محصولات چینی در آمریکا
۱۳۹۷-۰۲-۰۳
فلوریدا
۱۳۹۷-۰۲-۰۵

همسفر شراب (قسمت هفتم - سه‌شنبه چرا تلخ و بی‌حوصله )

منبع : وبلاگ همسفر شراب
حس می‌کنم اولین روز کاری‌ام خیلی زود تمام شده است.
به خانه که می‌رسم خسته هستم. حس خوبی ندارم.
نمی‌دانم چه حسی است.
اصلاً شبیه به حسی که اولین روزهای دانشجویی‌ام در علم و صنعت داشتم نیست.
نمی‌دانم چرا خوشحال نیستم. برای تنهایی همسرم،‌ برای غربت خودم، برای خانواده‌ای که از هجرتمان راضی بودند و نبودند نگرانم.
برایم همه چیز برایم تازه به نظر می‌آید حتی کلاس درسی که تفاوت زیادی با کلاس‌های درسی ایران ندارد.
فکرهای زیادی در ذهنم می‌چرخد.
هنوز حس می‌کنم همه چیز یک بازی است. مثل نقطه‌ای که روی صفحهٔ نمایشگر صندلی هواپیما از روی نقشهٔ جهان جابجا می‌شود
. برای من که نه اصفهان دیده بودم و نه شیراز و یزد را، حالا نیویورک را تجربه کردن باورناپذیر بود.
هیچ چیزی برای جذاب نمی‌نمود.
همه چیز جدید بود ولی حیرت‌انگیز نه.
شب را کمی با لپ‌تاپ کار کردم تا بدانم چگونه می‌شود از آن استفاده کرد.
این مکینتاش هم کم از نیویورک ندارد، بدقلق است و ظاهرش زیباست.
با هزاران فکر جور و ناجور خواب را همراه بهتری می‌یابم.

مطالب مرتبط



سایر مطالب