هرآنچه باید در مورد حداقل حقوق در آمریکا بدانید
۱۳۹۷-۰۷-۲۴
زندگی بدون امکان پس انداز
۱۳۹۷-۰۷-۲۴

پرتره هایی از "افول رویای امریکایی"

منبع : واشنگتن پست

ماهانوی سیتی، پنسیلوانیا، 2016 (نیکو جی کالیانیوتیس)

مونت کارمل، پنسیلوانیا، 2016 (نیکو جی کالیانیوتیس)
 

کتاب جدید نیکو جی کالیانیوتیس به نام "امریکا در خلسه" (انتشارات دامیانی، 2018) کاوشی شخصی و عمیق است در یکی از بخش های موفق و باشکوه پنسیلوانیا در گذشته که امروزه به مرض فساد و تباهی، افسردگی و شکست مبتلا شده است. این کتاب هم همچون "آمریکایی ها" ی رابرت فرانک و "اماکن غیرمعمول" استفن شور، سنت عکاسی در قالب "سفر جاده ای" را دنبال می کند. مانند فرانک، مشاهدات کالیانیوتیس نیز برخاسته از زاویه ی دید یک مهاجر یا یک بیگانه است. کالیانیوتیس که متولد یونان است، بیست سال پیش در جریان انجام کارهای مربوط به فوق لیسانس پدرش به امریکا نقل مکان کرد. آنها ابتدا در نیویورک ساکن شدند و سپس در پنسیلوانیا.

"امریکا در خلسه" عکس هایی را در خود جای داده که به طور حرفه ای رنگ و رخ خاص خودشان را دارند و مشاهدات تیزبینانه ی عکاس را به نمایش می گذارند. کالیانیوتیس آنقدری که در تلاش است تا ما را –به عنوان بیننده ی عکس هایش- با برداشت ها و دریافت های شخصی که از محل زندگی اش دارد به حال خودمان بگذارد، به ارائه ی یک تصویر مستقیم، واضح و مفهوم علاقه ای ندارد. همچنین علاقه ای هم ندارد که بوسیله ی این کتاب نظرات سیاسی خود را اظهار کند. این را می شود از مقدمه ای که لوک وین بر این کتاب نوشته فهمید:

"شاید کالیانیوتیس نوعی هویت سیاسی داشته باشد، اما پیامی که عکس هایش برای هر دو حزب راست و چپ سیاست امریکا دارد، به یک اندازه طعنه آمیز است. در یکی از عکس ها می بینیم که از یک ماشین سنگین به عنوان بیلبوردی برای نمایش شعار انتخاباتی رئیس جمهور آینده؛ دونالد ترامپ مبنی بر "امریکا را دوباره بزرگ خواهیم کرد" استفاده شده ست. دو مدل بلوند با لباس های کوتاه قرمز یک شکل در مقابل تصویر کاندیدای مذکور و پلاکاردهایی که روی آنها نوشته شده "آزادی رایگان نیست/ دیوار مرزی را بسازید"، "جان همه ی مردم اهمیت دارد" و "مرزها را ببندید" به چشم می خوردند و دو مرد پلیس هم گوشه ی دیگر تصویر را اشغال کرده اند. درست در صفحه ی مقابل این عکس، تصویری از یکی از دفاتر کمپین انتخاباتی هیلاری کلینتون در مقابل یک مغازه را می بینیم و عکسی برش داده شده از روی یک مقوا که کلینتون را در حال خم شدن به بیرون پنجره و برفراز شانه های یک شهروند نحیف نشان می دهد. این دوصفحه داستان دو قطب مختلف فصل سیاسی امریکا را روایت می کند. نه زد و خوردی اتفاق افتاد و نه کسی آسیب دید. کالیانیوتیس فقط به بزمی آمد که میزهای پذیرایی اش از پیش آماده شده بود."

دوریا، پنسیلوانیا، 2017 (نیکو جی کالیانیوتیس)
اسکرانتون، پنسیلوانیا، 2016 (نیکو جی کالیانیوتیس)
اسکرانتون، پنسیلوانیا، 2017 (نیکو جی کالیانیوتیس)
 

کالیانیوتیس در متنی که برای In Sight آماده کرده، ایده و انگیزه های اصلی اش برای انتشار "آمریکا در خلسه" را اینطور توضیح می دهد:

"حدود دو دهه پیش پدرم به اسکرانتون پنسیلوانیا نقل مکان کرد و این دومین تجربه ی من از زندگی در بخشی از امریکا بود. در اواخر دهه ی هفتاد او به منظور کار کردن بر مطالعات فوق لیسانسش سفری را از یونان به نیویورک سیتی آغاز کرد که در نهایت او را به سمت ایالت کی استون (نام مستعار پنسیلوانیا) سوق داد. زندگی در پنسیلوانیا و سفر به شهرهای کوچک و بزرگ آن؛ پیش از آنکه من دوربین به دست بگیرم به من کمک کرد تا درکی از اینکه امریکا چه هست و چه نیست به دست بیاورم. در سال 2015 در جریان سفر به سرتاسر پنسیلوانیا که زمانی یکی از بخش های موفق و قلب تپنده ای محسوب می شد که مفهوم ارزش شهرهای کوچک و بیزنس های کوچک اما بادوام در آن زیر پر و بال صنعت امریکایی رشد کرده بود، کار بر "امریکا در خلسه" را آغاز کردم. صنعتی سازی که یکی از محورهای پیشبرد ارزش های امریکایی بود، فرصتی را مهیا کرده بود تا مهاجران از کشورهای متلاشی شده ی اروپایی به دنبال آینده ای بهتر از آتلانتیک عبور کنند (و به امریکا بیایند). تصور من به عنوان یک مهاجر که دیگر شهروند امریکا شده بود همواره تصوری متفاوت بود که برگرفته از دریافت های هالیوودی و فیلم اکشن ماجراهای "هارلی دیویدسون و مرد مارلبرو" بود. نقل مکان از آتن به نیویورک سیتی و پنسیلوانیا تجربه ی بسیار ارزشمندی بود که خود دوره ای تحصیلی درباره ی امریکا و سنت هایش، ارزش ها و مسائل مهمش محسوب می شد.

این پروژه ی به افول رویای امریکایی نظر می کند که در سرتاسر امریکا وجود دارد اما در شمال شرق پنسیلوانیا به مراتب بیشتر توی چشم می زند. انتخاب سوژه های من برخاسته از دریافت های درونی خودم بود و میل اکتشاف ناشناخته ها و بازیابی شناخته ها. من به هر عکس اجازه می دهم که در قالب فرم، نور و رنگی که دارد رشد کند و علاوه بر توصیفی که از مکان ارائه می دهد مستقل نیز باشد. اینکه چیزها چطور به نظر می رسند برای من جذابیتی ندارد. برای من این مهم است که چیزها (عکس ها) با دو عامل رنگ و نور که ملزومات به وجود آوردن امید هستند چه احساسی به بیننده می دهند. این کار محصول عشق به ایالت و کشوری است که بیست سال است آن را خانه ی خود می خوانم؛ این کار قرار نیست یک کار سیاسی باشد، اما گواه تجربیاتی است که در این منطقه وجود دارد و نه صرفا آنچه که می بینم، که آنچه که حس می کنم را هم به بیننده نشان می دهد. هرچند علاقه به نمایش اوضاع ویران و پریشان این منطقه نداشتم، اما زمان اینطور اقتضا می کند که این مساله نیز بخشی لاینفک از روایت باشد. من به دنبال تصاویری هستم که زندگی در شهرهای کوچک و بزرگ ایالت کی استون و تقلا و طلبی که برای نجات زندگی در آن وجود دارد را منعکس کند، درباره ی آنها سوالاتی را مطرح کند و خود نیز آنها را تفسیر کند. چیزی که برای من جذاب است نکات و زوایای بومی و غیرمهمی است که نقشی استعاره ای پیدا کرده اند و بر گزینش بصری و شخصی عکاس و بیننده دلالت ضمنی و ذهنی دارند."

مک کیسپورت، پنسیلوانیا، 2016 (نیکو جی کالیانیوتیس)
ویلکز بار، پنسیلوانیا، 2016. (نیکو جی کالیانیوتیس)
اسکرانتون، پنسیلوانیا، 2017 (نیکو جی کالیانیوتیس)
آلیکیپا، پنسیلوانیا، 2017 (نیکو جی کالیانیوتیس)
هریزبرگ، پنسیلوانیا، 2016 (نیکو جی کالیانیوتیس)
ویلکزبار، پنسیلوانیا، 2017. (نیکو جی کالیانیوتیس)
ماهانوی سیتی، پنسیلوانیا، 2016. (نیکو جی کالیانیوتیس)
اسکرانتون، پنسیلوانیا، 2017(نیکو جی کالیانیوتیس)

برچسب ها:



مطالب مرتبط :


سایر مطالب :