نقش سازمان سیا در تجارت مواد مخدر
30 دسامبر 2017
۶ واقعیت درباره ی مادران آمریکایی
4 ژانویه 2018
 
آمریکا 360

دیپلماسی ورزشی آمریکا


تغییرات نظام بین الملل و پررنگ شدن نقش بازیگران غیردولتی و افکار عمومی سبب شده تا اشکال جدیدی از دیپلماسی در کنار دیپلماسی سنتی مورد استفاده قرار گیرد. در این رابطه یکی از دیپلماسی های معمول که توسط برخی کشورها به خوبی به کار میرود، دیپلماسی عمومی است. اهمیت دیپلماسی عمومی به ویژه به لحاظ ارتقای وجهه یک کشور مد نظر است و در واقع سازوکاری برای افزایش قدرت نرم به شمار میرود.
رسالت بنیادین دیپلماسى، مدیریت بر روابط میان کشورها و سایر بازیگران بین المللى است، در واقع دیپلماسی عمومی فرایند ارتباط مردم یک کشور با عامه مردم کشورهای دیگر برای شناساندن ایده های خود، شناخت ایده های آنها و آرمانهای ملی، معرفی نهادها، فرهنگ، هنجارها و تبیین اهداف سیاستهای خود است.
در دیپلماسی عمومی مقوله هایی همچون هنر، ورزش، دانش، فرهنگ، تاریخ و مذهب نقش کلیدی دارند و مسئولان یک کشور با میدان دادن به سازمان های غیردولتی و مردم نهاد، زمینه ایجاد ارتباطات ورزشی، فرهنگی، علمی و هنری را فراهم میکنند تا برداشت مردم دنیا نسبت به آن کشور در مسیر درست و معقول شکل گیرد و از این مسیر و با نزدیک شدن ملتها به یکدیگر، زمینه برای رفع اختلاف های دولتها فراهم شود.
در گذر واژه ها دیپلماسی سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هنر و مذهب در عرصه های مختلف جوامع بشری نقش آفرینی میکند، در میان انواع مختلف دیپلماسی، "دیپلماسی ورزش" پدیدهای فراگیر است که در سطح دیپلماتیک پس از دیپلماسی رسمی مهمترین مولفه ارتباطی میان کشورها محسوب میشود.
در دیپلماسی عمومی، ورزش به طور گستردهای و به عنوان یک روش برای شروع روابط دیپلماتیک برای کشورهایی که در شرایط خوبی نیستند استفاده میشود.
در سال 1971، دیپلماسی ورزشی که بعدها دیپلماسی پینگ پنگ لقب گرفت، توانست به تقویت روابط امریکا و چین کمک کند. در آوریل این سال و در جریان سی و یکمین دوره بازیهای جهانی تنیس روی میز در ژاپن، مقامات چین از تیم پینگ پنگ آمریکا برای برگزاری مسابقه و بازدید از چین دعوت به عمل آوردند. تیم آمریکا به محض دریافت پاسخ مثبت از سوی مقامات متبوع خود، دعوت را پذیرفت و در سفر به چین کمونیست از سوی «چوئن لای» مورد استقبال قرار گرفت.
نخست وزیر چین در این دیدار با ورزشکاران آمریکایی به آنها گفت: «شما فصل جدیدی در روابط بین آمریکا و چین گشودید... من مطمئن هستم که این آغاز دوره دوستی ما قطعاً مورد حمایت مردم دو کشور خواهد بود.»(1) این رویداد حاوی سیگنال هایی برای ساکنان کاخ سفید بود که «جمهوری خلق چین» متوجه تغییر جهت گیری آمریکایی ها شده است و با یک گردش ایدئولوژیک تدریجی، کادرهای حزب و افکار عمومی را آماده پذیرش دور جدیدی در سیاست خارجی خود میکند. در بین کاروان ورزشی آمریکا، تعدادی از دیپلمات ها نیز حضور داشتند که مخفیانه با مقامات چینی گفت و گو کردند. این مذاکرات سرانجام به سفر پنهانی «هنری کیسینجر»، مشاور امنیت ملی دولت «ریچارد نیکسون»، به پکن در ژوئیه سال 1971 انجامید.
با ادامه دیدارهای متقابل پینگپنگ بازان دو کشور و برگزاری مسابقات مشترک در این رشته و سفر تیم بسکتبال آمریکا به چین، بهبود در مناسبات بین دو طرف در سالهای 1971 تا 1977 به وقوع پیوست که بیشتر شامل تبادل دانشگاهیان، تجّار و موسیقی دانان میشد. عادی سازی کامل روابط زمانی میسر شد که «دنگ شیائو پنگ» بر رقبای رادیکالتر خود فائق آمد و سیاست خارجی میانه روتری را در پیش گرفت.
استفاده از ورزش برای برقراری مجدد روابط سیاسی و دیپلماتیک را میتوان در برقراری روابط مجدد میان آمریکا و کوبا نیز مشاهده کرد. ورزش بسکتبال به عنوان روش دیپلماتیک در سیاست بهبود روابط این دو کشور، نقش پررنگی ایفاء کرده است. در شرایطی که ورزش بیسبال بیشترین محبوبیت را در میان مردم کشور کوبا دارد، کمپ اختصاصی لیگ حرفهای بسکتبال NBA به منظور افزایش محبوبیت ورزش بسکتبال در کوبا در اردیبهشتماه 1394 برگزار شد.
ورزش نقش مهمی در زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مردم کشورهای مختلف دارد. ورزش یک علاقه مشترک فرهنگی است که مردم را در سراسر جهان، از هر نژاد و مذهب در رقابت های ورزشی شرکت میدهد و یک منبع قوی از غرور ملی و همبستگی را به وجود میآورد.
ورزش در عصر جدید به منزله ظرفی است که محتوای آن را ابعاد فرهنگی تشکیل میدهد. ورزش در دنیای جدید در کنار تأثیرات جسمی، به عنوان صنعتی است که در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، تأثیرات کمنظیری دارد. در عرصه جنگ نرم، ورزش یکی از مهمترین کارکردها را ایفا میکند؛ به طوریکه کشورها سعی دارند از طریق ورزش به اهداف گسترده خود در کسب قدرت دست یابند. توجه به ورزش در نخستین نگاه در میان عموم طبقات جامعه و در دیگر سو در حوزه سیاست و توجه سیاستمداران به مقوله ورزش، ازجمله مباحثی است که در بسیاری از کشورها، دیرزمانی است که ازجمله ابزارهای ارتباطی، جاذب و فراگیر برای ارتباط با بدنه اجتماع و دیگر کشورها بهکاررفته و میرود.
شاید یکی از شناخته شده ترین افراد سیاسی در طول تاریخ را بتوان هیتلر نام برد. هیتلر در زمان برگزاری بازیهای المپیک در ۱۹۳۶یک استادیوم بسیار زیبا با گنجایش ۱۰۰هزار نفر ساخت. این بازی ها در زیر فشار سیاسی و جوی سنگین برگزار شد.
هیتلر با لباس کامل نظامی و بازوبند صلیب شکسته چکمه و زرق و برق کامل در پشت بلندگو قرار گرفت و به عنوان مظهر و شخصیت اول آلمان بازی ها را گشود و چنین گفت: من بازی های برلین، یازدهمین المپیک جدید را میگشایم .در این لحظه شلیک یازده توپ سنگین به نشانه المپیک یازدهم، استادیوم را لرزاند. هیتلر مبارزه در ورزشگاه را با میدان جنگ یکسان میانگاشت! همچنین در دوران اخیر میتوان از سیلویو برلوسکنی نخست وزیر اسبق ایتالیا نام برد که باشگاه مطرح آ.ث.میلان را در حوزه رهبری خود داشت. وی ضمن بهره مندی از ارزش شهرت و محبوبیت و اهداف اقتصادی از طریق این باشگاه اهداف سیاسی خود را هم به پیش میبرد.
مدتهاست که ایالات متحده آمریکا نیز متوجه نقش قدرتمند ورزش به عنوان یک علاقه مشترک فرهنگی شده است که موجب نزدیکتر شدن مردم و فرهنگهای مختلف در سر تا سر جهان میشود. لذا این کشور برنامه های زیادی را در این حوزه اجرا میکند. البته ناگفته نماند زمانی که آمریکا میخواهد در کشوری نفوذ کند، اما تمام راه های نفوذ بسته است از ابزارهای مختلفی ازجمله دیپلماسی ورزشی، دیپلماسی شرکتهای چند منظوره و تجاری و به اصطلاح دیپلماسی «مک دونالدی» استفاده میکند. ایالات متحده برای تقویت «قدرت نرم» و نفوذ بیشتر در جهان در سال گذشته میلادی (2015) بودجه بیش از یک میلیارد و 833 میلیون دلاری اختصاص داده است.

نمونه ای از اقدامات ایالات متحده تنها در حوزه دیپلماسی ورزش عبارتند از:


پروژه سفیران ورزشی

در پروژه سفیران ورزشی، ورزشکاران و مربیان رشته های مختلف ورزشی به عنوان سفیر به کشورهای مختلف فرستاده میشوند. این فرستادگان برنامه هایی ازجمله برگزاری دوره های آموزشی، بازدید از مدارس و گفتگو با جوانان را در دستور کار دارند. از سال 2005، اداره امور آموزشی و فرهنگی وزارت خارجه آمریکا حدود 300 ورزشکار و مربی را به بیش از 85 کشور جهان فرستاده است.
آمریکا برای امسال پیش بینی کرده است که به کشورهای بولیوی، برزیل، بنین، بلغارستان، کانادا، کلمبیا، شیلی، گواتمالا، اندونزی، ایتالیا، قزاقستان، لیتوانی، مالزی، مولداوی، مراکش، نیوزیلند، پاناما، پاپوآ گینهنو، لهستان، روسیه، عربستان سعودی، تایلند و ونزوئلا سفیر ورزشی ارسال کند.

اعطای کمک هزینه های ورزشی

پروژه دیگر اداره امور آموزشی و فرهنگی وزارت خارجه آمریکا، در حوزه دیپلماسی ورزشی عبارت است از اعطای کمک هزینه ورزشی به مؤسسات غیرانتفاعی آمریکا برای بهبود زیرساخت ورزشی در دیگر کشورها.
تعداد این کمک هزینه ها از سال 2002 تاکنون 104 مورد بوده است و در 62 کشور جهان هزینه شده است. بودجه اختصاص یافته برای این کار در سال 2015 یک میلیون و هفتصد هزار دلار (1700000 دلار) بوده است. کشورهای هدف این پروژه در سال جاری میلادی عبارت اند از استرالیا، کلمبیا، السالوادور، گرجستان، رژیم صهیونیستی، نیکاراگوئه، آفریقای جنوبی، تایلند و فلسطین.

پروژه بازدیدهای ورزشی

آمریکا از طریق سفارتخانه های خود در دیگر کشورها اقدام به دعوت ورزشکاران، مربیان و مدیران ورزشی میکند تا به آمریکا سفر کنند. در این سفر به این افراد آموزش هایی در حوزه های مختلفی ازجمله جنبه های فنی ورزش و مدیریت ورزشی داده میشود.
از سال 2003 تاکنون بیش از 1400 ورزشکار جوان از بیش از 80 کشور دنیا به آمریکا سفرکرده و در این برنامه شرکت کرده اند. بودجه اختصاص یافته شده برای این پروژه در سال گذشته میلادی (2015) بیش از 630 هزار دلار بوده است.

پروژه توانمندسازی زنان و دختران از طریق ورزش

این پروژه به منظور افزایش حضور زنان و دختران در فعالیتهای ورزشی به اجرا درآمده و دارای سه حوزه بازدیدهای ورزشی، سفیران ورزشی و مربیگری ورزشی است. اداره امور آموزشی و فرهنگی وزارت خارجه آمریکا، زنان شناخته شده در حوزه ورزش (ازجمله مربیان، قهرمانان و مدیران ورزشی) را برای فعالیت در شورای توانمندسازی زنان و دختران وزارت خارجه جذب کرده و به وسیله این افراد به دختران و زنان کشورهای مختلف آموزش میدهند.
از سال 2012 تاکنون بیش از 156 نفر از زنان و دختران ورزشکار از 19 کشور مختلف به آمریکا سفرکرده و تحت آموزش این شورا قرارگرفته اند. آمریکا برای این پروژه در سال 2015 بیش از یک میلیون دلار (یک میلیون و سی هزار دلار) هزینه کرده است. همچنین این کشور برای سال جاری میلادی قصد دارد که کشورهای هدف خود را در این پروژه به 23 کشور افزایش دهد. این کشورها عبارتاند از: روسیه، کانادا، کلمبیا، مصر، فیجی، فرانسه، گرجستان، هند، اندونزی، اردن، کنیا، کویت، لیتوانی، مکزیک، نیوزیلند، پاکستان، لهستان، قطر، روسیه، تاجیکستان، اوکراین، ونزوئلا و ویتنام.

نقش رسانه در ارتقای دیپلماسی ورزشی

در دنیای امروز به واسطه نقش رسانهها در انعکاس رویدادهای جهانی میتوان از این ابزار در کمک به تقویت دیپلماسی ورزشی استفاده کرد. رسانه ها که امروز برای ترویج ورزش، معرفی و انعکاس رویدادها با فناوریهای جدید به ویژه در بخش ارتباطات، به ابزارهای بدون­ مرز و تاثیرگذار مبدل شده اند، نقش مهمی در تقویت دیپلماسی عمومی ایفا میکنند.
با توجه به اینکه موضوع دیپلماسی ورزش بین حکومت ها، یکی از سابقه دارترین مباحث مطرح دیپلماسی کشورهاست و می تواند تاثیر مثبتی بر روابط کشورها بگذارد و شرایط جدید جهانی موجب شده تا کشورها در رقابتی درگیر شوند که لازمه آن نه تنها داشتن قدرت نرم و نمادهایی از قدرت سخت گذشته است بلکه داشتن مشروعیت در میان افکار عمومی جهانی و ترغیب دیگران در جهت هدف مورد نظر نیز اهمیت یافته است.
از این رو کشورهای گوناگون بسته به توان خود تلاش دارند تا علاوه بر قدرت نظامی و اقتصادی، از ظرفیت های قدرت نرم و دیپلماسی عمومی نیز برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بهره ببرند، دیپلماسی که ایران نیز میتواند از آن استفاده کرده و فقط به عنوان منبع نفوذ کشورهای استکباری نباشد.

منابع : 

1- هوشنگ شهابی، دیپلماسی ورزش بین ایالاتمتحده و ایران، فصلنامهی گفتوگو، شماره 42، اسفند 1383، ص202

2- Department of State’s Council on Empowering Women and Girls

 
آمریکا 360

دیپلماسی ورزشی آمریکا


تغییرات نظام بین الملل و پررنگ شدن نقش بازیگران غیردولتی و افکار عمومی سبب شده تا اشکال جدیدی از دیپلماسی در کنار دیپلماسی سنتی مورد استفاده قرار گیرد. در این رابطه یکی از دیپلماسی های معمول که توسط برخی کشورها به خوبی به کار میرود، دیپلماسی عمومی است. اهمیت دیپلماسی عمومی به ویژه به لحاظ ارتقای وجهه یک کشور مد نظر است و در واقع سازوکاری برای افزایش قدرت نرم به شمار میرود.
رسالت بنیادین دیپلماسى، مدیریت بر روابط میان کشورها و سایر بازیگران بین المللى است، در واقع دیپلماسی عمومی فرایند ارتباط مردم یک کشور با عامه مردم کشورهای دیگر برای شناساندن ایده های خود، شناخت ایده های آنها و آرمانهای ملی، معرفی نهادها، فرهنگ، هنجارها و تبیین اهداف سیاستهای خود است.
در دیپلماسی عمومی مقوله هایی همچون هنر، ورزش، دانش، فرهنگ، تاریخ و مذهب نقش کلیدی دارند و مسئولان یک کشور با میدان دادن به سازمان های غیردولتی و مردم نهاد، زمینه ایجاد ارتباطات ورزشی، فرهنگی، علمی و هنری را فراهم میکنند تا برداشت مردم دنیا نسبت به آن کشور در مسیر درست و معقول شکل گیرد و از این مسیر و با نزدیک شدن ملتها به یکدیگر، زمینه برای رفع اختلاف های دولتها فراهم شود.
در گذر واژه ها دیپلماسی سیاست، اقتصاد، فرهنگ، هنر و مذهب در عرصه های مختلف جوامع بشری نقش آفرینی میکند، در میان انواع مختلف دیپلماسی، "دیپلماسی ورزش" پدیدهای فراگیر است که در سطح دیپلماتیک پس از دیپلماسی رسمی مهمترین مولفه ارتباطی میان کشورها محسوب میشود.
در دیپلماسی عمومی، ورزش به طور گستردهای و به عنوان یک روش برای شروع روابط دیپلماتیک برای کشورهایی که در شرایط خوبی نیستند استفاده میشود.
در سال 1971، دیپلماسی ورزشی که بعدها دیپلماسی پینگ پنگ لقب گرفت، توانست به تقویت روابط امریکا و چین کمک کند. در آوریل این سال و در جریان سی و یکمین دوره بازیهای جهانی تنیس روی میز در ژاپن، مقامات چین از تیم پینگ پنگ آمریکا برای برگزاری مسابقه و بازدید از چین دعوت به عمل آوردند. تیم آمریکا به محض دریافت پاسخ مثبت از سوی مقامات متبوع خود، دعوت را پذیرفت و در سفر به چین کمونیست از سوی «چوئن لای» مورد استقبال قرار گرفت.
نخست وزیر چین در این دیدار با ورزشکاران آمریکایی به آنها گفت: «شما فصل جدیدی در روابط بین آمریکا و چین گشودید... من مطمئن هستم که این آغاز دوره دوستی ما قطعاً مورد حمایت مردم دو کشور خواهد بود.»(1) این رویداد حاوی سیگنال هایی برای ساکنان کاخ سفید بود که «جمهوری خلق چین» متوجه تغییر جهت گیری آمریکایی ها شده است و با یک گردش ایدئولوژیک تدریجی، کادرهای حزب و افکار عمومی را آماده پذیرش دور جدیدی در سیاست خارجی خود میکند. در بین کاروان ورزشی آمریکا، تعدادی از دیپلمات ها نیز حضور داشتند که مخفیانه با مقامات چینی گفت و گو کردند. این مذاکرات سرانجام به سفر پنهانی «هنری کیسینجر»، مشاور امنیت ملی دولت «ریچارد نیکسون»، به پکن در ژوئیه سال 1971 انجامید.
با ادامه دیدارهای متقابل پینگپنگ بازان دو کشور و برگزاری مسابقات مشترک در این رشته و سفر تیم بسکتبال آمریکا به چین، بهبود در مناسبات بین دو طرف در سالهای 1971 تا 1977 به وقوع پیوست که بیشتر شامل تبادل دانشگاهیان، تجّار و موسیقی دانان میشد. عادی سازی کامل روابط زمانی میسر شد که «دنگ شیائو پنگ» بر رقبای رادیکالتر خود فائق آمد و سیاست خارجی میانه روتری را در پیش گرفت.
استفاده از ورزش برای برقراری مجدد روابط سیاسی و دیپلماتیک را میتوان در برقراری روابط مجدد میان آمریکا و کوبا نیز مشاهده کرد. ورزش بسکتبال به عنوان روش دیپلماتیک در سیاست بهبود روابط این دو کشور، نقش پررنگی ایفاء کرده است. در شرایطی که ورزش بیسبال بیشترین محبوبیت را در میان مردم کشور کوبا دارد، کمپ اختصاصی لیگ حرفهای بسکتبال NBA به منظور افزایش محبوبیت ورزش بسکتبال در کوبا در اردیبهشتماه 1394 برگزار شد.
ورزش نقش مهمی در زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی مردم کشورهای مختلف دارد. ورزش یک علاقه مشترک فرهنگی است که مردم را در سراسر جهان، از هر نژاد و مذهب در رقابت های ورزشی شرکت میدهد و یک منبع قوی از غرور ملی و همبستگی را به وجود میآورد.
ورزش در عصر جدید به منزله ظرفی است که محتوای آن را ابعاد فرهنگی تشکیل میدهد. ورزش در دنیای جدید در کنار تأثیرات جسمی، به عنوان صنعتی است که در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، تأثیرات کمنظیری دارد. در عرصه جنگ نرم، ورزش یکی از مهمترین کارکردها را ایفا میکند؛ به طوریکه کشورها سعی دارند از طریق ورزش به اهداف گسترده خود در کسب قدرت دست یابند. توجه به ورزش در نخستین نگاه در میان عموم طبقات جامعه و در دیگر سو در حوزه سیاست و توجه سیاستمداران به مقوله ورزش، ازجمله مباحثی است که در بسیاری از کشورها، دیرزمانی است که ازجمله ابزارهای ارتباطی، جاذب و فراگیر برای ارتباط با بدنه اجتماع و دیگر کشورها بهکاررفته و میرود.
شاید یکی از شناخته شده ترین افراد سیاسی در طول تاریخ را بتوان هیتلر نام برد. هیتلر در زمان برگزاری بازیهای المپیک در ۱۹۳۶یک استادیوم بسیار زیبا با گنجایش ۱۰۰هزار نفر ساخت. این بازی ها در زیر فشار سیاسی و جوی سنگین برگزار شد.
هیتلر با لباس کامل نظامی و بازوبند صلیب شکسته چکمه و زرق و برق کامل در پشت بلندگو قرار گرفت و به عنوان مظهر و شخصیت اول آلمان بازی ها را گشود و چنین گفت: من بازی های برلین، یازدهمین المپیک جدید را میگشایم .در این لحظه شلیک یازده توپ سنگین به نشانه المپیک یازدهم، استادیوم را لرزاند. هیتلر مبارزه در ورزشگاه را با میدان جنگ یکسان میانگاشت! همچنین در دوران اخیر میتوان از سیلویو برلوسکنی نخست وزیر اسبق ایتالیا نام برد که باشگاه مطرح آ.ث.میلان را در حوزه رهبری خود داشت. وی ضمن بهره مندی از ارزش شهرت و محبوبیت و اهداف اقتصادی از طریق این باشگاه اهداف سیاسی خود را هم به پیش میبرد.
مدتهاست که ایالات متحده آمریکا نیز متوجه نقش قدرتمند ورزش به عنوان یک علاقه مشترک فرهنگی شده است که موجب نزدیکتر شدن مردم و فرهنگهای مختلف در سر تا سر جهان میشود. لذا این کشور برنامه های زیادی را در این حوزه اجرا میکند. البته ناگفته نماند زمانی که آمریکا میخواهد در کشوری نفوذ کند، اما تمام راه های نفوذ بسته است از ابزارهای مختلفی ازجمله دیپلماسی ورزشی، دیپلماسی شرکتهای چند منظوره و تجاری و به اصطلاح دیپلماسی «مک دونالدی» استفاده میکند. ایالات متحده برای تقویت «قدرت نرم» و نفوذ بیشتر در جهان در سال گذشته میلادی (2015) بودجه بیش از یک میلیارد و 833 میلیون دلاری اختصاص داده است.

نمونه ای از اقدامات ایالات متحده تنها در حوزه دیپلماسی ورزش عبارتند از:


پروژه سفیران ورزشی

در پروژه سفیران ورزشی، ورزشکاران و مربیان رشته های مختلف ورزشی به عنوان سفیر به کشورهای مختلف فرستاده میشوند. این فرستادگان برنامه هایی ازجمله برگزاری دوره های آموزشی، بازدید از مدارس و گفتگو با جوانان را در دستور کار دارند. از سال 2005، اداره امور آموزشی و فرهنگی وزارت خارجه آمریکا حدود 300 ورزشکار و مربی را به بیش از 85 کشور جهان فرستاده است.
آمریکا برای امسال پیش بینی کرده است که به کشورهای بولیوی، برزیل، بنین، بلغارستان، کانادا، کلمبیا، شیلی، گواتمالا، اندونزی، ایتالیا، قزاقستان، لیتوانی، مالزی، مولداوی، مراکش، نیوزیلند، پاناما، پاپوآ گینهنو، لهستان، روسیه، عربستان سعودی، تایلند و ونزوئلا سفیر ورزشی ارسال کند.

اعطای کمک هزینه های ورزشی

پروژه دیگر اداره امور آموزشی و فرهنگی وزارت خارجه آمریکا، در حوزه دیپلماسی ورزشی عبارت است از اعطای کمک هزینه ورزشی به مؤسسات غیرانتفاعی آمریکا برای بهبود زیرساخت ورزشی در دیگر کشورها.
تعداد این کمک هزینه ها از سال 2002 تاکنون 104 مورد بوده است و در 62 کشور جهان هزینه شده است. بودجه اختصاص یافته برای این کار در سال 2015 یک میلیون و هفتصد هزار دلار (1700000 دلار) بوده است. کشورهای هدف این پروژه در سال جاری میلادی عبارت اند از استرالیا، کلمبیا، السالوادور، گرجستان، رژیم صهیونیستی، نیکاراگوئه، آفریقای جنوبی، تایلند و فلسطین.

پروژه بازدیدهای ورزشی

آمریکا از طریق سفارتخانه های خود در دیگر کشورها اقدام به دعوت ورزشکاران، مربیان و مدیران ورزشی میکند تا به آمریکا سفر کنند. در این سفر به این افراد آموزش هایی در حوزه های مختلفی ازجمله جنبه های فنی ورزش و مدیریت ورزشی داده میشود.
از سال 2003 تاکنون بیش از 1400 ورزشکار جوان از بیش از 80 کشور دنیا به آمریکا سفرکرده و در این برنامه شرکت کرده اند. بودجه اختصاص یافته شده برای این پروژه در سال گذشته میلادی (2015) بیش از 630 هزار دلار بوده است.

پروژه توانمندسازی زنان و دختران از طریق ورزش

این پروژه به منظور افزایش حضور زنان و دختران در فعالیتهای ورزشی به اجرا درآمده و دارای سه حوزه بازدیدهای ورزشی، سفیران ورزشی و مربیگری ورزشی است. اداره امور آموزشی و فرهنگی وزارت خارجه آمریکا، زنان شناخته شده در حوزه ورزش (ازجمله مربیان، قهرمانان و مدیران ورزشی) را برای فعالیت در شورای توانمندسازی زنان و دختران وزارت خارجه جذب کرده و به وسیله این افراد به دختران و زنان کشورهای مختلف آموزش میدهند.
از سال 2012 تاکنون بیش از 156 نفر از زنان و دختران ورزشکار از 19 کشور مختلف به آمریکا سفرکرده و تحت آموزش این شورا قرارگرفته اند. آمریکا برای این پروژه در سال 2015 بیش از یک میلیون دلار (یک میلیون و سی هزار دلار) هزینه کرده است. همچنین این کشور برای سال جاری میلادی قصد دارد که کشورهای هدف خود را در این پروژه به 23 کشور افزایش دهد. این کشورها عبارتاند از: روسیه، کانادا، کلمبیا، مصر، فیجی، فرانسه، گرجستان، هند، اندونزی، اردن، کنیا، کویت، لیتوانی، مکزیک، نیوزیلند، پاکستان، لهستان، قطر، روسیه، تاجیکستان، اوکراین، ونزوئلا و ویتنام.


نقش رسانه در ارتقای دیپلماسی ورزشی

در دنیای امروز به واسطه نقش رسانهها در انعکاس رویدادهای جهانی میتوان از این ابزار در کمک به تقویت دیپلماسی ورزشی استفاده کرد. رسانه ها که امروز برای ترویج ورزش، معرفی و انعکاس رویدادها با فناوریهای جدید به ویژه در بخش ارتباطات، به ابزارهای بدون­ مرز و تاثیرگذار مبدل شده اند، نقش مهمی در تقویت دیپلماسی عمومی ایفا میکنند.
با توجه به اینکه موضوع دیپلماسی ورزش بین حکومت ها، یکی از سابقه دارترین مباحث مطرح دیپلماسی کشورهاست و می تواند تاثیر مثبتی بر روابط کشورها بگذارد و شرایط جدید جهانی موجب شده تا کشورها در رقابتی درگیر شوند که لازمه آن نه تنها داشتن قدرت نرم و نمادهایی از قدرت سخت گذشته است بلکه داشتن مشروعیت در میان افکار عمومی جهانی و ترغیب دیگران در جهت هدف مورد نظر نیز اهمیت یافته است.
از این رو کشورهای گوناگون بسته به توان خود تلاش دارند تا علاوه بر قدرت نظامی و اقتصادی، از ظرفیت های قدرت نرم و دیپلماسی عمومی نیز برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بهره ببرند، دیپلماسی که ایران نیز میتواند از آن استفاده کرده و فقط به عنوان منبع نفوذ کشورهای استکباری نباشد.

منابع : 

1- هوشنگ شهابی، دیپلماسی ورزش بین ایالاتمتحده و ایران، فصلنامهی گفتوگو، شماره 42، اسفند 1383، ص202

2- Department of State’s Council on Empowering Women and Girls

مطالب مرتبط