preloder
تعارف بی تعارف
۱۲ اسفند ۱۳۹۷
درآمد کارکنان آمریکا کاهش یافت
۱۲ اسفند ۱۳۹۷

قصه‌ی من و کریستوفر کوچک(بخش دوم)

مشاهده صفحه روایت ایرانیان از آمریکا
اون روز و روزهای بعد از اون، بارها به کریستوفر کوچولو فکر کردم که نام و نشونی از اسلام نداره ولی از خیلی از مدعیان دین مسلمون‌تره. بهش فکر کردم که با اون جثه‌ی کوچولوش و تو اون سن کم از صبح تا عصر تو مدرسه‌ای که نه تنها به روزه‌داری تشویق نمیشه بلکه تمام روز همکلاسی‌هاش رو می‌بینه که مشغول خوردن غذا و اسنک هستن ولی گرسنگی و تشنگی رو تحمل میکنه فقط چون میخواد طاعت خدا رو به جا بیاره.

به عظمت دینم فکر کردم که تو دل آدم‌هایی در دورترین نقاط عالم نسبت به مرکز و مبدا اسلام رسوخ کرده و اون‌ها رو از سایرین متمایز کرده. بهشون یاد داده که انسان‌ها همه برابرند، نه نژاد نه رنگ نه محل تولد جغرافیایی و نه تمکن مالی هیچ‌یک مؤلفه‌ای برای برتری انسان‌ها نیستن.

به این فکر کردم که احتمالاً این روزا خیلی از بچه‌های هم سن و سال کریس تو ایران باید از معلم‌ها و همکلاسی‌هاشون قایم کنن که روزه دارن تا یه وقت مورد انتقادهای تمسخر‌آمیز قرار نگیرن که آخه بچه تو با این هیکل لاغرمردنی‌ت چرا روزه می‌گیری. اصلاً کی گفته خدا روزه رو واجب کرده!؟

حتی به این هم فکر کردم که خیلی از مسلمانان اون منطقه از شهر احتمالاً سنی مذهب هستن به خاطر وجود مسجدی در اون منطقه به نام "ابوبکر صدیق" که اتفاقاً خیلی از نمازگزارانش از نژاد افریقایی-امریکایی‌های مسلمان شده هستن و من یه بار که تصادفاً در نماز جمعه شون شرکت کرده بودم برام جالب بود که بیشترِ خطبه‌ی امامشون به ذکر بزرگی و محترم بودن شخصیت ابوبکر گذشت تا اینکه ذکری بشه از شخصیت عظیم و سیره‌ی زندگی پیامبر (صلوات الله و سلامه علیه)! (جمله‌ی معترضه در پرانتز: البته مظلومیت و مهجوریت پیامبر در بین ما شیعیان هم قابل انتقاده. پایان جمله‌ی معترضه).

این روزها بیشتر به جای خالی امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) در بین ما مردم فکر می‌کنم. به اینکه چقدر همه‌ی ما آدم‌های این بخش از تاریخ به ظهور امام‌مون محتاجیم در این دنیای سراسر ظلم و فساد و تباهی. ماهایی که طعم دوری از وطن و اهل و خانواده رو چشیدیم و همیشه بهمون به چشم خارجی نگاه شده فارغ از هزاران قانون به درد نخور حقوق بشری، شاید کمی بیشتر تلخی غربت امام مهدی رو درک کنیم. و اینکه چقدر امثال کریس کوچولو با قلب‌های پاکشون، در این گوشه از دنیا به شناخت امام محتاجن.

راستی اون روز وقتی از کریستوفر خداحافظی کردم یه بار دیگه با دقت به تاریخ تولدش توی پرونده نگاه کردم. کریس دقیقاً یک ماه بعد از ورود ما به خاک امریکا متولد شده بود. یعنی سنش برابر تمام سال‌های مهاجرت ما بود، نزدیک به نه سال. خدایا یعنی من تو این سال‌ها به اندازه‌ا‌ی که کریستوفر به تو نزدیک شده، به سوی تو روی آوردم یا مهاجرت و سختی‌هاش باعث شده که از تو دورتر بشم؟

توضیح‌: نژاد سیاه‌پوستان در متون رسمی امریکا به افریقایی-امریکایی یا همون African-American شناخته میشن که هم مورد پسند زیادی قرار گرفته چرا که جایگزین واژه‌ی غیرمحترمانه‌ی سیاه یا black هست و هم از طرف دیگه مورد انتقاد بسیاری هم هست از این جهت که ناخودآگاه ریشه‌ی افریقایی و به عبارتی امریکایی نبودن این نژاد رو به ذهن متبادر میکنه. خیلی از افریقایی-امریکایی‌ها در اعتراض به این واژه خودشون رو American-American معرفی می کنند به شوخی و جدی.

مطالب مرتبط

قصه‌ی من و کریستوفر کوچک(بخش دوم)

مشاهده صفحه روایت ایرانیان از آمریکا
اون روز و روزهای بعد از اون، بارها به کریستوفر کوچولو فکر کردم که نام و نشونی از اسلام نداره ولی از خیلی از مدعیان دین مسلمون‌تره. بهش فکر کردم که با اون جثه‌ی کوچولوش و تو اون سن کم از صبح تا عصر تو مدرسه‌ای که نه تنها به روزه‌داری تشویق نمیشه بلکه تمام روز همکلاسی‌هاش رو می‌بینه که مشغول خوردن غذا و اسنک هستن ولی گرسنگی و تشنگی رو تحمل میکنه فقط چون میخواد طاعت خدا رو به جا بیاره.

به عظمت دینم فکر کردم که تو دل آدم‌هایی در دورترین نقاط عالم نسبت به مرکز و مبدا اسلام رسوخ کرده و اون‌ها رو از سایرین متمایز کرده. بهشون یاد داده که انسان‌ها همه برابرند، نه نژاد نه رنگ نه محل تولد جغرافیایی و نه تمکن مالی هیچ‌یک مؤلفه‌ای برای برتری انسان‌ها نیستن.

به این فکر کردم که احتمالاً این روزا خیلی از بچه‌های هم سن و سال کریس تو ایران باید از معلم‌ها و همکلاسی‌هاشون قایم کنن که روزه دارن تا یه وقت مورد انتقادهای تمسخر‌آمیز قرار نگیرن که آخه بچه تو با این هیکل لاغرمردنی‌ت چرا روزه می‌گیری. اصلاً کی گفته خدا روزه رو واجب کرده!؟

حتی به این هم فکر کردم که خیلی از مسلمانان اون منطقه از شهر احتمالاً سنی مذهب هستن به خاطر وجود مسجدی در اون منطقه به نام "ابوبکر صدیق" که اتفاقاً خیلی از نمازگزارانش از نژاد افریقایی-امریکایی‌های مسلمان شده هستن و من یه بار که تصادفاً در نماز جمعه شون شرکت کرده بودم برام جالب بود که بیشترِ خطبه‌ی امامشون به ذکر بزرگی و محترم بودن شخصیت ابوبکر گذشت تا اینکه ذکری بشه از شخصیت عظیم و سیره‌ی زندگی پیامبر (صلوات الله و سلامه علیه)! (جمله‌ی معترضه در پرانتز: البته مظلومیت و مهجوریت پیامبر در بین ما شیعیان هم قابل انتقاده. پایان جمله‌ی معترضه).

این روزها بیشتر به جای خالی امام عصر (عجل الله فرجه الشریف) در بین ما مردم فکر می‌کنم. به اینکه چقدر همه‌ی ما آدم‌های این بخش از تاریخ به ظهور امام‌مون محتاجیم در این دنیای سراسر ظلم و فساد و تباهی. ماهایی که طعم دوری از وطن و اهل و خانواده رو چشیدیم و همیشه بهمون به چشم خارجی نگاه شده فارغ از هزاران قانون به درد نخور حقوق بشری، شاید کمی بیشتر تلخی غربت امام مهدی رو درک کنیم. و اینکه چقدر امثال کریس کوچولو با قلب‌های پاکشون، در این گوشه از دنیا به شناخت امام محتاجن.

راستی اون روز وقتی از کریستوفر خداحافظی کردم یه بار دیگه با دقت به تاریخ تولدش توی پرونده نگاه کردم. کریس دقیقاً یک ماه بعد از ورود ما به خاک امریکا متولد شده بود. یعنی سنش برابر تمام سال‌های مهاجرت ما بود، نزدیک به نه سال. خدایا یعنی من تو این سال‌ها به اندازه‌ا‌ی که کریستوفر به تو نزدیک شده، به سوی تو روی آوردم یا مهاجرت و سختی‌هاش باعث شده که از تو دورتر بشم؟

توضیح‌: نژاد سیاه‌پوستان در متون رسمی امریکا به افریقایی-امریکایی یا همون African-American شناخته میشن که هم مورد پسند زیادی قرار گرفته چرا که جایگزین واژه‌ی غیرمحترمانه‌ی سیاه یا black هست و هم از طرف دیگه مورد انتقاد بسیاری هم هست از این جهت که ناخودآگاه ریشه‌ی افریقایی و به عبارتی امریکایی نبودن این نژاد رو به ذهن متبادر میکنه. خیلی از افریقایی-امریکایی‌ها در اعتراض به این واژه خودشون رو American-American معرفی می کنند به شوخی و جدی.

مطالب مرتبط



آخرین مطالب