوچرخه سواران و دوندگان پیوسته اند، تازه اینها فقط کسانی هستند که گوشی هایشان قابلیتِ GPS دارد و از این نرم افزار استفاده می کنند.

 

مطالب مرتبط