آیا ترامپ می تواند خودش را تبرئه کند؟
۱۳۹۷-۰۸-۰۵
مجادله ترامپ با خبرنگار سی‌ان‌ان: تو بی ادب و گستاخی
۱۳۹۷-۰۸-۰۶
 

بحران خشونتهای مسلحانه در آمریکا

آمریکا کشوری است که در استفاده از اسلحه نظیر ندارد. این کشور یکی از معدود کشورهایی است که حقِ حملِ اسلحه در قانونِ اساسیِ آن به رسمیت شناخته شده است. اما ارتباطِ آمریکاییان با اسلحه از یک لحاظِ دیگر هم جنجال بر انگیز است: در میانِ کشورهای توسعه یافته، آمریکا خشن ترین کشور است، که این امر تا حدِ زیادی به خاطرِ دسترسیِ آسانِ بیشترِ آمریکاییان به سلاحِ گرم است. نمودارها و نقشه هایی که در ادامه می آیند به ما خواهند گفت که کیفیتِ این خشونت در مقایسه با سایرِ کشورها چگونه است، علتِ آن چیست، و چرا حلِ آن اینقدر دشوار است.
 

 

جرمن لوپز (German Lopez)
 
 

بحران خشونتهای مسلحانه در آمریکا

آمریکا کشوری است که در استفاده از اسلحه نظیر ندارد. این کشور یکی از معدود کشورهایی است که حقِ حملِ اسلحه در قانونِ اساسیِ آن به رسمیت شناخته شده است. اما ارتباطِ آمریکاییان با اسلحه از یک لحاظِ دیگر هم جنجال بر انگیز است: در میانِ کشورهای توسعه یافته، آمریکا خشن ترین کشور است، که این امر تا حدِ زیادی به خاطرِ دسترسیِ آسانِ بیشترِ آمریکاییان به سلاحِ گرم است. نمودارها و نقشه هایی که در ادامه می آیند به ما خواهند گفت که کیفیتِ این خشونت در مقایسه با سایرِ کشورها چگونه است، علتِ آن چیست، و چرا حلِ آن اینقدر دشوار است.
 

 

جرمن لوپز (German Lopez)
 

کشتار با اسلحه در آمریکا شش برابرِ کاناد، و تقریباً 16 برابرِ آلمان است

 

 
 

4 درصد از جمعیتِ دنیا را آمریکاییان تشکیل می دهند، اما نیمی از شهروندانِ مسلحِ دنیا در آمریکا هستند

 
 

وقوعِ دستِ کم 1,600 تیراندازیِ دسته جمعی در آمریکا پس از حادثه ی سندی هوک

 
 
در دسامبرِ 2012، فردی مسلح واردِ پیش دبستانیِ سندی هوک (Sandy Hook) واقع در نیوتاونِ ایالتِ کنتیکت شد و 20 کودک، 6 بزرگسال به علاوه ی خودش را به قتل رساند. از آن زمان، دستِ کم 1216 تیراندازیِ دسته جمعی در آمریکا رخ داده است که منجر به کشته شدنِ دستِ کم 1342 نفر و مصدومیتِ 4826 نفر گشته است.

منبعِ این آمار و ارقام پایگاهِ Gun Violence Archive است که کارِ ثبتِ تیراندازی های دسته جمعیِ پس از 2013 را برعهده دارد. لیکن از آنجا که همه ی تیراندازی ها گزارش نمی شوند احتمال می رود که این دادگان در ثبتِ برخی از حوادث یا برخی از جزئیات ناقص باشد. ثبتگرِ این سیستم تعریفی نسبتاً کلی از «تیراندازیِ دسته جمعی» به دست داده است: هرگونه تیراندازی که منجر به تیرخوردنِ چهار نفر یا بیشتر (به غیراز خودِ تیرانداز) بشود، اعم از اینکه منجر به قتلِ آنها هم بشود یا خیر.

جالب است بدانید که مجموعِ قتلهایی که در 2013 با سلاحِ گرم در آمریکا اتفاق افتاده بیش از 32000 مورد بوده است، که تیراندازی های دسته جمعی بر اساسِ آنچه در این پایگاه آمده حتی با چنین تعریفِ کلی ئی باز هم سهمِ بسیارکوچکی از این میزان قتل دارد.
 
 

به طورِ میانگین، در آمریکا روزانه بیش از یک تیراندازیِ دسته جمعی رخ می دهد

 
 
هرگاه در نقطه ای از کشور تیراندازیِ دسته جمعی اتفاق می افتد حامیانِ حقِ داشتنِ اسلحه اغلب لب به اعتراض می گشایند که: درست نیست بلافاصله پس از حوادثِ غمبار درباره ی نظارت بر حملِ اسلحه جر و بحثِ سیاسی راه بیاندازیم.

برای نمونه، آنجا که پس از وقوعِ یک تیراندازیِ دسته جمعی در چارلستونِ کارولینای جنوبی، باراک اوباما از نظارت بر حملِ اسلحه سخن می راند، بابی جیندال (Bobby Jindal)، فرماندارِ لویزیانا و از حامیانِ سرسختِ حقِ اسلحه، اوباما را به خاطرِ «تلاش برای پیشبردِ مواضعِ سیاسیِ مبتذلِ خویش» موردِ انتقاد قرار می دهد.

اما همانطور که کریستوفر اینگراهام (Christopher Ingraham) در واشینگتن پست خاطر نشان ساخته، اگر بخواهیم بنابر چنین اعتراضاتی عمل کنیم عملاً هیچ زمانی برای بحث دربابِ تیراندازی های دسته جمعی مناسب نخواهد بود، چرا که طبقِ تعریفی که از تیراندازیِ دسته جمعی ارائه شد، در آمریکا تقریباً هرروز یک تیراندازیِ دسته جمعی اتفاق می افتد.

لذا اگر قانونگذاران بخواهند دست روی دست بگذارند تا چندین روز از هر تیراندازی بگذرد و آنگاه از نظارت بر اسلحه حرف بزنند، باید حالاحالاها سماق بمکند.
 
 

ایالت هرچه اسلحه اش بیشتر، قتلهای مسلحانه اش بیشتر

 
 

نه تنها ایالاتِ متحده، بلکه همه ی کشورهای توسعه یافته ای که اسلحه ی بیشتری دارند قتل های مسلحانه ی بیشتری به خود می بینند

 
 

ایالتهایی که قوانینِ سختگیرانه تری برای اسلحه دارند قتلهای مسلحانه در آنها کمتر است

 
 
ریچارد فلوریدا (Richard Florida ) (اقتصاد دان) پس از آنکه رابطه ی بینِ قتلهای مسلحانه با سایرِ شاخص های اجتماعی را سنجید دریافت که پدیده هایی همچون جمعیتِ بیشتر، استرسِ بیشتر، تعدادِ مهاجرانِ بیشتر یا بیماریهای روانیِ بیشتر با قتلهای مسلحانه ی بیشتر ارتباطی ندارند.

آنچه آشکارا با این قتلها درارتباط است چیزِ دیگری است: ایالتهایی که قوانینِ نظارتیِ آنها بر اسلحه سخت گیرانه تر است قتلهای مسلحانه هم در آنها کمتر است.
 
 

با این همه، قتلهای مسلحانه (همچون سایرِ قتلها) رو به کاهش است

 
 
جای خوشوقتی است که قتل با اسلحه، به مانندِ همه ی انواعِ دیگرِ قتل و جرم، رو به کاستی است. درباره ی علتِ این امر بینِ جرم شناسان هنوز اختلاف فراوان است؛ موجه ترین دلایلی که برای آن ذکر کرده اند عبارتند از: زندانی سازی های انبوه، نظارتهای بیشتر و بهتر، و کاهشِ سربِ بنزینها.

یکی از نظریه هایی که محققان تشتِ رسواییِ آن را از بام افکنده اند این پنداره است که همراه داشتنِ اسلحه از وقوعِ جرم پیشگیری می کند، و تحقیقاتی که مرکزِ Harvard School of Public Health's Injury Control Center به عمل آورده است خلافِ این پنداره را ثابت می کند.
 
 

اکثرِ قتلهای مسلحانه خودکشی است

 

 
 
گرچه مشاجراتِ سیاسیِ آمریکا برسرِ اسلحه غالباً حولِ محورِ تیراندازی ها و کشتارهای فجیعِ دسته جمعی می چرخد، اما باید دانست که اکثرِ قتلهایی که با اسلحه انجام می شود به صورتِ خودکشی است. به گفته ی دیلان متیوز در Vox (Vox's Dylan Matthews)، این حقیقت یکی از مهمترین دلایلی است که کاهشِ دسترسی به اسلحه را می طلبد – تحقیقاتِ فراوانی وجود دارد که نشان می دهد دسترسیِ بیشتر و آسانتر به تفنگ احتمالِ خودکشی را به طرزِ چشمگیری افزایش می دهد.
 
 

در ایالتهایی که اسلحه ی بیشتری دارند شمارِ خودکشی ها بیشتر است

 

 
 

خودکشی با اسلحه هم قطعی تر است هم آسانتر

 

 
شاید دلیلِ اینکه دسترسی به اسلحه خطرِ خودکشی را شدیداً افزایش می دهد همین باشد که اسلحه خیلی مرگبارتر از روشهای جایگزینی همچون رگ زنی یا مسمومیت است.

جیل هارکوی فریدمن (Jill Harkavy-Friedman)، معاونِ پروژه ی تحقیقاتیِ American Foundation for Suicide Prevention چندی پیش گفته بود که کاهشِ دسترسی به اسلحه در بازداری از خودکشی اهمیتِ وافری دارد؛ اینکه ابزارِ کشنده را از دسترسِ فرد خارج کنیم خیلی تفاوت دارد با وقتی که مستقیماً مانعِ فرد از خودکشی می شویم. زیرا در حالتِ اول او تا مدتها به روشی دیگر فکر نخواهد کرد. اما در حالتِ دوم فرد دوباره همینکه فرصتی بیابد دست به خودکشی می زند.

هارکوی فریدمن می گوید: «زمان در بازداری از خودکشی نقشی بسیار مهم دارد. اولاً، دوره ی بحران با گذشتِ زمان طی می شود، و به دنبالِ آن احساسِ ناامیدی و وخامتِ اوضاع فروکش می کند. ثانیاً، به دیگران این فرصت را می دهد تا به فرد کمک کنند و به فرد این فرصت را می دهد تا از بقیه کمک بگیرد. بنابراین، محدود کردنِ دسترسی به وسایل و روشهای کشنده، در بازدارندگی از خودکشی بسیار موثر است.»

او می افزاید: «اگر ابزارِ خودکشی را از دسترسِ فردی که قصدِ خودکشی دارد خارج کنیم، در آن لحظه او روشِ دیگری اتخاذ نخواهد کرد. البته نه اینکه هیچگاه به سراغِ سایرِ روشها نخواهد رفت، اما در آن مقطع، فکرِ افراد بسیار محدود و بی انعطاف است. لذا بعید است فرد با خود بگوید: "خب حالا که این روش نشد باید بروم سراغِ روشِ دیگر". در چنین مواقعی او معمولاً نمی تواند فکرِ خود را معطوف به ابزاری دیگر کند.
 

اعمالِ محدودیت در دسترسی به اسلحه موجبِ کاهشِ آمارِ خودکشی شده است

 

 
هرگاه کشورها دسترسی به اسلحه را محدود کرده اند با کاهشِ شمارِ خودکشی های مسلحانه مواجه شده اند. داده های بالا که حاصلِ پژوهشِ محققانِ استرالیایی است نشان می دهد که پس از آنکه دولتِ استرالیا برنامه ی بازپس گیریِ سلاح را در کشور پیاده کرد و یک پنجم از اسلحه های داخلِ کشور را جمع آوری نمود، آمارِ خودکشی به نحوِ چشمگیری کاهش یافت.

بر اساسِ این پژوهش، به ازای هر 100000 نفر 3500 اسلحه بازپس گرفته شد که در نتیجه ی آن، میزانِ آدم کشی با اسلحه 50 درصد و میزانِ خودکشی با اسلحه 74 درصد کاهش یافت. دیلان متیوز در وبگاهِ Vox یادآور می شود که در این قضیه، کاهشِ آدم کشی گرچه خیره کننده بوده اما به لحاظِ آماری معنادار نیست، آنچه به طورِ قطع معنادار و در عینِ حال چشمگیر است کاهشِ خودکشی هاست.

استرالیا در این نتیجه گیری تنها نیست. طی تحقیقاتی که از سربازانِ اسرائیلی به عمل آمد مشخص شد که پس از آنکه ارتش بردنِ اسلحه به خانه در آخرِ هفته توسطِ سربازان را قدغن کرد، شمارِ خودکشی ها در بینِ سربازان تا 40 درصد کاهش یافت.

این اطلاعات و تحقیقات پیامی شفاف دارد: ایالتها و کشورها با محدودسازیِ دسترسی به اسلحه می توانند شمارِ خودکشی ها را تا حدِ قابلِ توجهی کاهش دهند.
 

از قتلِ مایکل براون تا کنون، پلیسِ آمریکا دستِ کم 1493 فردِ دیگر را هم کشته است

 

 
پس از آنکه مایکل براون ( Michael Brown) در 9 آگوست 2014 به ضربِ گلوله ی پلیس در فرگوسنِ ایالتِ میسوری کشته شد، پلیس تاکنون دستِ کم 1493 شخصِ دیگر را هم کشته است، همچنانکه در این نقشه هم مشاهده می کنید (اینجا را کلیک کنید تا به نسخه ی کنشگرِ نقشه هدایت شوید).

موسسه ی غیرانتفاعیِ Fatal Encounters با گردآوریِ اطلاعات از رسانه ها، مردم و مقاماتِ دولتی و تطبیقِ آنها با گزارشهای خبری، این قتل ها را به ثبت رسانده است. داده ها در برخی موارد به ویژه در خصوصِ نژاد و سنِ قربانیان ناقص است. قتلهایی که از توجیهِ قانونی برخوردار بوده اند نیز در این میان به چشم می خورند. احتمالاً شماری از قتل ها هم در این مجموعه بالکل از قلم افتاده باشند.

از این میان، 1112 قتل، یعنی بیش از دوسومِ آنها، به ضربِ گلوله بوده است، که با توجه به اینکه اسلحه نسبت به سایرِ ابزارهای موردِ استفاده ی پلیس کشنده تر است چندان هم جای تعجب هم ندارد. همچنین، شمارِ قابلِ توجهی از این کشتارها براثرِ ماشین کوبی، شوکرهای برقی، و خفگی بوده است. برخی دیگر نیز دراثرِ ضربِ چاقو، شرایطِ اورژانسی، و «خودکشی به دستِ پلیس» کشته شده اند. موردِ آخر به نوعی از قتل گفته می شود که قربانی با چزاندنِ پلیس آن را سبب می شود.
 

در ایالتهایی که اسلحه بیشتر است پلیسهای بیشتری هم در حینِ خدمت کشته می شوند

 

 
با توجه به اینکه در ایالتهای دارای اسلحه ی بیشتر قتل بیشتر اتفاق می افتد، طبیعی است که در آن ایالتها از نیروهای پلیسِ در حینِ خدمت هم بیشتر کشته شوند، همچنانکه نشریه ی American Journal of Public Health طبقِ تحقیقاتی این را اثبات نموده است.

محققان با بررسی اطلاعاتِ دولتِ فدرال از میزانِ اسلحه در هر ایالت و میزانِ کشته های پلیس در آن ایالت در طولِ 15 سالِ اخیر، دریافته اند که ایالتهایی که بیشترین اسلحه ها را در اختیار داشته اند شمارِ کشته های پلیس شان هم بیشتر بوده است. براساسِ این تحقیقِ 15 ساله، هر 10 درصد افزایش در میزانِ اسلحه ها با 10 درصد افزایشِ کشته های پلیس همراه بوده است.

علتِ اینکه نیروهای پلیسِ آمریکا بیش از سایرِ کشورهای توسعه یافته مردم را می کشند نیز از همین یافته ها مشخص می شود. هرچه در کشوری اسلحه ی بیشتری در اختیارِ مردم باشد، پلیسِ آن کشور خود را بیشتر در معرضِ تهدید و کشته شدن با آن اسلحه ها می بیند، و لذا بیشتر به زور (بخوانید قتل) متوسل می شود تا این تهدیدِ احتمالی را از خود دور کند.

از این میان، 1112 قتل، یعنی بیش از دوسومِ آنها، به ضربِ گلوله بوده است، که با توجه به اینکه اسلحه نسبت به سایرِ ابزارهای موردِ استفاده ی پلیس کشنده تر است چندان هم جای تعجب هم ندارد. همچنین، شمارِ قابلِ توجهی از این کشتارها براثرِ ماشین کوبی، شوکرهای برقی، و خفگی بوده است. برخی دیگر نیز دراثرِ ضربِ چاقو، شرایطِ اورژانسی، و «خودکشی به دستِ پلیس» کشته شده اند. موردِ آخر به نوعی از قتل گفته می شود که قربانی با چزاندنِ پلیس آن را سبب می شود.
 

حمایت از حقِ داشتنِ اسلحه از اوایلِ دهه ی 1990 قوّت گرفت

 

 
این نمودار که حاصلِ نظرسنجیِ مرکزِ Pew Research Center می باشد نشان می دهد که طیِ بیست سالِ گذشته، حمایتِ آمریکاییان از اهرمهای نظارتی بر اسلحه آشکارا جای خود را به حمایت از حقِ داشتنِ اسلحه داده است. این تغییرِ دیدگاه حتی پس از وقوعِ حوادثی چون پیش دبستانیِ سندی هوک یا دبیرستانِ کلمباین (Columbine) (که بازتابِ وسیعی در مطبوعات داشتند) نیز تداوم یافت.
 

تیراندازی های فجیع هم حمایتها از کنترل بر اسلحه را افزایش نداد

 

 
اگرچه تیراندازی های دسته جمعی معمولاً جزءِ فجیعترین خشونتهای مسلحانه تلقی می شوند اما ظاهراً در دیدگاهِ مردم راجع به حقِ داشتنِ اسلحه چندان خللی وارد نکرده اند. از همینجا می توان فهمید که چرا حتی با وجودِ نمودِ بارزِ چنین حوادثی در اخبار، حمایتِ آمریکایی ها از حقِ داشتنِ اسلحه طیِ بیست سالِ اخیر رو به فزونی گذاشته است.
برچسب ها:

مطالب مرتبط


سایر مطالب

مطالب مرتبط