سفر به نیویورک ۳ (قسمت اول)
۱۳۹۶-۰۸-۰۹
گشتی در کلان شهر (قسمت اول)
۱۳۹۶-۰۸-۰۹

سفر به نیویورک 3 (قسمت دوم)

روایتی از مردی از جنس یخ
می خواستیم تا ساعت 2 این موزه را تمام کنیم ولی با وجود این که با سرعت قدم می زدیم، حدود 2:30 شد و با این که همه موزه را ندیده بودیم، گفتیم دیر می شود و بهتر است برویم موزه تاریخ طبیعی که نزدیک متروپلیتن است.
دوستمان هم زنگ زد و بعد از نهار حدود 3 رسیدیم به موزه تاریخ طبیعی. همان وقت هم نتیجه گرفتیم دیگر به موزه هنر مدرن نخواهیم رسید و بهتر است تا جای ممکن همین موزه تاریخ طبیعی را ببینیم. کلی هم آنجا غر زدم که اگر دیروزش مشغول مسابقه فوتبال نشده بودیم، می شد آنجا را دیروز رفت!

موزه تاریخی طبیعی هم در نوع خودش موزه جالبی است و خیلی بزرگ و متنوع است. با تجربه ای که از موزه قبلی داشتیم، این دفعه اول از راهنما پرسیدیم کدام قسمت جالب است و او گفت بخشش دایناسورها و موجودات انسان نما! بخش دایناسورها شامل فسیل های انواع دایناسورها و موجودات بسیار قدیمی است. خیلی بخش جالبی است و به خصوص انسان می تواند ایده نظریه تکامل را ببیند. یعنی می توانید اجداد حیواناتت امروز را ببینید و مثلا متوجه شوید که دو موجود متفاوت امروز چطور صد ملیون سال پیش نیای مشترکی داشته اند که هر دو شباهت هایی به آن دارند. برخی فسیل ها مربوط به دایناسورهای خیلی بزرگ است و تازه انسان متوجه می شوذ چقدر دایناسورها نسبت به حیوانات امروزی بزرگ بوده اند. اما از آن جالب تر بخش انسان نما است که سعی کردند فسیل انواع موجوداتی که زیست شناسان اجداد انسان امروز می پندارند جمع آوری کنند. از انسان نئادرتال تا انسان پکن جمع آوری شده است. اما جالب است که حتی نزدیک ترین انسان نما به انسان مدرن، باز هم تفاوت عمده ای با انسان مدرن دارد. مثلا اغلب انسان نماها خیلی کوتاهتر از انسان امروزی هستند و طبق بازسازی هم چهره متفاوتی دارند. با توجه به متون مقدس ادیان ابراهمیمی پاسخ به این سوال که نیای انسان امروزی هم شامل نظریه تکامل بوده است یا نه، سخت است. از بخش مربوط به سرخ پوست های آمریکا هم دیدن کردیم که آن هم جالب بود. آن قدر در موزه قدم زدیم تا ساعت حدود 6 شد که وقت تعطیلی موزه است. اگر پیش بیاید باید یک بار دیگر هم نیویورک بروم تا موزه هنرهای مدرن را هم ببنیم!

خیلی خسته بودیم چون 5-6 ساعت قدم زده بودیم و سرپا بودیم. فکر کردیم با توجه به تعطیلی چه کار کنیم، که دوستمان پیشنهاد داد برویم گوگل! دیروز در گوگل خوش گذشته بود و بلافاصله گفتیم برویمم گوگل! در گوگل در آشپزخانه تجدید نیرو کردیم و بعد هم رفتیم به سالن بازی! دوستان مشغول فوتبال دستی شدند و فرصت را غنیمت شمردم و از صندلی ماساژور استفاده کردم که خیلی خوب بود!

وقت شام با دو ایرانی دیگر رفتیم جایی شام بخوریم. از نکات خاطره انگیز این بود که روی شام آب سیب سفارش دادم و موقع تحویل ساندیس تحویل گرفتم که برای نسل ما نوستالژیک است!!! وقت شامم این دوستان کمی در مورد شرکن گوگل توضیح دادند که در آینده می نویسم. هم چنین برایم جالب بود از اکنون برای ماندن در آمریکا برنامه ریزی کرده بودند و حتی تصمیم گرفته بودند که چه نوع مشاغلی داشته باشند. این افراد همگی از دانشجویان با استعداد ایرانی (مدال طلای المپیاد دانش آموزی) بودند و جای تاسف دارد که سرمایه کشور صرف تربیت نیروی کار خبره برای آمریکا می شود. امیدوارم روزی برسد که، برای بسیاری صرف کند که در ایران مشغول کار شوند.
بعد از شام به خانه بازگشتیم. قرار بود دوشنبه روز آخر سفرمان باشد و باید صبح زود بلند می شدیم تا قبل از رفتن از وقت باقی مانده استفاده کامل کنیم.

مطالب مرتبط



سایر مطالب

مطالعه
مطالعه
مطالعه
مطالعه
برده داری چطور در این کتاب توصیف شده است؟ ارباب اغلب برای برده هایش کباب درست می کرد یا آنها را به پیکنیک می برد.
مطالعه
سالهاست که کالیفرنیا ایالتی قوی و مستقل است و پس از موفقیت دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری فعالیت ها برای استقلال این ایالت از امریکا یا "کالگزیت" (Calexit) از سر گرفته شده است
مطالعه
در سیزدهم فوریه ی سال 2016، قاضی آنتونین اسکالیا، یکی از نه عضو اصلی دیوان عالی امریکا در سن 79 سالگی از دنیا رفت.
مطالعه
مطالعه
مطالعه
مطالعه
مطالعه
مطالعه
مطالعه
مطالعه
مطالعه