مراحل چک آپ کودکان در بیمارستان شهر
۱۳۹۶-۱۰-۲۸
فرهنگ عمومی در آمریکا
۱۳۹۶-۱۰-۲۸

ویزای دانشجویی آمریکا(قسمت پنجم)

روایتی از مجتبی رضا خواه
قرار بود برای همکاری در ریسرچ با یکی از دانشگاه‌های کشور شیلی، سفری یک ماهه به سانتیاگو داشته باشم. دفعه سوم بود که استادم ازم میخواست که برم شیلی و من هم نهایتا قبول کرده بودم. از استادم درخواست کردم یه نامه به سفارت آمریکا در سانتیاگو بنویسه و راجع به سفر و ریسرچم توضیح بده که در تسریع صدور ویزا اثر داشته باشه.

نمیشد خانواده‌ام رو تنها بزارم آمریکا و برم شیلی چون ممکن بود ویزام خیلی دیر بیاد و خانمم به تنهایی از پس یه نوزاد ۸ ماهه و یه پسر ۸ ساله برنمیومد. قرار شد در تعطیلات بین دو ترم بریم شیلی...

مذاکرات هسته‌ای ایران با قدرتهای جهانی در حال انجام بود. اون موقع ایرانیهای زیادی به این مذاکرات دل بسته بودند. ما دانشجوها هم حدس میزدیم این مذاکرات و توافقات به صدور بهتر ویزا منجر خواهد شد. تا اینکه یه اتفاق عجیب افتاد!

قرار بود روز ۱۵ دسامبر ۲۰۱۵ از دنور به هیوستن و از اونجا به سانتیاگو پایتخت شیلی پرواز داشته باشیم. ولی حدود یک ماه قبل از این سفر، یک عملیات تروریستی در یکی از شهرهای ایالت کالیفرنیا اتفاق افتاد. رسانه‌های آمریکایی گفتن این کار رو یه زوج پاکستانی- عربستانی انجام دادن. بلافاصله بعد از این عملیات تروریستی، کنگره آمریکا قانونی رو تصویب کرد که شهروندان کشورهای دیگه رو بطور غیر مستقیم از سفر به ایران و سوریه و عراق منع میکرد. ما که هیچ وقت نفهمیدیم چرا کار این زوج پاکستانی- عربستانی به پای ایرانی‌ها نوشته شد ولی بعدها فهمیدیم در صدور ویزای ایرانی‌ها تاثیر منفی گذاشته...

صبح ۱۶ دسامبر وارد سانتیاگو شدیم و در یک آپارتمان در منطقه Providencia مستقر شدیم. دوشنبه ۲۱ دسامبر وقت مصاحبه ویزای آمریکا داشتیم. حدود ساعت ۹ صبح بود که رسیدیم پشت در سفارت آمریکا. سفارت خلوتی بود. زود رفتیم داخل و انگشت نگاری و منتظر مصاحبه شدیم. بالاخره صدامون زد.

بعد از سلام و احوالپرسی یه نگاهی به فرم I20 من انداخت و گفت در آمریکا اقتصاد میخونی؟ خلاصه چند تا سوال پرسید و داشت یه چیزهایی تایپ میکرد. از فرصت استفاده کردم و گفتم من برای ریسرچ اومدم شیلی و دعوتنامه دانشگاه University of Adolf Ibanez رو نشون دادم ولی گفت لازمش نداره! خواستم نامه استادم رو بدم گفت مراحل ویزا روتین هست و به این مدارک نیازی نیست. بعد از مدت کوتاهی گفت ویزای شما و پسرت تایید (approve) شد! من که حسابی شوکه شده بودم پرسیدم مالتیپل هست؟ گفت بزار نگاه کنم. مکثی کرد و گفت مالتیپل دو ساله! پیش خودم خیلی خوشحال شدم و گفتم بالاخره یه بار درست حسابی به ما ویزا دادن! ولی این خوشحالی خیلی کوتاه بود. داستان‌های زیادی در انتظارمون بود ...

شروع کرد به سوال پرسیدن از خانمم. چند تا سوال پرسید و یه دفعه گفت مثل اینکه مشکلی هست! گفتیم چه مشکلی؟ گفت باید اطلاعات بیشتری از خانمت بگیریم. پرسیدیم چه اطلاعاتی؟ گفت هفته بعد ایمیل بزنید که بهتون خبر بدیم. به افیسر توضیح دادم که ما باید ۱۳ ژانویه برگردیم آمریکا. افیسر گفت سعی میکنم قبل از اون تاریخ ویزا تون رو بدم.

بعد از یک هفته ایمیل زدم و در مورد وضعیت ویزا مون پرسیدم. جواب دادند که خانمت باید برای یه سری اطلاعات بیاد سفارت! روز بعد با خانمم و بچه‌ها رفتیم سفارت. یه برگه کاغذ دادند به خانمم. اطلاعاتی راجع به آدرس منزل ایران و کشورهایی که در ده سال گذشته رفتی و این قبیل چیزها رو میخواستند. یعنی اطلاعاتی کلی که اکثرش رو قبلا داشتند.

مدتی که در شیلی بودیم خیلی سخت گذشت. هیچ ایرانی رو نمیشناختیم و زبون مردم شیلی (اسپانیایی) رو بلد نبودیم. حدود دو هفته از اقامت مون در سانتیاگو گذشت که دخترم دچار بیماری پوستی عجیبی شد. هیچ دکتری رو در شیلی نمیشناختم. بیماری دخترم رو به اطلاع سفارت رسوندم. با اینکه دخترم در آمریکا به دنیا اومده، و اینها نسبت به وضعیت آمریکایی‌ها در کشورهای دیگه حساس هستند، عکس العمل خاصی نشون ندادن. فقط گفتن ممنون که به ما اطلاع دادین! نمیدونم چرا رفتارهای بشر دوستانه در قبال ما اعمال نمیشد...

کم کم به روز پرواز نزدیک شدیم. به سفارت ایمیل زدم که بپرسم ویزامون چی شد؟ جواب دادن که باید پروازم رو عقب بندازم. پرسیدم چقدر باید عقب بندازم، جواب دادند معلوم نیست کی ویزاتون صادر شه. بهشون گفتم میام پاسپورت‌ها رو ازتون میگیرم. ویزامون برای اقامت در شیلی ۳۰ روزه بود و باید میرفتم درخواست میدادم که مدت ویزامون رو افزایش بدن...

در شرایط بدی گیر کرده بودیم. از یک طرف دخترم مریض بود، از طرف دیگه خانمم باید سریع برمیگشت آمریکا که امتحان جامع دوم دکترا رو بده، از یه طرف دیگه اصلا معلوم نبود که کی به ما ویزا میدن. باید بلیط برگشت به آمریکا رو هم عوض میکردم و نمیدونستم باید برای چه تاریخی بگیرم.

ادامه در قسمت بعد ان شاالله.

مطالب مرتبط



سایر مطالب