preloder
همسفر شراب (قسمت هفتم – سه‌شنبه چرا تلخ و بی‌حوصله )
۳ اردیبهشت ۱۳۹۷
نقص فنی هواپیما و تاخیر پروازها
۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیشب از دیترویت به فلوریدا آمدم. از فرودگاه با سرویس هتل آمدم محل کنفرانس. کنفرانس را در مجموعه تفریحی والت دیسنی برگزار کرده اند. یک مجموعه خیلی بزرگ که به شخصه از تاسیس آن تعجب می کنم. یعنی عجیب است که فقط برای سرگرمی چنین مکان بزرگی را ساخته اند. محل کنفرانس خارج از شهر است. بنابراین فرصت نخواهد شد تا سری به شهر بزنم. از نکات جالب شباهت بسیار زیاد آب و هوای فلوریدا به سنگاپور است!

هوای مرطوب با پوشش گیاهی گرم سیری. فلوریدا در آمریکا یک ایالت توریستی محسوب می شود. یعنی خود آمریکایی ها یکی از مراکز مهم تفریحی داخلیشان فلوریدا است. اما تعجب می کنم چطور با وجود هوای ملایم تر کالیفرنیا این هوای مرطوب محبوب شده است؟ از نکات دیگر وجود قشر اسپانیایی زبان در فلوریدا است (هیسپانیک).

لاتینی تبارها در شمال آمریکا بسیار معدود هستند اما با مشاهده فلوریدا می توان متوجه شد در جنوب خیلی زیاد هستند. یعنی همان قدر که چینی ها در تورنتو به چشم می آیند لاتینی تبارها اینجا به چشم می آیند. استاد قبلی هم آمده است و تصادفا خیلی زود ملاقات کردم. کمی احوالپرسی کردیم.

میان بحث پرسید قصد برگشتن نداری؟ جواب را پیچاندم. از یک طرف سخت بود که بگویم نه! چون واقعا از گروهمان راضی بودم و استاد هم از جهت علمی و اخلاقی خوب بود. از طرفی هم بدلایلی نمی خواهم برگردم. متوجه شدم یکی از هم ورودی های شریف هم مقاله دارد ولی خوب متاسفانه نیامده بود. امروز دو اتفاق جالب افتاد.

1. داشتم قدم می زدم و مقالات مختلف را نگاه می کردم که فردی غریبه با قیافه خاورمیانه ای آمد. گفت شما فلانی هستی؟ گفتم بله (کارت حاوی اسم در گردن داریم). گفتم شما قبلا در کانادا بودید و الان سنگاپور هستید؟ گفتم بله. توضیح داد اینترنتی دنبال کرده است کجا هستم و در چه زمینه ای کار می کنم.

بعد گفت در فرانسه استادیار است و سوالاتی در مورد نحوه استاد شدن در کانادا و سنگاپور داشت. توضیحاتی در حد اطلاعات خودم دادم. بعد گفتم ولی خیلی بین فرانسه یا کانادا فرقی نیست و بهتر است شغل فعلیش را به خطر نیندازد چون وضعیت اشتغال در آمریکای شمالی خوب نیست.

کمی از مزیت های اقتصادی آمریکا و کانادا گفت. گفتم فکر نکنم خیلی فرق کند. ولی وقتی حقوقش را گفت دیدم خیلی درآمدش پایین است. تعجب کردم از حقوق استاد در فرانسه. آخر کمتر از حقوق یک دانشچوی پسا دکتری در کانادا بود. بعدا که سرچ کردم دیدم راست می گوید. از سویی بیشتر تعجب کردم ممکن است چه آدم هایی پیگیر وضعیت انسان باشند. براستی که هر کار هم کنیم، موتور گوگل اطلاعات ما را طوری پیدا می کند!

2. موقع ارائه مقاله که بصورت پستر بود یک خانم آمد و سلام کرد و خواست دست بدهد! گفتم ببخشید با خانم ها دست نمی دهم! کمی اخم کرد و اظهار تعجب کرد! از قضا استادم حضور داشت و کمی بد شد.

بعد خانم شروع به صحبت کرد و سریع از لهجه اش فهمیدم ایرانی است و اسمش را چک کردم دیدم درست فهمیده ام. آخر نمی دانم این خانم مگر چقدر با فرهنگ ایران غریبه است که اینطور اسباب دردسر می شود. انگار نه انگار که ایرانی است.

باور کنید تا به حال از هیچ غیر ایرانی در این زمینه اینطور برخوردی ندیده بودم. این جماعت بجای این که بیشتر اهل درک باشند بالعکس مایه دردسر هستند. جالب است که تا 20 دقیقه به بحث ادامه داد و بعد رفت.

امروز حسابی خسته شدم. از صبح تا عصر یک سره در حال فعالیت بودم.

پ.ن.1: هتل محل اقامت و خدماتش خیلی گران است. تفریحات دیگر والت دیسنی هم خیلی گران است و منصرف شدم امتحان کنم. نمی دانم چطور مردم راضی می شوند بیایند اینجا و مثلا در عرض یک هفته 2000 دلار به ازای هر نفر خرج کنند. جالب است در گوشه دیگر دنیا روزانه انسان ها از گرسنگی می میرند.

پ.ن.2: شاید کمتر شنیده باشید ولی کنفرانس ها برای کسب درآمد برگزار می شوند و یک فعالیت کاملا تجاری هستند. این همه شرکت کننده و مقاله... زمینه می شود برگزار کننده درآمد بدست بیاورد.

مطالب مرتبط

دیشب از دیترویت به فلوریدا آمدم. از فرودگاه با سرویس هتل آمدم محل کنفرانس. کنفرانس را در مجموعه تفریحی والت دیسنی برگزار کرده اند. یک مجموعه خیلی بزرگ که به شخصه از تاسیس آن تعجب می کنم. یعنی عجیب است که فقط برای سرگرمی چنین مکان بزرگی را ساخته اند. محل کنفرانس خارج از شهر است. بنابراین فرصت نخواهد شد تا سری به شهر بزنم. از نکات جالب شباهت بسیار زیاد آب و هوای فلوریدا به سنگاپور است!

هوای مرطوب با پوشش گیاهی گرم سیری. فلوریدا در آمریکا یک ایالت توریستی محسوب می شود. یعنی خود آمریکایی ها یکی از مراکز مهم تفریحی داخلیشان فلوریدا است. اما تعجب می کنم چطور با وجود هوای ملایم تر کالیفرنیا این هوای مرطوب محبوب شده است؟ از نکات دیگر وجود قشر اسپانیایی زبان در فلوریدا است (هیسپانیک).

لاتینی تبارها در شمال آمریکا بسیار معدود هستند اما با مشاهده فلوریدا می توان متوجه شد در جنوب خیلی زیاد هستند. یعنی همان قدر که چینی ها در تورنتو به چشم می آیند لاتینی تبارها اینجا به چشم می آیند. استاد قبلی هم آمده است و تصادفا خیلی زود ملاقات کردم. کمی احوالپرسی کردیم.

میان بحث پرسید قصد برگشتن نداری؟ جواب را پیچاندم. از یک طرف سخت بود که بگویم نه! چون واقعا از گروهمان راضی بودم و استاد هم از جهت علمی و اخلاقی خوب بود. از طرفی هم بدلایلی نمی خواهم برگردم. متوجه شدم یکی از هم ورودی های شریف هم مقاله دارد ولی خوب متاسفانه نیامده بود. امروز دو اتفاق جالب افتاد.

1. داشتم قدم می زدم و مقالات مختلف را نگاه می کردم که فردی غریبه با قیافه خاورمیانه ای آمد. گفت شما فلانی هستی؟ گفتم بله (کارت حاوی اسم در گردن داریم). گفتم شما قبلا در کانادا بودید و الان سنگاپور هستید؟ گفتم بله. توضیح داد اینترنتی دنبال کرده است کجا هستم و در چه زمینه ای کار می کنم.

بعد گفت در فرانسه استادیار است و سوالاتی در مورد نحوه استاد شدن در کانادا و سنگاپور داشت. توضیحاتی در حد اطلاعات خودم دادم. بعد گفتم ولی خیلی بین فرانسه یا کانادا فرقی نیست و بهتر است شغل فعلیش را به خطر نیندازد چون وضعیت اشتغال در آمریکای شمالی خوب نیست.

کمی از مزیت های اقتصادی آمریکا و کانادا گفت. گفتم فکر نکنم خیلی فرق کند. ولی وقتی حقوقش را گفت دیدم خیلی درآمدش پایین است. تعجب کردم از حقوق استاد در فرانسه. آخر کمتر از حقوق یک دانشچوی پسا دکتری در کانادا بود. بعدا که سرچ کردم دیدم راست می گوید. از سویی بیشتر تعجب کردم ممکن است چه آدم هایی پیگیر وضعیت انسان باشند. براستی که هر کار هم کنیم، موتور گوگل اطلاعات ما را طوری پیدا می کند!

2. موقع ارائه مقاله که بصورت پستر بود یک خانم آمد و سلام کرد و خواست دست بدهد! گفتم ببخشید با خانم ها دست نمی دهم! کمی اخم کرد و اظهار تعجب کرد! از قضا استادم حضور داشت و کمی بد شد.

بعد خانم شروع به صحبت کرد و سریع از لهجه اش فهمیدم ایرانی است و اسمش را چک کردم دیدم درست فهمیده ام. آخر نمی دانم این خانم مگر چقدر با فرهنگ ایران غریبه است که اینطور اسباب دردسر می شود. انگار نه انگار که ایرانی است.

باور کنید تا به حال از هیچ غیر ایرانی در این زمینه اینطور برخوردی ندیده بودم. این جماعت بجای این که بیشتر اهل درک باشند بالعکس مایه دردسر هستند. جالب است که تا 20 دقیقه به بحث ادامه داد و بعد رفت.

امروز حسابی خسته شدم. از صبح تا عصر یک سره در حال فعالیت بودم.

پ.ن.1: هتل محل اقامت و خدماتش خیلی گران است. تفریحات دیگر والت دیسنی هم خیلی گران است و منصرف شدم امتحان کنم. نمی دانم چطور مردم راضی می شوند بیایند اینجا و مثلا در عرض یک هفته 2000 دلار به ازای هر نفر خرج کنند. جالب است در گوشه دیگر دنیا روزانه انسان ها از گرسنگی می میرند.

پ.ن.2: شاید کمتر شنیده باشید ولی کنفرانس ها برای کسب درآمد برگزار می شوند و یک فعالیت کاملا تجاری هستند. این همه شرکت کننده و مقاله... زمینه می شود برگزار کننده درآمد بدست بیاورد.

مطالب مرتبط