خرج برف‌روبی در یک ایالت امریکا
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
هزینه های مالیاتی در فیش حقوقی
۲۱ بهمن ۱۳۹۷

go 033 Guests in front of Church Entrance 50s

در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی، جامعه‌شناسان آمریکایی مفهومی را معرفی کردند تا چرخه‌ی زندگی خانوادگی در غرب به خصوص آمریکا را توصیف کنند. آن مفهوم یا لغت، "Empty Nest" یا "آشیانه‌ی خالی" است.

والدین تقریباً در دهه‌ی پنجم زندگی، وقتی فرزندان‌شان ازدواج می‌کنند یا برای تحصیل در دانشگاه و پیدا کردن کار خانه را ترک می‌کنند، خود را تنها احساس می‌کنند. ابداع و ساخت این مفهوم مقارن بود با شکوفایی اقتصادی آمریکا و وفور کار و ترویج تحصیلات عالی.

اکنون اصطلاح و مفهوم دیگری به کار برده می‌شود با عنوان "Boomerang children" یا "فرزندان بومرنگی". این مفهوم این‌گونه توصیف می‌شود که فرزندان در خانواده‌های آمریکایی، و یا هر کشوری که شرایط اقتصادی مشابهی دارد، در برهه‌ای از چرخه‌ی زندگی خود، خانه را به منظور تحصیل در دانشگاه، کار و یا ازدواج ترک می‌کنند و سپس در سنین ۳۰-۴۰ سالگی به خانه پدری خود باز می‌گردند.

از دلایل این پدیده می‌توان به بیکاری و از دست دادن شغل و یا ناتوانی در پیدا کردن شغل پس از فارغ التحصیلی، نداشتن امنیت اقتصادی و کمبود درآمد، ناتواتی در بازپرداخت وام یا کارت‌های اعتباری و طلاق اشاره کرد. در خیلی از مواقع، این افراد به همراه فرزند یا فرزندان، دوست دختر یا دوست پسر خود بازمی‌گردند.

به طور میانگین در آمریکا بسیاری از فرزندان در سن ۲۳ سالگی خانه‌ی پدری را ترک می‌کنند اما تعداد افراد بین ۲۵ تا ۳۴ ساله که یا اصلاً خانه را ترک نکرده‌اند یا بازگشته‌اند، از ۹ درصد در دهه ۱۹۶۰ به ۳۹ درصد در ۲۰۱۱ افرایش پیدا کرده است. همچنین از این میان فرزندان پسر به احتمال بیشتری به خانه پدری باز می‌گردند یا اصلاً از آن بیرون نمی‌روند!

نکته جالبی که تحقیقات در این زمینه به آن اشاره می‌کنند این است که حدود یک سوم والدین امروزی نسبت به ۱۹ درصد والدین در سال ۱۹۹۳ معتقدند که نباید از فرزندان انتظار داشت که به لحاظ اقتصادی تا سن ۲۵ سالگی یا حتی دیرتر مستقل شوند. یعنی والدین امروزی انتظار کمتری از فرزندان برای رسیدن به استقلال در جوانی دارند.

این نوع طرز تفکر نشان‌دهنده‌ی یک تغییر بنیادی در شیوه‌های فرزندپروی و سبک زندگی نسبت به گذشته است که باید از منظر کلان مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد. این تغییر سبک تقریباً در حال همه‌گیر شدن بوده و نسبت به گذشته دارای مقبولیت اجتماعی بیشتری است! لذا در دنیای غرب (و شاید باید گفت در تمام دنیا) همیشه باید اقتصاد و تاثیرات آن را در همه‌ی جوانب زندگی انسان مدرن مدنظر قرار داد.

در بسیاری از دانشگاه‌های بزرگ آمریکا، این تغییر سبک در نوع رفتار پدر و مادرها به راحتی قابل مشاهده است. والدینی که مسیرهای طولانی را معمولاً با ماشین طی می‌کنند و وسایل شخصی فرزند خود را می‌آورند تا مطمئن شوند جای فرزندشان در خوابگاه مناسب است. در خیلی از موارد از ماشینی که فرزند می‌راند تا پول تو جیبی و Meal Plan همه از جیب مبارک والدین می‌آید.

مطالب مرتبط

در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی، جامعه‌شناسان آمریکایی مفهومی را معرفی کردند تا چرخه‌ی زندگی خانوادگی در غرب به خصوص آمریکا را توصیف کنند. آن مفهوم یا لغت، "Empty Nest" یا "آشیانه‌ی خالی" است.

والدین تقریباً در دهه‌ی پنجم زندگی، وقتی فرزندان‌شان ازدواج می‌کنند یا برای تحصیل در دانشگاه و پیدا کردن کار خانه را ترک می‌کنند، خود را تنها احساس می‌کنند. ابداع و ساخت این مفهوم مقارن بود با شکوفایی اقتصادی آمریکا و وفور کار و ترویج تحصیلات عالی.

اکنون اصطلاح و مفهوم دیگری به کار برده می‌شود با عنوان "Boomerang children" یا "فرزندان بومرنگی". این مفهوم این‌گونه توصیف می‌شود که فرزندان در خانواده‌های آمریکایی، و یا هر کشوری که شرایط اقتصادی مشابهی دارد، در برهه‌ای از چرخه‌ی زندگی خود، خانه را به منظور تحصیل در دانشگاه، کار و یا ازدواج ترک می‌کنند و سپس در سنین ۳۰-۴۰ سالگی به خانه پدری خود باز می‌گردند.

از دلایل این پدیده می‌توان به بیکاری و از دست دادن شغل و یا ناتوانی در پیدا کردن شغل پس از فارغ التحصیلی، نداشتن امنیت اقتصادی و کمبود درآمد، ناتواتی در بازپرداخت وام یا کارت‌های اعتباری و طلاق اشاره کرد. در خیلی از مواقع، این افراد به همراه فرزند یا فرزندان، دوست دختر یا دوست پسر خود بازمی‌گردند.

به طور میانگین در آمریکا بسیاری از فرزندان در سن ۲۳ سالگی خانه‌ی پدری را ترک می‌کنند اما تعداد افراد بین ۲۵ تا ۳۴ ساله که یا اصلاً خانه را ترک نکرده‌اند یا بازگشته‌اند، از ۹ درصد در دهه ۱۹۶۰ به ۳۹ درصد در ۲۰۱۱ افرایش پیدا کرده است. همچنین از این میان فرزندان پسر به احتمال بیشتری به خانه پدری باز می‌گردند یا اصلاً از آن بیرون نمی‌روند!

نکته جالبی که تحقیقات در این زمینه به آن اشاره می‌کنند این است که حدود یک سوم والدین امروزی نسبت به ۱۹ درصد والدین در سال ۱۹۹۳ معتقدند که نباید از فرزندان انتظار داشت که به لحاظ اقتصادی تا سن ۲۵ سالگی یا حتی دیرتر مستقل شوند. یعنی والدین امروزی انتظار کمتری از فرزندان برای رسیدن به استقلال در جوانی دارند.

این نوع طرز تفکر نشان‌دهنده‌ی یک تغییر بنیادی در شیوه‌های فرزندپروی و سبک زندگی نسبت به گذشته است که باید از منظر کلان مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد. این تغییر سبک تقریباً در حال همه‌گیر شدن بوده و نسبت به گذشته دارای مقبولیت اجتماعی بیشتری است! لذا در دنیای غرب (و شاید باید گفت در تمام دنیا) همیشه باید اقتصاد و تاثیرات آن را در همه‌ی جوانب زندگی انسان مدرن مدنظر قرار داد.

در بسیاری از دانشگاه‌های بزرگ آمریکا، این تغییر سبک در نوع رفتار پدر و مادرها به راحتی قابل مشاهده است. والدینی که مسیرهای طولانی را معمولاً با ماشین طی می‌کنند و وسایل شخصی فرزند خود را می‌آورند تا مطمئن شوند جای فرزندشان در خوابگاه مناسب است. در خیلی از موارد از ماشینی که فرزند می‌راند تا پول تو جیبی و Meal Plan همه از جیب مبارک والدین می‌آید.

مطالب مرتبط



آخرین مطالب