تصاویر ضرب و شتم دختر چهارده ساله توسط پلیس فلوریدا
۱۳۹۷-۰۸-۱۸
دولت ترامپ فکر می‌کند که فشار آمریکا رژیم ایران را غرق می‌کند، اما متحدین شک دارند
۱۳۹۷-۰۸-۱۹
 

هر آنچه لازم است درباره قانونی شدن مصرف ماریجوانا در آمریکا بدانید

 

 

جرمن لوپز (German Lopez)
 
 

هر آنچه لازم است درباره قانونی شدن مصرف ماریجوانا در آمریکا بدانید

 

 

جرمن لوپز (German Lopez)
 

قانونی شدنِ ماریجوانا در واشینگتن دی.سی و ده ایالتِ آمریکا


در سالِ 2012، دو ایالتِ کلرادو و واشینگتن پیشقدم شده و مصرفِ تفریحی و تفننیِ ماری جوانا را قانونی اعلام کردند. پس از این دو، شش ایالتِ دیگر هم به این جمع پیوستند. در کنارِ این 10 ایالت، واشینگتن دی.سی نیز حمل، پرورش، و بخشیدنِ ماری جوانا را قانونی کرد، گرچه همچنان فروشِ آن برای مصارفِ تفننی ممنوع است.
 

 

 
روندِ قانونی سازیِ ماری جوانا سایرِ سیاستمدارانِ آمریکا را نیز برآن داشته تا در سیاستهای مربوط به موادِ مخدر بازنگری کنند و دقیقاً مشخص کنند که چه تغییراتی باید در قانون اعمال شود تا به کسانی که نمی خواهند مجازات شوند جایگزینی معرفی شود تا از انباشتنِ زندانها، گسترشِ بازارِ سیاه و شکل گیریِ باندهای جناییِ موادِ مخدر جلوگیری کنند.

البته در قوانینِ فدرال، هنوز ماری جوانا غیرقانونی است، گرچه دولتِ اوباما گفته بود که در این زمینه ایالتها صاحب اختیارند و دولتِ فدرال دخالتِ زیادی نمی کند.

در همه ی ایالتهایی که تا کنون ماری جوانا را جهتِ مصارفِ تفریحی قانونی کرده اند، این قانونی بودن به معنای تجاری سازی است، یعنی مغازه ها اجازه خواهند داشت از طریقِ فروشِ این ماده ی مخدره کاسبی می کنند. البته مقاماتِ این ایالتها محدودیت هایی را برای فروش اعمال کرده اند، که محدودیتِ سنی (21 سال به بالا)، مقداری که هر شخص در هربار می تواند بخرد یا با خود به همراه داشته باشد، نوعِ بسته بندیِ مواد و مالیاتِ بر مواد از آن جمله است.

ضمناً کارشناسان یادآور می شوند که تجاری سازیِ ماری جوانا تنها مصداقِ قانونی شدنِ آن نیست. آنها چندین مفهومِ دیگر هم برای قانونی شدنِ این ماده ترسیم کرده اند، از جمله حمل یا به همراه داشتنِ ماری جوانا و پرورشِ آن (نظیرِ آنچه در واشینگتن دی.سی انجام می شود)، توزیعِ آن در باشگاههای خصوصیِ کوچک، و یا حتی ایجادِ زنجیره های دولتی برای فروش و عرضه ی این ماده.

کارشناسانِ سیاست های مرتبط با مواد، انحصاری سازیِ حقِ تولیدِ ماری جوانا را در حذفِ بازارِ سیاه و کمک به سلامتِ عمومی موثر می دانند، زیرا از این طریق ناظران می توانند مستقیماً قیمتِ بازار و نیز مشتریانِ این ماده را تعیین کنند. تحقیقاتِ گذشته نشان می دهد که ایالتهایی که حقِ عرضه ی مشروباتِ الکلی را انحصاری کرده اند توانسته اند علاوه بر بالا نگاه داشتنِ قیمتِ مشروباتِ الکلی، دسترسیِ افرادِ کم سن و سال به آنها را نیز محدود کرده و در مجموع میزانِ مصرفِ آن را کاهش دهند، و اینها همه به نفعِ سلامتِ عمومی بوده است.

وقتی صحبت از قانونی سازیِ مواد می شود نباید ذهن را بینِ دوراهیِ قانونی سازی یا ممنوعیت قرار داد. زیرا همچنانکه گفته آمد، قانونی سازی اشکال و انواعی دارد و هر یک از آنها حامیانِ خود را دارد. باید دید که کدامیک بیشترین فایده را برای جامعه دارد، کدامیک از انباشته شدنِ بیهوده ی زندانها جلوگیری و به تضعیفِ بازارِ سیاهِ ماری جوانا کمک می کند، و کدامیک پیامدهای منفیِ سوءِ مصرفِ این ماده را به حداقل می رساند [سوءِ مصرفِ موادِ مخدر یعنی مصرفِ آنها به گونه ای یا به اندازه ای که موجبِ آسیب به خود یا به دیگران شود].
 

قانونی سازیِ ماریجوانا واکنشی است به شکستی که در مبارزه با موادِ مخدر متحمل شدیم


بحث درباره ی قانونی سازی ماری جوانا یکی از نشانه هایی است که می توان فهمید آمریکا با واقعیتی به اسمِ موادِ مخدر کنار آمده است و رویکردِ سیاسیِ خود در این باره را تغییر داده است و به حرفِ بسیاری از کارشناسان و مردم رسیده است که می گفتند سیاستهای قضایی و جزاییِ این کشور به شکست انجامیده و به آزادی و اقتصادِ ملت به شدت ضربه زده است.

خصوصاً مبارزه با ماری جوانا که میلیاردها دلار هزینه در طولِ چند دهه ی اخیر روی دستِ آمریکا گذاشته است، به شکل گیریِ بازارهای سیاه و باندهای تبهکاری منجر شده، و به انباشته شدنِ هرچه بیشترِ زندانهای آمریکا (که اکنون بیشترین جمعیتِ زندانیان را در بینِ کشورهای جهان دارد) کمک کرده است. و علیرغمِ این همه هزینه، میلیونها نفر هنوز ماری جوانا استعمال می کنند، ماده ای که اکثرِ آمریکاییان آن را به نسبتِ سایرِ موادِ مخدر بی ضرر می دانند.
 

 

 
هم موافقانِ قانونی سازیِ ماری جوانا و هم مخالفانِ آن در اینکه مبارزه با ماری جوانا شکست خورده متفق اند. آنچه محلِ بحثِ آنهاست اصلِ قانونی سازیِ مواد است.

موافقانِ این طرح (از جمله Marijuana Policy Project و Drug Policy Alliance) معتقدند که قانونی سازیِ ماری جوانا تنها راهِ قطعِ دستِ باندهای مجرمانه از این منبعِ درآمدیِ عظیم، و پایانی بر بازداشتِ مصرف کنندگان و فروشندگانِ بی آزارِ ماری جوانا ست. البته در میانِ موافقان هم اختلافاتی وجود دارد. مثلاً مارک کلیمن (Mark Kleiman) که از کارشناسانِ سیاستهای مربوط به موادِ مخدر در دانشگاهِ نیویورک است درباره ی نحوه ی قانونی ساختنِ این ماده و مجاز بودن یا نبودنِ فروش و عرضه ی آن توسطِ تولیدکنندگانِ سودجو اختلافِ نظر دارد.

از سویی، مخالفان (از جمله Smart Approaches to Marijuana) نگرانِ پیامدهای قانونی سازی اند و اعتقاد دارند قانونی کردنِ ماری جوانا به معنای تسهیل در دسترسی و در نتیجه افزایشِ سوءِ مصرفِ این ماده است، به خصوص اگر شرکتهای تولیدکننده بتوانند بمانندِ کارخانه های الکل آزادانه تولیداتِ مخدرِ خود را در سطحِ وسیع تبلیغ کنند. برخی از منتقدانِ قانونی سازی هم البته به آزادی های محدود اعتقاد دارند. برای مثال، با جرم زدایی و یا مصارفِ پزشکی موافق اند (که در این صورت به همراه داشتنِ آن مجازاتی نخواهد داشت)، اما توزیع و فروشِ آن را همچنان غیرقانونی می خواهند.

از این رو، بحث در قانونی سازی بر سرِ این نیست که آیا قانونی سازی باید اتفاق بیفتد یا نباید، بلکه در این باره است که «تا کجا» باید این قانونی سازی پیش برود. در سیاستگذاری های مرتبط با موادِ مخدر معمولاً صحبت از بهترین گزینه نیست، بلکه انتخاب بینِ بد و بدتر است.

در موردِ ماری جوانا هم مخالفان و هم موافقان معایبِ ممنوع سازی (بازداشتی های بیشتر، افزایشِ خشونتهای مرتبط با مواد) را با خطراتِ شیوعِ ماری جوانا و زیانهای احتمالیِ آن برای جامعه و سلامتیِ افراد می سنجند تا ببینند کدامیک بر دیگری می چربد.

چنانچه حامیانِ قانونی سازی در این کشاکش پیروز شوند ضربه ای بس بزرگ به سیاستهای مرتبط با مواد که دهها سال است بر آمریکا سایه افکنده است وارد خواهد شد. بعد از دهها سال مبارزه با مواد و شکستهای پیاپیِ آن، به نظر می رسد اینک جامعه ی آمریکا می خواهد در هوای تازه ای تنفس کند.
 


اینک اکثرِ آمریکایی ها از قانونی شدنِ ماریجوانا حمایت می کنند


در سالهای اخیر حمایت از قانونی شدنِ ماری جوانا به اوجِ خود رسیده است و اکنون اکثرِ آمریکایی ها موافقِ این قانونی سازی هستند.

بر اساسِ نظرسنجیِ موسسه ی گالوپ، در سالِ 1969 دوازده درصدِ آمریکایی ها موافقِ آن بوده اند، حال آنکه این میزان در سالِ 2000 به سی درصد و در سالِ 2016 به شصت درصد افزایش یافته است. همچنین دو موسسه ی نظرسنجیِ Civic Science poll و General Social Survey نیز به نتایجی یکسان دست یافته اند و این همه نشان می دهد که موافقان در اکثریت اند.
 
 
و نیز موسسه ی Pew Research Center دریافت که میزانِ موافقان از نسلی به نسلِ دیگر متفاوت و در نوسان بوده است. البته طیِ چند سالِ اخیر تعدادِ موافقان در بینِ همه ی گروههای سنی صرفاً افزایش یافته است.  در حالِ حاضر بیش از یک سومِ جوانان از قانونی شدنِ جوانا حمایت می کنند، درحالی که این حمایت در میانِ سنینِ بالاتر کمتر است.
 

 

 
این تغییری که در دیدگاهِ عمومی ایجاد شده واکنشی منفی به سیاستهای کیفری در این زمینه و به طورِ کل، نتیجه ی معکوسِ مبارزه با مواد مخدر است. موسسه ی Pew طیِ نظرسنجیِ دیگری در 2014 دریافت که 63 درصد از مردمِ آمریکا بر این عقیده اند که ایالتها باید از احکامِ سختگیرانه ی خود در رابطه با جرایمِ غیرِ خشنی که با مواد مخدر مرتبط است دست بردارند، و 67 درصد نیز گفته اند که عمده ی تمرکزِ سیاستهای مربوط به موادِ مخدر باید روی «درمانِ» مصرف کنندگانِ باشد، نه مجازاتِ آنها.

پرواضح است که یک چنین تغییرِ رویکردی نسبت به سیاستهای کیفریِ مرتبط با مواد تنها به این معنا نیست که اکثرِ آمریکاییان خواهانِ آزاد شدنِ مصرفِ جوانا هستند (ماده ای که بنا به نظرسنجیِ Pew، از هر 10 نفر 6 نفر عقیده دارند برای سلامتِ فردی و جمعی به مراتب کم ضررتر از الکل است). بلکه معنای عمیق ترِ آن این است که آمریکایی ها از یک چنین سیاستهای سختگیرانه ای که سبب شده کشورشان رتبه ی نخست در تعدادِ زندانیان را به خود اختصاص دهد به ستوه آمده اند.
 

13 ایالت از ماریجوانا جرم زدایی کرده اند


سیزده ایالت از ایالتهای آمریکا رو به جرم زداییِ ماری جوانا آورده اند که البته با قانونی سازی فرق دارد (جرم زدایی به معنای تخفیفِ مجازات، آسانگیری و کاهشِ حساسیتهای قانونی نسبت به چیزی است، گرچه هنوز آن چیز قانونی نیست و تخلف محسوب می شود) لذا به همراه داشتنِ مقادیرِ ناچیزی از جوانا دیگر مجازاتهای سنگینی مثلِ زندان ندارد، اما به همراه داشتن یا قاچاقِ مقدارِ زیادِ آن، ولو اینکه به منظورِ فروش برای مصارفِ تفننی باشد، هنوز جرمی سنگین محسوب می شود.

قوانینِ جرم زدا از ایالتی به ایالتِ دیگر فرق می کند. برخی از ایالتها برای مقادیرِ ناچیزِ ماری جوانا جریمه وضع کرده اند، اما برخی دیگر حتی حبسِ کوتاه مدت برای آن در نظر گرفته اند. حالا اینکه منظور از مقادیرِ ناچیز 10 گرم باشد یا 100 گرم بستگی به قوانینِ هر ایالت دارد. (توجه داشته باشید که هر سیگاری نیم گرم وزن دارد.)

 
 
حامیانِ جرم زدایی غالباً به پرتغال به عنوانِ نمونه ای موفق در این سیاست اشاره می کنند. طبقِ گزارشِ موسسه ی Cato Institute در سالِ 2009، پس از آنکه جرم زدایی در خصوصِ تمامِ موادِ مخدر در پرتغال اعمال شد و در نتیجه نگرانی از دستگیری از بین رفت، اکثرِ معتادانِ این کشور با پای خود به خدماتِ توان بخشی مراجعه کردند.

بعضی از کسانی که با قانونی سازی مخالف اند از جرم زدایی دفاع می کنند زیرا آن را گامی جهتِ تعدیلِ سیاستهای سختگیرانه و کیفریِ مرتبط با موادِ مخدر می دانند. از نظرِ آنان سیاستهای کنونی زیاده سختگیرانه و هزینه بر هستند. با این همه، آنها با قانونی سازیِ کامل هم مخالف اند چرا که نگرانِ آنند که مصرفِ جوانا در سراسرِ کشور سخت شایع شود.

از طرفی، موافقانِ قانونی سازی عقیده دارند که در صورتِ جرم زدایی، فروشِ ماری جوانا همچنان غیرِ قانونی خواهد بود، و سبب می شود که مشتریان به مراکزِ قانونیِ توزیع دسترسی نداشته باشند و ناچاراً به بازارِ سیاه روی بیاورند. در نتیجه، باندهای خلاف منبعِ درآمدِ خوبی پیدا می کنند تا در سراسرِ دنیا همچنان به اعمالِ خشونت آمیزِ خود ادامه دهند.

به هر روی، چه موافقانِ جرم زدایی و چه حامیانِ قانونی سازی در اینکه باید در قوانینِ کیفریِ مرتبط با موادِ مخدر تجدید نظر کرد اختلافی ندارند. بحثِ آنها بر سرِ این است که این تغییرات «چگونه» باید باشد.
 
 

مصرفِ داروییِ ماریجوانا در 28 ایالت مجاز است


بیست و هشت ایالت به علاوه ی واشینگتن دی.سی مصرفِ پزشکی و داروییِ ماریجوانا را قانونی اعلام کرده اند، گرچه در این زمینه رویکردهایی متفاوت در پیش گرفته اند.

برای مثال، بعضی ها همچون کالیفرنیا هم کشتِ خانگیِ ماری جوانا و هم استفاده از آن در داروسازی ها را مجاز می شمارند. برخی دیگر همچون آلاسکا صرفاً کشتِ خانگیِ آن را مجاز می دانند، و معدودی از ایالات، همچون دلاویر، کشتِ خانگی را غیرمجاز اما کشتِ داروخانه ایِ آن را مجاز می شمارند.

 
 
شمارِ تحقیقاتی که مویدِ تاثیراتِ داروییِ ماری جوانا هستند رو به افزایش است. برخی از مطالعات و شنیده ها حاکی از آن است که این گیاه می تواند در بهبودِ انواعِ مشکلات و ناراحتی ها، از جمله دردِ جسمانی، حالتِ تهوع و کم اشتهایی، پارکینسون، سندروم روده ی تحریک پذیر، پی تی اس دی(PTSD)، صرع و ام اس موثر باشد.

اما نقدی که در نشریه ی Journal of the American Medical Association بر این شواهد انتشار یافت نشان می دهد که جز درموردِ دردهای مزمن و خشکی های عضلانیِ ناشی از ام اس، شواهدی که دال بر تواناییِ ماری جوانا در درمانِ سایرِ بیماری ها وجود داشته باشد اندک است.

چندین تحقیق هم نشان می دهد که قانونی سازیِ تجویزِ ماری جوانا در درمانگاهها و داروخانه ها می تواند از مرگ و میرهای ناشی از مسکن های اپیوئیدی (حاوی تریاک) بکاهد. از این جهت می توان تجویزِ ماری جوانا را جایگزینی برای اینگونه مسکن ها و داروهای هروئین دار (که مصرفِ شایعی هم دارند) دانست. دلیلش هم روشن است: تحقیقات نشان می دهد که ماری جوانا می تواند در بهبودِ دردهای مزمن، که معمولاً برای آنها مسکنهای اپیوئیدی تجویز می شود، موثر باشد. و برخلافِ داروهای اپیوئیدی، ماری جوانا منجر به مرگهای ناشی از اوردوز نمی شود. از این رو، ماری جوانا می تواند جایگزینِ برخی از اپیوئیدها شود و جلوی برخی از مرگ و میرها را بگیرد.

قانونی سازیِ ماری جوانا برای مصارفِ پزشکی نیز از حمایتِ مردمیِ زیادی برخوردار است: موسسه ی Pew Research Center در سالِ 2010 نظرسنجی ئی برگزار کرد که طیِ آن 73 درصد از آمریکایی ها از مصارفِ پزشکیِ ماری جوانا اعلامِ حمایت کردند که از این میان 80 درصد جزءِ دموکراتها، 76 درصد مستقل و 61 درصد هم جمهوریخواه بودند.

با این همه دولتِ فدرالِ آمریکا هنوز مصرفِ پزشکیِ ماری جوانا را به رسمیت نشناخته است، زیرا مطالعاتی که تا کنون در این خصوص انجام گرفته اندک بوده است، و در مقیاسِ وسیع هیچ آزمایشِ بالینی ئی صورت نگرفته تا تاثیرِ داروییِ آن را اثبات کند.

خوب که دقت کنیم می بینیم به دُوری باطل گرفتار آمده ایم: دولتِ فدرال از یک سو برای قانونی کردنِ مصارفِ پزشکیِ ماری جوانا خواستارِ مطالعاتِ تجربی در این زمینه است. و از یک سو مصرفِ آن را ممنوع اعلام کرده است و عملاً کار را برای تحقیق و آزمایش دشوار و یا غیرممکن کرده است. از یک سو مصرفِ پزشکی را منوط به تأییدِ علمی و بالینی می داند، و از سوی دیگر با محدودیت هایی که در این زمینه اعمال کرده دست و پای محققان و دانشمندان را بسته است.

هوادارانِ قانونی سازی، همین که بتوانند دولتِ فدرال را قانع کنند که ماری جوانا دارای ارزشِ دارویی است گامِ بس بزرگی به جلو برداشته اند؛ چرا که اداره ی مبارزه با موادِ مخدر (Drug Enforcement Administration) را برآن خواهد داشت تا رده بندی خود را تغییر دهد و این ماده را از بندِ1 یا Schedule 1 (موادِ مخدری که اعتیادآور و بدونِ تاثیرِ دارویی تلقی شده و تجویزِ آنها در پزشکی غیرقانونی است) به زیرِ بندِ 2 یا Schedule 2 (موادِ مخدری که اعتیادآور هستند اما تاثیراتِ دارویی شان اثبات شده و تجویزِ آنها در پزشکی مجاز اما دارای محدودیتهای شدید است) بیاورد تا برخی از محدودیتهای موجود برداشته شود.

چنین واقعه ای به تنهایی نیز بسیار مبارک است، زیرا در این صورت، بعد از دهها سال که ماری جوانا زیرِ بندِ 1 طبقه بندی شده (یعنی سختگیرانه ترین طبقه بندیِ ممکن)، حالا به بندِ پایین تر تنزل پیدا خواهد کرد، و این به معنای اذعانِ دولتِ فدرال به شکستِ سیاستهای قدیمی اش خواهد بود.
 
 

ماریجوانا حتی در ایالاتی که آن را قانونی کرده اند تحتِ ممنوعیتِ فدرال قرار دارد


حتی در واشینگتن دی.سی و چند ایالتی که ماری جوانا را مجاز کرده اند، باز دولتِ فدرال ممنوعیتهای شدیدی علیهِ آن اعمال کرده است. گرچه دولتِ اوباما به نمایندگانِ دولتِ فدرال گفته بود که در این زمینه در کارِ ایالتها خیلی دخالت نکنند.

براساسِ سیستمِ رده بندیِ موادِ مخدر، دولتِ مرکزی ماری جوانا را (همچنانکه اشاره شد) جزءِ موادِ مخدرِ بند 1 درآورده است، یعنی موادی که هیچ ارزشِ دارویی نداشته و می توانند سببِ اعتیاد و سوءِ مصرف شوند.

طبقِ این رده بندی، ماری جوانا هم رده با هروئین بوده و نسبته به داروهای بندِ 2 نظیرِ کوکائین و متدرین با محدودیتهای شدیدتری مواجه است.

البته این بدان معنا نیست که دولتِ فدرال ماری جوانا و هروئین را به یک اندازه خطرناک می داند، یا ماری جوانا را از کوکائین و متدرین خطرناک تر می پندارد. داروهای بندِ 1 و 2 هردو به عنوانِ «موادی که می توانند موجبِ سوءِ مصرف و مشکلاتِ حاد شوند» توصیف شده اند. براساسِ این توصیفِ مبهم نمی توان گفت داروهای بندِ 1 و 2 چه تفاوتها یا شباهتهایی با هم دارند.

آنچه سببِ تمایزِ این دو دسته می شود تاثیر و عدمِ تاثیرِ داروییِ آنها از دیدِ دولت فدرال است. اداره ی مبارزه با موادِ مخدرِ آمریکا می گوید موادِ بندِ 2 دارای ارزشِ پزشکی و درمانی هستند، اما موادِ بندِ 1 فاقدِ آنند. لذا موادِ بندِ 1 بیشتر تحتِ نظارت است ولو اینکه از بند 2 پرخطرتر هم نباشند.

شاید بهتر باشد سیستمِ رده بندی مواد را به دو گروهِ کلی تقسیم کنیم: پزشکی و غیر پزشکی. موادِ غیرپزشکی همان مواد مخدرِ بندِ 1 هستند، که (از نظرِ دولت) فاقدِ هرگونه ارزشِ درمانی و دارویی بوده و احتمالِ سوءِ مصرفِ آنها بالاست. موادِ پزشکی هم تحتِ بندهای 2 تا 5 هستند که دارای ارزشِ دارویی و درمانی هستند و ترتیبِ رده بندی آنها برحسبِ میزانِ احتمالِ سوءِ مصرفِ آنهاست (از زیاد به کم) [سوءِ مصرفِ موادِ مخدر یعنی مصرفِ آنها به گونه ای یا به اندازه ای که موجبِ آسیب به خود یا به دیگران شود].

البته تغییرِ رده بندی کاری نیست که رئیس جمهور بتواند به تنهایی انجام دهد، بلکه دولت با کمکِ دادستانِ کل یا وزیرِ بهداشت می تواند پروسه ی بازبینی در رده بندی کنونی را شروع کند تا به نتیجه برسد.

برای تغییرِ رده بندیِ ماری جوانا تلاشهای زیادی صورت گرفته است، اما همگی به یک مانعِ جدی برخورد کرده اند: تا کنون هیچ آزمایشِ بالینیِ وسیعی پیرامونِ ماری جوانا صورت نگرفته است. برای اینکه بر دولتِ فدرال محرز شود که یک ماده ی مخدره دارای خواصِ دارویی است انجامِ اینگونه آزمایشات و مطالعات ضروری است. اما از طرفی انجامِ مطالعاتی از این دست خیلی مشکل می شود وقتی که دولتِ فدرال ماده ی موردِ آزمایش را تحتِ بندِ 1 قرار داده و نظارتهای سختگیرانه ای برای آن اعمال کرده باشد. اینجاست که تحقیق روی ماری جوانا اساساً به دورِ باطل گرفتار می آید: برای اینکه این ماده از زیرِ بندِ 1 بیرون بیاید به آزمایشاتِ بالینی نیاز است، و انجامِ آزمایشاتِ بالینی هم تا زمانی که این ماده از زیرِ بندِ 1 بیرون نیامده بسیار سخت و دشوار است.

کنگره نیز می تواند قانونی برای تغییرِ این رده بندی تصویب کند. به همین دلیل، حامیانِ قانونی سازی دهها سال است که دارند با قانونگذارانِ کنگره لابی می کنند.

اگرچه سیستمِ رده بندی می تواند به تعیینِ مجازاتِ حمل و فروشِ موادِ مخدرِ ممنوعه کمک کند، اما همیشه هم تعیین کننده نیست. برای مثال، مجازاتِ ماری جوانا خیلی آسانتر از مجازاتِ مربوط به سایرِ موادِ بندِ 1 است. این خود می تواند اذعانی باشد به اینکه این ماده خطرِ هروئین و امثالِ آن را ندارد.

با این همه، رده بندیِ مذکور از ماری جوانا در سطحِ فدرال، بر سیاستگذاری های مربوط به این ماده شدیداً سایه افکنده، حتی در ایالتهایی که طبقِ قوانینِ آنها این ماده قانونی است. من باب مثال، خرید و فروشِ آن در این ایالات تنها به صورتِ نقدی امکان پذیر است، زیرا بانکها از معاملاتی که علی الاصول ناقضِ قوانینِ فدرال باشد واهمه دارند؛ نیز مراکزِ توزیع نمی توانند برای بیش از یک کسری اظهارنامه بدهند؛ در نتیجه، مالیاتِ بر درآمدِ آنها عملاً به 90 درصد خواهد رسید!

باری، حالا که ایالتها و مردم طرفداریِ خود از قانونی سازیِ ماری جوانا را ابراز کرده اند، دولتِ فدرال خود را محتوم به اصلاحاتی می بیند که پس از شکستِ سالها مبارزه با موادِ مخدر اکثراً خواهانِ آن هستند.

 
 

تحقیقات نشان می دهد قانونی سازیِ ماریجوانا سببِ استعمالِ بیشترِ آن می شود


نکته ی بسیار تعیین کننده در سیاستهای مربوط به ماری جوانا این است که آیا قانونی سازی منجر به افزایشِ مصرفِ آن می شود یا خیر. حامیانِ قانونی سازی می گویند قانونی سازیِ جوانا به شرطی که نظارت روی آن باشد نه تنها مصرفِ آن را افزایش نمی دهد که منجر به کاهشِ مصرف و زیانهای آن نیز می شود. اما منتقدین می گویند که قانونی سازی دسترسی به جوانا را تسهیل می بخشد و در نتیجه مصرف و سوءِ مصرفِ آن افزایش می یابد.

اکنون خیلی زود است که بخواهیم در این باره قضاوت کنیم، اما تحقیقاتِ اخیر نشان داده است که مصرفِ جوانا در ایالتهایی که آن را برای مصارفِ پزشکی مجاز کرده اند شیوعِ بیشتری یافته است.

مطالعه ی جامعی که شرکتِ RAND در این زمینه صورت داده حاکی از آن است که قانونی سازیِ عرضه ی ماری جوانا در داروخانه ها، در افرادِ 21 سال به بالا با افزایشِ مصرف و وابستگی توأم بوده است، اما در افرادِ کم سن تر صرفاً افزایشِ وابستگی را به دنبال داشته است. این یافته ها نشان می دهد که مجاز بودنِ مغازه ها به فروشِ جوانا، خصوصاً در میانِ بزرگسالان دسترسی به آن را تسهیل کرده و مصرفِ آن را افزایش می دهد.

 
 
ریچارد فلوریدا (Richard Florida ) (اقتصاد دان) پس از آنکه رابطه ی بینِ قتلهای مسلحانه با سایرِ شاخص های اجتماعی را سنجید دریافت که پدیده هایی همچون جمعیتِ بیشتر، استرسِ بیشتر، تعدادِ مهاجرانِ بیشتر یا بیماریهای روانیِ بیشتر با قتلهای مسلحانه ی بیشتر ارتباطی ندارند.

آنچه آشکارا با این قتلها درارتباط است چیزِ دیگری است: ایالتهایی که قوانینِ نظارتیِ آنها بر اسلحه سخت گیرانه تر است قتلهای مسلحانه هم در آنها کمتر است.
 
 

ادله ای به نفعِ قانونی سازیِ ماریجوانا


حامیانِ قانونی سازی (= منتقدینِ ممنوع سازی) می گویند که ممنوعیتِ ماری جوانا سالانه میلیاردها دلار هزینه برمی دارد و به دستگیریِ صدها هزار نفر منجر می شود، دستگیری هایی که غالباً سوگیری های نژادپرستانه در آنها دخیل است، و با این همه نتوانسته است دسترسی به این ماده و میزانِ مصرفِ آن را به حدِ قابلِ توجهی کاهش دهد. اما در عوض، قانونی سازی به مردم این امکان را می دهد که یک ماده ی نسبتاً بی ضرر را بدونِ ترس از دستگیری مصرف کنند. دستگاههای دولتی هم از این رهگذر منبعِ درآمدِ جدیدی پیدا می کنند که می توانند آن را برای نیازهای ضروری تر هزینه کنند.

براساسِ گزارشِ انجمنِ آزادی های شهروندیِ آمریکا (American Civil Liberties Union) در سالِ 2013، سالانه صدها هزارنفر به اتهامِ داشتنِ ماری جوانا دستگیر و زندانی می شوند. این دستگیری ها مشحون از غرض ورزی های نژادی اند: با آنکه نرخِ مصرفِ ماری جوانا در بینِ سفیدپوستان و سیاهپوستانِ آمریکا یکسان است، اما برای مثال در سالِ 2010، تعدادِ سیاهپوستانی که به جرمِ داشتنِ ماری جوانا در این کشور دستگیر شده بودند 3.7 برابرِ دستگیرشدگانِ سفیدپوست بوده است.

 

 
این دستگیری ها نه تنها هزینه و زمانِ زیادی صرف می کند، به اعتبارِ دولت هم خدشه وارد می کند. کتی لنیر (Cathy Lanier )، رئیس پلیسِ سابقِ واشینگتن دی.سی، در اوایلِ سالِ 2015 گفته بود: «تنها کاری که این دستگیری ها می کند مردم را از ما متنفر می کند... آنهایی که ماری جوانا دود می کنند هیچگاه به سوی پلیس حمله ور نمی شوند. می روند یک کیسه چیپس می خرند و یک گوشه آرام می گیرند. مشکلِ اصلی الکل است.»

از طرفی، ممنوعیتِ ماری جوانا کمکِ چندانی به کاهشِ مصرفِ آن نکرده است. مبارزه با موادِ مخدر در اصل با هدفِ محدودسازیِ عرضه ی موادِ مخدرِ ممنوعه، و در نتیجه افزایشِ قیمت و کاهشِ مصرفِ آنها شکل گرفته بود. اما هیچ یک از این اهداف طبقِ انتظار محقق نشد: اداره ی کنترلِ مواد مخدر (National Drug Control Policy) متعلق به کاخِ سفید، اظهار داشته است که قیمتِ ماری جوانا در اوایلِ دهه ی 1990 پایین آمد و از آن به بعد ثابت ماند، و چندین نظرسنجی گواهِ این اند که مصرفِ این ماده در همان بازه ی زمانی در بینِ نوجوانان افزایش یافت و سپس ثابت ماند.

در عین حال، ممنوعیتِ مواد برای باندهای مواد مخدر و گروهکهای خلافکاری که از طریقِ فروشِ مواد در بازار سیاه امورات می گذرانند منبعی پرسود فراهم کرده است. تحقیقاتِ پیشینِ دو مرکزِ  Mexican Institute of Competitivenessو RAND Corporation نشان می دهد که در برهه ای از زمان بازارِ سیاهِ ماری جوانا 20 تا 30 درصدِ درآمدِ باندهای موادِ مخدر را تامین می کرده است. براثرِ قانونی سازی، این گروهها بخشِ زیادی از عایدیِ خود را از دست دادند، زیرا بازارهای قانونی فروشِ ماری جوانا را عهده دار شدند و بدین ترتیب، یکی از منابعی که این گروهها برای انجامِ عملیاتِ خشونت بارِ خود از آن تغذیه می کردند از چنگشان درآمد.

فایده ی دیگرِ قانونی سازی این است که به دولت این امکان را می دهد تا با اخذِ مالیاتِ بردرآمد از عرضه کنندگانِ ماری جوانا بتواند آن را در طرحهای جدید (از جمله ارائه ی خدماتِ توانبخشی به مصرف کنندگانِ مواد) به کار گیرد. در سالِ 2010 موسسه ی آزادیبخشِ کاتو (Cato Institute) طی مقاله ای نشان داد که قانونی کردنِ ماری جوانا می تواند سالانه 17.4 میلیارد دلار سودِ خالص نصیبِ دولت کند، که نیمی از آن ناشی از کاهشِ هزینه های مبارزه با مواد، و نیمی دیگر ناشی از مالیاتهای مزبور خواهد بود.

جنبشِ قانونی سازیِ ماری جوانا فعلاً وظیفه ی خود را مبارزه با قوانینِ سختگیرانه ای می داند که در خصوصِ ماری جوانا وضع شده است. قوانینی که حمل و مصرفِ ماری جوانا را جرم، و مجازاتِ آن را زندان می داند. آمریکاییان خواستارِ جایگزینی برای این قوانین هستند، که می دانند هم اکنون آمریکا پیشتازِ جمعیتِ زندانیان در دنیاست، و قانونی سازیِ یک ماده ی مخدره ی نسبتاً بی خطر راهکارِ آسانی برای این مشکل به نظر می رسد.
 
 

ادله ای برعلیهِ قانونی سازیِ ماریجوانا


مخالفانِ قانونی سازی از این نگرانند که قانونی کردنِ مصرفِ تفننیِ ماری جوانا دسترسی به این ماده را بیش از اندازه آسان کند و در نتیجه مصرف و سوءِ مصرفِ آن در کشور گسترش یابد.

نگرانیِ اصلیِ آنها این است که قانونی ساختنِ عرضه و فروشِ ماری جوانا سبب شود که قهارترین مصرف کنندگانِ این ماده عمده مشتریانِ بازارِ آن را تشکیل بدهند و مشکلاتی را برای خودشان و جامعه ایجاد کنند. این همان چیزی است که برای صنایعِ الکل و تنباکو هم اتفاق افتاد، به طوری که کارخانه های تولید کننده ی این دو ماده بیشترین سودشان را از مشتریانی به دست می آورند که دارای مشکلاتِ حادِ اعتیاد هستند. برای نمونه، از بینِ نوشندگانِ الکل، آن 10 درصدِ پرمصرف تر به طورِ متوسط روزانه بیش از 10 وعده الکل می نوشند.

مصرف کنندگانِ ماری جوانا نیز از الگویی مشابه پیروی می کنند. در ایالتِ کلرادو، گروهِ سیاستگذاریِ ماری جوانا (Marijuana Policy Group) تحقیقی از بازارهای قانونیِ جوانا در این ایالت به عمل آورده است که نشان می دهد 29.9 درصد از قهارترین مصرف کنندگانِ جوانا مشتریِ 87.1 درصد از کلِ فروشِ این بازار هستند. این یعنی اینکه بازارِ ماری جوانا نیز به مانندِ الکل و تنباکو، بیشترین سودِ خود را از پرمصرف ترین مصرف کنندگانِ این ماده به دست می آورد و بر مشکلاتِ حادِ این اقلیت روز به روز می افزاید.
 

 
 
کوین سبت (Kevin Sabet)، رئیسِ گروهِ Smart Approaches to Marijuana که ضدِ قانونی سازیِ ماری جوانا فعالیت می کند اینگونه توضیح می دهد: «اگر در کشورِ ما کاهشِ مصرفِ موادِ مخدر سابقه داشت، یا اگر از تبلیغاتِ عمومیِ آنها خبری نبود یا اگر بود در حدِ معقولی می بود، و یا چنانچه تا بحال اخذِ مالیات از مفاسد و صرفِ آنها در امورِ عام المنفعه در این مملکت سابقه داشت، من بابتِ آنچه اکنون در کشور اتفاق می افتد اینقدر نگران نبودم. اما گمان نمی کنم کشورِ ما در چنین مواردی چندان خوش سابقه بوده باشد.»

کارشناسانِ سیاستگذاریِ مواد مخدر از جایگزینهایی برای قانونی سازیِ تجاری حرف می زنند. یکی از آنها این است که هر ایالت خود مسئول و مراقبِ تولید و فروشِ داخلیِ خودش باشد تا از این طریق بتوان انگیزه های مادی و سودجویانه را مهار کرد و هر ایالت مستقیماً بر قیمت و خریدارانِ جوانا نظارت داشته باشد.

لیکن مخالفانِ قانونی سازی نگرانِ اینند که هر اقدامی در جهتِ قانونی سازی، خواه ناخواه، به شکل گیریِ انگیزه های مادیِ قوی منجر شود، به خصوص که صنعتِ ماری جوانا هم اکنون در چندین ایالت بسیار رونق گرفته است. سبت در این مورد می گوید: «حقیقت این است که انگیزه های متعددی در این زمینه وجود دارد، که قوی ترینِ آنها حرص و سودجویی است. وقتی به آنچه در ایالتهایی نظیرِ کلرادو جریان دارد نگاه می کنم و می بینم صنعتِ ماری جوانا در تمامِ سیاستگذاری های مربوط به این ماده دخالت دارد، نگران می شوم.

این قبیل نگرانی ها مخالفان را برآن داشته اند تا خواستارِ اصلاحاتی محدودتر از قانونی سازی باشند. برای مثال سبت عقیده دارد که مصرف کنندگانِ بی آزارِ ماری جوانا را نباید زندانی کرد. یا برخی دیگر با قانونی سازیِ مصارفِ تفننی مخالف اند اما از قانونی سازیِ مصارفِ پزشکی حمایت می کنند.

در بینِ مخالفان کمتر کسی یافت می شود که صددرصد حامیِ تداومِ روندِ کنونیِ مبارزه با ماری جوانا باشد. برای مثال، اعضای همین گروهِ Smart Approaches to Marijuana در مجموع قبول دارند که سیاستهای کیفریِ کنونی در این زمینه زیاده سختگیرانه و هزینه بر است، و در انباشتِ زندانهای آمریکا، که به معضلی برای این کشور تبدیل شده، نقش دارد. از این رو، گرچه آنها با برخی از اصلاحات موافق اند، اما قانونی سازی را نیز افتادن از آن سوی بام می دانند که می تواند نسبت به جایگزینهای موجود عواقبِ وخیم تری در پی داشته باشد.
 
 

اروگوئه نخستین کشوری است که ماریجوانا را کاملاً قانونی کرد


بعد از از ایالاتِ متحده، اوروگوئه نخستین کشوری در دنیاست که به قانونی سازیِ ماری جوانا همت گماشت (سالِ 2013).

برخی از کشورها هم گرچه آن را قانونی نکرده اند، اما رویکردهای آسانگیرانه ای نسبت به مصرف و فروشِ ماری جوانا در پیش گرفته اند. برای مثال، هلند به شهروندانش اجازه ی نگهداری و کشتِ ماری جوانا را می دهد، وکافی شاپ ها مجاز هستند با رعایتِ شرایطی آن را به افرادِ بالای سنِ قانونی بفروشند. اسپانیا نیز به برخی از باشگاه ها مجوزِ فروشِ ماری جوانا را داده است، گرچه فروشِ این ماده رسماً غیرقانونی است. در کره ی شمالی نیز، بر اساسِ گزارشهای متعددی که کارشناسان، گردشگران و پناهندگان ارائه داده اند، هیچ قانونی در منعِ ماری جوانا وجود ندارد و اگرهم وجود داشته باشد در کردار اِعمال نمی شود.

یکی از دلایلی که قانونی سازی در بینِ کشورها اینقدر نادر است این است که اکثرِ کشورها پایبندِ معاهداتِ بین المللی ئی هستند که ممنوعیتِ ماری جوانا جزءِ شرایطِ آنهاست. چنانچه کشوری بخواهد بندِ ممنوعیت را از قوانینِ خود بگشاید به نقضِ این معاهدات متهم شده و اعتبار و وجهه ی بین الملیِ خود را از دست خواهد داد.

اینک که کشورها و ملتها هرچه بیشتر به ناکارآمدیِ مبارزه با مواد و سیاستهای محدودسازِ آن پی برده اند، اندیشه ی اصلاحات ذهنِ بسیاری را به خویش مشغول کرده است، و کشورِ اروگوئه می تواند نقطه ی شروعی برای گسترشِ این اصلاحات در سراسرِ دنیا باشد.
برچسب ها:

 

مطالب مرتبط


سایر مطالب

مطالب مرتبط