preloder
تیراندازی مرگ بار در بزرگراه
تیراندازی در بزرگراهی در مینیاپولیس آمریکا
۵ اسفند ۱۳۹۷
استرس های بدو ورود به آمریکا (بخش دوم)
۵ اسفند ۱۳۹۷

بوی تند ادرار بی‌خانمان‌ها در حوالی میدان برابری و اتحاد

مشاهده صفحه روایت ایرانیان از آمریکا
آخر هفته رفتیم در خیابان‌های سن‌فرانسیسکو. اول از میدان معروف اتحاد شروع کردیم که شعار برابری و فرصت‌های یکسان در تبلیغات دور میدان به چشم می‌خورد.حدود بیست دقیقه در خیابان‌های اطراف میدان دور دور کردیم تا یه جای پارک گیر اومد. اگر می‌خواستیم از پارکینگ استفاده کنیم ۲۰ دلاری میافتاد اما در خیابان مجانی بود (پارکومتر داشت اما روز یکشنبه رایگان بود).

ظهر شد و خواستیم مسجدی برای نماز پیدا کنیم. از نقشه و با کمک پرس‌وجو یک مسجد رو در ۱۵ دقیقه‌ای میدان اتحاد پیدا کردیم و پیاده به راه افتادیم چون اگه می‌خواستیم ماشین برداریم باز پیدا کردن جای پارک دردسر بود.

راه افتادیم سمت غرب میدان و وارد خیابان Geary شدیم. بعضی صحنه‌ها مثل سطل آشغال‌ها و زمین‌های کثیف توجه‌مون رو جلب کرد اما صحنه‌های فجیع از بی‌خانمان‌ها رو در خیابان Jones دیدیم. به معنای واقعی کلمه غرق در کثافت بود. بوی آشغال و ادرار تند مشام رو آزار میداد و بدتر از همه بی‌خانمان‌های که در پیاده‌روها خوابیده بودن.

انگار هر چی می‌رفتیم، مسجد دور و دورتر میشد. بالاخره به سختی رسیدیم به مسجد دارالسلام و کمی احساس آرامش کردیم. حال خانم‌ها بد شده بود، نماز خوندیم و گفتیم ما آقایون میریم ماشین‌ها رو میاریم دم مسجد تا شما دیگه مجبور نباشید اون راه رو طی کنید.

مطالب مرتبط

بوی تند ادرار بی‌خانمان‌ها در حوالی میدان برابری و اتحاد

مشاهده صفحه روایت ایرانیان از آمریکا
آخر هفته رفتیم در خیابان‌های سن‌فرانسیسکو. اول از میدان معروف اتحاد شروع کردیم که شعار برابری و فرصت‌های یکسان در تبلیغات دور میدان به چشم می‌خورد.حدود بیست دقیقه در خیابان‌های اطراف میدان دور دور کردیم تا یه جای پارک گیر اومد. اگر می‌خواستیم از پارکینگ استفاده کنیم ۲۰ دلاری میافتاد اما در خیابان مجانی بود (پارکومتر داشت اما روز یکشنبه رایگان بود).

ظهر شد و خواستیم مسجدی برای نماز پیدا کنیم. از نقشه و با کمک پرس‌وجو یک مسجد رو در ۱۵ دقیقه‌ای میدان اتحاد پیدا کردیم و پیاده به راه افتادیم چون اگه می‌خواستیم ماشین برداریم باز پیدا کردن جای پارک دردسر بود.

راه افتادیم سمت غرب میدان و وارد خیابان Geary شدیم. بعضی صحنه‌ها مثل سطل آشغال‌ها و زمین‌های کثیف توجه‌مون رو جلب کرد اما صحنه‌های فجیع از بی‌خانمان‌ها رو در خیابان Jones دیدیم. به معنای واقعی کلمه غرق در کثافت بود. بوی آشغال و ادرار تند مشام رو آزار میداد و بدتر از همه بی‌خانمان‌های که در پیاده‌روها خوابیده بودن.

انگار هر چی می‌رفتیم، مسجد دور و دورتر میشد. بالاخره به سختی رسیدیم به مسجد دارالسلام و کمی احساس آرامش کردیم. حال خانم‌ها بد شده بود، نماز خوندیم و گفتیم ما آقایون میریم ماشین‌ها رو میاریم دم مسجد تا شما دیگه مجبور نباشید اون راه رو طی کنید.

مطالب مرتبط



آخرین مطالب