۱۳۹۶-۱۱-۱۸

بازگشت نوشت : مدرسه (قسمت اول)

زودتر از اونی که فکر می‌کردم موعد ثبت نام مدارس در ایران رسید. باید کم‌کم یه مدرسه‌ی خوب واسه‌ی سرکار علیه راحیل خانوم که مرتب غر […]
۱۳۹۶-۱۰-۲۸

بازگشت به ایران(قسمت هفتم _ بار دیگر کشوری که دوست میدارم)

بلیط‌ها گرفته شده و ما مشغول فروش لوازم و جمع آوری چمدون‌هامونیم. سخته یه زندگی ۶ ساله رو توی ۶ تا چمدون ریختن و بردن! خیلی […]
۱۳۹۶-۱۰-۱۷

بازگشت به ایران(قسمت ششم _ زشت و زیبا)

دنیا از گل و بلبلی دراومده بود اما نه اونقدر که من راضی شم برگردم. تا اینکه تقریبا یک هفته‌ی بعد از اون گفتگوها و گریه‌های […]
۱۳۹۶-۱۰-۱۶

بازگشت به ایران (قسمت پنجم :تابستان کماکان جهنمی)

گفتم که دخترکم حین اعتراض‌هاش به حجاب گله می‌کرد که “خدا دوست داره من بذارم اما پس چه فرقی داره من زشت باشم یا خوشگل اگه […]