تصاویری از ملاقات ریگان با گورباچف
۱۳۹۷-۰۶-۲۲
جیمز مدیسون و تاسیسِ آمریکا
۱۳۹۷-۰۶-۲۳

فساد در آمریکا: از انفیه دانِ بنجامین فرانکلین تا قانونِ سیتیزن یونایتد

Corruption in America: From Benjamin Franklin's Snuff Box to Citizens United

نویسنده: زفیر تیچاوت (Zephyr Teachout)

تاریخ انتشار: سپتامبر 2014

موضوع: تاریخچه فساد در آمریکا

بررسی اجمالی:

زمانی که لوییِ شانزدهم انفیه دانی جواهرنشان به بنجامین فرانکلین اهدا کرد، آمریکایی ها از این هدیه نگران شدند، چرا که آن را اسبابِ فساد و خلل در قضاوتِ وی می دانستند. از سوی دیگر، در سالِ 2010، دادگاهِ عالیِ آمریکا به شرکتهای بزرگ این مجوز را داد تا هرقدر که می خواهند برای تاثیرگذاری در انتخابات پول خرج کنند. زفیر تیچاوت در این اثر نشان می دهد که این قانون که به «شهروندانِ متحد» نامبردار است، هم قانونِ بدی است و هم لکه ی ننگی در تاریخِ کشور.

بالاخره کسی پیدا شد که کتابی بنویسد و مهمترین عاملِ شکل دهنده ی سیاستِ کنونیِ آمریکا را معرفی کند: فساد. زفیر تیچاوت در این پژوهشِ استادانه تاریخِ آمریکا را برگ به برگ عقب می رود تا به روزگاری برسد که آمریکایی ها فساد را تهدیدی جدی برای جمهوریِ خود می دانستند. او به خوبی نشان می دهد که علمِ حقوقِ امروزی، که تعریفِ فساد را صرفاً به ارتشاءِ دولتی محدود کرده است، نتیجه ی چیزی جز تحول در نظریه های سیاسی نبوده است. تیچاوت راه حل را در بازگشت به قوانینِ همگانی ئی می داند که خواستِ بنیانگذارانِ آمریکا بوده است تا از این طریق، به جای تکیه بر مجازاتِ بعد از عمل، راه از همان ابتدا بر ارتکابِ مفاسد سد شود (سارا چیس، وال استریت جورنال، 2014-09-26).

کتابِ تیچاوت مملو از حکایتهای جالبی است که طیِ آن، آمریکایی ها توانسته اند با انواعِ ترفندها از مجازات قسر در بروند... فساد در آمریکا نشان می دهد که می توان نهادهای دولتی ئی تاسیس کرد که ما را از وساوسِ فسادانگیزِ درونمان مصون بدارد. این همان آرمانِ مدیسون و همفکرانش بوده است، و هنوز می توان با اصلاحِ سیستمِ مالیِ انتخابات به آن دست یافت، و می شد آن را تحتِ قانونِ «شهروندانِ متحد» گنجاند اگر اعانه های خصوصی در این سیستم محدود نمی شد. دموکراتهایی که به طرح و برنامه ای نو در سالِ 2016 چشمِ امید دوخته اند باید کتابِ تیچاوت را با دقتِ تمام بخوانند. (مکس ارندفروند، واشینگتن پست، 2014-09-21).

بر شمارِ خوانندگانِ این کتاب هرچقدر افزوده شود باز نباید تعجب کرد... تیچاوت تاریخِ آمریکا را از ابتدا شروع به روایتگری می کند تا سالِ 2014، زمانی که جان رابرتز، رئیسِ دیوانِ عالیِ آمریکا، در پرونده ی McCutcheon v. FEC حکم صادر می کند (اسکات مک لمی، Inside Higher Ed ، 2014-09-24).

زفیر تیچاوت حرفش این است که احکامِ اخیرِ قضایی (و رویکردِ آسان گیرانه نسبت به فساد) منافعِ خصوصی را بر خیر و صلاحِ عموم چیره می کند. تیچاوت از اینکه نمایندگانِ کنگره پس از بازنشستگی سراغِ لابی گری می روند گله دارد. او می گوید که این چرخش منافیِ اخلاق است و بر تصمیم گیری ها اثرِ سوء می گذارد. (کارل کمپنیل، نیویورک پست، 2014-09-17)

قلمِ شیوا و قدرتمندِ تیچاوت پرده از خطایی ساده اما راهبردی بر می دارد که دیوانِ عالی در حکمِ مربوط به پرونده ی McCutcheon v. FEC مرتکب شده است. اوریجینالیست های دیوانِ عالی انگار تاریخِ خود را از یاد برده اند. تاریخِ آمریکا این است، و در نهایت هم با اتکا به همین تاریخ است که می توان این تصمیمِ پرخطای دیوانِ عالی را لغو کرد. (لاورنس لسیج، نویسنده ی جمهوریِ ازدست رفته: پول چگونه کنگره را فاسد می کند- و تدبیری برای جلوگیری از آن)

کتابی است مهم و حیرت انگیز. زفیر تیچاوت تصورِ غلطی را که دیوانِ عالی از دموکراسی و فسادِ سیاسی دارد برملا کرده است، و اینکه چگونه ما به این نقطه ی اسفناک کشیده شدیم، در حالی که از ابتدا اینگونه نبودیم، و البته ناچار هم نیستیم که اینگونه بمانیم. نکاتِ آموزنده ی آن بسیار است. نثری استوار اما شورانگیز دارد و پیامی غیرقابلِ خدشه، که عشق به دموکراسی به مثابهِ شیوه ی زندگی در آن موج می زند. (جدیدایا پوردی، نویسنده ی آنارشیِ قابل تحمل: شورشیان، مرتجعین، و برقراریِ آزادی در آمریکا)

احتمالاً شما هم از قولِ کارشناسان شنیده باشید که ما اکنون در عصرِ «ارتشاءِ مشروع» زندگی می کنیم؛ فساد در آمریکا این گفته را به تفصیل و دقت توضیح می دهد... آیا دولتهای ایالتی به فسادِ ثروت مبتلا هستند؟ همین طور است. آیا واشینگتن به تصرفِ قماربازان و دلالان درآمده است؟ پاسخ در K Street است [K Street نامِ خیابانی در واشینگتن است که به مرکزِ اتاقهای فکر و لابی های متعدد معروف است. این واژه در ادبیاتِ سیاسی کنایه از صنعتِ لابی گری در واشینگتن است]... و تیچاوت هشدار می دهد که همه ی این اتفاقات به این دلیل گریبانگیرِ کشور شده است که دیوانِ عالی، که بیهوده وانمود می کند تابعِ نعل به نعلِ بنیانگذارانِ کشور است، آن مفهومی را که بنیانگذاران از فساد داشته اند عملاً به کناری نهاده است. (توماس فرانک، نیویورک تایمز، نقدِ کتاب، 2014-10-16)

تیچاوت می گوید که در وهله ی اول این کتاب را در پاسخ به اعضای محافظه کارِ دیوانِ عالی نوشته است که در یک سری احکام که اوجِ آن را در در پرونده ی Citizens United v. Federal Election Commission در سالِ 2010 شاهد هستیم، توانسته اند مفهومِ حقوقیِ فساد را تا جایی تقلیل دهند که اکنون عملاً تنها ارتشاءِ آشکار را در بر می گیرد. به عنوانِ مثال، در قانونِ شهروندانِ متحد، اکثریت رأی به رفعِ محدودیت از میزانِ هزینه کردِ شرکتهای بزرگ در سیاست دادند با این توجیه که تلاشِ این شرکتها برای خریدِ نفوذ به خودیِ خود فسادانگیز نیست مادامی که از سوی دولتمردان مستقیماً تلافی نشود. تیچاوت در بخشهای متعددی از کتابِ خود می کوشد نشان دهد که اگر بنیانگذارانِ نخستینِ آمریکا زنده بودند، این قبیل توجیهات را بسیار ساده لوحانه، خطرناک، و به راستی ضدِ آمریکایی تلقی می کردند... و بسی مایه ی خرسندی است که می بینیم کسی مثلِ تیچاوت به حقوقدانانی که خود را در لفافه ی تعبیرهای سطحی از قانونِ اساسی مخفی می کنند یادآور می شود که دیدگاهِ آنان درباره ی انسان و نقشِ دولت چقدر با دیدگاههای بنیانگذارانِ آمریکا مغایرت دارد (دنیل بوش، Washington Monthly، 2015-01-01).

اثرِ جذابِ تیچاوت جوابی دندان شکن، هوشمندانه و کامل به تنگ نظری های دیوانِ عالی در رابطه با فساد است. وی در فساد در آمریکا نشان می دهد که برای رونقِ دموکراسی باید این مفهومِ کلیدی را گسترش ببخشیم... کتابِ وی از جهاتی شدیدترین ضربه ای است که به پرونده های قضایی و قوانینِ مربوط با رشوه و لابی گری وارد آمده است، قوانینی فسادانگیز و مشحون از دسیسه ها و شتابهای بیجا... با آنکه بحث و اختلاف نظر در خصوصِ تعریفِ فساد زیاد است، اما در نهایت، همانطور که تیچاوت اشاره می کند، از آشفتگیِ این مفهوم چیزی نصیبِ کسی نمی شود. او علاوه بر تاکید بر آراءِ دیگران در خصوصِ فساد، خود نیز نظراتی درباره ی آن ارائه می دهد. اما روی هم رفته می خواهد که در مفهومِ آن بیشتر بحث و مداقه کنیم، تا بدانیم که موضوعی بحث برانگیز است و اجازه ندهیم که دیوانِ عالی آن را به حاشیه براند تا بتواند آن را مسأله ای نامربوط جلوه دهد و در نتیجه راه را برای اعانه های سیاسیِ بی حد و حساب باز کند... کتابِ تیچاوت شاید ما را به فکر وا دارد تا برای جنگِ پیشِ رو خود را مجهز کنیم (لی دروتمن، دموکراسی، 2015-02-01).

تیچاوت پس از بررسیِ جامع و دقیق و توانفرسای چندین و چند حکمِ قضایی که از سوی دادگاههای ایالتی و فدرال صادر شده و برسرِ تعریفِ حقوقیِ «فساد» با هم اختلاف دارند، کتابی می نویسد که باید مطالعه ی آن در کلاسهای حقوقِ اساسی الزامی گردد (مایکل هیرش، ایندیپندنت، 2015-04-01).

تیچاوت با بررسیِ مناقشاتِ حقوقی و پرونده های مختلفِ مربوط به پیش از دهه ی 1970 در می یابد که بسیاری از حقوقدانان و سیاستمدارانِ آن روزگار از فسادِ سیاسی مفهومی بسیار وسیعتر در ذهن داشته اند و دارای حسِ وظیفه شناسی نسبت به شهروندان بوده اند و هرگونه اعانه ای که مقاماتِ دولتی از شهروندان دریافت می کرده اند را با سوءِ ظن می نگریسته اند و آن را مخلِ مشروعیتِ دموکراتیک می دانسته اند.

گرچه فسادِ دولتی در روزگارانِ گذشته نسبتاً اندک بوده است، اما علاوه بر آن، فضائلِ عمومی هم ارج و احترامی داشته است که علمِ حقوقِ مدرن کمتر تابِ آن را می آورد. انحرافِ ناگهانیِ دیوانِ عالی از سنتهای گذشته کنگره را از نظارتِ صحیح بر لابی گری ها و پولهایی که در سیاست هزینه می شود ناتوان ساخته است (با فرضِ اینکه کنگره خود مایل به این کار باشد). از آنجا که اعتمادِ عمومی به دولت کاهش یافته و این شرکتهای غول پیکر و پولهای آنان است که سیاستهای واشینگتن را تعیین می کند، استدلالِ تیچاوت بموقع، حائز اهمیت و قانع کننده به نظر می رسد. (آر. ام. فلاناگن، انتخاب، 2015-08-01)

کتابِ مهمی است (مارک جی. اسپنسر، Times Literary Supplement ، 2016-01-22)

در این زمینه کتابی پیشگام است (جان نیکول، The Nation ، 2016-06-30)

ضربه ای کاری و اندیشمندانه است به سیستمِ مالیِ انتخاباتیِ آمریکا (زاچ کارتر، هافینگتون پست، 2016-09-24)

فساد در آمریکا: از انفیه دانِ بنجامین فرانکلین تا قانونِ سیتیزن یونایتد

Corruption in America: From Benjamin Franklin's Snuff Box to Citizens United

نویسنده: زفیر تیچاوت (Zephyr Teachout)

تاریخ انتشار: سپتامبر 2014

موضوع: تاریخچه فساد در آمریکا

بررسی اجمالی:

زمانی که لوییِ شانزدهم انفیه دانی جواهرنشان به بنجامین فرانکلین اهدا کرد، آمریکایی ها از این هدیه نگران شدند، چرا که آن را اسبابِ فساد و خلل در قضاوتِ وی می دانستند. از سوی دیگر، در سالِ 2010، دادگاهِ عالیِ آمریکا به شرکتهای بزرگ این مجوز را داد تا هرقدر که می خواهند برای تاثیرگذاری در انتخابات پول خرج کنند. زفیر تیچاوت در این اثر نشان می دهد که این قانون که به «شهروندانِ متحد» نامبردار است، هم قانونِ بدی است و هم لکه ی ننگی در تاریخِ کشور.

بالاخره کسی پیدا شد که کتابی بنویسد و مهمترین عاملِ شکل دهنده ی سیاستِ کنونیِ آمریکا را معرفی کند: فساد. زفیر تیچاوت در این پژوهشِ استادانه تاریخِ آمریکا را برگ به برگ عقب می رود تا به روزگاری برسد که آمریکایی ها فساد را تهدیدی جدی برای جمهوریِ خود می دانستند. او به خوبی نشان می دهد که علمِ حقوقِ امروزی، که تعریفِ فساد را صرفاً به ارتشاءِ دولتی محدود کرده است، نتیجه ی چیزی جز تحول در نظریه های سیاسی نبوده است. تیچاوت راه حل را در بازگشت به قوانینِ همگانی ئی می داند که خواستِ بنیانگذارانِ آمریکا بوده است تا از این طریق، به جای تکیه بر مجازاتِ بعد از عمل، راه از همان ابتدا بر ارتکابِ مفاسد سد شود (سارا چیس، وال استریت جورنال، 2014-09-26).

کتابِ تیچاوت مملو از حکایتهای جالبی است که طیِ آن، آمریکایی ها توانسته اند با انواعِ ترفندها از مجازات قسر در بروند... فساد در آمریکا نشان می دهد که می توان نهادهای دولتی ئی تاسیس کرد که ما را از وساوسِ فسادانگیزِ درونمان مصون بدارد. این همان آرمانِ مدیسون و همفکرانش بوده است، و هنوز می توان با اصلاحِ سیستمِ مالیِ انتخابات به آن دست یافت، و می شد آن را تحتِ قانونِ «شهروندانِ متحد» گنجاند اگر اعانه های خصوصی در این سیستم محدود نمی شد. دموکراتهایی که به طرح و برنامه ای نو در سالِ 2016 چشمِ امید دوخته اند باید کتابِ تیچاوت را با دقتِ تمام بخوانند. (مکس ارندفروند، واشینگتن پست، 2014-09-21).

بر شمارِ خوانندگانِ این کتاب هرچقدر افزوده شود باز نباید تعجب کرد... تیچاوت تاریخِ آمریکا را از ابتدا شروع به روایتگری می کند تا سالِ 2014، زمانی که جان رابرتز، رئیسِ دیوانِ عالیِ آمریکا، در پرونده ی McCutcheon v. FEC حکم صادر می کند (اسکات مک لمی، Inside Higher Ed ، 2014-09-24).

زفیر تیچاوت حرفش این است که احکامِ اخیرِ قضایی (و رویکردِ آسان گیرانه نسبت به فساد) منافعِ خصوصی را بر خیر و صلاحِ عموم چیره می کند. تیچاوت از اینکه نمایندگانِ کنگره پس از بازنشستگی سراغِ لابی گری می روند گله دارد. او می گوید که این چرخش منافیِ اخلاق است و بر تصمیم گیری ها اثرِ سوء می گذارد. (کارل کمپنیل، نیویورک پست، 2014-09-17)

قلمِ شیوا و قدرتمندِ تیچاوت پرده از خطایی ساده اما راهبردی بر می دارد که دیوانِ عالی در حکمِ مربوط به پرونده ی McCutcheon v. FEC مرتکب شده است. اوریجینالیست های دیوانِ عالی انگار تاریخِ خود را از یاد برده اند. تاریخِ آمریکا این است، و در نهایت هم با اتکا به همین تاریخ است که می توان این تصمیمِ پرخطای دیوانِ عالی را لغو کرد. (لاورنس لسیج، نویسنده ی جمهوریِ ازدست رفته: پول چگونه کنگره را فاسد می کند- و تدبیری برای جلوگیری از آن)

کتابی است مهم و حیرت انگیز. زفیر تیچاوت تصورِ غلطی را که دیوانِ عالی از دموکراسی و فسادِ سیاسی دارد برملا کرده است، و اینکه چگونه ما به این نقطه ی اسفناک کشیده شدیم، در حالی که از ابتدا اینگونه نبودیم، و البته ناچار هم نیستیم که اینگونه بمانیم. نکاتِ آموزنده ی آن بسیار است. نثری استوار اما شورانگیز دارد و پیامی غیرقابلِ خدشه، که عشق به دموکراسی به مثابهِ شیوه ی زندگی در آن موج می زند. (جدیدایا پوردی، نویسنده ی آنارشیِ قابل تحمل: شورشیان، مرتجعین، و برقراریِ آزادی در آمریکا)

احتمالاً شما هم از قولِ کارشناسان شنیده باشید که ما اکنون در عصرِ «ارتشاءِ مشروع» زندگی می کنیم؛ فساد در آمریکا این گفته را به تفصیل و دقت توضیح می دهد... آیا دولتهای ایالتی به فسادِ ثروت مبتلا هستند؟ همین طور است. آیا واشینگتن به تصرفِ قماربازان و دلالان درآمده است؟ پاسخ در K Street است [K Street نامِ خیابانی در واشینگتن است که به مرکزِ اتاقهای فکر و لابی های متعدد معروف است. این واژه در ادبیاتِ سیاسی کنایه از صنعتِ لابی گری در واشینگتن است]... و تیچاوت هشدار می دهد که همه ی این اتفاقات به این دلیل گریبانگیرِ کشور شده است که دیوانِ عالی، که بیهوده وانمود می کند تابعِ نعل به نعلِ بنیانگذارانِ کشور است، آن مفهومی را که بنیانگذاران از فساد داشته اند عملاً به کناری نهاده است. (توماس فرانک، نیویورک تایمز، نقدِ کتاب، 2014-10-16)

تیچاوت می گوید که در وهله ی اول این کتاب را در پاسخ به اعضای محافظه کارِ دیوانِ عالی نوشته است که در یک سری احکام که اوجِ آن را در در پرونده ی Citizens United v. Federal Election Commission در سالِ 2010 شاهد هستیم، توانسته اند مفهومِ حقوقیِ فساد را تا جایی تقلیل دهند که اکنون عملاً تنها ارتشاءِ آشکار را در بر می گیرد. به عنوانِ مثال، در قانونِ شهروندانِ متحد، اکثریت رأی به رفعِ محدودیت از میزانِ هزینه کردِ شرکتهای بزرگ در سیاست دادند با این توجیه که تلاشِ این شرکتها برای خریدِ نفوذ به خودیِ خود فسادانگیز نیست مادامی که از سوی دولتمردان مستقیماً تلافی نشود. تیچاوت در بخشهای متعددی از کتابِ خود می کوشد نشان دهد که اگر بنیانگذارانِ نخستینِ آمریکا زنده بودند، این قبیل توجیهات را بسیار ساده لوحانه، خطرناک، و به راستی ضدِ آمریکایی تلقی می کردند... و بسی مایه ی خرسندی است که می بینیم کسی مثلِ تیچاوت به حقوقدانانی که خود را در لفافه ی تعبیرهای سطحی از قانونِ اساسی مخفی می کنند یادآور می شود که دیدگاهِ آنان درباره ی انسان و نقشِ دولت چقدر با دیدگاههای بنیانگذارانِ آمریکا مغایرت دارد (دنیل بوش، Washington Monthly، 2015-01-01).

اثرِ جذابِ تیچاوت جوابی دندان شکن، هوشمندانه و کامل به تنگ نظری های دیوانِ عالی در رابطه با فساد است. وی در فساد در آمریکا نشان می دهد که برای رونقِ دموکراسی باید این مفهومِ کلیدی را گسترش ببخشیم... کتابِ وی از جهاتی شدیدترین ضربه ای است که به پرونده های قضایی و قوانینِ مربوط با رشوه و لابی گری وارد آمده است، قوانینی فسادانگیز و مشحون از دسیسه ها و شتابهای بیجا... با آنکه بحث و اختلاف نظر در خصوصِ تعریفِ فساد زیاد است، اما در نهایت، همانطور که تیچاوت اشاره می کند، از آشفتگیِ این مفهوم چیزی نصیبِ کسی نمی شود. او علاوه بر تاکید بر آراءِ دیگران در خصوصِ فساد، خود نیز نظراتی درباره ی آن ارائه می دهد. اما روی هم رفته می خواهد که در مفهومِ آن بیشتر بحث و مداقه کنیم، تا بدانیم که موضوعی بحث برانگیز است و اجازه ندهیم که دیوانِ عالی آن را به حاشیه براند تا بتواند آن را مسأله ای نامربوط جلوه دهد و در نتیجه راه را برای اعانه های سیاسیِ بی حد و حساب باز کند... کتابِ تیچاوت شاید ما را به فکر وا دارد تا برای جنگِ پیشِ رو خود را مجهز کنیم (لی دروتمن، دموکراسی، 2015-02-01).

تیچاوت پس از بررسیِ جامع و دقیق و توانفرسای چندین و چند حکمِ قضایی که از سوی دادگاههای ایالتی و فدرال صادر شده و برسرِ تعریفِ حقوقیِ «فساد» با هم اختلاف دارند، کتابی می نویسد که باید مطالعه ی آن در کلاسهای حقوقِ اساسی الزامی گردد (مایکل هیرش، ایندیپندنت، 2015-04-01).

تیچاوت با بررسیِ مناقشاتِ حقوقی و پرونده های مختلفِ مربوط به پیش از دهه ی 1970 در می یابد که بسیاری از حقوقدانان و سیاستمدارانِ آن روزگار از فسادِ سیاسی مفهومی بسیار وسیعتر در ذهن داشته اند و دارای حسِ وظیفه شناسی نسبت به شهروندان بوده اند و هرگونه اعانه ای که مقاماتِ دولتی از شهروندان دریافت می کرده اند را با سوءِ ظن می نگریسته اند و آن را مخلِ مشروعیتِ دموکراتیک می دانسته اند.

گرچه فسادِ دولتی در روزگارانِ گذشته نسبتاً اندک بوده است، اما علاوه بر آن، فضائلِ عمومی هم ارج و احترامی داشته است که علمِ حقوقِ مدرن کمتر تابِ آن را می آورد. انحرافِ ناگهانیِ دیوانِ عالی از سنتهای گذشته کنگره را از نظارتِ صحیح بر لابی گری ها و پولهایی که در سیاست هزینه می شود ناتوان ساخته است (با فرضِ اینکه کنگره خود مایل به این کار باشد). از آنجا که اعتمادِ عمومی به دولت کاهش یافته و این شرکتهای غول پیکر و پولهای آنان است که سیاستهای واشینگتن را تعیین می کند، استدلالِ تیچاوت بموقع، حائز اهمیت و قانع کننده به نظر می رسد. (آر. ام. فلاناگن، انتخاب، 2015-08-01)

کتابِ مهمی است (مارک جی. اسپنسر، Times Literary Supplement ، 2016-01-22)

در این زمینه کتابی پیشگام است (جان نیکول، The Nation ، 2016-06-30)

ضربه ای کاری و اندیشمندانه است به سیستمِ مالیِ انتخاباتیِ آمریکا (زاچ کارتر، هافینگتون پست، 2016-09-24)

کتب مرتبط :