شب قدر عجیب!
۱۳۹۶-۱۰-۰۷
۶ واقعیت درباره ی مادرانِ آمریکایی
۱۳۹۶-۱۰-۱۴

واشنگتن: ایالات موتلفه ی آمریکا

روایتی از حنیف
واشنگتن از تقریبا وسط ساحل شرقی آمریکاست چون ایالت های انقلابی محدود به ایالت های امتداد ساحل شرقی بوده اند.  شهر یک بلوار مستطیلی بزرگ دارد که اکثر جاهای دیدنی و مهم در آن قرار دارند. یک انتهای مستطیل ساختمان کنگره قرار گرفته با گنبد سفید رنگ. در وسط بلوار ستون نماد جورج واشنگتن و سمت دیگر مستطیل یادبود لینکلن قرار دارد.

یادبود لینکولن یک ساختمان مکعب مستطیل بزرگ به رنگ سفید است که از سه جهت بسته است. تعداد زیادی پله های سرتاسری در جلو بنا قرارد دارد و بعد ستون های بلندی که سقف بنا بر روی آن ها سوار شده است. داخل آن مجسمه ای از لینکولن قرار دارد که بر روی یک صندلی نشسته و به جلوی بنا یعنی به سمت ساختمان کنگره نگاه می کند. مجسمه حدود 6 متر ارتفاع دارد. در دیوارهای اطراف هم تعدادی از سخنرانی های لینکلن را به شکل کتیبه حک کرده اند. مجموعه ی بنا مرا یاد معابدی که یونانیان یا هندو ها برای خدایانشان می سازند می انداخت. از قضا بالای سر لینکولن نوشته بود : "در این معبد (temple) مانند قلب مردم یاد ابراهام لینکلن برای همیشه زنده است". ابراهام لینکولن را شاید بتوان موثرترین رییس جمهور آمریکا دانست. کسی که در شکل گیری نظام ارزشی آمریکای امروز نقش اساسی داشته است. نقش او با جنگ داخلی آمریکا گره خورده است.

جنگ داخلی آمریکا به مدت 4 سال از آپریل 1861 تا می 1865 یعنی حدود 100 سال بعد  از استقلال آمریکا رخ داد. برای دانستن گستره ی جنگ همین کافی است که 600 هزار نفر کشته بر جای گذاشت (آن هم در حالی که هنوز سلاح های کشتار جمعی به گستردگی جنگ جهانی نشده بودند.) این جنگ که در تاریخ آمریکا نقش مهمی ایفا کرده است بین ایالت های شمالی و جنوبی و حول مسأله ی برده داری شکل گرفت.

برده داری بخش تاریک و زننده ای از تاریخ آمریکا است. مهاجرین اروپایی پس از کشف سرزمین جدید با دو مشکل مواجه بودند، یکی ساکنان قبلی زمین ها یعنی سرخ پوستان و یکی نبود نیروی کار کافی برای بهره برداری از زمین های مستعد. کشتار و قتل عام سرخ پوستان، تغییر دین اجباری سرخ پوستان به میسحیت، جدا کردن فرزندان سرخ پوستان از والدین و منحط کردن فرهنگ های بومی آنها کارهایی بود که آن ها با سرخ پوستان انجام دادند. در سمت دیگر، برده داری برای تامین نیروی کار مورد توجه قرار گرفت که به لطف گسترش استعمار در قاره ی سیاه زمینه اش آماده شده بود. برده ها گاهی از قبایل آفریقایی خریداری می شدند و گاهی در تله های شکار برده گیر می افتادند و دسته دسته با شرایط نامناسب به سرزمین جدید آورده می شدند. آن ها را داغ می زدند تا معلوم شود صاحبشان کیست و بعد هم به کار می گرفتند. شکنجه و آزار و اذیت برده ها بخشی از این تاریخ دردآور است. امروزه در خود آمریکا نیز از این بخش های تاریخ این کشور انتقاد می شود.

در نیمه ی اول قرن نوزدهم ایالت های شمالی آمریکا به تدریج تغییر کردند به شکلی که شکاف فرهنگی و اقتصادی گسترده میان آن ها و ایالت های جنوبی شکل گرفت. ایالت های جنوبی بر مبنای کشاورزی و مخصوصا تجارت پنبه و تنباکو به اروپا شکل گرفته بودند که به لطف برده داری و نیروی کار ارزان بسیار پرسود بود. شمالی ها به دلیل این که زمین های کشاورزی مستعدی نداشتند و به دلیل شرایط آب و هوایی سردتر به سمت صنعتی شدن پیش رفتند. به تدریج برده داری در ایالت های شمالی کارکرد خود را از دست داده بود و در تعدادی از آن ها نیز از نظر قانونی ملغا شده بود. اما جنوبی ها به شدت به این نیروی کار احتیاج داشتند. از سوی دیگر دو طرف بر سر تعرفه های گمرکی اختلاف داشتند. شمالی ها به منظور حمایت از صنایع نوپا طرفدار تعرفه ی بالا بر کالاهای وارداتی صنعتی از اروپا بودند و جنوبی ها برعکس مایل بودند مایحتاج صنعتی شان را راحت از اروپا بخرند. از سوی دیگر تجارت پرسود جنوبی ها که بر برده داری بنا شده بود به آن ها قدرت مالی و گسترش نفوذ در دولت را می داد. این اختلافات مخصوصا زمانی اوج گرفت که در اثر جنگ با مکزیک، ایالات جدیدی به آمریکا اضافه شدند و زمین داران جنوب مایل بودند برده داری در آن ها رایج باشد، در حالی که این امر امکان رقابت کشاورزان بدون سرمایه ی شمالی را در این زمین ها محدود می کرد. بنابراین ایالات شمالی قانونی رد کردند که در ایالات جدید برده داری ملغا باشد.

نهایتا انتخابات سال 1860 ریاست جمهوری به پیروزی آبراهام لینکولن از حزب جمهوری خواه منجر شد.

حزب جمهوری خواه طرفدار لغو برده داری در ایالات تازه ملحق شده به آمریکا بود و بلافاصله بعد از انتخابات و قبل از مراسم سوگند ریاست جمهور تازه 7 ایالت جنوبی از آمریکا جدا شدند که بعدها با 4 ایالت دیگه مجموعا کشور ایالات موتلفه آمریکا را تشکیل دادند. جالب است که جنوبی ها معتقد بودند که آن ها بر سنت های انقلابیونی که کشور آمریکا را تشکیل دادند باقی مانده اند و تغییری نکرده اند (رهبران انقلاب مانند جرج واشنگتن اولین رییس جمهور آمریکا هم برده داشته اند). از سویی جدایی حق قانونی هر ایالت است که می تواند هر زمان تصمیم به آن بگیرد. در پاسخ به آن ها ابراهام لینکولن هدف اصلی اش را حفظ ایالات متحده اعلام می کند و با این انگیزه جنگ آغاز می شود. بنابراین اگرچه برده داری یکی از موضوعات اختلاف اصلی بوده است ولی هدف اصلی جنگ حفظ ایالات متحده بوده است که خود لینکولن صراحتا اعلام می کند حتی اگر این هدف با برده داری در  همه ی آمریکا به دست بیاید این کار را خواهد کرد (2).  در حین جنگ لینکولن قانون "آزادی بردگان" را امضا می کند. این قانون در تاریخ برده داری آمریکا بسیار اهمیت دارد و زمینه ی فعالیت های بعدی برای الغای برده داری می باشد. هدف این قانون ضربه زدن به منافع ایالت های جنوبی بوده است که بر مبنای برده داری اداره می شده اند که به عنوان یک استراتژی جنگی موثر نیز واقع می شود. طبق این قانون برده داری در ایالات جدا شده ممنوع می شود، هر چند این قانون شامل ایالت های شمالی که هنوز برده داری در آن ها برقرار بوده است نمی شود.

از جمله نبرد های مهم نبرد کتیسبرگ بوده است که تلفات زیادی از دو طرف بر جای می گذارد. ظاهرا بعد از آن مردم از ادامه ی جنگ خسته شده بودند. لذا لینکولن چند ماه بعد در محلی که نبرد رخ داده بود حاضر می شود و سخنرانی معروفی ارایه می کند. این سخنرانی مرجعی برای عقاید او محسوب می شود که البته با پیروزی شمالی ها در جنگ در آینده ی امریکا بسیار تاثیر گذاشت (3). در هر حال شمالی ها که به نام پرچم شان به یانکی ها شناخته می شوند در جنگ پیروز شدند و بعد از آن به طور پیوسته ایالات فاتح جنگ نقش فعال تری در سیاست آمریکا ایفا کرده اند(4)، از جمله بنای بزرگی برای رهبر فاتح جنگ یعنی لینکولن در پایتخت ساختند و به نام او سکه زدند (عکس لینکولن روی اسکناس های 5 دلاری نقش بسته است). لینکولن درست چند روز پیش از پایان جنگ توسط یکی از طرفداران جنوبی ترور شد. عقاید او برای گسترش قدرت دولت فدرال و محدود شدن ایالت ها به تقویت دولت مرکزی و نهادهای وابسته مانند بانک مرکزی انجامید. در پایان جنگ حدود 4 میلیون نفر برده در کشور آمریکا بوده اند که آزاد می شوند.

ادامه دارد...

پینوشت: هزینه ی کشمکش بین آمریکا و روسیه بر سر اوکراین را مردم اوکراین باید بپردازند. جالب است که روسیه به واسطه ی گازی که به اوکراین می دهد به این کشور فشار می آورد تا طبق خواست آن ها رفتار کند. از آن طرف هم آمریکا حاضر شده 1 میلیارد نقدا به اوکراین بدهد. دولت جدید هم که از همین حالا برای فشارهای روسیه به غرب پناه آورده است باید حساب کار دستش باشد که این 1 میلیارد را مجانی یا برای گسترش دموکراسی و پیشرفت تحویلش نمی دهند. وقتی مردم و رهبران کشوری خودشان روی قدرت های دیگر حساب می کنند و برای رفع اختلافات شان پای آن ها را باز می کنند عاقبت بهتری هم نصیب شان نمی شود. رییس جمهور سابق به روسیه پناه برده است. ظاهرا تحلیل روسیه آن است که هنوز تاریخ مصرف یانوکوویچ تمام نشده و حاضر شده به او پناه بدهد، وگرنه او هم سرنوشتی مثل بن علی، مبارک و  شاه داشت که بعد از یک عمر خوش خدمتی حاضر نبودند به او پناه بدهند. از سمت دیگر جان کری در میدان استقلال حاضر شده ظاهرا انقلابیون هم پذیرایی خوبی از او کرده اند. روزی که روسیه و آمریکا پشت پرده بر سر آینده ی اوکراین معامله کنند انقلابیون هستند که سرشان بی کلاه می ماند. این وسط بعضی رسانه های داخلی هم بسته جهت گیری های سیاسی شان اخبار را به نفع روسیه یا آمریکا گزارش می کنند!

تهدید آمریکا به تنبیه روسیه با تحریم ها هم جالب است. کسانی که با تحریم ها همراهی کردند زمینه را برای به کار گیری ابزار تحریم توسط آمریکا تهیه کرده اند و حالا این ابزار ممکن است دامن آن ها را هم بگیرد. در نهایت اختلاف روسیه و آمریکا برای مذاکرات هسته ای ما مفید است. امیدوارم تیم مذاکره کننده بتوانند به خوبی از چنین فرصت هایی استفاده کنند.

-----------------------------------------------------------
1- در مجموع حدود 600 هزار نفر از 12 میلیون برده ای که توسط اروپایی ها به قاره ی آمریکا آورده شده اند در کشور آمریکا به کار گرفته شده اند. به نظر شما چطور چنین اتفاقاتی خروجی فرهنگ اروپای رو به پیشرفت بوده است؟ در فرهنگ مسلمانان چنین نمونه هایی دیده می شود؟
2- البته ظاهرا لینکولن به صورت شخصی طرفدار آزادی برده ها بوده اما هدفش از جنگ این امر نبوده است.
3- ببینید:
http://fa.wikipedia.org/wiki/نطق_گتیسبرگ
4- فکرش را بکنید اگر جنوبی ها پیروز شده بودند الان کشور ایالات موتلفه ی آمریکا داشتیم.  طبیعتا تاریخی که ما امروز می خوانیم هم تحت تاثیر این پیروزی بوده است. رییس جمهور ایالات موتلفه حتی بعد از شکست جنوبی ها در میان مردم آنجا محبوب بوده است و در مراسم به خاک سپاری اش عده ی زیادی شرکت می کنند و هنوز هم چند مدرسه به نام او وجود دارد

مطالب مرتبط



سایر مطالب

جمعیت شناسی در اصل علمِ سرشماریِ نفوس است. اما بررسیِ‌ عواملی که سببِ تغییراتِ جمعیتی شده، و برآوردِ تأثیراتی که این تغییرات روی زندگیِ مردم گذارده نیز در آن حائزِ اهمیت است. مهاجرت چه تأثیری بر رشدِ جمعیتِ آمریکا گذاشته است؟
مطالعه
اعتمادِ مردمِ آمریکا به دولتِ آمریکا در پایین ترین حدِ خود در طولِ تاریخ قرار دارد. اکنون تنها 20 درصد از آمریکایی ها می گویند که به دولتِ‌ فدرال اعتماد دارند و معتقدند که دولت «تقریباً همیشه» (4%) یا «اغلبِ اوقات» (16%) کارِ درست را انجام می دهد.
مطالعه
ایالاتِ متحده ی آمریکا یعنی خیلی چیزها. یعنی ابرقدرتِ دنیا، یعنی یکی از بزرگترین کشورها. بر یک کرانه ی تاریخش...
مطالعه
ایالاتِ متحده ی آمریکا یعنی خیلی چیزها. یعنی ابرقدرتِ دنیا، یعنی یکی از بزرگترین کشورها. بر یک کرانه ی تاریخش...
مطالعه
آوریلِ 1865 مقطعی سرنوشت ساز در تاریخِ آمریکا بود. در 9 آوریل، ارتشِ ائتلافِ جنوب [شماری از ایالاتِ جنوبی که...
مطالعه
در قرن پانزدهم لایحه ای قانونی به تصویب رسید که بر اساس آن هیچ دولت (و یا حکومت فدرالی) اجازه...
مطالعه
سیاستمداران آمریکایی و نیز مردم این کشور، دوست دارند خودشان را «ملت مهاجرین» خطاب کنند. جایی که خانواده هر کس،...
مطالعه
آمریکا برترین کشور است – البته در میزانِ بازداشت ها. در خلالِ چند دهه ی گذشته، این کشور بیشترین جمعیتِ...
مطالعه