آمریکا شناسی برای همه
۱۳۹۶-۰۵-۱۷
اقتصاد سیاسی نظامی‌گری آمریکا
۱۳۹۶-۰۵-۱۷

عنوان کتاب :هاروارد مک دونالد

نویسنده: سید مجید حسینی


بررسی اجمالی:

هاروارد مک دونالد نه مثل سفرنامه های عهد قاجار، داستان حیرت و شگفتی انسان شرقی در برابر عظمت صنعت و شکوه معماری غرب است و نه شبیه نوشته های جلال آل احمد و دیگران، حکایت انکار داشته های دیگری و پاسداشت نداشته های خودی است.
هاروارد مک دونالد، چنانچه از عنوان آن پیداست، به دنبال کشف تفاوت ها نیست، بلکه در سطر سطر نوشته های این کتاب شاهد جست و جوی نویسنده برای یافتن علت تفاوت ها هستیم. از این منظر، هاروارد مک دونالد اثری منحصر به فرد است. نویسنده چهل و سه نمای نزدیک از سفر آمریکا را مقابل دیدگان خواننده قرار می گیرد تا در این کشف و شهود با هم تشریک مساعی کنند. در بسیاری از این مشاهدات مستند گونه، نویسنده خود را کنار می کشد تا هیچ چیز بین خواننده و تصویرِ روبرو حایل نشود.
جانمایۀ اثر البته دغدغه ای است که لا به لای سطور آن پنهان شده است. پرسش هایی از این دست که چرا آمریکایی ها از همۀ دنیا برای «هاروارد» دانشجو وارد می کنند و در مقابل به همه دنیا «مک دونالد» صادر می کنند؟ یا مثلا چرا آمریکایی ها از نا امنی در بسیاری نقاط دنیا استقبال می کنند اما با تمام قوا در حفظ امنیت شهروندان خود می کوشند؟
موضع نویسنده در هاروارد مک دونالد به هیچ وجه از جنس مواضع سفرنامه نویسان عهد قاجار (در آثاری چون مسیر طالبی، حیرت نامه، سفرنامه حاج سیاح به فرنگ و قس علیهذا که عموماً با دیدن اولین ظواهر پیشرفت قافیه را می بازند) نیست. موضع نویسنده هاروارد مک دونالد، تلفیقی است از اعتماد به نفس و شناخت قبلی که با پرسش هایی پیرامون مهم ترین مراکز علمی، تاریخی و جغرافیایی ینگه دنیا تکمیل می شود.
دیگر ویژگی مهم این سفرنامه، تازگی سطور و تلاش برای انتقال «حس لحظه» است. اثر چیزی شبیه روزنامه خاطرات است که نویسنده با کمترین جرح و تعدیل به دست چاپ سپرده است. صداقت نویسنده در بیان مواضع مرهون همین ثبت و ضبط ناگهانی لحظه ها یا به قول خودش «فریم» هاست.
همین می شود که در جایی از کتاب می خوانیم: « روزي كه رفتم و با يك كرديت­كارت كه تنها 300 دلار موجودي داشت يك ماشين 000/20 دلاري كرايه كردم، جواب اين سؤال را گرفتم. فقط شمارة كرديت­كارتم را گرفت و سوئيچ ماشين فورد را تحويلم داد. نه امضا گرفت، نه كارت شناسايي، نه سند منگوله دار، نه ضامن كارمند، نه سفته و چك ضمانت. فقط شماره كارت اعتباري و بس... و اين يعني "روح قانون" در سرزمين آمريكا. "قانون" مبناي اطمينان در تمامي روابط اجتماعي است. بازار و اقتصاد و سرمايه‌داري امنيت دارند چون قانون محور همة روابط است. »
در جایی دیگر و در فریمی که مربوط به دموکراسی کاناداست می خوانیم: « و باز فراموش نميكنم روزي را كه مقابل پارلمان كانادا در اتاوا جمع زيادي از مردم با پلاكاردهايي كه از عكس كودكان فلسطيني آسيب ديده در دست داشتند، تجمعي اعتراضي گذاشته بودند در دفاع از حقوق كودكان فلسطيني و البته دولت‌مداران يهودزده كانادايي، بي توجه به اين نگاه مردم كار خودشان را ميكردند و اين بزرگترين آسيب دموكراسي شان بود از نظر من»
هاروارد مک دونالد، فارغ از اندیشه و ایدئولوژی نویسنده اش، صداقتی در بیان مشاهدات دارد که مشابهش را چه در رسانه های وطنی و چه در رسانه های غربی کمتر دیده ایم. شرح بی مهابای راستی ها و ناراستی های ینگه دنیا در قالب سفرنامه­ای مدرن. از این رو خواندن هاروارد مک دونالد، بی شباهت نیست به دیدن مستندی مستقل و متفاوت که با هر موضع و دیدگاهی که به تماشایش بنشینی، حرف های تازه زیادی برای گفتن دارد.
هاروارد مک دونالد نگاه نویسنده ای مسلمان به غرب مدرن است که ایرانی بودنش را پنهان نمی کند، اما تلاش می کند تا آنجا که ممکن است بی­طرف و منصف بماند. اعتدال و انصافی که نظیرش را این روزها کمتر سراغ داریم.

کتب مرتبط :

ارسال این به یک دوست