ترامپ: ۷ تریلیون دلار در خاورمیانه هزینه کردیم، اما متاسفانه ناچارم کاملا مخفیانه به آنجا سفر کنم
۶ دی ۱۳۹۷
بارش شدید برف، در سراسر آمریکا رفت و آمد را برای میلیونها آمریکایی مختل کرد
۷ دی ۱۳۹۷

مستند باقی ماندگان

LEFTOVERS


کارگردان:سث هنکاک ( Seth Hancock )
محصول : سال 2017 آمریکا
ژانر : اجتماعی - اقتصادی
زبان : انگلیسی (زیرنویس فارسی)

توضیحات:

مستندِ «باقی ماندگان» دربارۀ سفری است به دورِ ایالات متحده تا ببینیم چرا سالمندان گروهی در امریکا را تشکیل می‌دهند که با سرعت بیشتری نسبت به دیگر مردم به قحطی و گرسنگی می‌رسند. این مستند تصور شما دربارۀ بالارفتنِ سن را تغییر می‌دهد.

«باقی ماندگان» مستندی است ساخته‌شده در سال 2017 دربارۀ یک بحرانِ غذایی در ایالات متحده که بسیاری از آن آگاه نیستند، با این جمعیتی که شاید بیشتر نیز فراموش می‌کنند.

شاید بزرگترین تصمیمی که یک مستندساز باید بگیرد این است که آیا خودش را نیز واقعاً در مستند شرکت دهد یا نه. حضور داشتن یا نداشتنِ مستندسازانِ خوب در هر کدام از فیلم‌هایشان، می‌تواند نقطۀ عطفِ موفقیتِ آن مستند باشد.

این حضور داشتن یا نداشتن می‌تواند داستان را از سیرِ آن خارج کند یا بخشی اساسی از داستان باشد. برای نمونه وِرنِر هِرگُز یا کِن بِرنز روش‌هایی یافته بودند تا با حضور و عدم حضورشان هم به داستان کمک کند و هم حواسِ مخاطب را از جریان اصلی پرت کنند. در «باقی ماندگان»، فیلمی اغلب بحث‌برانگیز دربارۀ موضوعی مهم که بسیار کم به آن پرداخته شده است، شیث هَنکاک خودش را مستقیماً در داستان جای می‌دهد و به همین علت به فیلم هویتی بی‌همتا می‌بخشد.

مستند «باقی ماندگان» شروعی هدفمندانه ناراحت‌کننده دارد. در ابتدای مستند، از مردمی که در خیابان هستند می‌پرسند دربارۀ سالمندان چه نظری دارند. پاسخ‌ها، همان طور که انتظار می‌رود، ترکیبی از تردید و منسجم‌نبودنِ افکار و در یک نمونه بسیار بی‌ربط هستند. این شروعی خوب است؛ زیرا تلاشی برای سرپوش‌گذاشتن بر تلخی‌های 80 دقیقۀ دیگرِ این مستند نمی‌کند. در این 80 دقیقه هانکوک به گرداگردِ کشور سفر می‌کند و واقعیت‌های زندگیِ بسیاری از سالمندان را نشان می‌دهد که با حقیقتی وحشتناک رودرو هستند:هیچ غذایی ندارند. آمارها حیرت‌انگیزند: در سرتاسرِ کشور، حدود 6میلیون سالمند در روز هیچ غذایی نمی‌خورند و برنامه‌هایی همچون «غذای روی چرخ‌دستی» که تلاش می‌کنند آن‌ها را سیر کنند، به‌سختی می‌توانند به همۀ این تعداد خدمت‌رسانی کنند. علتِ این اتفاق همان قدر اشتباه درک شده است که علتِ خودِ سالمندی.

طبیعتاً تماشای چیزی که ما می‌بینیم، اغلب دشوار است؛ گرچه بیشترِ آن الهام‌بخش است. با وجود این، در این مستند، نوعی افشاگری وجود دارد که بسیاری باید به حقیقتِ آن شک کنند؛ البته نمی‌توان با اطمینان از اشتباه‌بودنِ آن سخن گفت و فقط می‌توان امیدوار بود که درست نباشد. هَنکاک فرشینه‌ای از داستان‌های حقیقی را ماهرانه به هم می‌بافد که قرار است به واکنش‌های کسانی که در ابتدای فیلم در خیابان با آن‌ها مصاحبه شد، مستقیماً پاسخ گوید. به‌علاوه، حقایقی دربارۀ جامعه‌ای کوچک از افرادی را افشا کند که خودشان را وقفِ کمک به نیازمندان و آموزش به بی‌نیازها کرده‌اند.

برای نیل به این هدف، سفرمان در این مستند را با یکی از بخش‌های ثروتمندِ کشور شروع می‌کنیم و کارلا لِملی را می‌بینیم. او زنی است که بیش از صد سال عمر دارد و عمویش مؤسسِ یونیوِرسال استودیوز بود و خود نیز در بعضی از فیلم‌های عصر طلاییِ سینما، همچون دراکولا، ایفای نقش می‌کرد. لِملی تنها زندگی می‌کند و با خوش رویی از «غذای روی چرخ‌دستی» استقبال می‌کند و ادعا می‌کند این خیریه دلیلِ زنده‌ماندنِ اوست. او فقط یکی از چندین نفری است که در فیلم می‌بینیم و در همین شرایط هستند، از ثروتمندترین شهرها در ایالت کالیفرنیا تا فقیرترین شهرها در ایالت کنتاکی. هَنکاک به دوست‌داشتنی‌ترین شکلِ ممکن این مردم را به هم متصل می‌کند و به اعضای فداکارِ برنامه‌هایی که بسیاری از وقتِ خود را برای آماده‌سازی و بسته‌بندی و تحویلِ غذاهای باکیفیت و خدمت‌رسانی به این مردم وقف می‌کنند.

در تمامِ این رویدادها، این هَنکاک است که در این تجربه، خردمندانه و بسیار موثر خودش را محبوب می‌کند. او با راوی‌بودن و سوال‌کردن و بیشتر از همه با شاهدبودن خود را محبوب می‌کند؛ زیرا از ابتدای مستند می پذیرد که این پروژه‌ای است که از او خواسته‌اند تا انجام دهد و او پیش از این، هیچ علاقه‌ای به انجام آن نداشته و هیچ فکری برای آن در سر نمی‌پرورانده است. این موضوع باعثِ شاخص‌شدنِ او می‌شود؛ زیرا حقیقتاً بیشترِ ما تلاش می‌کنیم از فکرکردن دربارۀ پا به سن گذاشتن دوری کنیم؛ اما سالمندی و گرسنه‌بودن چیزی است که حتی به فکرمان هم خطور نمی‌کند. هَنکاک کشف می‌کند که نه‌تنها مردمانی وجود دارند که با سالمندی و گرسنگی روبه‌رو می‌شوند، بلکه بسیاری هستند که گرچه شانسی برای پیروزی ندارند، همچنان با غرور و تواضعی چشمگیر می‌ایستند تا به دیگران کمک کند و بعضی‌هایشان حتی درآمد و وقتِ گران‌بهای خود را نیز برای دیگران وقف می‌کنند. این موضوع احساساتی عمیق را در هَنکاک برمی‌انگیزاند و لایه‌هایی از تواضع را آشکارا از بین می‌برد که خودش حس می‌کرد مانعی بر سرِ راهش هستند. این مستند برای شما نیز تکان‌دهنده خواهد بود.

«باقی ماندگان» مستندی با بودجه‌ای هنگفت نیست؛ اما بسیار خوش‌ساخت و آگاهانه است. مستندی پیشِ روی شماست که دربارۀ مسالۀ سالمندی و گرسنگی بینشی ارائه می‌دهد و حتی راهکارهایی که در بازارهای محلی نیز عملی هستند. «باقی ماندگان» شواهدی قدرتمند و قانع‌کننده ارائه می‌دهد تا دربارۀ روش پذیرفته‌شدۀ فردگرایی دوباره بیاندیشیم، روشی که مدت‌هاست در ایالات متحده پایدار مانده است. به‌علاوه، کمک می‌کند تا جامعه را بازیابی کنیم، نه فقط بین شهرهای مختلف بلکه در مقیاسی یه وسعتِ کشور. در ابتدای مستند، با کسانی که در خیابان‌ها هستند احساس نزدیکی می‌کنیم؛ اما در پایان بسیار بسیار از آن‌ها دورتر و آگاه‌تر شده‌ایم.

مطالب مرتبط :

مستند باقی ماندگان

LEFTOVERS


کارگردان:سث هنکاک ( Seth Hancock )
محصول : سال 2017 آمریکا
ژانر : اجتماعی - اقتصادی
زبان : انگلیسی (زیرنویس فارسی)

توضیحات:

مستندِ «باقی ماندگان» دربارۀ سفری است به دورِ ایالات متحده تا ببینیم چرا سالمندان گروهی در امریکا را تشکیل می‌دهند که با سرعت بیشتری نسبت به دیگر مردم به قحطی و گرسنگی می‌رسند. این مستند تصور شما دربارۀ بالارفتنِ سن را تغییر می‌دهد.

«باقی ماندگان» مستندی است ساخته‌شده در سال 2017 دربارۀ یک بحرانِ غذایی در ایالات متحده که بسیاری از آن آگاه نیستند، با این جمعیتی که شاید بیشتر نیز فراموش می‌کنند.

شاید بزرگترین تصمیمی که یک مستندساز باید بگیرد این است که آیا خودش را نیز واقعاً در مستند شرکت دهد یا نه. حضور داشتن یا نداشتنِ مستندسازانِ خوب در هر کدام از فیلم‌هایشان، می‌تواند نقطۀ عطفِ موفقیتِ آن مستند باشد.

این حضور داشتن یا نداشتن می‌تواند داستان را از سیرِ آن خارج کند یا بخشی اساسی از داستان باشد. برای نمونه وِرنِر هِرگُز یا کِن بِرنز روش‌هایی یافته بودند تا با حضور و عدم حضورشان هم به داستان کمک کند و هم حواسِ مخاطب را از جریان اصلی پرت کنند. در «باقی ماندگان»، فیلمی اغلب بحث‌برانگیز دربارۀ موضوعی مهم که بسیار کم به آن پرداخته شده است، شیث هَنکاک خودش را مستقیماً در داستان جای می‌دهد و به همین علت به فیلم هویتی بی‌همتا می‌بخشد.

مستند «باقی ماندگان» شروعی هدفمندانه ناراحت‌کننده دارد. در ابتدای مستند، از مردمی که در خیابان هستند می‌پرسند دربارۀ سالمندان چه نظری دارند. پاسخ‌ها، همان طور که انتظار می‌رود، ترکیبی از تردید و منسجم‌نبودنِ افکار و در یک نمونه بسیار بی‌ربط هستند. این شروعی خوب است؛ زیرا تلاشی برای سرپوش‌گذاشتن بر تلخی‌های 80 دقیقۀ دیگرِ این مستند نمی‌کند. در این 80 دقیقه هانکوک به گرداگردِ کشور سفر می‌کند و واقعیت‌های زندگیِ بسیاری از سالمندان را نشان می‌دهد که با حقیقتی وحشتناک رودرو هستند:هیچ غذایی ندارند. آمارها حیرت‌انگیزند: در سرتاسرِ کشور، حدود 6میلیون سالمند در روز هیچ غذایی نمی‌خورند و برنامه‌هایی همچون «غذای روی چرخ‌دستی» که تلاش می‌کنند آن‌ها را سیر کنند، به‌سختی می‌توانند به همۀ این تعداد خدمت‌رسانی کنند. علتِ این اتفاق همان قدر اشتباه درک شده است که علتِ خودِ سالمندی.

طبیعتاً تماشای چیزی که ما می‌بینیم، اغلب دشوار است؛ گرچه بیشترِ آن الهام‌بخش است. با وجود این، در این مستند، نوعی افشاگری وجود دارد که بسیاری باید به حقیقتِ آن شک کنند؛ البته نمی‌توان با اطمینان از اشتباه‌بودنِ آن سخن گفت و فقط می‌توان امیدوار بود که درست نباشد. هَنکاک فرشینه‌ای از داستان‌های حقیقی را ماهرانه به هم می‌بافد که قرار است به واکنش‌های کسانی که در ابتدای فیلم در خیابان با آن‌ها مصاحبه شد، مستقیماً پاسخ گوید. به‌علاوه، حقایقی دربارۀ جامعه‌ای کوچک از افرادی را افشا کند که خودشان را وقفِ کمک به نیازمندان و آموزش به بی‌نیازها کرده‌اند.

برای نیل به این هدف، سفرمان در این مستند را با یکی از بخش‌های ثروتمندِ کشور شروع می‌کنیم و کارلا لِملی را می‌بینیم. او زنی است که بیش از صد سال عمر دارد و عمویش مؤسسِ یونیوِرسال استودیوز بود و خود نیز در بعضی از فیلم‌های عصر طلاییِ سینما، همچون دراکولا، ایفای نقش می‌کرد. لِملی تنها زندگی می‌کند و با خوش رویی از «غذای روی چرخ‌دستی» استقبال می‌کند و ادعا می‌کند این خیریه دلیلِ زنده‌ماندنِ اوست. او فقط یکی از چندین نفری است که در فیلم می‌بینیم و در همین شرایط هستند، از ثروتمندترین شهرها در ایالت کالیفرنیا تا فقیرترین شهرها در ایالت کنتاکی. هَنکاک به دوست‌داشتنی‌ترین شکلِ ممکن این مردم را به هم متصل می‌کند و به اعضای فداکارِ برنامه‌هایی که بسیاری از وقتِ خود را برای آماده‌سازی و بسته‌بندی و تحویلِ غذاهای باکیفیت و خدمت‌رسانی به این مردم وقف می‌کنند.

در تمامِ این رویدادها، این هَنکاک است که در این تجربه، خردمندانه و بسیار موثر خودش را محبوب می‌کند. او با راوی‌بودن و سوال‌کردن و بیشتر از همه با شاهدبودن خود را محبوب می‌کند؛ زیرا از ابتدای مستند می پذیرد که این پروژه‌ای است که از او خواسته‌اند تا انجام دهد و او پیش از این، هیچ علاقه‌ای به انجام آن نداشته و هیچ فکری برای آن در سر نمی‌پرورانده است. این موضوع باعثِ شاخص‌شدنِ او می‌شود؛ زیرا حقیقتاً بیشترِ ما تلاش می‌کنیم از فکرکردن دربارۀ پا به سن گذاشتن دوری کنیم؛ اما سالمندی و گرسنه‌بودن چیزی است که حتی به فکرمان هم خطور نمی‌کند. هَنکاک کشف می‌کند که نه‌تنها مردمانی وجود دارند که با سالمندی و گرسنگی روبه‌رو می‌شوند، بلکه بسیاری هستند که گرچه شانسی برای پیروزی ندارند، همچنان با غرور و تواضعی چشمگیر می‌ایستند تا به دیگران کمک کند و بعضی‌هایشان حتی درآمد و وقتِ گران‌بهای خود را نیز برای دیگران وقف می‌کنند. این موضوع احساساتی عمیق را در هَنکاک برمی‌انگیزاند و لایه‌هایی از تواضع را آشکارا از بین می‌برد که خودش حس می‌کرد مانعی بر سرِ راهش هستند. این مستند برای شما نیز تکان‌دهنده خواهد بود.

«باقی ماندگان» مستندی با بودجه‌ای هنگفت نیست؛ اما بسیار خوش‌ساخت و آگاهانه است. مستندی پیشِ روی شماست که دربارۀ مسالۀ سالمندی و گرسنگی بینشی ارائه می‌دهد و حتی راهکارهایی که در بازارهای محلی نیز عملی هستند. «باقی ماندگان» شواهدی قدرتمند و قانع‌کننده ارائه می‌دهد تا دربارۀ روش پذیرفته‌شدۀ فردگرایی دوباره بیاندیشیم، روشی که مدت‌هاست در ایالات متحده پایدار مانده است. به‌علاوه، کمک می‌کند تا جامعه را بازیابی کنیم، نه فقط بین شهرهای مختلف بلکه در مقیاسی یه وسعتِ کشور. در ابتدای مستند، با کسانی که در خیابان‌ها هستند احساس نزدیکی می‌کنیم؛ اما در پایان بسیار بسیار از آن‌ها دورتر و آگاه‌تر شده‌ایم.