پشت خط زرد لبه سکو بایستید!
۱۳۹۶-۱۱-۰۱
آمار تجاوز و خشونت جنسی در آمریکا
۱۳۹۶-۱۱-۱۵

آیا حزب سوم واقعا شانسی برای پیروز شدن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را دارد؟


 
 
 
ویدیوهای تحلیلی
مدت 164 سال است که رئیس جمهور امریکا یا به حزب جمهوری خواه تعلق داشته است یا به حزب دموکرات.
در واقع پس از میلارد فیلمور که متعلق به حزب ویگ بوده ، امریکا رئیس جمهوری از حزب سوم به خود ندیده است.

حتی رزولت که خود برای مدتی رئیس جمهور امریکا بوده و در حزب جمهوری خواه فعالیت می کرده، انتخابات سال 1912 را به دلیل ایجاد حزبی تازه تاسیس به نام Bull Moose باخت.
هنوز هم که هنوز است، هر چهارسال یک بار هزاران امریکایی به کاندیدای حزب سوم رای می دهند، اما آیا حزب سوم واقعا شانسی برای پیروز شدن در میدان انتخابات ریاست جمهوری امریکا را دارد؟

براساس گزارش وال استریت و NBC نیوز، 47 درصد از مردم امریکا در انتخابات
سال 2016 قصد رای دادن به کاندیدایی از حزب سوم را داشتند.
حتی در انتخابات سال 1992 نیز رُز پروت که کاندیدایی بدون حزب و مستقل به حساب می آمد موفق شد دررقابت با بیل کلینتون و جرج بوش پدر 19 درصد آراء را به خود اختصاص دهد.

اما پیروزی در میدان انتخابات تنها به میزان آراء بستگی ندارد، بلکه نمایندگان باید در چارچوب قوانین انتخاباتی فعالیت کنند و این همان دلیلی ست که اکثر نمایندگان حزب سومی را از میدان به در می کند.
برای مثال نمایندگان حزب دموکرات و حزب جمهوری خواه به راحتی در فهرست نامزدهای انتخاباتی نام نویسی می کنند، حال آنکه نمایندگان حزب سومی نیاز به طی مراحلی بسیار پیچیده دارند.

علاوه بر این، نمایندگان حزب سومی باید در مراحل اولیه و کلی انتخابات حداقل 5 درصد از آراء را به خود اختصاص دهند
تا دولت فدرال بودجه ی مراحل بعدی کمپین انتخاباتی آنان را تامین کند؛ اتفاقی که قریب به بیست سال است نیفتاده.

برای مثال در سال 2016، ژیل اشتاین نماینده ی حزب سبز می بایست 100 هزار دلار بودجه از مجرای حداقل 20 ایالت تهیه می کرد تا تحت پوشش سازمان تامین بودجه ی کمپین های انتخاباتی ریاست جمهوری امریکا قرار می گرفت.

اما بزرگ ترین دلیل ناکامی نمایندگان حزب سومی در انتخابات ریاست جمهوری امریکا، وجود نظام انتخاباتی نخست نفری در ساز و کار انتخاباتی این کشور است.
اساسا کاندیدایی که بیشتری رای را به خود اختصاص دهد پیروز میدان انتخابات خواهد بود.
لکن بر اساس قانون دوورجر، این نظام انتخاباتی بدون شک فضا را به سمت دو حزبی شدن هدایت می کند.

چرا که زمانی که هر رای به یک کاندیدا اختصاص دارد، رای دادن به کاندیدایی که مشخصا رای کمتری دارد به منزله ی سوزاندن حق رای و حرام کردن رای است، و پرواضح است که در این میان این حزب سومی ها هستند که کنار گذاشته می شوند
و مردم تصمیم می گیرند به جای آنکه به حزب سومی ها رای بدهند، به کاندیدای حزبی رای بدهند که حزب مقابل آن را قبول ندارند تا آن حزب تحت هیچ شرایطی رای نیاورد.

البته برخی کشورها مانند بریتانیا قانون نمایندگی تناسبی را اجرا می کنند و بجای آنکه مردم مستقیما به نخست وزیر رای بدهند، با رای خود اعضاء پارلمان را که خود عضو احزاب مختلف هستند، تعیین می کنند.
سپس حزبی که رای اکثریت را کسب کند، نخست وزیر را انتخاب می کند.

اما برخلاف آنچه که امریکایی ها گمان می کنند، رای دادن به نمایندگان حزب سومی هدر دادن و سوزاندن حق رای نیست.
چرا که نمایندگان حزب سومی می توانند به عضویت پارلمان دربیایند و سوای از بزرگی یا کوچکی حزب خود در اخذ تصمیمات تاثیرگذار باشند.

اما شواهد به وضوح نشان می دهد که پیاده کردن این نظام در امریکا تقریبا محال است، چرا که دو حزب دموکرات و جمهوری خواه با سرمایه ی انبوه و قدرت بسیار زیاد خود جایگاه خود را در این کشور تثبیت کرده اند و حتی قوانین هم به دست این دو حزب تصویب می شود.

بنابراین علیرغم حمایت مردم از نمایندگان حزب سومی تا زمانی که قوانین بر محور منافع دو حزب جمهوری خواه و دموکرات تدوین می شود، شانس حزب سومی ها نزدیک به صفر خواهد بود.
 

مطالب مرتبط :